<?xml version="1.0"?>
<?xml-stylesheet type="text/css" href="https://fa.jahad.ir/skins/common/feed.css?303"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
		<id>https://fa.jahad.ir/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Sanaee9711</id>
		<title>دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت - مشارکت‌های کاربر [fa]</title>
		<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.jahad.ir/api.php?action=feedcontributions&amp;feedformat=atom&amp;user=Sanaee9711"/>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87:%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/Sanaee9711"/>
		<updated>2026-06-05T07:09:54Z</updated>
		<subtitle>مشارکت‌های کاربر</subtitle>
		<generator>MediaWiki 1.23.5</generator>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85%DB%8C_%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D9%82%DB%8C</id>
		<title>شهیدحسن سلیمی طراقی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85%DB%8C_%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D9%82%DB%8C"/>
				<updated>2019-06-27T01:37:41Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید حسن سلیمی طراقی&lt;br /&gt;
تاریخ تولد :1344/09/03&lt;br /&gt;
تاریخ شهادت : 1365/03/08&lt;br /&gt;
محل شهادت : نامشخص&lt;br /&gt;
محل آرامگاه :خراسان شمالی - بجنورد - طراقی کرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وصیت نامه==&lt;br /&gt;
(بسم الله الرحمن الرحيم)&lt;br /&gt;
با درود به پيشگاه ولي عصر امام زمان(عجل الله فرجه) و نائب بر حقش امام خمينى و با درود به تمامى شهداى اسلام که تا كنون از ميهن و دين مان دفاع كردند و به لقاء الله پيوستند. سخنم را با ياد الله آغاز مى كنم. من بر اساس مسئوليتى كه داشتم بر خودم واجب دانسته ام كه به جبهه بروم و از دين و ميهنم دفاع كنم و نهال پر افتخار اسلام را آبيارى نمایم.&lt;br /&gt;
وصيتى به پدرم، مادرم، خواهرانم، برادرانم و همه قوم و خويشان: پدر و مادرم! از اين كه تا كنون درباره من زحمت و رنج هاى بسيار كشيديد و مرا به ثمر رسانديد تا بتوانم در راه اسلام قدمى برداشته باشم از شما تشكر مي كنم و اميدوارم كه بدي هاى مرا حلال كنيد و از تمامى قوم و خويشان، خواهرانم و برادرانم، پدر و مادرم مي خواهم كه اگر چنانچه در طول زندگى خطایى از من سر زده است مرا حلال كنيد و در پايان از همسرم مى خواهم كه اگر در طول زندگيمان از من خطایى سر زده مرا حلال كند و از من راضى بشود.&lt;br /&gt;
پدر عزيزم! اگر چنانچه من شهيد شدم برادر كوچكم جايگزين من بشود و همسرم را عقد بنمايد. پدر عزيزم! اگر من شهيد شدم و جنازه من به دست شما رسيد مرا در کنار قبر پدربزرگم دفن كنيد. از تمامى شما مى خواهم كه مرا فراموش نكنيد و در شب هاى جمعه بر سر قبر من بياييد تا روحم شاد بشود. از شما مى خواهم كه به خاطر من ناراحت نباشيد؛ مبادا براى من گريه كنيد و دوباره خداحافظ پدرم، مادرم، خواهرانم، برادرانم و همه قوم خويشان.&lt;br /&gt;
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته&lt;br /&gt;
اينجانب سرباز حسن سليمى&lt;br /&gt;
تاريخ 1364/10/06&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع:&amp;lt;ref&amp;gt;سایت شهدای ارتش&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان خراسان شمالی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان بجنورد]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%AA%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%B1_%D8%B3%D8%AC%D9%88%D8%AF%DB%8C</id>
		<title>شهید تیمور سجودی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%AA%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%B1_%D8%B3%D8%AC%D9%88%D8%AF%DB%8C"/>
				<updated>2019-06-27T01:35:19Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید تیمور سجودی&lt;br /&gt;
تاریخ تولد :1346/01/10&lt;br /&gt;
تاریخ شهادت : 1366/05/14&lt;br /&gt;
محل شهادت : نامشخص&lt;br /&gt;
محل آرامگاه :گیلان - املش – خرشتم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وصیت نامه==&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحيم&lt;br /&gt;
الحمدالله الذي هدانا و ما كنا لهنته به ما امه الته&lt;br /&gt;
سپاس خدا را كه مرا نعمت سلامتي عطا فرمود سپاس خدا را كه در يك خانواده مذهبي بدنيا آمدم سپاس خدايي را كه در سن جواني با شور و هيجان انقلابي مردم و از انحراف مصون ماندم سپاس خدا را كه به من بينش ديني عطا كرد تا اسلام را برگزينم و احكام آن را عمل نمايم. بار خدايا از تو مي خواهم كه گناهانم را ببخشي و مرا از لغزشهاي دنيايي محفوظ بداري و از تو مي خواهم كه از عمرم بكاهي و بر يك لحظه عمر رهبرم و امام عزيزمان بيفزايي چون او به خوبي نايب بر حق امام زمان (عج) و حامي قرآن و موسي و عيسي دوران بت شكن زمان مي باشد او را براي ملل مستضعف تا ظهور حضرت مهدي (عج) حفظ فرما. بار الها جوان بودم گناه كردم، نعمت دادي ناسپاسي كردم، سلامتي عطا كردي شكر نكردم، اسلام و قرآن فرستادي با ناطق آن باز اطاعت نكردم، رهبري دورانديش، با تقوي فرستادي خواب بودم غفلت نمودم مردان پاك و صالح و با تقوي الگو قرار دادي درس عبرت نگرفتم گناهم بس زياد است كه نمي توانم چه بگويم. تو بخشنده اي بار الها به حق شب زنده داران تاريخ و به حق صالحان زمان و به حق كشته شدگان راه حق مرا از لغزشها و سركشيها در برابر دستوراتت محفوظ بدار و به راه راست هدايتم فرما. مرا جز سربازان واقعي قرار بده وشهادت را نصيبم گردان. اما سخني با شما مادر عزيز تر از جانم دارم نمي دانم چه بگويم كه زبان قادر به گفتن نيست و قلم از نوشتن عاجز است من در دوران زندگي فرزند خوبي براي شما نبودم و نتوانستم آرزوهايت را بر آورده كنم و در طول زندگي آنقدر شما را آزردم كه نمي توانم پوزش بطلبم و فقط از خداي بزرگ براي شما اجر و پاداش خواهانم. شما امانت دار خوبي بوديد و امانت خدا را خوب نگهداري و تربيت نموديد و امروز روزي است كه بايد امانت را به صاحب امانت بازگرداني و درود بر تو اي مادر كه فاطمه گونه فرزند خود را تربيت نمودي روانه كربلا مي كني و درود بر تو اي پدر كه به رحمت الهي پيوسته اي خدا انشاالله كه از سر تقصيرات شما بگذرد و گناهانت را ببخشد و روحت نيز شاد باشد و من هم از خدا مي خواهم كه شما را بيامرزد و در ضمن شما هم ابراهيم گونه فرزندت را به قربانگاه عشق مي فرستيد من در وجودم تكبر حكم فرما بود و گاهي دراثر لغزشها مرتكب گناهي مي شدم ولي شما پدر و مادر سعي خود را كرديد كه در راه قرآن و اسلام تربيتم نماييد مادرم همچون كوه استوار در مقابل سختيها باشيد كه دشمن از استقامت شماست كه به زانو در مي آيد و از پوشيدن لباس عزا خود داري كنيد زيرا دشمن سعي دارد كه هميشه شما را در عزا ببيند از گريه كردن خودداري كنيد ولي اگر خواستيد گريه كنيد و طاقت نياورديد براي تمامي شهدا مخصوصا شهداي كربلا گريه كنيد مبادا براي فرزند خود اشكي بريزيد بايد خوشحال باشيد كه امانت خدا را تحويل داديد. وسعي كنيد كه تمامي فرزندانتان را در اين راه دين و قرآن فدا كنيد. اما سخني با برادرانم دارم. برادران عزيز از شما مي خواهم كه براي من ناراحت نباشيد راه دين راهي است كه خداوند در قرآن مي فرمايد ومن اين راه را با جان و دل قبول كردم اگر شهادت نصيبم گرديد ناراحت نباشيد و خواهرانم را دلداري نماييد سعي كنيد و نگذاريد آنها ناراحت باشند و به آنها بگوييد ناراحت نباشيدو بروند با سربلند زندگي كنند كه برادرش اينك در راه قرآن شهادت را پذيرا شد. در خاتمه وصيت نامه شما را به خداي بزرگ مي سپارم از اهل خانواده ام مي خواهم كه به حرفهايم عمل نمايند.&lt;br /&gt;
خداحافظ همگي شما.&lt;br /&gt;
تاريخ تولد: 1346&lt;br /&gt;
تاريخ شهادت: 1366/04/20  عمليات ميمك نصر 6.&lt;br /&gt;
دوستدار هميشگي شما سرباز به خون خفته &lt;br /&gt;
مادر ننشين چشم بره برگذر امشب           بر خانه پر مهر تو ديگر نشتابم&lt;br /&gt;
آسوده بيارم مكن فكر مرا هيچ                   بر حلقه آن خانه ديگر پنجه نشايم&lt;br /&gt;
ببرم دستت اي مادر كه مرا پروراندي آزاد            بيا با تماشا كن كه فرزندت شده داماد&lt;br /&gt;
به حجله مي رود با شادي اما زخمي به تن دارد             به جاي رخت دامادي لباس خونين به تن دارد&lt;br /&gt;
به خواهرم نيز مگو او به كجا رفت                        زيرا كه جوان است و طاقت ندارد&lt;br /&gt;
اگر چون پدرم خواست زتن پيكر من را                            آهسته بگو در ته گورش بنهادم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع:&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/39379 سایت شهدای ارتش]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان گیلان]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان املش]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%BA%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B2%D9%86%D8%AF%DB%8C_%D9%BE%D9%88%D8%B1</id>
		<title>شهید غلامعلی زندی پور</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%BA%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B2%D9%86%D8%AF%DB%8C_%D9%BE%D9%88%D8%B1"/>
				<updated>2019-06-27T01:33:23Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید غلامعلی زندی پور&lt;br /&gt;
تاریخ تولد :1336/01/05&lt;br /&gt;
تاریخ شهادت : 1366/01/21&lt;br /&gt;
محل شهادت : نامشخص&lt;br /&gt;
محل آرامگاه :فارس - شیراز – دارالرحمه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه==&lt;br /&gt;
شهید غلامعلی زندی پور فرزند بهادر در تاریخ 1336/01/05 در محله دروازه اصفهان شیراز بدنیا آمد پدرش اهل شیراز بودند و مغازه دار بودند که در سال 1376 فوت نموده ولی مادرش در قید حیات می باشد که اهل اصفهان بودند.ایشان دارای 4 برادر و یک خواهر می باشد که خودش فرزند دوم و پسر دوم خانواده می باشد.ایشان کلاس اول و دوم دبستان را در مدرسه ضیاء الدین روستائیان شیراز تحصیل می کردند از کلاس سوم دبستان تا ششم را در مدرسه ملی راز ادامه تحصیل کردند و پس از آن دوره دبیرستان را در رشته ریاضی دیپلم گرفتند و در سال 1360 در کنکور سراسری شرکت کردند و در رشته مکانیک دانشگاه پلی تکنیک تهران قبول شدند و بعد از گرفتن لیسانس در سال 1365 به خدمت سربازی به جهرم جهت دوره آموزشی رفتند و بعد از آن به کردستان اعزام شدند و حدود سه الی 4 ماه نگذشته بود که به جبهه جنوب نفت شهر اعزام شدند و حدود 4 ماه آنجا بودند که به عنوان فرمانده ایفای نقش می کردند و بعد از 8 ماه که کاملاً در جبهه بودند در تاریخ 1366/01/21 در نفت شهر به علت اصابت ترکش به درجه رفیع شهادت رسیدند ایشان در سال 1364 نیز نامزد کردند.ایشان فردی بسیار درس خوان بودند و علاقه شدید به خانواده به خصوص پدر و مادر داشتند و به گفته مادرش از زمانی که بچه بود تا وقتی که به دانشگاه رفت ما هیچ اذیت و آزاری از این پسر ندیدیم و همیشه گوش به حرف ما می داد و مزار ایشان در دارالرحمه شیراز قطعه شهداء می باشد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع:&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/39347 سایت شهدای ارتش]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان فارس]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان شیراز]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B2%D9%84%D9%81%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B2%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87</id>
		<title>شهید زلفعلی زین العابدین زاده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B2%D9%84%D9%81%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B2%DB%8C%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87"/>
				<updated>2019-06-27T01:31:29Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید زلفعلی زین العابدین زاده&lt;br /&gt;
تاریخ تولد :1341/02/10&lt;br /&gt;
تاریخ شهادت : 1366/01/31&lt;br /&gt;
محل شهادت : نامشخص&lt;br /&gt;
محل آرامگاه :آذربایجان شرقی - اسکو – خورخور&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه==&lt;br /&gt;
از ویژگی های شهید این است که در حال شهادت ملائکه حاضر می شوند در اطرافش شاهدند و نوازشش می کنند دست به جراحاتش می کشند و مژده اش می دهند به نعمت ها و کرم الهی و به درجات بهشتی مفتخر می گردند.&lt;br /&gt;
شهید زلفعلی فرزند عسگر در یکی از روزهای سال 1341 در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. از همان اول جوانی نسبت به انقلاب و اسلام حساسیت نشان می داد و دفاع از کشور را مخصوصا در زمانی که استکبار جهانی بی رحمانه از همه جا به کشورمان یورش برده بود، بر خود و سایرین از اهم واجبات می دانست به علت گرفتاری های متعددی که داشت نتوانست تحصیل خود را ادامه دهد و بالاخره در تاریخ 1365/09/08 جهت به اجرا در آوردن عشق و محبت دفاع از دین و کشور به خدمت مقدس سربازی اعزام گردید و در یکی از یگان های عملیاتی لشکر 21 حمزه در منطقه جنوب مشغول انجام وظیفه گردید و در عملیات های مختلف شرکت نمود تا این که دست قضا در تاریخ 1366/01/31 در منطقه جنوب این گل پر پر نمود و او ر انیز به خیل عاشقان شهید پیوند داد و هم اکنون مزار مطهرش در آذرشهر زینت بخش آن خطه می باشد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع:&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/39357 سایت شهدای ارتش]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان آذربایجان شرقی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان اسکو]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%AD%D8%AF_%D9%86%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D9%86%D9%87%D9%86%D8%AF</id>
		<title>شهیداحد نوری نهند</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%AD%D8%AF_%D9%86%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D9%86%D9%87%D9%86%D8%AF"/>
				<updated>2019-06-23T09:01:53Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید احد نوری نهند&lt;br /&gt;
تاریخ تولد :1344/03/10&lt;br /&gt;
تاریخ شهادت : 1366/09/30&lt;br /&gt;
محل شهادت : نامشخص&lt;br /&gt;
محل آرامگاه :آذربایجان شرقی - تبریز – وادیرحمت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه==&lt;br /&gt;
شهید چراغی می شود فرا راه انسان که بتواند راه را از چاه تشخیص دهد به مشابه شمعی می شود که آن خود می سوزد ولی اطراف خود را روشن می نماید.&lt;br /&gt;
شهید احد نوری از جمله گلگون کفنان کربلای ایران بود که مومن و پایبند به مکتب و راه سرخ شهیدان بود. او فرزند علی بود که در تاریخ 1344/03/10 در تبریز در خانواده ای مومن و نسبتا متوسط به دنیا آمد و احساس می کرد که باید همچون سایر رزمندگان اسلام دین خود را به کشور اسلامیان ادا نماید که پس از طی آموزش های لازم و تخصصی به تیپ 37 زرهی لشگر......در منطقه قلاویزان اعزام گردید و در عملیات علیه دشمن بعثی در تاریخ 1366/09/30 توسط دشمن در جبهه به فیض عظیم شهادت نائل که پس از تخلیه پیکر مطهرش به موطن خود تبریز، در گلستان شهدای عباسی مدفون گردید.&lt;br /&gt;
خداوند روح او را با سالار شهیدان حسین بن علی (ع) محشور بگرداند. انشالله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع:سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/39922&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان آذربایجان شرقی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان تبریز]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%AD%D8%AF_%D9%86%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D9%86%D9%87%D9%86%D8%AF</id>
		<title>شهیداحد نوری نهند</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%AD%D8%AF_%D9%86%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D9%86%D9%87%D9%86%D8%AF"/>
				<updated>2019-06-23T09:00:17Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید احد نوری نهند&lt;br /&gt;
تاریخ تولد :1344/03/10&lt;br /&gt;
تاریخ شهادت : 1366/09/30&lt;br /&gt;
محل شهادت : نامشخص&lt;br /&gt;
محل آرامگاه :آذربایجان شرقی - تبریز – وادیرحمت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه==&lt;br /&gt;
شهید چراغی می شود فرا راه انسان که بتواند راه را از چاه تشخیص دهد به مشابه شمعی می شود که آن خود می سوزد ولی اطراف خود را روشن می نماید.&lt;br /&gt;
شهید احد نوری از جمله گلگون کفنان کربلای ایران بود که مومن و پایبند به مکتب و راه سرخ شهیدان بود. او فرزند علی بود که در تاریخ 1344/03/10 در تبریز در خانواده ای مومن و نسبتا متوسط به دنیا آمد و احساس می کرد که باید همچون سایر رزمندگان اسلام دین خود را به کشور اسلامیان ادا نماید که پس از طی آموزش های لازم و تخصصی به تیپ 37 زرهی لشگر......در منطقه قلاویزان اعزام گردید و در عملیات علیه دشمن بعثی در تاریخ 1366/09/30 توسط دشمن در جبهه به فیض عظیم شهادت نائل که پس از تخلیه پیکر مطهرش به موطن خود تبریز، در گلستان شهدای عباسی مدفون گردید.&lt;br /&gt;
خداوند روح او را با سالار شهیدان حسین بن علی (ع) محشور بگرداند. انشالله&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع:سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/39922&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان آذربایجان شرقی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان تبربز]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84_%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%DB%8C</id>
		<title>شهید ابوالفضل مهاجری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84_%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%DB%8C"/>
				<updated>2019-06-23T08:57:16Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید ابوالفضل مهاجری&lt;br /&gt;
تاریخ تولد :1346/05/01&lt;br /&gt;
تاریخ شهادت : 1365/03/15&lt;br /&gt;
محل شهادت : نامشخص&lt;br /&gt;
محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه==&lt;br /&gt;
شهيد ابوالفضل مهاجري، در سال 1346 در شهر ري متولد، و در خانواده اي کاملاً ساده و مذهبي رشد کرد؛ او در دامن مادري دلسوز و مهربان و مومن پرورش يافت و از همان دوران کودکي تحت تعليم و آموختن قرآن مجيد قرار گرفت؛ به مدرسه رفت و دوران تحصيل را شروع کرد؛ عضو بسيج شد و در مسجد هم فعاليت زيادي داشت؛ بسيار باهوش و فعال بود وقتي که جنگ بين ايران و عراق شروع شد او تصميم گرفت به جبهه برود و از پدر خواست تا رضايت بدهد؛ مدت 20 ماه را در جبهه هاي جنگ خدمت کرد و چندين بار هم به مرخصي آمد تا اين که در سال 1365 بر اثر اصابت ترکش در کردستان به درجه رفيع شهادت رسيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع:سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/39992&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان تهران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان تهران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86</id>
		<title>شهید رضا باقریان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86"/>
				<updated>2019-06-23T08:55:53Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شه ی د رضا باقر ی ان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تار ی خ تولد :1343/10/04&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تار ی خ شهادت : 1366/12/30&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت : نامشخص&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگی نامه: شهيد رضا باقرياني در خانواده مذهبي و ساده به دنيا آمد. دوران ابتدايي و ارهنمايي را سپري نمود و به دبيرستان در دبيرستان شبانه مشغول تحصيل شد و روزها سركار مي رفت و توانست ديپلم بگيرد بعد از ديپلم سريعا به خدمت رفت. قبل از خدمت مقدس سربازي چندين بار اتفاقات عجيبي رخ داد و از آنجايي كه خداوند خودش بندگان خويش را انتخاب ميكند از اين حوادث جان سالم به در برد. شهيد رضا باقريان در هنگام تحصيل يك مرتبه در منزل بود كه مادرش صدايي را مي شنود وقتي به حياط مي آيد مي بيند كه شهيد از بالكن طبق دوم پرت شده به حياط و از آنجا سقوط مي كند. و از آنجا خدا هميشه او را پناه خود قرار داده و هيچ صدمه اي به او نرسيده بود و باز با اين حال او را به بيمارستان رساندم و چند جاي بدنش خراشيده شده بود ولي همچنان گريه ميكرد و بار ديگر در پشت بام بوده و مشغول بازي يكدفعه به خانه همسايه مجاور سقوط ميكند و از سر و صدايي كه همسايگان به پا كردند ما فهميديم كه اين اتفاق رخ داده است كه باز هم لطف خداوند شامل حال ايشان بود و هيچ گونه صدمه اي نديدند. در هنگام سربازي در تيپ هوابرد شيراز بودند و به منطقه سر پل ذهاب تنگه حاجيان در زمان جنگ تحميلي فرستاده شدند ايشان فرمانده گروهان بودند يك دفعه قبل از شهادت تهران بودند و هر چه خانواده اصرا كردند ايام عيد از چند روز ديگر نرويد و قبول نكردند و مرخصي داشتند و عمليات شركت نمودند و در حين عمليات روي مين رفته و پايش صدمه ديده قطع شده بود و چند سالي مفقو الاثر بود و بعد مفقود الجسد شد و پس از چند سال پلاك و مقداري از استخوانهايش را براي ما به يادگار آوردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع:سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/38840&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان تهران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان تهران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86</id>
		<title>شهید رضا باقریان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86"/>
				<updated>2019-06-23T08:24:03Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شه ی د رضا باقر ی ان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تار ی خ تولد :1343/10/04&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تار ی خ شهادت : 1366/12/30&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت : نامشخص&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگی نامه: شهيد رضا باقرياني در خانواده مذهبي و ساده به دنيا آمد. دوران ابتدايي و ارهنمايي را سپري نمود و به دبيرستان در دبيرستان شبانه مشغول تحصيل شد و روزها سركار مي رفت و توانست ديپلم بگيرد بعد از ديپلم سريعا به خدمت رفت. قبل از خدمت مقدس سربازي چندين بار اتفاقات عجيبي رخ داد و از آنجايي كه خداوند خودش بندگان خويش را انتخاب ميكند از اين حوادث جان سالم به در برد. شهيد رضا باقريان در هنگام تحصيل يك مرتبه در منزل بود كه مادرش صدايي را مي شنود وقتي به حياط مي آيد مي بيند كه شهيد از بالكن طبق دوم پرت شده به حياط و از آنجا سقوط مي كند. و از آنجا خدا هميشه او را پناه خود قرار داده و هيچ صدمه اي به او نرسيده بود و باز با اين حال او را به بيمارستان رساندم و چند جاي بدنش خراشيده شده بود ولي همچنان گريه ميكرد و بار ديگر در پشت بام بوده و مشغول بازي يكدفعه به خانه همسايه مجاور سقوط ميكند و از سر و صدايي كه همسايگان به پا كردند ما فهميديم كه اين اتفاق رخ داده است كه باز هم لطف خداوند شامل حال ايشان بود و هيچ گونه صدمه اي نديدند. در هنگام سربازي در تيپ هوابرد شيراز بودند و به منطقه سر پل ذهاب تنگه حاجيان در زمان جنگ تحميلي فرستاده شدند ايشان فرمانده گروهان بودند يك دفعه قبل از شهادت تهران بودند و هر چه خانواده اصرا كردند ايام عيد از چند روز ديگر نرويد و قبول نكردند و مرخصي داشتند و عمليات شركت نمودند و در حين عمليات روي مين رفته و پايش صدمه ديده قطع شده بود و چند سالي مفقو الاثر بود و بعد مفقود الجسد شد و پس از چند سال پلاك و مقداري از استخوانهايش را براي ما به يادگار آوردند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع:سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/38840&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان تهران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان بهشت زهرا]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%A9_%D9%85%D9%86%D8%B4</id>
		<title>شهید محمد دانک منش</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%A9_%D9%85%D9%86%D8%B4"/>
				<updated>2019-06-23T08:22:15Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شه ی د محمد دانک منش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تار ی خ تولد :1344/05/04&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تار ی خ شهادت : 1364/02/25&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت : نامشخص&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل آرامگاه :خراسان رضو ی - مشهد - حرم مطهر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگی نامه:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با درود به رهبر کب ی ر انقلاب اسلام ی و با سلام و درود به شه ی دان گلگون کفن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگ ی نامه شه ی د محمد فرزند غلامرضا شهرت دانگ منش دارا ی شناسنامه 532 متولد 1344 شه ی د محمد در کودک ی بس ی ار ساکت و آرام بود و در همان کودک ی به پ ی رو ی از پدر و مادر به انجام فرائض شرع ی علاقه مند بود تا سن 7 سالگ ی که به مدرسه رفت و تا کلاس چهارم ابتدا یی ادامه داد و به علت عدم استعداد در تحص ی ل نتوانست درس را ادامه دهد لذا به کار آزاد مشغول و در مغازه آپارات ی سرگرم شده تا ا ی نکه به سن قانون رس ی ده بخصوص در سن 18 سالگ ی مرتبا برا ی انجام خدمت وظ ی فه کوشش داشت وقت ی قبل از احضار شخصا به حوزه مراجعه و دفترچه آماده به خدمت گر فت و پس از گذشت ی کسال برا ی انجام وظ ی فه مقدس سرباز ی به مرکز آموزش کرمان اعزام و پس از خاتمه دوره ی اموزش به لشگر پ ی روز 77 مشهد منتقل و از همان کرمان به منطقه جنگ ی اهواز اعزام گرد ی د و سپس از اهواز به خرمشهر اعزام و از خرمشهر به جز ی ره مجنون اعزام و در آن منطق ه به مبارزه با دشمنان د ی ن و اسلام و مملکت پرداخت و تا سرحد امکان کوشش نموده که ن ی ات رهبر عال ی قدر و سا ی ر فرماندهان را به نحو مطلوب ی به مرحله اجرا گذاشته و از کشور اسلام ی خود دفاع نم ی اد که م ی هن فداکار ی و از جانگذشتگ ی موجب شد که در تار ی خ 1364/02/25 در جز ی ره م جنون به لقا الله بشتابد و بد ی نوس ی له د ی ن خود را به مملکت و ملت شه ی د پرور ا ی ران ادا نموده و از نظر اخلاق ی نها ی ت حسن اخلاق را چه از نظر امور شرع ی و چه از لحاظ اجتماع ی دارا بود .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مضافا به ا ی نکه قبل از شهادت به علت دچار شدن به موج انفجار در ب ی مارستان اهواز بستر ی پس از چند روز بستر ی و استراحت و ز ی ارت حضرت ثامن الائمه مجددا به جبهه اعزام گرد ی د و به درجه رف ی ع شهادت نائل گرد ی د .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع: سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/38897&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان مشهد]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF</id>
		<title>شهید محمد انصاری نژاد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF"/>
				<updated>2019-06-23T08:19:14Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شه ی د محمد انصار ی نژاد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تار ی خ تولد :1336/06/01&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تار ی خ شهادت : 1366/06/30&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت : نامشخص&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل آرامگاه :کرمان - س ی رجان – س ی رجان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگی نامه: شه ی د کارمند محمد انصار ی نژاد بارها تقاضا ی انتقال به ن ی رو ی زم ی ن ی را کرده بود تا بتواند در نبرد رو ی ارو ی با دشمن بعث ی شرکت کند. از سال 1355 که با حرفه ی آشپز ی در ن ی رو ی در ی ا یی مشغول خدمت شده بود، ه ی چ گاه مانند آن روز احساس انجام وظ ی فه نم ی کرد. گاه نبرد بود و آ غوش صحنه ها ی دفاع برا ی مردان جنگ، آماده تر از هم ی شه .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با شروع جنگ، او را به کشت ی «ا ی ران اجر» مأمور کرده بودند؛ ول ی جوش و خروش در ی ا هم نتوانسته بود روح او را آرام سازد. سرانجام خداوند مقدمات رفتن او را به جبهه فراهم کرد و او با گروه ها ی مردم ی ، به سو ی خاک مقدس خوزستان شتافت؛ ول ی آنچه را که انتظار م ی کش ی د، به وق وع پ ی وست و با اتمام مأمور ی ت، دوباره بر رو ی کشت ی «ا ی ران اجر» مشغول خدمت شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
برا ی روح ها ی بزرگ اگر چه قفس دن ی ا بس ی تنگ است، ول ی همواره تسل ی م قضا ی اله ی هستند و م ی پسندند آنچه را که دوست م ی پسندد. پاداش صبر و انتظار محمد سرانجام در تار ی خ 1366/06/30 به او عطا شد و ش ی طان بزرگ با هجوم ی ناجوانمردانه و با ن ی ت گرفتن انتقام از پ ی روز ی ها ی دل اوران در جبهه ها، به ا ی ن کشت ی ب ی دفاع حمله کرد. شه ی د محمد انصار ی نژاد در ا ی ن واقعه، در م ی ان خ ی ل شهدا قرار گرفت و به آنچه م ی خواست، رس ی د . امروز گلزار شهدا ی س ی رجان، پ ی کر ی را در بر دارد که تسل ی م محض اراده اله ی بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع:سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/38803&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان کرمان]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان سیرجان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D9%BE%D9%88%D8%B1</id>
		<title>شهید محمدحسین ایزدپور</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D9%BE%D9%88%D8%B1"/>
				<updated>2019-06-23T08:18:30Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شه ی د محمدحس ی ن ا ی زدپور&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تار ی خ تولد :1347/06/10&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تار ی خ شهادت : 1366/09/29&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت : نامشخص&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل آرامگاه :فارس - ش ی راز – زرقان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وصیت نامه:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام: محمدحس ی ن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام خانوادگى: ا ی زدپور&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام پدر: محمدحسن&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تار ی خ‌تولد : 1347/06/10&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ش .ش: 856&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل‌صدورشناسنامه : زرقان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تار ی خ شهادت: 1366/09/29&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوع حادثه: حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحم ی لى&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شرح حادثه: حوادث ناشى ازدرگ ی رى مستق ی م بادشمن-توسطدشمن‌درجبهه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
استان : بن ی ادشه ی داستان‌فارس&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهر : اداره‌بن ی ادشه ی دش ی راز&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسمه تعالى&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ا ی نجانب محمد حس ی ن شهرت ا ی زدپور فرزند محمد حسن ا ی زدپور به شماره شناسنامه 856 صادره از ش ی راز متولد سال 1347 چون حاضرم به م ی ل خود به جبهه بروم و با همرزمان كه در جبهه هستند شركت نما ی م و برعل ی ه صدام كافر بجنگم و ا ی ن قطره خونى كه دارم در راه اسلام بر ی زم و چنانچ ه اگر شه ی د شدم افتخار بزرگى را به دست مى‌آورم، انشاءالله به ی ارى خداوند متعال و امام زمان(عج) ا ی ن پ ی روزى نها ی ى را كه به دست آورد ی م و صدام كافر و ی ز ی د ملعون كه دست‌نشانده امپر ی ال ی ست آمر ی كاى جهانخوار مى‌باشد، او را از ب ی ن برد ی م افتخار بزرگى و سربلندى براى دو لت جمهورى اسلامى ا ی ران خواهد بود. به ام ی د آن روز.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع:سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/38810&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان فارس]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان شیراز]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%BA%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%AC%DB%8C</id>
		<title>شهید غلام رضا ترابی کاجی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%BA%D9%84%D8%A7%D9%85_%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%AC%DB%8C"/>
				<updated>2019-05-13T04:32:16Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید غلام رضا ترابی کاجی&lt;br /&gt;
تاریخ تولد :1344/01/30&lt;br /&gt;
تاریخ شهادت : 1366/03/28&lt;br /&gt;
محل شهادت : نامشخص&lt;br /&gt;
محل آرامگاه :اصفهان - گلستان شهدا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه== &lt;br /&gt;
سرباز شهید غلامرضا ترابی در سال 1346 در شهرستان اصفهان در خانواده ای متوسط و مذهبی دبده به جهان گشود غیر از تحصیل مسئولیت های دیگری نیز در رابطه با اداره خانواده به عهده داشت چون عشق به دین و کشور در بندبند وجودش موج میزد وبه پاداری این مرز و بوم اهمیت قائل بود.لذا در تاریخ 1365/02/18 به [[خدمت مقدس سربازی]] رفت و در رسته پیاده آموزش دیده و با کمال و علاقه به یگان عملیاتی لشگر 21 حمزه که آن موقع در منطقه جنوب کشور مشغول دفاع از میهن اسلامی بود اعزام گردید و خمانند سایر همرزمان خود جانانه در عملیات ها شرکت میکردتا ابنکه دست قضا او را در تاریخ 1366/03/28 در منطقه جنوب کشور به آرزوی دیرینه خود که [[شهادت]] بود رساند و مزار ایشان در گلستان شهدای آندیار شهر اصفهان میباد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع:سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/42047&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان اصفهان]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان اصفهان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C</id>
		<title>شهید محمد یزدانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C"/>
				<updated>2019-05-10T10:59:25Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید محمد یزدانی&lt;br /&gt;
تاریخ تولد :[[1343/02/01]]&lt;br /&gt;
تاریخ شهادت : [[1363/02/10]]&lt;br /&gt;
محل شهادت : نامشخص&lt;br /&gt;
محل آرامگاه :تهران - [[بهشت زهرا]]&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
==زندگی نامه==&lt;br /&gt;
پيام شهيد: هيچگاه امام را تنها نگذاريد ؛&lt;br /&gt;
شهيد محمد يزداني فرزند رضا و ام البنين در سال 1341 در خانواده اي مذهبي و متوسط ديده به جهان گشودند. دوران مدرسه را تا سوم راهنمايي گذراند و پس از آن در قالبسازي شروع بکار کرد. با رسيدن به سن خدمت به خدمت مقدس سربازي مشغول شد. با شروع انقلاب در راهپيمايي هاي مردمي که بر ضد رژيم ستم شاهي صورت ميگرفت شرکت کرد و با شروع جنگ نيز به جبهه هاي حق عليه باطل شتافت تا به اين وظيفه مهم خود يعني دفاع از آب وخاک و ناموس و ميهن اسلامي بپردازد. در [[شلمچه]] در پست بي سيم چي مشغول به خدمت بود تا اينکه بر اثر اصابت ترکش به قلبش به درجه رفيع [[شهادت]] نائل آمد.&lt;br /&gt;
پيکر پاک اين شهيد در بهشت زهرا ( تهران ) قطعه 23 به خاک سپرده شده است.&lt;br /&gt;
نکات برجسته در زندگي شهيد:&lt;br /&gt;
الف) فعاليتهاي مهم عبادي و معنوي: در مسجد محل از فعالان بود و در بسيج شرکت ميکرد.&lt;br /&gt;
ب ) فعاليتهاي مهم سياسي واجتماعي: در راهپيمايي هاي دوران انقلاب شرکت فعال داشت.&lt;br /&gt;
د) ويژگيهاي بارز اخلاقي ( با ارائه نمونه رفتاري ): بسيار مهربان و پرکار بود و از کمک به همنوعان کوتاهي نميکرد.&lt;br /&gt;
فرازهائي از وصيت نامه: راه امام خميني راه امام حسين ( ع) است پس امام را تنها نگذاريد وهمواره پشتيبان وياور او باشيد و از کشور اسلاميمان ايران دفاع کنيد.&lt;br /&gt;
منبع سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29283&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان تهران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان تهران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1_%DB%8C%D8%AD%DB%8C%DB%8C_%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF</id>
		<title>شهید علی اصغر یحیی نژاد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1_%DB%8C%D8%AD%DB%8C%DB%8C_%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF"/>
				<updated>2019-05-10T10:57:32Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید علی اصغر یحیی نژاد&lt;br /&gt;
تاریخ تولد :[[1347/02/05]]&lt;br /&gt;
تاریخ شهادت : [[1367/02/16]]&lt;br /&gt;
محل شهادت : نامشخص&lt;br /&gt;
محل آرامگاه :مازندران - سوادکوه - یاغکوه&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
==زندگی نامه==&lt;br /&gt;
شهیدعلی اصغر یحیی نژاد در تاریخ 1347/02/05 درشهرستان سوادکوه در یك خانواده مذهبی چشم به جهان گشودند.&lt;br /&gt;
پدر ایشان یحیی, دامدارومادرش مقبوله نام داشت. ایشان مجردودرمقطع دیپلم اتمام تحصیل دادند. از خصوصیات شهید، اهمیت به واجبات، امر بمعروف، علاقه و احترام به روحانیت، پیرو خط امام، بجا آوردن نماز سر وقت، شرکت در نماز جماعت، اهمیت دادن به حجاب، احترام به خانواده، فعالیت در پایگاه بسیج، علاقه به امام خمینی و حضورداشتن در جبهه بود.&lt;br /&gt;
پس ازشروع جنگ ایشان به [[ارتش تیپ58ذوالفقار]] پیوستند.درتاریخ 1367/02/16 در منطقه جنگی [[خوزستان]] بااصابت ترکش گلوله توپ دشمن به بدن بدست نیروهای بعثی عراق درخط مقدم به [[شهادت]] رسیدند.پیکرپاکش درآرامگاه شیرگاه به خاک سپرده شد.&lt;br /&gt;
منبع سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29232&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان مازندران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان سوادکوه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85_%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%87%DB%8C</id>
		<title>شهید کاظم یدالهی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85_%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%87%DB%8C"/>
				<updated>2019-05-10T10:55:05Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید کاظم یدالهی&lt;br /&gt;
تاریخ تولد :[[1343/03/03]]&lt;br /&gt;
تاریخ شهادت : [[1362/12/27]]&lt;br /&gt;
محل شهادت : نامشخص&lt;br /&gt;
محل آرامگاه :گلستان - بندرگز - لیوان غربی&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
==وصیت نامه==&lt;br /&gt;
شهادت یك هدیه الهى است از طرف خداوند تبارك و تعالى براى كسانى كه لایق هستند  امام خمینى&lt;br /&gt;
من المومنین رجال صدقوا عاهد والله علیه فمنهم من قطعى نحبه و منهم من ینتظروا و ما بدلوا تبدیل&lt;br /&gt;
از مومنین مردانى هستند كه صادقانه به آنچه با خداى خویش عهد بسته بودند وفا كردند سپس برخى شربت [[شهادت]] را نوشیدند و شهید شدند و برخى دیگر را در انتظار شهادت هستند و تغییر راى ندارند&lt;br /&gt;
اینجانب كاظم یدلهى با اشنایى كاملى كه به شهادت دارم این راه را انتخاب نمودم و این است وصیتم:&lt;br /&gt;
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با سلام و درود بر ولى عصر حجه بن الحسن المهدى (عج) و نایب بر حقش بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران امام خمینى و با سلام و مغفرت براى گذشتگان و شهیدان گلگون كفن از صدر اسلام تاكنون و با سلام به خانواده هاى شهداء كه چشم و چراغ این ملت هستند و با درود بر امت شهید پرور كه با فرستادن جوانهایشان به جبهه این انقلاب را یارى مى كنند و با سلام و درود بر خانواده گرامیم بخصوص پدر و مادرم كه سالها براى من زحمت كشیدند تا مرا بزرگ كردند خصوصا مادر مهربانم كه از هنگام زایمان شیره بدنش را هضم من كرد و با چه رنج و مشقتى شبها بیخوابى كشید تا مرا بدین جمع رساند و توانست پاى مرا به مسجد باز كند تا فرزندش نزد خدا روسفید باشد، مادرم مى دانم داغ فرزندت برایت مشكل است اما باید بدانى كه حضرت زینب داغ شهیدش را تحمل كرد&lt;br /&gt;
مادرم دورد بر تو كه توانستى بر احساسات مادرى ات پیروز شوى و مرا روانه نبرد با كفار كنى و گفتى كه تو را در راه خدا به انقلاب اسلامى هدیه مى كنم و نه تنها من بلكه اسلام به وجود چنین مادرى افتخار مى كند كه از سلاله فاطمه زهرا هستى&lt;br /&gt;
مادرم صبر و شكیبایى را از مادر شهید محمد رضا شربتى و مادر [[شهید سید على اكبر حسینى]] و دیگرمادران بیاموز&lt;br /&gt;
مادرى كه محمدرضاى جوانش را دامن پر بركت خویش پرورش و روانه میدان نبرد با كفار نمود تا اینكه محمدرضا به فرمان رهبر خویش لبیك گفته و با حضور خود در جبهه به لقاء الله پیوست&lt;br /&gt;
و اما تو پدرم درود بر تو كه چنان ابراهیم فرزند خویش را به فرمان خداى بزرگ به قربانگاه فرستادى بدان و آگاه باش كه اسماعلیت هرگز فرمان خدا را جز سعادت نمى داند و زندگى را جز جهاد در راه عقیده صحیح نمى داند و شهادت را جزو بهترى نعمتهاى خداوند مى داند&lt;br /&gt;
و از پدرم باید كمال قدرانى و تشكر را بنمایم كه نان حلال به من داد و مرا بعنوان یكى از سربازان امام زمان رشد داد و در راه خدذا به این انقلاب خونبار حسینى هدیه كرد&lt;br /&gt;
تنها خواهشم از شما خانواده گرامى خصوصا خانواده مهربان ( شهید محمدرضا شربتى ) این است كه بعد از شهادتم مبادا گریه و زارى كنید كه باعث خوشحالى و شادمانى دشمن گردد و یك خواهش دیگر وصیتم بر شما پدر و مادر و خواهرم این است كه بعد از شهادت رفت و آمدتان را هرگز با خانواده گرامى [[شهید محمدرضا شربتى]]قطع نكنید&lt;br /&gt;
مرا حتما كنار قبر شهید گرامى و مهربان شهید ( محمد رضا شربتى ) دفت كنید و در مراسم عزایم هر چه مى گوئید از محدرضا بگوئید شهیدى كه از اخلاق اسلامى واقعا پیشرفته بود و در راه اهداف اسلام كوشید تا اینكه به فیض شهادت نائل گردید&lt;br /&gt;
هر كس تو را شناخت جان را چه كند فرزند و عیال و خانمان را چه كند دیوانه كنى هر دو جهانش بخشى دیوانه تو هر دو جهان را چه كند به امید پیروزى نهایى لشگر اسلام بر كفر جهانى&lt;br /&gt;
منبع سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29238&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان گلستان]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان بندر گز]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1_%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DB%8C</id>
		<title>شهید محمد جعفر یزدان پرستی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1_%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DB%8C"/>
				<updated>2019-05-10T10:54:18Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید محمدجعفر یزدان پرستی&lt;br /&gt;
تاریخ تولد :1340/06/30&lt;br /&gt;
تاریخ شهادت : 1361/02/26&lt;br /&gt;
محل شهادت : نامشخص&lt;br /&gt;
محل آرامگاه :آذربایجان شرقی - تبریز - وادیرحمت&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
==زندگی نامه==&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
برادر محمدجعفر یزدان پرستی در تاریخ 1340 دیده به جهان گشود و پس از سن 7 سالگی وارد مدرسه شد و پس از تحصیلات ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان و پس از اخذ دیپلم به [[خدمت مقدس سربازی]] در تاریخ 1361/02/19 به درجه رفیع [[شهادت]] نائل شد.&lt;br /&gt;
منبع سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29251&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان آذربایجان شرقی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان تبریز]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86_%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA</id>
		<title>شهید محسن یزدان دوست</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86_%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA"/>
				<updated>2019-05-09T13:06:46Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید محسن یزدان دوست&lt;br /&gt;
تاریخ تولد :1345/06/10&lt;br /&gt;
تاریخ شهادت : 1365/01/02&lt;br /&gt;
محل شهادت : نامشخص&lt;br /&gt;
محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
==زندگی نامه==&lt;br /&gt;
شهيد محسن يزدان دوست، به شماره شناسنامه 5035 كه در تاريخ، 1345/6/10 در شهر تهران در خانواده‌اي مسلمان كه نام پدرشان (عباسعلي)و نام مادرشان (فجرالسادات)است ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدايي را شروع كرد و تا اول راهنمايي بيشتر درس نخواند سپس شروع به كار كرد و در يك شركت بافندگي مشغول شد و بعد از آن به جبهه‌هاي حق عليه باطل شتافت. (از طريق ارتش)كه در شهر [[مريوان]] مسوليت شناسايي را به عهده گرفت و در عمليات [[والفجر 9]] با اصابت [[تركش خمپاره]] به بدنش در تاريخ، 1365/1/2 به [[شهادت]] رسيد.&lt;br /&gt;
پيكر پاكش در بهشت زهرا، قطعه 53 به خاك سپرده شد.  &lt;br /&gt;
الف)فعاليت هاي مهم عبادي و معنوي: &lt;br /&gt;
اهل هيئت بود و به نماز بسيار اهميت مي داد. &lt;br /&gt;
ب)فعاليت هاي مهم سياسي و اجتماعي:&lt;br /&gt;
كشتي گير بود و فعاليت ورزشي بسيار داشتند.&lt;br /&gt;
ج) فعاليت هاي مهم علمي فرهنگي و هنري:&lt;br /&gt;
بافنده پارچه&lt;br /&gt;
د)ويژگيهاي بارز اخلاقي:&lt;br /&gt;
خون گرم و مهربان بود و با ديگران خيلي سريع رابطه برقرار مي‌كرد.&lt;br /&gt;
2-فرازهاي از وصيت نامه:&lt;br /&gt;
[[شهادت]] راه ماست، با حجاب بودن را به خواهران اصرار مي‌ورزيم.&lt;br /&gt;
3- خاطرات والدين:&lt;br /&gt;
يك روز يكي از دوستانش كه از آلمان آمده بود به او گفت: بي‌معرفت يك بار از اين شلوارها هم براي ما از خارج بيار، همين دست كرد به شلوار  دوستش شلوارش پاره شده اين قدر ناراحت شد، دوستش خنديد و گفت: ايراد ندارد اين شلوار از قبل پوسيده بود.&lt;br /&gt;
منبع سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29265&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان تهران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان تهران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%D8%AA%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D9%86%D9%88%D8%B4_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C</id>
		<title>شهید مرتضی تدبیری نوش آبادی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%D8%AA%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%DB%8C_%D9%86%D9%88%D8%B4_%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C"/>
				<updated>2019-05-09T13:02:12Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید مرتضی تدبیری نوش آبادی&lt;br /&gt;
تاریخ تولد :1347/02/07&lt;br /&gt;
تاریخ شهادت : 1366/06/27&lt;br /&gt;
محل شهادت : نامشخص&lt;br /&gt;
محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه== &lt;br /&gt;
شهید مرتضی تدبیری نوش آبادی فرزند میرزا در تاریخ 1347/02/07 در شهر تهران چشم به جهان گشود. او دوران كودكی خود را شور و نشاط گذراند تا این كه هفت ساله شد و به مدرسه رفت. درس را تا مقطع سیكل ادامه داد و برای این كه كمك خرج خانواده اش باشد در یك موتور سازی در جاده كرج مشغول به كار شد. او با این كه سن كمی داشت در فعالیت های زمان انقلاب حضور داشت و در همه تظاهرات ها شركت می كرد تا این كه انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید.&lt;br /&gt;
او اهل نماز، روزه، نماز شب و نماز جمعه بود. در همه فعالیت های علمی، فرهنگی و هنری شركت داشت. خوش اخلاق و دوست داشتنی بود و برای بزرگترها احترام خاصی قائل می شد.&lt;br /&gt;
با شروع تجاوزهای دشمن به شهر و كشور او که نمی توانست تحمل كند از طریق 55 هوابرد شیراز به جبهه جنگ اعزام شد و به مدت 15 ماه در جبهه حضور داشت كه آخرین مسئولیت او در جبهه زذن آر پی جی بود. در این بین یك بار از ناحیه دست و پا مجروح شد و سرانجام در تاریخ 1366/06/27 بر اثر اصابت گلوله به بدنش در [[سومار]] به درجه رفیع [[شهادت]] نائل گردید و دعوت حق را لبیك گفت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع:سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/42044&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان تهران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان تهران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C</id>
		<title>شهید مصطفی ترابی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C_%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C"/>
				<updated>2019-05-09T12:56:49Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید مصطفی ترابی&lt;br /&gt;
تاریخ تولد :1347/05/19&lt;br /&gt;
تاریخ شهادت : 1366/06/06&lt;br /&gt;
محل شهادت : نامشخص&lt;br /&gt;
محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه==&lt;br /&gt;
 شهید مصطفي ترابي سبزواري فرزند احمد در تاریخ 1347/05/19 به دنيايي كه هرگز به آن تعلق نداشت پا نهاد. مادرش از همان ابتدا او را با چشماني مهربان توصيف مي كند. دوران كودكي او علاوه بر بازي‌هاي هر كودكي، سرشار از غيرت و تعصب مردانه بود. با اين كه كودك بود اما هيچ وقت اجازه نمي‌داد مادرش براي خريد نان برود. تا آنجا كه از دستش بر مي‌آمد هر طور بود به همه كمك مي كرد. محبت و علاقه در نگاهش موج مي زد، همه عشقش شاد بودن خانواده و دوستانش بود. كمتر به خودش مي‌رسيد، رفتارش هم نشان مي داد متعلق به اينجا نيست.&lt;br /&gt;
وقتي جنگ شروع شد خودش بود كه با اشتياق تصميم گرفت و مصمم بود كه برود و براي مملكتش غرور آفرين باشد. بر تصميم خود پافشاری می کرد و هيچ طور نمي‌شد منصرفش كرد. هميشه مي گفت: در منطقه مي‌فهمي زندگي چيست؟ يه عالمي داره تا نباشي نمي‌فهمي؟&lt;br /&gt;
هنگامی که به مرخصي می آمد فکر و ذکرش در منطقه بود، خانه‌اش را در شهر رها كرده بود تا كوهپايه‌هاي جنوب غربي و دشت‌هاي جنوب را فتح نمايد. مي گفت: رزمندگان آن سنگرهاي تاريك را با روشنايي دل نوراني و آسماني‌شان آذیين مي‌بندند.&lt;br /&gt;
سن چنداني نداشت اما راهش را پيدا كرده بود و مهم همين بود. آن چنان حرف پاسداري از خانه و كشورش را مي زد، آن چنان خود را مسئول و متعهد مي دانست گويي یك لشكر است. در عین حال مهربان تر از باد و مثل باران با سخاوت بود.&lt;br /&gt;
دفعه آخري كه به مرخصي آمد تركش خورده بود و بايد چند روزي تحت درمان مي‌ماند اما طاقت نياورد و دوباره قصد رفتن كرد. مادرش گفت: نرو مصطفي جان! صبر كن حالت بهتر شود. اما او گفت: خوبم، نگران نباش، بر مي گردم. اما دريغ مادر تا ابد چشم به ديدار دوباره‌اش باقي ماند و هنوز در حسرت ديدار پسر جوانش است. او اصلاً زميني نبود، زمين براش مثل قفس بود، رهاتر از لحظه‌ها بود.&lt;br /&gt;
در سال 1366 خبر مفقود شدنش را آوردند اما همان موقع به ديار ابدي‌اش رفته بود و بعد از نه سال استخوان و پلاكش به آغوش خانواده بازگشت. با همان غرور و قداست، هنوزم با اين كه جسماً نيست اما روح پرعطوفتش هر لحظه در خانواده احساس می شود. با اين كه نوه آخر خانواده اصلاً دايي رو نديده فقط خاطراتی درباره او شنیده اما او را مظهر قدرت، غيرت و سرمشق زندگی مي داند.&lt;br /&gt;
نوشتن از آن همه عظمت در چند سطر نمي‌گنجد، زبان عاجز است از بيان آن همه گفتني، چه بايد نوشت از كسي كه جایش در كتاب و نوشته‌ها نيست، بايد فهميدش، بايد حرمتش را نگه داشت.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وصیت نامه==&lt;br /&gt;
این وصیت نامه را می نویسم و از خدا می خواهم که تمام گناهان مرا ببخشد و هم می خواهم که در حق من دعا کنید تا خداوند این بنده حقیر و گناه کار را ببخشد و از خدا می خواهم که در این روز عزیز در رحمتش را به روی ما باز کند. این را همه بدانند که برای آمرزیدن گناهان هیچ راهی نیست مگر در راه خدا جهاد کنند؛ به خاطر همین است که من به این مکان مقدس پناهنده شدم و دیدم تنها شفای درد من، شهادت است. من فکر کردم، دیدم تنها راه رسیدن به فاطمه زهرا(سلام الله علیها) [[شهادت]] است. فکر کردم دیدم تنها راه رسیدن به شهیدان و لبخندهای شیرینشان [[شهادت]] است و فکر کردم دیدم تنها شفای خاموش کننده شعله گناهانم و معصیتم و غالب شدن بر نفسم [[شهادت]] است.&lt;br /&gt;
ای امت حزب الله! هشیار و بیدار باشید و توطئه این کور دلان را خاموش کنید. این را بدانید که اگر این کار را نکنید مانند کسانی هستید که برای امام حسین(علیه السلام) نامه دادند ولی او را یاری نکردند، مانند کسانی خواهید شد که در شب آخر در تاریکی امام را تنها گذاشتند.&lt;br /&gt;
آن عده از خانواده های شهدا که در مجلس ختم، دیگر شرکت نمی کنند و نسبت به این مسائل بی میل هستند و این را بدانند که اگر نروند در روز قیامت هرگز شهیدانشان آنها را شفاعت نخواهند کرد. امان از دست این بی عفتی ها. از منافقین آن قدر نفرت دارم و نمی خواهم اسمشان را بر زبان بیاورم؛ اما بداند که هر کاری می کنند از راه بیچارگی می کنند، چون نمی توانند هیچ خدشه ای به دین خدا وارد کنند و این را بدانند که تنها راهشان این است که به دامان اسلام بپیوندند.&lt;br /&gt;
اما شما مادر عزیزم! سعی کن که هر کاری در زندگی می کنید فقط برای رضای خدا باشد و تا آنجا که می توانید امام عزیزمان را یاری کنید و اگر می خواهید مرا شاد کنید پس هر روز بر جان امام دعا کنید. و اما شما برادران عزیزم! امیدوارم که اگر اسلحه از دست من به زمین افتاد همه شما یک به یک راه مرا ادامه دهید. از شما بسیار بسیار ممنونم که مرا به اینجا رساندید و از شما می خواهم که اگر شهادت نصیب این بنده حقیر شد مزار مرا کنار مزار معلمم رضا که او بود که این راه را به من آموخت، قرار دهید چون واقعاً رضا برای من معلم بود. من از خداوند مهربان می خواهم که بدن مرا هم مانند بدن آقا امام حسین(علیه السلام) پاره پاره کند.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع:سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/42046&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان تهران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان تهران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF_%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D9%88%DB%8C</id>
		<title>شهید مسعود یحیوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF_%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D9%88%DB%8C"/>
				<updated>2019-05-06T06:02:33Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید  مسعود یحیوی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ تولد : 1321/11/13 &lt;br /&gt;
تاریخ شهادت :  1358/08/02&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت :  نامشخص &lt;br /&gt;
محل آرامگاه : تهران - بهشت زهرا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 rId4&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگی نامه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
افسر شهید اسلام، مسعود یحیوی از نام آوران و دلاوران جبهه ی جنگ بود. مرد متقی، پرهیزکار و همیشه چهره ای بشاش داشت. اوایل در محل خدمتی خود، یعنی شهر [[مهاباد]] که مورد تاخت و تاز ضد انقلاب از خدا بی خبری که که با نام خدمت به خلق به شهر کردنشین هجوم آورده و مانند مغولان تاخته و شوخته اند؛ به سربازان دلداری می داد و آنها را به تقوای الهی دعوت می کرد و درس ادب و اخلاق را به آنان یاد می داد.&lt;br /&gt;
هجوم دردناک ضد انقلاب به میهن اسلامی برای او سنگین و غیر قابل تحمل بود چرا که انقلاب به راحتی بدست نیامده بود که توسط چند تن اوباش از دست برود؛ لذا با این تفکر همواره با ضد انقلاب به طور شبانه روزی در نبرد و مبارزه بود و بر سر همین اندیشه و تفکر نیز در جهت اعتلای کلمه حق و حقانیت اسلام سرانجام در یک درگیری ناجوانمردانه ضد انقلاب کوردل در اثر اصابت گلوله ی مستقیم به فیض [[شهادت]] نائل آمد&lt;br /&gt;
منبع سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29224&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان تهران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان تهران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AD%D9%85%D9%86_%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D9%85%D9%86_%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C</id>
		<title>شهید عبدالرحمن یاسمن شیرازی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AD%D9%85%D9%86_%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D9%85%D9%86_%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C"/>
				<updated>2019-05-06T06:01:19Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[شهیدعبدالرحمان یاسمن شیرازی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تاریخ تولد : 1329/03/26]] &lt;br /&gt;
[[تاریخ شهادت :  1362/10/10]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت :  نامشخص &lt;br /&gt;
محل آرامگاه : فارس - شیراز - باجگاه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 rId4&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگی نامه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهید عبدالرحمان یاسمن شیرازی از سال 1352 که پس از گرفتن مدرک دیپلم در زادگاهش شیراز وارد نیروی دریایی شد، لحظه ای آرام و قرار نداشت. مخالفتش با برنامه های طاغوتی ارتش و شرکت در تظاهرات و فعالیت های سیاسی، بخش وسیعی از زندگی او را به خود اختصاص می داد.&lt;br /&gt;
با شروع جنگ تحمیلی نیز بارها داوطلبانه به جبهه شتافت که یک بار نیز مورد اصابت ترکش قرار گرفت و در [[بیمارستان ذوب آهن اصفهان]] بستری شد؛ با این وجود دست از مبارزه و دفاع نکشید و این بار که معبودش عزم او را جزم دید، با ترکش خمپاره های دیگر، او را نزد خود فرا خواند و در رضوان خویش جای داد. تاریخ 1362/10/10 روز میعاد او بود و حالا گوشه ای از گلزار شهدای شیراز، برگی از دفتر عشق است و آن برگ، سند ایثار عبدالرحمن یاسمین شیرازی.&lt;br /&gt;
خاطرات&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاطره ای از همسر شهید&lt;br /&gt;
آرزوی دیدار امام، آرزویی بود در سر عاشقان و گرچه عاشقان، همه نتوانستند به زیارت جمال نورانیش نائل شوند، اما آتش این عشق، همچنان روشن باقی ماند. آنهایی هم که به محفل انس راه یافتند و گوشه ای از جذبه های عشق را درک کردند، شیرینی این وصال، اکنون آرام بخش روحشان است و در انتظار روزی به سر می برند که حلاوت این دیدار را به ابدیت پیوند زنند.&lt;br /&gt;
روزی که همراه چند تن دیگر از بسیجیان، خود را در برابر امام دید، هیچ باور نمی کرد این لحظات واقعیت داشته باشد، ولی این حادثه در زندگی او اتفاق افتاده بود. از این بالاتر، دو جلدکتابی که امام به او اهدا فرمودند. وقتی به خانه آمد، یکی را به مهدی و دیگری را به مریم داد. داستان دیدار را برای ما تعریف کرد و بعد به من گفت: «اگر من [[شهید]] شوم، نگذارید فرزندانم در اجتماع سرخورده شوند. به آنها بگویید پدرتان در راه خدا [[شهید]] شده است.»&lt;br /&gt;
نمی دانم چه سرّی در آن دیدار بود که او را این چنین متحوّل کرد!&lt;br /&gt;
منبع سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29180&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان فارس]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان شیراز]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85_%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D9%88%DB%8C</id>
		<title>شهیدابوالقاسم یحیوی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85_%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D9%88%DB%8C"/>
				<updated>2019-05-06T05:59:20Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[شهیدابوالقاسم یحیوی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تاریخ تولد : 1343/02/21]] &lt;br /&gt;
[[تاریخ شهادت :  1362/11/14]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت :  نامشخص &lt;br /&gt;
محل آرامگاه : آذربایجان غربی - ارومیه - قره‌باغ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 rId4&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگی نامه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهيد ابوالقاسم يحيوي در سال 1343  در روستاي قره باخ از توابع شهرستان اروميه ديده به جهان گشود و بعد از سپري نمودن دوران كودكي تا كلاس سوم نظري تحصيل كرد. سپس در سال 1357 به سمت درجه داري [[ارتش]] درآمد. از نظر اعتقادي [[شهيد]] معتقد به اسلام و به خاندان عصمت و طهارت بود و به ائمه اطهار عشق و علاقه مي ورزید مخصوصاً در مراسم عزاداري حسيني شركت مي نمود.&lt;br /&gt;
سرانجام بعد از 5 سال تلاش و كوشش در راه اعتلاي جمهوري اسلامي ايران و حفظ حدود و ثغور اسلامي در تاريخ 1362/11/14 در منطقه [[چنانه جنوب]] در روياروئي با دشمن بعثي بر اثر اصابت تركش توپ به فيض [[شهادت]] رسيد.&lt;br /&gt;
منبع سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29223&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان آذربایجان غربی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان ارومیه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%AF_%DB%8C%D8%B2%D8%AF%DB%8C</id>
		<title>شهیدداود یزدی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%AF_%DB%8C%D8%B2%D8%AF%DB%8C"/>
				<updated>2019-05-06T05:56:27Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[شهید‌ داود یزدی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تاریخ تولد : 1343/01/01]] &lt;br /&gt;
[[تاریخ شهادت :  1363/10/19]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت :  نامشخص &lt;br /&gt;
محل آرامگاه : قم - ام سلمه وام کلمه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 rId4&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگی نامه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
به نام خدا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با عرض سلام و خسته نباشيد به خدمت رياست محترم بنياد شهيد جمهوری اسلامی ايران&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
اين جانب مادر [[شهید داود یزدی]] ، سيده سکينه ميرحسينی هستم. من نسبت به فرزندانم خيلی احساس مسئوليت داشتم و همه آنها روی چشمانم جای داشتند، در غم و شادی آنها شريک بودم. من از فرزندم اولم داود، خيلی راضی بودم و او برای من درباره جنگ مطالب زيادی می‌گفت. من چون پسرم را خيلی دوست داشتم صحبت او را پيشه مي ساختم. او هميشه پيشتاز کارهای دينی و مذهبی بود، به من احترام می‌گذاشت، من از او بسيار راضی بودم تا اين که يک روز جوانان روستا بسيج شدند که به جبهه روانه شوند، پسرم که به دنبال اين فرصت بود به من و به پدرش خيلی التماس کرد و ما بعد از جنجال و التماس، اولين فرزند خود را با بسيجيان و آشنايان روانه جبهه کرديم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او در اوايل خدمت، نامزدی داشت به نام فاطمه ميرحسين، او به نامزدش می رسيد و نامزدش از او راضي بود. فرزندم هميشه در جنگ به فکر من بود چون می‌دانست که من خيلی دوستش دارم و عکس و پوسترهای خودش و دوستانش را برای من می‌فرستاد، او بعضی اوقات که از جبهه به مرخصی می‌آمد نزد من می‌آمد و با من درد دل می‌کرد، او از شهيدان برای من می گفت و گريه می‌کرد و با خود زمزمه می‌كرد كه کاش من هم به شما می‌پيوستم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
او می‌گفت: خدايا من را به جمع بزرگ شهيدان بپيوندان و من به خاطر جگر گوشه‌ام، به خاطر اين صحبت ها اشک می‌ريختم تا يک روز بعد از مدت ها که پسرم را نديده بودم ناگهان در خانه داغی و آشوبی به جگرم افتاد به طوری که اشک‌هايم سرازير شده و بعد از چند روز خبر [[شهادت]] پسرم به گوشم رسيد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29309&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان قم]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان قم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%DB%8C%D8%BA%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C</id>
		<title>شهید محمدرضا یغمایی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%DB%8C%D8%BA%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C"/>
				<updated>2019-05-06T05:55:05Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[شهید محمدرضا یغمایی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تاریخ تولد : 1345/04/19]] &lt;br /&gt;
[[تاریخ شهادت :  1366/04/21]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت :  نامشخص &lt;br /&gt;
محل آرامگاه : فارس - شیراز - دارالرحمه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 rId4&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگی نامه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
[[شهید محمدرضا یغمایی]] در مورخه [[1345/04/19]] دیده به جهان هستی گشود. که بعد از سپری کردن دوران ابتدایی در گذراندن دوران راهنمایی بودند که مصادف به زمان انقلاب بود در این دوران ایشان سال سوم راهنمایی را سپری می کردند که در تظاهرات مدرسه شرکت داشتند و مدیر مدرسه به ایشان اعتراض کرده بودند و طی اخطاریه ای که از مدرسه اخراج خواهید شد چنانچه که از تظاهرات ابتلایی شرکت کنید ولی محمد رضا یغمایی همچنان در این تظاهرات شرکت می کردند به همین دلیل چند روزی از مدرسه طی تذکرات مکرر اخراج شدند و بعد از مدتی دوباره با تعهد تازه خانواده به مدرسه رفتند. در زمان [[جنگ تحمیلی]] به خدمت [[سربازی]] رفتند و به ایشان گفته شد که در زمان جنگ به خدمت سربازی نروند ولی به مخالفت وی روبرو شدند و ایشان گفتند مگر خون من از خون دیگران رنگین تر است اگر ما از کشور خود دفاع نکنیم پس چه کسی دلسوزی خواهد کرد که چه کسی باید در مقابل این مزدوران جاه‌طلبان خواهد ایستاد که در هر صورت من پیرو خط امام هستم و تا آخرین قطره خونم خواهم جنگید و با موافقت خانواده روبرو شدند و خدمت خود را شروع کردند و بعد از مدت 1 سال جنگ در جبهه بسیار سخت شده بود ولی ایشان دوباره به مبارزه خود ادامه داد و همیشه می گفت من با دل و جان و عشق و علاقه به جبهه می روم و آخرین دفعه که به مرخصی آمدند همیشه صحبت دوستان خود را می کرد که آنجا چه فداکاری‌هایی می کنند شهدا از جان خود مایه گذاشتند امیدوارم که ما همه رهرو ایشان باشیم و بتوانیم دین خود را نسبت به آنها ادا کنیم چون واقعاً آنها با این سن کم چه از خود گذشتگی هایی از خودشان دادند حب دنیا را به آخرت فروختند تا جاودان و همیشگی باشند. او خدمت سربازی را در [[ارتش]] گذراند و از آن طریق به [[آبادان]] و [[قصر شیرین]] اعزام گردید که در تاریخ [[1366/01/24]] توسط دشمن دندان مسلح بعثی به خیل شهدای کربلای ایران پیوست.&lt;br /&gt;
منبع سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29359&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان فارس]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان شیراز]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%DB%8C%D8%B9%D9%82%D9%88%D8%A8%DB%8C</id>
		<title>شهید محمد یعقوبی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%DB%8C%D8%B9%D9%82%D9%88%D8%A8%DB%8C"/>
				<updated>2019-05-06T05:52:16Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید  محمد یعقوبی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ تولد : 1343/01/01 &lt;br /&gt;
تاریخ شهادت :  1362/11/05&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت :  نامشخص &lt;br /&gt;
محل آرامگاه : خراسان رضوی - تربت حیدریه - بهشت عسگری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 rId4&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگی نامه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شهید محمد یعقوبی]] در اول فروردین ماه سال 1343 در شهرستان [[تربت‌حیدریه]] در خانواده‌ای مذهبی و زحمتکش دیده به جهان گشود. او مانند سایر کودکان در سایه‌ی لطف پدر و مادرش بزرگ شد. در سن 5 سالگی به مکتب رفت و در همان سن، شاهد مرگ پدرش به علت حادثه آتش‌سوزی بود. در سن 6 سالگی به مدرسه رفت و در این حال [[قرآن]] را کاملاً آموخته بود. وی تحصیلات خود را تا کلاس دوم راهنمایی ادامه داد. در سال 1357 به [[مشهد]] رفت و در اداره‌ی راه و ترابری مشغول کار شد که مصادف شد با اوج‌گیری انقلاب اسلامی. با اوج‌گیری انقلاب، تحولات روحی عمیقی در وی پدیدار شد و میزان علاقه‌اش به مسائل مذهبی و سیاسی فرونی یافت. در حالی که برای خانواده‌ی خودش و برادر و مادرش سخت تلاش می‌کرد در تظاهرات و راهپیمایی‌ها هم شرکت فعال داشت و پس از دو سال کار و تلاش و سازندگی دوباره به مدرسه شبانه رفت و کلاس سوم راهنمایی را به پایان رساند، سپس در [[ارتش]] استخدام شد و جهت آموزش‌های نظامی به [[پادگان لشگرک تهران]] اعزام گردید. اخلاق و رفتارش کاملاً تغییر کرده و به فردی مؤمن و انقلابی تبدیل شده بود. پس از مدتی به [[لشگر 92 زرهی اهواز]] و از آنجا به [[کوشک]] منتقل شد. ایشان سرانجام در تاریخ [[15/11/1362]] در حین نبرد با دشمن کوردل شربت [[شهادت]] را گوارا نوشید و به دیدار حق شتاقت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29341&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان تربت حیدریه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87</id>
		<title>شهید محمدرضا یگانه</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87"/>
				<updated>2019-05-06T05:50:57Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید  محمدرضا یگانه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ تولد : 1341/08/16 &lt;br /&gt;
تاریخ شهادت :  1363/08/08&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت :  نامشخص &lt;br /&gt;
محل آرامگاه : مرکزی - اراک - اراک&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 rId4&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگی نامه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهید گرانقدر اسلام در 4 آبان 1341 در شهر [[اراک]] از خانواده‌ای نسبتاً متوسط به دنیا آمد. وی فردی با ایمان بود و در دوران انقلاب با اهداف [[حضرت امام]] آشنا گردید و این موضوع باعث شد، احساس کند او نیز باید دِین خود را جهت کسب پیروزی نهایی ادا نماید. با آغاز [[جنگ تحمیلی]] همواره منتظر فرصتی بود تا بتواند از هموطنان خود دفاع نماید که در تاریخ 21/11/1361 به محض اعلام نیاز [[ارتش]] خود را معرفی نمود. ور در رسته‌ی پیاده دوره‌ی آموزش را حدود سه ماه طی نمود و بلافاصله به جبهه‌های حق علیه باطل در منطقه‌ی [[شلمچه]] که تحت کنترل [[لشگر 21 حمزه سیدالشهدا]] بود اعزام گردید و سرانجام در حین دفاع از کشور در مقابل دشمن بعثی شربت شیرین شهادت را نوشید و به فیض ابدی نائل گردید&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29375&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان مرکزی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان اراک]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86_%DB%8C%D8%B9%D9%82%D9%88%D8%A8%DB%8C</id>
		<title>شهید مهران یعقوبی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86_%DB%8C%D8%B9%D9%82%D9%88%D8%A8%DB%8C"/>
				<updated>2019-05-06T05:48:10Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید  مهران یعقوبی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ تولد : 1341/03/11 &lt;br /&gt;
تاریخ شهادت :  1361/05/21&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت :  نامشخص &lt;br /&gt;
محل آرامگاه : خراسان رضوی - مشهد - بازه حور&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 rId4&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگی نامه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[شهید مهران یعقوبی]] در سال 341 در روستای بازه حور احمد آباد چشم به جهان گشود. در سن هفت سالگی راهی مدرسه شد و دوران ابتدایی را با موفقیت گذراند. سپس برای ادامه تحصیل به [[مشهد]] رفت. از همان کودکی بسیار خوش خلق و دلسوز بود و هیچ گاه تحمل ناراحتی والدین را نداشت. در تعطیلات و اوقات فراغتش در رستوران های کنار جاده به کار و تلاش می پرداخت.&lt;br /&gt;
با شروع انقلاب او نیز مانند اقشار امت اسلامی به پا خواست و در راهپیمایی ها حضوری پر رنگ داشت. در سال 1360 جهت انجام خدمت بیشتر به نظام جمهوری اسلامی علاوه بر شرکت در [[بسیج]] وارد [[ارتش]] شد. بعد از دوره آموزشی در [[پادگان لشگرک تهران]] ، در گروه توپخانه [[شهرضا]] ـ [[اصفهان]] خدمت نمود و از همان جا عازم جبهه های نبرد شد. عاقبت طی رشادت های فراوان در دومین مرحله اعزامش بر اثر اصابت [[ترکش]] [[خمپاره]] به فیض عظیم شهادت رسید.&lt;br /&gt;
منبع سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29345&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان مشهد]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%DB%8C%D8%B9%D9%82%D9%88%D8%A8%DB%8C</id>
		<title>شهید علی یعقوبی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%DB%8C%D8%B9%D9%82%D9%88%D8%A8%DB%8C"/>
				<updated>2019-05-06T05:44:56Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید  علی یعقوبی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ تولد : 1343/01/15 &lt;br /&gt;
تاریخ شهادت :  1363/12/24&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت :  نامشخص &lt;br /&gt;
محل آرامگاه : خراسان رضوی - گناباد - خیبری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 rId4&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وصیت نامه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحيم__&lt;br /&gt;
به نام خداوند بخشنده مهربان__&lt;br /&gt;
خدايا: اين وصيت نامه را در حالى مى‌نويسم كه با كوله بارى عظيم از گناه ره به هيچ جا نبرده‌ام و درمانده روى به درگاه تو آورده‌ام زيرا كه در رحمت تو هميشه باز است كه با اين كوله بار عظيم گناه باز بنده‌ات را مى‌بخشى و او را مى‌پذيرى.&lt;br /&gt;
خدايا: تو خودت شاهد بودى كه از روزى كه خود را شناختم تو را شناختم و از روزى كه تو را شناختم به سويت شتافتم.&lt;br /&gt;
( و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الظالمون )، ، (هم الكافرون )، ، (و هم الفاسقون )__خداوند مى‌فرمايد: آن انسان‌هايى كه قضاوت نكنند ما به آنان حكمى كه كرديم، خدا پس اين گروه كه قضاوت عدل نمى‌كنند كافرين هستند.&lt;br /&gt;
خدايا: درخواست مى‌كنم از هر خيرى كه علم تو به آن محيط است و پناه مى‌برم به تو از هر شرى كه علم تو به آن محيط است.&lt;br /&gt;
خدايا: من از تو در تمام امور عافيت مى‌طلبم و پناه به تو مى‌آورم و اى مردم شهيد پرور ايران و مسلمانان، پيام من اين است كه [[مسجد]] ها را خالى نكنيد و از [[دعاهاى كميل و توسل]] غفلت نكنيد و تنها خواهشى كه از شما دارم بيائيد و ببينيد كه اين صدام چقدر به اين شهرهاى مسكونى ما تجاوز كرده و اى خواهران و برادران عزيزم، از شما مى‌خواهم كه در [[نماز]] هاى جمعه و راهپيمايى‌هاى حق عليه باطل شركت كنيد و در پايان از شما پدر و مادر و خواهران و برادرانم و ساير عزيزانمان مى‌خواهم كه به دعاى براى پويندگان راه حق و الله بپردازيد و از خداوند يكتا مى‌خواهم كه هميشه شما را پيروز و سلامت نگه دارد و پدر و مادر عزيزم، تو خود مى‌دانى كه من كوچك بودم و شما را ناراحت مى‌كردم از شما تقاضا دارم كه مرا ببخشيد و اين وصيت نامه را در مورخه 1363/08/09 روز چهارشنبه در [[گردان قدس]] براى شما نوشتم.&lt;br /&gt;
خدايا، خدايا، تا انقلاب مهدى [[خمينى]] را نگهدار__&lt;br /&gt;
خداوند نگهدار شما -&lt;br /&gt;
[[سرباز احتياط]]&lt;br /&gt;
منبع سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29338&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان گناباد]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81_%DB%8C%D8%B9%D9%82%D9%88%D8%A8%DB%8C_%DA%86%D9%88%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C</id>
		<title>شهید یوسف یعقوبی چوبداری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81_%DB%8C%D8%B9%D9%82%D9%88%D8%A8%DB%8C_%DA%86%D9%88%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C"/>
				<updated>2019-05-06T05:43:07Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید  یوسف یعقوبی چوبداری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ تولد : 1337/10/02 &lt;br /&gt;
تاریخ شهادت :  1361/01/21&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت :  نامشخص &lt;br /&gt;
محل آرامگاه : خراسان رضوی - گناباد - روشناوند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 rId4&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگی نامه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسمه تعالی&lt;br /&gt;
[[شهید یوسف یعقوبی چوبداری]] در روز دوم دی ماه سال 1337 در روستای روشناوند متولد شد. در سنین کودکی درمکتب خانه محل تولدش به فراگیری [[قرآن]] و مسائل مذهبی و اخلاقی پرداخت و برخورد او با این مسائل از دوران کودکی مثل نقشی در سنگ بود که تا لحظه [[شهادت]] به همراه داشت. یوسف تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند. و بعد از آن شغل کشاورزی و دامداری را انتخاب کرد و کمک پدرش بود. شهید یوسف این راست قامت تاریخ بعداز سالها انتظار در دوم فروردین [[شوش]] و [[دزفول]] بود. که با رمز یا زهرا بود. در اثر اصابت [[ترکش]] [[خمپاره]] لاله های خونین پیوست. ایمان و اخلاص و تواضع و ایثار و جدیت در کارش زبانزد خاص و عام بود. و با دلی سرشار از عشق به [[اهل بیت]] و پیروی از [[ولایت فقیه]] به راهش ادامه می داد. و لحظه ای شک و تردید به دلش راه نمی داد.&lt;br /&gt;
منبع سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29352&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان گناباد]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF_%DB%8C%D8%B9%D9%82%D9%88%D8%A8%DB%8C</id>
		<title>شهید حمید یعقوبی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF_%DB%8C%D8%B9%D9%82%D9%88%D8%A8%DB%8C"/>
				<updated>2019-05-06T05:41:45Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید  حمید یعقوبی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ تولد : 1342/03/02 &lt;br /&gt;
تاریخ شهادت :  1364/07/08&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت :  نامشخص &lt;br /&gt;
محل آرامگاه : کهگیلویه وبویراحمد - بویراحمد - یاسوج&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 rId4&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگی نامه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
ایشان در تاریخ [[1342/03/02]] در شهر [[تبریز]] چشم به جهان گشود به دنبال نیاز از سوی مسولین کشور به وجود جوانان و رزمندگان در جبهه های نبرد به [[نیروی زمینی ارتش]] جمهوری اسلامی ایران پیوست و پس از طی دوره آموزش‌های مقدماتی و مورد نیاز به لشکر قهرمان 23 (... ) اختصاص یافت و همواره سایر هم‌سنگران خود مشغول دفاع از سرزمین اسلامی مان بود که به دنبال شرکت یگان جمعی خود یعنی تیپ یکم دی عملیات غرب شرکت نمود به علت توسل دشمن در جبهه به فیض [[شهادت]] نائل امد و هم اکنون [[گلزار شهدای تبریز]] به وجود جنازه ی مطهر وی مفتخر است.&lt;br /&gt;
منبع سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29330&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان آذربایجان شرقی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان تبریز]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%DB%8C%D8%B2%D8%AF%DB%8C</id>
		<title>شهید علیرضا یزدی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%DB%8C%D8%B2%D8%AF%DB%8C"/>
				<updated>2019-05-06T05:39:11Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید  علی یزدی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ تولد : 1333/04/19 &lt;br /&gt;
تاریخ شهادت :  1361/01/12&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت :  نامشخص &lt;br /&gt;
محل آرامگاه : قم - شیخان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
rId4&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگی نامه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهید بزرگوار در سال 1336 در یکی از خانواده های مذهبی    و متدین در [[شهر قم]] دیده به جهان گشود.&lt;br /&gt;
با تمام مشکلات و سختی ها تا انجا که توانست ادامه تحصیل دادند.&lt;br /&gt;
تا اینکه لباس مقدس [[سربازی]] را بر تن نمود و خود را برای    دافاع از کیان جمهوری اسلامی ایران آماده نمود.&lt;br /&gt;
بعد از آموزش های لازم به جبهه های جنگ حق علیه باطل شتافت.&lt;br /&gt;
سرانجام در تاریخ [[12/1/1361]] در یکی از عملیاتها به درجه رفیع [[شهادت]] نائل گشت. و به آرزوی دیرینه خویش    که شهادت باشد نائل گشت.&lt;br /&gt;
روحش شاد.&lt;br /&gt;
وصیت نامه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
«بسم الله الرحمن الرحيم»&lt;br /&gt;
وقتی كه بميرم پس از مدتى كه ناقوس مرگ با صداى شوم و تلخش بر بالاى سر من طنين مى افكند و به بهشتيان پيام دهد كه موجودى اين جهان را ترك گفته است تا در دل مدفون گردد.&lt;br /&gt;
بر مرگ من گريه مكن، نه حتى وقتي كه اين اشعار مرا مي خوانى، از دستى كه آنها را نوشته ياد مكن آفتاب زندگى ما هنوز سر بر ؟؟؟ غروب می كند و تاريكى مرگ به آهستگى نزديك می‌شود اكنون از اين خورشيد فروزان بر پيشانى سوزان ما به جز شعاعى فروزان و پريده رنگى كه همچون واپسين دم مختصرى، غمگين است نمی‌تابد.&lt;br /&gt;
سلام بر مرگ نجات بخش آسمانى ؟؟؟ دربار ابديت. هرگز بازوان ترجيح قهر و كين مسلح نگشته، هرگز ديدگان تر، برق آسا و خون خوار و ستيزه‌گر ندرخشيده، هرگز پيشانى تو نشان ستم و خيانت در خود نداشته است تو پيكى هستى كه خداى مهربانت براى ابلاغ مهر و اميد به سوى جهانيان فرستاده، تو راهنمايى هستى كه موجودات جهان را از جاده ظلمانى زندگى دور می‌كنى و به سوى سرچشمه نور و صفاى ابدى پيش می‌برى، هرگز وظيفه تو نابود گرى نيست.&lt;br /&gt;
تو آزادى بخش نوع بشر هستى هنگامي كه ديدگان خسته من از ديدار روشنايى فرو مي ماند قدرت بيكران تو فرا مى رسد و آنها را بر روى آفتابى درخشنده‌تر و با عظمت‌تر مى‌گشايد فرشته اميد بال و پر زنان دستم را مي گيرد و از تنگناى تيره و بدنامى مسخره‌ آميز و مرموز، رهبرى می‌كند.&lt;br /&gt;
پس بيا بيا و بندهايى كه مرا با اين تن ناتوان پيوند می‌دهند بگشاى.&lt;br /&gt;
دريچه‌اى بر اين زندان تاريك كه ازهر سوى مرا در بر گرفته است بگشاى بيا و بال هاى سبكت را به من ببخش تا به سوى سر چشمه نور و صفا پرواز كنم براى چه دير می‌كنى؟ هر چند زودتر از اين وادى تيره كه دنيايش مى‌نامند به در روم و به سوى عالمى مجهول، بدان جايى كه سر آغاز و سرانجام من است بشتابم.&lt;br /&gt;
كه هستم؟&lt;br /&gt;
از كجا آمده‌ام ؟&lt;br /&gt;
براى چه در اين جهان به بند افتاده‌ام ؟&lt;br /&gt;
كه بايد باشم، و كجا بايد بروم؟&lt;br /&gt;
آخر من می‌ميرم و هنوز تولد را ندانستم! نيست می‌شوم و هنوز به هستى پى نبرده‌ام!&lt;br /&gt;
روح من از اعتماد و اميد آكنده است، بدين جهت است كه اكنون در آغاز جوانى با دلى آكنده از درد و غم با يأس عميق و اندوهى بى پايان سر بر بستر مرگ مى‌گذارم، هنوز لبخند مى‌زنم می‌ميرم و با شادمانى بر چهره زندگى تبسم مي كنم در نوك مژگان من قطره اشكى كه يادگار آخرين وداع ماست می‌درخشد و با اين همه از خردمندى همچون كودكان مى گريم؟&lt;br /&gt;
زيرا اندكى بيش به حضور من در آستان تا عظمت خداوندى باقى نمانده است، همه جا هر آغازى با انجامى همراه است همه چيز از مبدأ سرچشمه مي گيرد و به سوى سنت هايى نا معلوم مى‌شتابد و همه چيز روزى پاى به وجود می‌گذارد و روزى ديگر عدم مى پويد ... بدين ترتيب انسان از گهواره تا گور در ميان امواج درياى يأس و بى‌خبرى دست و پا مى‌زند و عاقبت از پاى در مى‌افتد و هنگامى كه قدم در منزلگه گور مى‌نهد مبهوتانه از خود مى پرسد پس براى چه به دنيا آمده‌ام؟ براى چه؟ براى مردن! براى نابود شدن!&lt;br /&gt;
ولى اكنون كه پا به هستى گذارده‌اى بايد يقين بدانى كه وجودت لازم بوده است، هنگامي كه دوران زندگى سر مي رسد و جسمى كه زمانى در حركت بوده است جاودانه در گورى تنگ مسكن مى گزيند، آيا روح همچون عبارتى تيره بر زمين مى نشيند و محو مى‌شود؟ مانند امواج دريا به سوى سرچشمه اى بزرگ و درخشان مى شتابد.&lt;br /&gt;
اى انسان پس از آن كه آخرين آه تو از سينه تفنگت به در آمد و با چشمى اشكبار با آنان كه زمانى دوست مى داشتى وداع جاويدان گفتى و ديدگان خويش را براى هميشه بر هم بگذارى آيا مى‌توانى باز مهر كسى را در دل داشته باشى؟ افسوس كه در اين باره از هيچ كسى به جز او سخنى بر زبان نمی‌رانى! و سؤالى نمى توانى كرد.&lt;br /&gt;
«والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»&lt;br /&gt;
« عليرضا يزدى&lt;br /&gt;
منبع سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29310&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان قم]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان قم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1_%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87</id>
		<title>شهیداکبر یاسین زاده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1_%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87"/>
				<updated>2019-05-05T15:05:27Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[شهیداکبر یاسین زاده]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تاریخ تولد : 1336/01/26]] &lt;br /&gt;
[[تاریخ شهادت :  1360/09/09]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت :  نامشخص &lt;br /&gt;
محل آرامگاه : آذربایجان شرقی - آذرشهر - ینگجه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 rId4&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگی نامه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسمة تعالی&lt;br /&gt;
در اسلام واژه ای است که قداست خاصی دارد اگر کسی به مفاهیم اسلامی آشنا باشد احساس میکند هاله یا از نور این کلمه را فرا گرفته و آن کلمه [[شهید]] است. شهید مطهری&lt;br /&gt;
شهید اکبر یاسین زاده یکی از قهرمانان میدان نبرد حق در تاریخ 1336/01/26 در شهر تبریز چشم به دنیا گشود به دنبال نیاز از سوی مسئولین کشور به وجود جوانان و رزمندگان در جبهه های نبرد به [[نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران]] پیوست و پس از طی دوره آموزش های مقدماتی و مورد نیاز به [[لشگر قهرمان 16 زرهی]] اختصاص یافت و همراه سایر همسنگران خود مشغول دفاع از سرزمین اسلامیمان بود که به دنبال شرکت یگان جمعی خود یعنی تیپ 2 در عملیات جنوب کشور به علت توسط دشمن در جبهه به فیض [[شهادت]] نائل آمد و هم اکنون گلزار شهدای آذر شهر به وجود جنازه مطهر وی مفتخر است.&lt;br /&gt;
منبع سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29184&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان آذربایجان شرقی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان آذرشهر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AC%DB%8C%D8%AF_%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA%DB%8C</id>
		<title>شهید مجید یاقوتی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AC%DB%8C%D8%AF_%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA%DB%8C"/>
				<updated>2019-05-05T15:02:20Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[شهیدمجید یاقوتی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تاریخ تولد : 1343/09/01]] &lt;br /&gt;
[[تاریخ شهادت :  1365/01/07]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت :  نامشخص &lt;br /&gt;
محل آرامگاه : خراسان رضوی - مشهد - خواجه اباصلت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 rId4&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگی نامه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهید مجید یاقوتی در سال 1343 در روستای جعفر آباد قوچان در خانه ای محقر چشم به جهان گشود. وی کودکی مهربان بخشنده و باهوش بود. دوران تحصیلی ابتدایی را در روستا به پایان رساند و در ضمن تحصیل با وجود سن اندکی که داشت ایام تعطیلات را همراه پدر کار میکرد. چون علاقه وافری به تحصیل داشت و از رتبه خوبی نیز برخوردار بود اینجانب که در شهر مشغول به تحصیل بودم وی را پیش خودم بردم و ادامه تحصیل داد و دوران تحصیلات او به پایان رسید و بعد از اخذ مدرک دیپلم بلافاصله به خدمت جهاد سازندگی قوچان درآمد. [[شهید]] قبل از پیروزی انقلاب اعلامیه های امام را پخش می کرد. در دوران بعد از انقلاب نیز چه در دوران تحصیل در هنرستان و چه بعد از گرفتن دیپلم در امر برق رسانی توسط برادران جهادی به روستا میرفت.&lt;br /&gt;
شهید یاقوتی مدتی که در جهاد سازندگی قوچان و مشهد خدمت میکرد این مقدار فعالیت را کافی ندانشت و به مدت 2 ماه در امر بازسازی روستاهای [[دشت آزادگان]] به جبهه عزیمت نمود و بعد از آن به [[خدمت مقدس سربازی]] رفت. دوران خدمت وظیفه را تماماً در جبهه های غرب و جنوب بود. آخرین باری که به مرخصی آمد مدارک لازم را برای کارت پایان خدمت آماده نمود. چون 45 روز دیگر از خدمتش بیشتر باقی نمانده بود آخرین صحبتش این بود که ما گفتیم مجید از خدمتت چیزی باقی نمانده مواظب خودت باش [[شهید]] نشوی و او خندید و گفت این سعادت نصیب ما نمیشود. ما کجا و [[شهادت]] کجا. برای آخرین بار از ما خداحافظی کرد و رفت. محل [[شهادت]] شهید جبهه [[کوشک]] بود و نحوه آن به علت نقص فنی توپ [[خمپاره 120]] خودشان بود که در اثر انهدام آن سه نفر از خدمه آن از جمله شهید یاقوتی به [[شهادت]] میرسند. و گویا بنا به اظهار یکی از دوستانش که به مرخصی آمدو و به منزل ما آمد [[توپ خمپاره]] از قبل معیوب بوده و ترک داشته و بارها به فرمانده خود گفته بودند که توپ را عوض کند ولی متأسفانه از همان توپ استفاده میکردند و من واقعاً نمیدانم گناه این بی احتیاطی به گردن کیست. آیا جان سه جوان ارزش یک خمپاره را ندارد؟ آخر چرا باید سرباز جمهوری اسلامی توسط سلاح خودش به [[شهادت]] برسد؟&lt;br /&gt;
و اما پیام من به عنوان برادر شهید به امت شهید پرورمان این است که جبهه را خالی نگذارند و در پشت جبهه جمهوری اسلامی را یاری کنند و از خواهران تقاضا دارم حجاب اسلامی را رعایت کنند تا وقتی یک رزمنده از جبهه برمیگردد با دیدن وضع بی حجابی در شهر مأیوس نشود که ببیند چگونه خون شهدا را بی اهمیت میشمارند و هیچ توجه به آن ندارند.&lt;br /&gt;
منبع سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29191&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان مشهد]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D9%85_%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA_%D9%81%D8%A7%D9%85</id>
		<title>شهید جاسم یاقوت فام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D9%85_%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA_%D9%81%D8%A7%D9%85"/>
				<updated>2019-05-05T14:59:53Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[شهیدجاسم یاقوت فام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تاریخ تولد : 1361/06/30]] &lt;br /&gt;
[[تاریخ شهادت :  1360/10/16]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت :  [[شوش دانیال]] &lt;br /&gt;
محل آرامگاه : شیخان شهر قم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 rId4&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
علت اینکه [[شهید]] مورد سوال و جواب واقع نمیشود این است که هنگامیکه [[شهید]] در زیر برق شمشیر که بالای سرش بود آزمایش خوبی انجام داد و پیشاپیش پاسخ همه پرسشها را برده است. رسول اکرم (ص)&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
از شهدای والا مقام جنگ تحمیلی مستکبران بر کشور اسلامیمان شهید سرباز وظیفه جاسم است این [[شهید]] در تاریخ 1339/03/09 متولد یافته و از اهالی [[خرمشهر]] می باشد پدر بزرگوارش محمد نیز از مسلمانان متعهد آن منطقه می باشد این [[شهید]] بلافاصله از زمانی که جراید اعلام گردید که متولدین 1339/03/09 به خدمت احضار شوند شتابان و با علاقه خود را معرفی نمود و بعد از سه ماه آموزش در رسته پیاده به جبهه اعزام گردید چون مهارت و شجاعت از خود نشان میداد مورد توجه فرمانده مربوطه اش بود در جبهه [[شوش]] رو درروی دشمن بعثی با روحیه ایثارگری و روح والایی که داشت همچنان به رزم بی امان خود ادامه داد تا اینکه در همین راه در اعتلای کلمه طیبه لا اله الا الله جان شیرین خود را در طبق اخلاص قرار داد قبر مطهر این [[شهید]] در گلستان شهدای خرمشهر مایه خیر و برکت آن دیار می باشد&lt;br /&gt;
منبع سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29189&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان قم]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان قم]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C</id>
		<title>شهیدامیرحسین یحیایی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C"/>
				<updated>2019-05-05T14:58:10Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[شهیدامیرحسین یحیایی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تاریخ تولد : 1341/04/23]] &lt;br /&gt;
[[تاریخ شهادت :  1361/11/02]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت :  نامشخص &lt;br /&gt;
محل آرامگاه : مرکزی - خنداب - ادشته&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 rId4&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وصیت نامه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
با درود به آنكه به من جان داد كه در راه اسلام فداكنم و سلام بر سرور شهيدان حسين ابن على و با سلام به رهبر عظيم الاشئان [[امام خمينى]] اينجانب [[سرباز وظيفه]] امير حسين كيايى وصيت نامه خود را به شرح زير اعلام ميدارم مادرم بخود ببال و افتخار كن كه يگانه فرزندت را در راه خدادادى وهمچون مادرى شير دل و صبور باش و لباس نوپوش و شادى كن و بر مزارم شيرينى تقسيم كن چون وقت ندارم درشب زفاف و دامادى من گريه كنند مادرم خواهرنم را جمع كن و شادى كنيد براى من گريه‌نكنيد و اما خواهران و برادرم كه بعد از نبودن پدرم برايم پدرى كردند دايه اى مهربان وبرايم دلسوز بودند و از شما خجالت دارم چون شما بسيار زحمت مرا كشيده ايد و برايم ؟؟؟ داشتيد و مرا همچون فرزند خويش زير بالتان قرار داديد ( برايم گريه نكنيد ) براى من شادى كنيد لباسهاى نو بپوشيد زهرا خواهرم تنها برادرت داماد شد دامادى كه خلعت دامادى كفنش و حناى عروسيش خون جمله زفافش صبر و چه عروسى بهتر از اين جوانى چون قاسم ابن الحسن عروسى كند اميدوارم كه برادر خوبى براى خواهرانم و برادرم و مادرم لايق بوده باشم مادرم و خواهرانم در آخرين حرفهايم ميگويم كه براى من گريه نكنيد كه روح من عذاب ميكشد بخنديد شادى كنيد و شاد باشيد و شيرينى تقسيم كنيد كه آرزويم بر آورده شد يعنى داماد شدم و افتخار كنيد كه پسرتان را در راه اسلام و براى خدا داديد ديگر حرفى ندارم و آرزوى پيروزى و موفقيت براى همه شما دارم و در مرحله اول جنگ را فراموش نكنيد خدا حافظ مادر مهربانم برادرم على لباس نو بپوشيد و همچنين خواهر زاده هايم رضا و احمد لباس نو بپوشيد و بر مزارم گريه نكنيد لباس سياه هم نميخواهد بپوشيد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29216&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان مرکزی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان خنداب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%84%DB%8C_%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%85_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D9%85%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF_%D8%B3%D8%A7%D9%841337</id>
		<title>شهیدبایرامعلی یتیم زاده متولد سال1337</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%84%DB%8C_%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%85_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87_%D9%85%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF_%D8%B3%D8%A7%D9%841337"/>
				<updated>2019-05-05T14:56:49Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[شهیدبایرامعلی یتیم زاده]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تاریخ تولد : 1337/08/01]] &lt;br /&gt;
[[تاریخ شهادت :  1362/12/15]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت :  نامشخص &lt;br /&gt;
محل آرامگاه : آذربایجان شرقی - شبستر - چهرگان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 rId4&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهيد بايرامعلي يتيم زاده نیز يكي از پاك نهاداني بود كه در سال 1337 در روستاي مهركان از توابع شبستر به دنيا آمد. همزمان با كار در مزرعه، دوره دبستان را به پايان رساند و سپس براي گذراندن دوره ي دبيرستان، راهي اروميه شد. در آنجا تا سوم متوسطه ادامه تحصيل داد. در سال 1356 به استخدام هوانيروز درآمد. در سال 1357 همزمان با پرسنل وفادار به امام، در تظاهرات و راهپيمايي هاي ضدطاغوت شركت كرد. در بحبوحه ي انقلاب كه نظاميان وابسته جرأت خارج شدن از خانه خود را نداشتند، او در مجالس مذهبي شركت مي كرد.&lt;br /&gt;
يكي از همسايگان [[شهيد]] ميگويد‌: من تعجب مي كردم كه يك ارتشي چگونه اوقات فراغت خود را در مساجد و مجالس مذهبي مي گذراند. من بارها او را در تظاهرات ضد شاه ديده بودم و همواره به داشتن چنين همسايه ي متعهدي مباهات مي   كردم.&lt;br /&gt;
شهيد بايرامعلي روحيه بسيار قوي و فعالي داشت و براي زندگي خود معيارهايي برگزيده بود كه تا آخرين لحظات عمرش به آن وفادار ماند. در كارها پشتكار داشت و از نظر اخلاقی نيز فردي خوش   خلق بود و بعد از انقلاب رفتارش خيلي بهتر هم شد. او عاشق امام بود و هميشه آرزو داشت كه يك روز به ملاقات رهبرش برود.&lt;br /&gt;
براي پدر و مادرش احترام خاصي قائل بود و هميشه از سفارشات آنان پيروي ميكرد. با پيروزي انقلاب اسلامي فعاليت خود را بيشتر كرد. او در مأموريت ها شركت مي كرد. عاشق جبهه   هاي نور عليه ظلمت بود و هميشه به دوستانش میگفت: ‌من مجردم و شما متأهل. خانواده هايتان به سرپرستي شما نياز دارند؛ ولي من فرصت بيشتري دارم و مي توانم به مأموريت بروم.&lt;br /&gt;
شهيد بايرامعلي یکی از سرداران منطقه ی آذربایجان که خود را سرباز امام قلمداد می کرد، با عشق به خدا و دين خدا راهي منطقه جنوب کشور و [[جزیره مجنون]] که جزو مناطق استحفاظی تیپ یکم لشکر 21 حمزه بود اعزام و با رزم بی امان خود در آن منطقه جنوب کشور غیرت دینی و انقلابی خود را به اثبات رساند. سرانجام در تاريخ 1362/12/15 به سوي خدا شتافت و به زيارت معشوق نائل گرديد. پيكر مطهرش را به روستاي چهرگان بردند و به درخواست خودش در كنار يكي از شهداي پاسدار به خاك سپرده شد.&lt;br /&gt;
خاطرات&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 خاطره ای از زبان برادر شهید&lt;br /&gt;
چند روز قبل از شهادتش به ده آمد و در آن موقع يكي از برادران پاسدار ده [[شهيد]] شده بود. او با ديدن اين منظره، به يكي از هم ولايتي هاي خود گفته بود، كاش من هم [[شهيد]] مي   شدم.&lt;br /&gt;
برادرم به علت آشنايي کامل با [[جزيره مجنون]] ، بيشتر به آن منطقه اعزام مي شد. يك بار سؤال كردم: چرا اين همه به مأموريت مي   روي؟ در جواب گفت: دوست دارم [[شهيد]] شوم و به سعادت ابدي برسم.&lt;br /&gt;
پيش از رفتن به آخرين مأموريت، چهره روحاني داشت. انگار مي   دانست كه به سفر ابدي، و به ديدار حق مي   رود.&lt;br /&gt;
منبع سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29213&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان آذربایجان شرقی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان شبستر]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B1_%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86</id>
		<title>شهید جهانگیر یاسریان</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B1_%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86"/>
				<updated>2019-05-05T14:53:48Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[شهیدجهانگیر یاسریان]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تاریخ تولد : 1330/04/13]] &lt;br /&gt;
[[تاریخ شهادت :  1361/10/08]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت :  نامشخص &lt;br /&gt;
محل آرامگاه : تهران - بهشت زهرا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 rId4&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شما مردم دلیر و آگاه سرمشقی هستید برای ملت های زیر سلطه، باید بدانید که در میدانی قدم گذاشته اید که مشکلات بسیاری خواهد بود. امام خمینی (قدس سره)&lt;br /&gt;
شهید [[سروان]] جهانگیر یاسریان، عاشقی دیگر از کاروان عشق و ملکوت است. این سوداگر عشق در تاریخ 1330/04/13 در تهران در یکی از دیگر خانواده های پاک و مؤمن آن خطه چشم به جهان گشود. تحصیلات خود را تا دوره متوسطه در همان وادی گذراند و به خاطر علاقه وافری که به دفاع از میهن اسلامیمان داشت در سال 1353 راه خود را انتخاب نموده و به استخدام ارتش جمهوری اسلامی ایران درآمد و بلافاصله آموزش های نظامی خود را در دانشگده مرائهن شروع و پس از یک سال به درجه گروهبان دومی نائل گردید.&lt;br /&gt;
شهید یاسریان از عاشقان [[حضرت امام خمینی]] بود و فرمان ایشان را مطاع می دانست. او در نقاط و مناطق مختلفی خدمت نمود. آخرین یگان خدمتی او کد عملیاتی لشکر 21 حمزه، مستقر در منطقه بود. در عملیات افتخار آفرینی بر علیه دشمن بعثی عراق در تاریخ 1361/10/08 در همان منطقه جنوب کشور به علت تیر مستقیم دشمن عشق خود را اثبات نمود و گرانبهاترین هدیه خود، یعنی جانش را فدای معشوقش نمود. خاک قبرش در تهران توتیای چشم دوستاران و نزدیکانش است.&lt;br /&gt;
منبع سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29178&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان تهران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان تهران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86_%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C</id>
		<title>شهید محسن یاوری</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86_%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C"/>
				<updated>2019-05-05T14:52:15Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[شهیدمحسن یاوری]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تاریخ تولد : 1347/05/25]] &lt;br /&gt;
[[تاریخ شهادت :  1366/02/25]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت :  نامشخص &lt;br /&gt;
محل آرامگاه : شهرستان های استان تهران - اسلامشهر - امامزاده عباس&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 rId4&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
  شهید بزرگوار در سال 1347 در شهر تهران و از خانواده‌ای مؤمن و متدین دیده به جهان گشود. سال‌های ابتدایی زندگی را در آغوش گرم خانواده سپری کرد و با رسیدن به سن واجبالتعلیم وارد مدرسه شد. وی به دلیل رشد و نمو در خانواده‌ای با ایمان از انفوان کودکی با مفاهیم اسلامی آشنا شده بود و به سبب همین امر از روحیه‌ای خداجو و حق‌طلب برخوردار گردید. وی با رسیدن به سنین جوانی در دوران جنگ راهی خدمت مقدس سربازی شد تا دِین خویش را به شهدا و مام وطن ادا کند. ایشان سرانجام در تاریخ 25/02/1366 در حین نبرد برای بیرون راندن دشمن از خاک کشور شربت شهادت را گوارا نوشید و به دیدار معبود شتافت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29205&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان تهران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان تهران]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D8%B5%D9%81%D8%A7</id>
		<title>شهیدحسین نیکوگفتار صفا</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%DA%AF%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D8%B5%D9%81%D8%A7"/>
				<updated>2019-05-05T14:41:36Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[شهیدحسین نیکوگفتارصفا]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تاریخ تولد : 1347/06/02]] &lt;br /&gt;
[[تاریخ شهادت :  1366/10/16]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت :  نامشخص &lt;br /&gt;
محل آرامگاه : شهرستان های استان تهران - قدس - حسن ابادخالصه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 rId5&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهيد نيكوگفتار صفا، فرزند قاسم در سال 1348 در تهران و خانواده‌اي مذهبي چشم به جهان گشود. دوران كودكي خود را با مظلوميت خاصي پشت سر گذاشت و در هفت سالگي به مدرسه رفت و چون به درس و مشق علاقه نداشت تا اول راهنمايي بيشتر ادامه نداد و سپس وارد بازار كار شد و در شركت مهريا در جاده آبعلي مشغول كار شد و بعد در حالي كه هنوز مجرد بود از پادگان 06 ارتش به جبهه اعزام و حدود 6 ماه در جبهه بود و مسئوليت وي در جبهه خمپاره انداز بود، سرانجام در يك عمليات، بر اثر انفجار مين در [[قصرشيرين]] به درجه [[شهادت]] نائل گرديد و اين [[شهيد]] بزرگوار و گرانقدر را در شهريار به خاك سپردند.&lt;br /&gt;
    &lt;br /&gt;
 نكات برجسته در زندگي [[شهيد]] :&lt;br /&gt;
الف) فعاليت هاي مهم عبادي و معنوي:&lt;br /&gt;
گرفتن روزه‌هايش به طور، خواندن نمازها در اول وقت و راز و نياز با پروردگار.&lt;br /&gt;
ب) فعاليت هاي مهم سياسي و اجتماعي:&lt;br /&gt;
شركت در تظاهرات، پخش اعلاميه‌هاي امام به همراه دوستان، رفتن به نمازجمعه.&lt;br /&gt;
ج) ويژگي هاي بارز اخلاقي:&lt;br /&gt;
 بسيار مهربان و دلسوز، علاقمند ياري رساندن به ديگران، داراي قلبي رئوف و با گذشت.&lt;br /&gt;
منبع سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/28455&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان تهران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان قدس]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%DB%8C%DB%8C</id>
		<title>شهید حمیدرضا نیکویی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%DB%8C%DB%8C"/>
				<updated>2019-05-05T14:39:52Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[شهیدحمیدرضا نیکویی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تاریخ تولد : 1346/12/22]] &lt;br /&gt;
[[تاریخ شهادت :  1366/09/17]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت :  نامشخص &lt;br /&gt;
محل آرامگاه : خراسان رضوی - قوچان - باغ بهشت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 rId5&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهید حمیدرضا نیکویی از دوران کودکی در دبستان پسرانه همامی به تحصیل مشغول شد و دوره ابتدایی را در آنجا تمام کرد و بعد از یک سال شبانه در روستا مدرک ششم ابتدایی خود را گرفت.&lt;br /&gt;
خانواده این [[شهید]] کشاورزی ساده بود و به هیچکسس زیانی از این خانواده نرسید.&lt;br /&gt;
جوانی ساده و آرام، محجوب و صبور و غیرتمند بود. برخلاف اصرار دیگران که [[خدمت سربازی]] را ترک کند، او میگفت این کار با اخلاق من سازگار نیست. شهید حمیدرضا نیکویی جوانی جان فدا در راه مقدسات خود بود.&lt;br /&gt;
او همواره درباره ضد انقلاب میگفت افرادی بیفکر و فاسد اجتماع هستند و نباید با آنها معاشرت کرد. او میگفت جهان نمیتواند ببیند که ما انقلاب کرده ایم چه برسد به صدام که جنگ را به ما تحمیل مرد.&lt;br /&gt;
او از اولین روزهای اعزام به جبهه جنگ به [[اندیمشک]] اعزام شد و در همانجا هم شهید شد.&lt;br /&gt;
به فعالیتهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی عقیده ای استوار داشت.&lt;br /&gt;
بعد از انقلاب آنچنان از نظر فکری روشن شده بود که هیچکس باور نمیکرد.&lt;br /&gt;
او همیشه میخواست در عملیاتها و حملات جبهه شرکت کند اما منطقه خدمت او با خط مقدم جبهه فاصله زیادی داشت و او هرگز موفق به حمله در خط مقدم نشد.&lt;br /&gt;
آخرین باری که او از خدمت سربازی مراجعه میکرد ساکت بود گویی که میدانست آخرین دیدار او با خانواده اش است.&lt;br /&gt;
سرانجام در محل استقرار خود در محل درمانگاه پزشکی جبهه های حق علیه باطل در برابر حمله هوایی دشمن [[شهید]] شد.&lt;br /&gt;
از بدو کودکی انسانی آرام و ساکت و گوشه گیر بود و به کوهنوردی علاقه بسیار داشت. رابطه اش با خانواده آنقدر خوب بود که هرگز از او ناراحتی دیده نمیشد. همیشه در دل مردم جا داشت و دیگران به اندازه ای او را دوست داشتند که شیفته رفتار او بودند.&lt;br /&gt;
جوانی آرام و خونگرم و مهربان و اجتماعی بود. چه قبل و چه بعد از انقلاب و پس از [[شهادت]] نیز از آنجا که در دل اطرافیان جا داشت همه نسبت به [[شهادت]] او متأثر و غمگین شدند.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/28461 سایت شهدای ارتش]&amp;lt;/ref&amp;gt;  &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان قوچان]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%A7%D9%85</id>
		<title>شهید تقی نیکنام</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%AA%D9%82%DB%8C_%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%A7%D9%85"/>
				<updated>2019-05-05T14:37:24Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[شهیدتقی‌نیکنام]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تاریخ تولد : 1340/01/07]] &lt;br /&gt;
[[تاریخ شهادت :  1360/09/08]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت :  نامشخص &lt;br /&gt;
محل آرامگاه : آذربایجان شرقی - سراب - داراب&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 rId5&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وصیت نامه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
قسمتى از وصیت نامه شهید تقى نیكنام فرزند سیفعلى از روستاى داراب شهرستان سراب&lt;br /&gt;
مادر جان من می‌روم و [[شهید]] خواهم شد و بر نخواهم گشت و آخرین وداع من با شما است.ومن فداى امام حسین (ع ) و على اكبر خواهد شد.&lt;br /&gt;
و بعدا&amp;quot;بتول مادرش: كه گویا آخرین بار رفتن بو یك پیراهن و دستما ل مشكى خرید و گفت كه مادر جان این سیاهى امام حسین و على اكبر است و سزاوار است كه من با همین لباسهاى مشكى به شهادت نائل آیم و قربانى آنها بشوم كه رفت بر نگشت مگر جنازه ءپاره پاره شده اش برین خون شهید تقى نیكنام در عملیات آزاد سازى منطقه ء شبستان (عملیات طریق القدس) در مورخه 9 /9/ 1360 به درجه رفیع [[شهادت]] نائل گشت.%&lt;br /&gt;
شهیدان زنده اند ا...اكبر به خون آغشته اند ا...اكبر&lt;br /&gt;
چه كنم كه چاره ندارم كه فلك كرده جدا از كدام غنچه بچینم كه دهد بوى تو را&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/28439 سایت شهدای ارتش]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان آذربایجان شرقی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان سراب]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1_%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C</id>
		<title>شهید محمدباقر نیکویی سراوانی</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1_%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%DB%8C%DB%8C_%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C"/>
				<updated>2019-05-05T14:34:53Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[شهیدمحمدباقرنیکویی‌سراوانی]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تاریخ تولد : 1339/12/09]] &lt;br /&gt;
[[تاریخ شهادت :  1361/09/25]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت :  نامشخص &lt;br /&gt;
محل آرامگاه : گیلان - رشت - امامزاده هاشم&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 rId5&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهید محمد باقر نیکویی در سال 1339 در خانواده ای روستایی در شهرستان رشت، بخش سنگر، روستای سراوان به دنیا آمد. دوران ابتدایی مدرسه را در مدرسه دولتی سراوان گذراند. بعد از آن در کارهای کشاورزی به خانواده اش یاری می رساند. او در مسجد آقا سید فاطمه سراوان در ماه های محرم و صفر فعالیت می کرد. با وجود اصرار خانواده برای نرفتن به سربازی او مخفیانه در سال 1360 از ژاندارمری خیابان شالکوه برگه اعزام گرفت و بعد از آموزشی از طرف [[ارتش]] به منطقه سرد کوهستان اعزام شد. او که تنها پسر خانواده بود. بسیار مورد توجه واقع می شد.&lt;br /&gt;
سرانجام شهید نیکویی در تاریخ 1361/09/25 در درگیری با منافقین کومله بر اثر اصابت تیر به [[شهادت]] رسید. مزار این [[شهید]] گرامی در امامزاده هاشم شهرستان رشت واقع شده است.&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/28469 سایت شهدای ارتش]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان گیلان]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان رشت]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%D9%81%D8%B7%D8%B1%D8%AA</id>
		<title>شهید محمدمهدی نیکوفطرت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%D9%81%D8%B7%D8%B1%D8%AA"/>
				<updated>2019-05-05T14:31:02Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[شهیدمحمدمهدی‌نیکوفطرت]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تاریخ تولد : 1339/12/04]] &lt;br /&gt;
[[تاریخ شهادت :  1368/09/09]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت :  نامشخص &lt;br /&gt;
محل آرامگاه : خراسان رضوی - مشهد - خواجه ربیع&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
 rId5&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهید [[استوار یکم]] مهدی نیکو عاشقی دیگر از کاروان عشق به ملکوت ‌خداوند است. این سوداگر عشق در یکی از خانواده‌های پاک و مؤمن چشم به جهان گشود. تحصیلات خود را تا مقطع ابتدایی گذراند و بخاطر علاقه وافری که به دفاع از میهن اسلامی داشت راه و هدف خود را خدمت به انقلاب و اسلام تعیین نمود. او پس از استخدام در [[ارتش جمهوری اسلامی ایران]] در کسوت سربازی خدمت به کشور و انقلاب را آغاز نمود. بلافاصله آموزش‌های نظامی خود را با نهایت دقت و جدیت سپری و در یگان مخابرات مشغول به خدمت گردید. در زمان انقلاب فعالیت‌های ضد رژیمی زیادی جهت پیروزی انقلاب از خود نشان داد. در اکثر تظاهرات و اجتماعات شرکت می‌نمود. از عاشقان [[حضرت امام خمینی]] بود و فرمان ایشان را مطاع می‌دانست. با رخداد حمله‌ی ارتش تا بن دندان مسلح رژیم بعث [[عراق]] به ایران قریب به مدت 78 ماه در جبهه‌های حق علیه باطل حضوری فعال داشت و در عملیات‌‌های بسیاری شرکت نمود. سرانجام در حین رفتن به مرخصی بر اثر تصادف اتوبوس به درجه‌ی رفیع [[شهادت]] نائل آمد و گرانبهاترین دارائی خود، یعنی جانش را فدای معشوق خود نمود .&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/28447 سایت شهدای ارتش]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان مشهد]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%D8%AE%D8%B5%D9%84%D8%AA</id>
		<title>شهید محمدابراهیم نیکوخصلت</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85_%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%D8%AE%D8%B5%D9%84%D8%AA"/>
				<updated>2019-05-05T14:29:13Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;[[شهید‌محمدابراهیم‌نیکوخصلت]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
[[تاریخ تولد : 1340/11/01]] &lt;br /&gt;
[[تاریخ شهادت :  1361/01/02]]&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت :  نامشخص &lt;br /&gt;
محل آرامگاه : خراسان رضوی - مشهد - بهشت رضا&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وصیت نامه==&lt;br /&gt;
(به نام خداوند بخشنده مهربان و درهم كوبنده ستمگران)&lt;br /&gt;
وصیت نامه&lt;br /&gt;
هم اكنون به جبهه حق و باطل می رویم تا با این كافران بجنگیم و مسئولیت خطیرى در پیش داریم. ما در برابر 35 میلیون جمعیت مسلمان ایران مسئول هستیم و به گفته اماممان خمینى كبیر با یك دست سلاح را و با دست دیگر قرآن را برگیریم و چنان از شرافت خود دفاع خواهیم كرد و تا آخرین قطره خون خود خواهیم جنگید. اگر ما [[شهید]] شدیم به پدر و مادرم بگویید كه براى من جشن بگیرند كه ما از میان مرگ ها همین [[شهادت]] را انتخاب كرده‌ایم. ان شاء الله .&lt;br /&gt;
خدایا! به خاطر تو به جبهه آمدیم و به خاطر تو مى‌جنگیم .&amp;lt;ref&amp;gt;[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/28444 سایت شهذای ارتش]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==پانویس==&lt;br /&gt;
&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان مشهد]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%AA%D8%B1%DA%A9%D9%85%D9%86_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87</id>
		<title>شهید مهدی ترکمن زاده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%AA%D8%B1%DA%A9%D9%85%D9%86_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87"/>
				<updated>2019-05-02T09:26:24Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید مهدی ترکمن زاده&lt;br /&gt;
تاریخ تولد :1346/10/02&lt;br /&gt;
تاریخ شهادت : 1366/06/26&lt;br /&gt;
محل شهادت : نامشخص&lt;br /&gt;
محل آرامگاه :خراسان رضوی - تربت حیدریه - بهشت عسگری&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وصیت نامه==&lt;br /&gt;
بسمه تعالی فرازهائي از وصيت‌نامه روحاني شهيد توکلي شهادت مي‌دهم که جمهوري اسلامي ايران به رهبري امام بزرگوار، نعمت بزرگ خداوندِ سبحان حق است. اينک که دشمنان قسم خورده ما از همه‌ی عالم دست‌به‌دست هم داده‌اند تا جمهوري اسلامي را ساقط کنند، بر ما است که تا سرحد جان‌فشاني از تلاش در راه حفظ اسلام و قرآن دريغ نورزيم و مضايقه‌اي نکنيم. برادران و خواهران، درست است که اگر همه‌ی ما از حرکت باز‌ايستيم خداي بزرگ دين مقدسش را به هر نحوي از انحاء حفظ کرده و خواهد نمود، اما مسئله اينجا است که ما بايد كاري كنيم كه از قافله عقب نمانيم. برادران خواهران و کليه کساني که مرا مي‌شناسيد، بدانيد که بنده با اختيار و ارادهی خود اين راه را انتخاب نمودم که اين انتخاب فقط و فقط با عنايات و هدايت خداوند کريم بوده است که ان الله يهدي من يشاء.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع:سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/42053&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان تربت حیدریه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%AA%D8%B1%DA%A9%D9%85%D9%86_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87</id>
		<title>شهید مهدی ترکمن زاده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%AA%D8%B1%DA%A9%D9%85%D9%86_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87"/>
				<updated>2019-05-02T09:25:16Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید مهدی ترکمن زاده&lt;br /&gt;
تاریخ تولد :1346/10/02&lt;br /&gt;
تاریخ شهادت : 1366/06/26&lt;br /&gt;
محل شهادت : نامشخص&lt;br /&gt;
محل آرامگاه :خراسان رضوی - تربت حیدریه - بهشت عسگری&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وصیت نامه==&lt;br /&gt;
بسمه تعالی فرازهائي از وصيت‌نامه روحاني شهيد توکلي شهادت مي‌دهم که جمهوري اسلامي ايران به رهبري امام بزرگوار، نعمت بزرگ خداوندِ سبحان حق است. اينک که دشمنان قسم خورده ما از همه‌ی عالم دست‌به‌دست هم داده‌اند تا جمهوري اسلامي را ساقط کنند، بر ما است که تا سرحد جان‌فشاني از تلاش در راه حفظ اسلام و قرآن دريغ نورزيم و مضايقه‌اي نکنيم. برادران و خواهران، درست است که اگر همه‌ی ما از حرکت باز‌ايستيم خداي بزرگ دين مقدسش را به هر نحوي از انحاء حفظ کرده و خواهد نمود، اما مسئله اينجا است که ما بايد كاري كنيم كه از قافله عقب نمانيم. برادران خواهران و کليه کساني که مرا مي‌شناسيد، بدانيد که بنده با اختيار و ارادهی خود اين راه را انتخاب نمودم که اين انتخاب فقط و فقط با عنايات و هدايت خداوند کريم بوده است که ان الله يهدي من يشاء.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع:سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/42053&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان خراسان‌ رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان تربت حیدریه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%AA%D8%B1%DA%A9%D9%85%D9%86_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87</id>
		<title>شهید مهدی ترکمن زاده</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%AA%D8%B1%DA%A9%D9%85%D9%86_%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87"/>
				<updated>2019-05-02T09:24:20Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید مهدی ترکمن زاده&lt;br /&gt;
تاریخ تولد :1346/10/02&lt;br /&gt;
تاریخ شهادت : 1366/06/26&lt;br /&gt;
محل شهادت : نامشخص&lt;br /&gt;
محل آرامگاه :خراسان رضوی - تربت حیدریه - بهشت عسگری&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==وصیت نامه==&lt;br /&gt;
بسمه تعالی فرازهائي از وصيت‌نامه روحاني شهيد توکلي شهادت مي‌دهم که جمهوري اسلامي ايران به رهبري امام بزرگوار، نعمت بزرگ خداوندِ سبحان حق است. اينک که دشمنان قسم خورده ما از همه‌ی عالم دست‌به‌دست هم داده‌اند تا جمهوري اسلامي را ساقط کنند، بر ما است که تا سرحد جان‌فشاني از تلاش در راه حفظ اسلام و قرآن دريغ نورزيم و مضايقه‌اي نکنيم. برادران و خواهران، درست است که اگر همه‌ی ما از حرکت باز‌ايستيم خداي بزرگ دين مقدسش را به هر نحوي از انحاء حفظ کرده و خواهد نمود، اما مسئله اينجا است که ما بايد كاري كنيم كه از قافله عقب نمانيم. برادران خواهران و کليه کساني که مرا مي‌شناسيد، بدانيد که بنده با اختيار و ارادهی خود اين راه را انتخاب نمودم که اين انتخاب فقط و فقط با عنايات و هدايت خداوند کريم بوده است که ان الله يهدي من يشاء.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع:سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/42053&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان خراسان‌رضوی]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان تربت حیدریه]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%BA%D9%84%D8%A7%D9%85_%D9%BE%D9%88%D8%B1</id>
		<title>شهید حسین غلام پور</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%BA%D9%84%D8%A7%D9%85_%D9%BE%D9%88%D8%B1"/>
				<updated>2019-05-02T09:22:23Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شهید حسین غلام پور&lt;br /&gt;
تاریخ تولد :1346/08/29&lt;br /&gt;
تاریخ شهادت : 1366/05/19&lt;br /&gt;
محل شهادت : نامشخص&lt;br /&gt;
محل آرامگاه :شهرستان های استان تهران - دماوند - بهشت رقیه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگی نامه==&lt;br /&gt;
شهيد حسين غلامپور در تاريخ، 1346/8/29 در شهرستان دماوند، در خانواده اي مذهبي ديده به جهان گشود. در سن 7 سالگي به مدرسه رفت و تا سوم راهنمايي را در دماوند مشغول به تحصيل بود تا اين که به علت مشکلات اقتصادي و کمک به وضعيت خانواده مجبور به ترک تحصيل شد.&lt;br /&gt;
اين شهيد عزيز، به دليل علاقه زياد به خدمت مقدس سربازي هنوز به سن مشموليت نرسيده بود که به استقبال خدمت سربازي رفت و لباس مقدس آن را پوشيد، 3 ماه در کرمان جهت دوره ي آموزشي و 19 ماه در جبهه هاي حق عليه باطل انجام وظيفه نمود و بالاخره در عمليات کربلاي 6 در منطقه سومار در دي ماه سال 1365 از ناحيه پا مجروح گرديد و پس از 2 ماه استراحت مجدداً با روحيه اي قوي تر از قبل دوباره به جبهه رفت و در تاريخ، 1366/05/18 در منطقه ميمک به درجه رفيع شهادت نائل آمد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع:سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/42196&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان تهران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان دماوند]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85_%DA%AF%D9%88%DA%A9%DB%8C_%D8%A2%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%A7%DB%8C</id>
		<title>شهید رحیم گوکی آتابای</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85_%DA%AF%D9%88%DA%A9%DB%8C_%D8%A2%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%A7%DB%8C"/>
				<updated>2019-05-01T06:03:02Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Sanaee9711: &lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div&gt;شه ی د رح ی م گوک ی آتابا ی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تار ی خ تولد :1343/03/11&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تار ی خ شهادت : 1365/07/21&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت : نامشخص&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل آرامگاه :گلستان - گنبدکاووس – کرند&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگی نامه: شه ی د در تار ی خ 1346/03/11 در روستا ی کرند از توابع شهرستان گنبد کاووس متولد شد او سوم ی ن فرزند خانواده بود و هرگز نتوانست به مدرسه برود و درس بخواند ودر مزرعه کوچک ی که پدرش داشت مشغول به کار کشاروز ی ودامپرور ی شد. اوقات فراغت خود را به همراه دوستانش به ورزش فو تبال م ی پرداخت و استعداد و مهارت و ی ژ ا ی در ا ی ن ورزش داشت. علاقه وافر او به حضور درتجمع ها ی انقلاب ی باعث شد که به عوض ی ت در بس ی ج در آ ی د . و جزء کسان ی شود که ب ی شتر ی ن فعال ی ت ها ی اجتماع ی را دارند. وقت ی درسن اعزام به خدمت سرباز ی قرار گرفت عل ی رغم مخالفتها ی خانواد ه بام ی ل قبل ی از طر ی ق ارتش به خدمت اعزام شد و توانست درجبهه حضور پرشور داشته باشد.شه ی د در عمل ی ات ز ی اد ی در کنار همرزمانش شجاعانه جنگ ی د و هرگز باک ی از مرگ و شهادت نداشت و آرزو ی ش رس ی دن و به ا ی ن مقام بود. تا ا ی نکه درتار ی خ 1365/12/20 در منطقه موس ی ان عشق را به جا ن خر ی د و نام شه ی د رح ی م گوک ی آتابا ی را با افتخار در دفتر زندگ ی ش ثبت کرد.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منببع:سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/41131&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
== رده‌ها ==&lt;br /&gt;
[[رده: شهدا]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای ایران]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای استان گلستان]]&lt;br /&gt;
[[رده: شهدای شهرستان گنبدکاووس]]&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Sanaee9711</name></author>	</entry>

	</feed>