بسم الله الرحمن الرحیم
حقوق زن و مرد در اسلام
حق یک منشأ طبیعی دارد. حق واقعی آن است که منشأ طبیعی داشته باشد. این حقوقی که در بعضی محافل تعریف می شود بر اساس توهمات و خیالات است. آن حقوقی که برای زن و مرد وجود دارد باید متکی باشد به طبیعت زن و مرد به قواره و ساخت زن و مرد. فیمینیست های امروز دنیا که همه جور مرد و زن در آن ها هست و با ادّعای دفاع از حقوق زن وارد می شوند، اصلا حقوق زن را نمی شناسند زیرا حق یک امر انتزاعی نیست. حق یک منشأ طبیعی دارد. حرکت در جهت احقاق حقوق زنان در جوامع اسلامی و در جامعه ما حتما باید انجام گیرد. منتها بر مبنای اسلامی و با هدف اسلامی. زن در همه جوامع از جمله جامعه ی ما گرفتار ستم و دچار کمبودهایی است که بر او تحمیل می شود اما این کمبود، کمبود آزادی به معنای بی بند و باری نیست؛ این کمبود، کمبود میدان ها و فرصت ها برای علم و معرفت و تربیت و اخلاق و پیشرفت و شکوفایی استعدا دهاست. این را باید تامین و جستوجو کرد.این همان چیزی است که اسلام بر روی آن تکیه کرده است .
_ حقوق مشترک زن و مرد
مکتب اسلام در حقوق انسانی زن وم رد را به یک چشم مینگرد و برای هر دو هویتی مستقل قائل است و در برخورد از کلیه ی مزایای اجتماعی و اخلاقی برای آن دو حقوقی مشترک قرار داده که به مواردی از آنها می پردازیم:
تساوی در خلقت: از نظر خلقت خداوند متعال زن ومرد را از روحی مشترک آفرید. یا ایها الناس اتقوا ربکم خلقکم من نفس واحده و خل منها زوجها و بث منهما رجلا کثیرا و نساء: ای مردم! بترسید از پرودگارخود آن خدایی که همی شما را از یک تن بیافرید و هم از آن جفت او را خلق کرد و از آن دو تن خلقی بسیار از مرد و زن در اطراف عالم برانگیخت. بطوریکه در این آیه ملاحظه می شود زن و مرد وجودا از یک نفس واحد آفریده شدند لکن ماهیتاً در دو قالب هور کردند از این جهت هیچ امتیازی بین زن و مرد نیست. این آیه در واقع پاسخ به کسانی بود که اعتقاد به حلول شیطان در زن داشتند و روح انسانی برای او قائل نبودند.
تساوی در برخوداری از مزایای اجتماعی
زن ومرد در بهره وری از مواهب طبیعی و مزایای اجتماعی فرقی با یکدیگر ندارند. قرآن کریم در این باره می فرماید: یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم ان الله علیم خبیر: ای مردم ما همه ی شمارا از مرد و زن آفریدیم و آنگاه شعبه های بسیار و فرقه های مختلف گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسند...این آیه در واقع پاسخی است به کسانی که معتقد بودند زن برای مرد خلق شده و هویت مستقلی در برابر مرد ندارد در حالی که تفاوت ظاهری زن و مرد صرفاً برای شناخت یکدیگر است و صرف مرد یا زن بودن برای کسی امتیازی نیست؛ برتری و امتیاز افراد خواه زن باشد و خواه مرد یا از این قبیله باشد یا از آن قبیله به تقوی و پرهیزگاری است.
تساوی در میدان بندگی
بقایای تفکر کسانی که برای اعمال زن آثار اخروی قائل نبوده و تقرب او را به خدا ناممکن می دانستند، در گوشه و کنار عربستان با ظهور اسلام معتقدان داشته است تا اینکه قرآن کریم پاسخ کوبنده به آنها داد: فاستجاب لهم انی لا اضیع عمل منکم من ذکر او انثی بعضکم من بعض: پس خداوند دعاهای ایشان را اجابت دعاها کسانی نازل شده است که از درگاه خداوند خواهان آنچه به رسولش وعده داده است شده اند. خداوند دعاهای آنان را به هدف اجابت نشاند و فرماید: و من یعمل من الصالحات من ذکر او انثی و هو مومن فاولئک یدخلون الجنه و لا یظلمون نقیرا: و هر که از از زن و مرد کاری شایسته انجام دهد در حالی مومن است پس آنها داخل بهشت می شوند و به قدر نقیری به او ستم نخواهد شد و نیز می فرماید: ان المسلمین و المسلمات و المومنین و المومنات و القانتین و القانتات و الصادقین و الصادقات و الصابرین و ال صابرات و الخاشعین و الخاشعات و المتصدقین و المتصدقات و الصائمین و الصائمات و الحافظین و فروجهم و الحافظات و الذاکرین الله کثیرا و الذاکریات اعدالله لهم مغفره و اجرا عظیما. همانا همه ی مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان و مردان و زنان اهل طاعت و عبارت مردان و زنان راستگوی مردان و زنان بردبار مردان و زنان خداترس مردان و زنان خیرخواه مسکین نواز مردان و زنان روزه دار و مردان و زنانی که دامن خویش نگهدارند و مردان و زنانی که یاد خدا بسیار کنند، خدا برای همه ی آن ها مغفرت و پاداش بزرگ مهیا ساخته است. به طوریکه در این آیه ملاحظه می شود خداوند متعال در ده مورد مختلف زن را در کنار مرد قرار داده است و هر کس که در این ده میدان از دیگری سبقت بگیرد اجر و پاداش او بیشتر است و زن یا مرد بودن هرگز عمل قرار نگرفته است. بنابراین مرد و زن در میدان طاعت و بندگی با هم برابرند اجر و ثواب و بهشت و رحمت خداوند شامل هر دو می شود در عبادات مانند نماز، روزه، زکات، امربه معروف و نهی از منکر و... هر دو سهیم هستند. ملاک شخصیت و فضیلت در هر دو تقوی است فضایل اخلاقی مانند حلم، صداقت، خشوع، مسکین نوازی و خیرخواهی از هر دو زیبنده است.
تساوی در حق مالکیت:
زن و مرد هر دو مالک دسترنج خویشند و از ترکه ی پدر و مادر و نزدیکان بهره ای دارند؛ قرآن کریم در این باره می فرماید: للرجال نصیب مما اکتسبوا و للنساء نصیب مما اکتسبن: مردان را از آنچه اکتساب کرده اند بهره ای و زنان را نیز از آنچه کسب نموده اند بهره ای است. و همچنین می فرماید: للرجال نصیب مما ترک الوالدان و الاقربون و للنساء نصیب مما ترک الوالدان و الاقربون مما قل منه او کثر نصیبا مفروضا: مردان از ترکه ی پدران و مادران و نزدیکان بهره ای دارند، زنان هم از ترکه ی پدران و مادران و نزدیکان بهره ای دارند اگرچه آن مال اندک یا بسیار باشد نصیب هر کس در کتاب حق معین است. علاوه بر حقوق مربوط به مالکیت، اسلام، شخصیت و استقلال و آزادی زن را در همه ی شئون زندگی تامین کرده است و زنان در جامعه ی اسلام می توانند با رعایت موازین شرعی و حقوقی از همه ی مزایا و مواهب اجتماعی بهره مند گردند.
_ حقوق متقابل زن و مرد:
حقوق زن و مرد نسبت به هم یک طرفه نیست بلکه هر یک به عهده ی دیگری حقوق مشروع دارد: و لهن مثل الذی علهین بالمعروف: زن و مرد نسبت به هم حقوق متقابل دارند. رعایت حقوق زن در نظام خانوادگی و اجتماعی همواره مورد نظر اسلام اس ت. اما آنچه مهم است این است که ت عریف هویت زن و اثبات آن در جامعه منظور اصلی اسلام است تا تصور نشود که زن طفیلی مرد است؛ قرآن این واقعیت را روشن تر بیان می فرماید: هن لباس لکم و انتم لباس لهن: زن برای شما به منزله ی لباسند و شما نیز به منزله ی لباس برای آنهایید . براساس این آیه نیاز متقابل بین زن و مرد وجود دارد که اگر تامین نشود برای طرفین مشکلات اسای در زندگی پیش می آورد و عمدتاً فساد و تباهی را دامنگیر آنان می سازد، نیازها، اعم از طبیعی، خانوادگی و اجتماعی، حق و مسئولیت متقابل را ایجاد می کند که رعایت آن در همه ی زمینه ها سعادت زن و مرد را تامین می نماید.
تساوی در حفظ پوشش و نگاه:
زن و مرد ه ر دو در حفظ چشم و نگاه به نامحرم محدودیت دارند. بقای سلامت و پاکی جامعه به رعایت هر دو بستگی دارد، چنانچه در قرآن کریم می فرماید: قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفضوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان الله حبیر بما یصنعون و قل للمومنات یغضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن. ای پیامبر به مومنین بگو چشمان خود را پایین بیندازند و عورت خود را بپوشانند زیرا اینکار برای آنها بهتر است خداوند بر اعمال مومنان آگاه است و به زنان مومنه نیز بگو چشمان خود را فرو آورند وعورت خود را حفظ نمایند. بطوریکه ملاحظه می شود خداوند متعال در این آیات مردان و زنان را مورد خطاب قرار می دهد و هر دو را موظف به مراعات عفت و پاکی می نماید هر چند که در پایان آیه ی 31 وظیفه و مسئولیت زنان را در حفظ طهارت و سلامت جامعه سنگین تر بیان می فرماید، لکن در مجموع هر دو قشر را موظف به حفظ چشم و نگاه های حرام می کند؛ یعنی تنها زنان نباید خود را حفظ نمایند و مردان به هر شکلی که مایل بودند در محیط جامعه ظاهر شوند محدودیت نگاه و حفظ شئونات و پوشش مناسب مربوط به زن و مرد هر دو است.
تساوی در والدین بودن:
قرآن کریم در مورد پدر و مادر و احترام به حقوق آنان سفارش یکسانی کرده و هیچگاه پدر را بر مادر یا بالعکس ترجیح نداده است. برای نمونه به آیات زیر استناد می کنیم: وقضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا اما یبلغن عندک احدهما او کلاهما فلا تقل لهما اف و لاتنهر و قل لهما قولا کریما. اخفض لهما جناح الذل من ارجمه و قل رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا. و خدای تو حکم فرموده که جز او هیچ کس را نپرستید و درباره ی پدر و مادر نیکویی کنید و چنانچه هر دو یا یکی از آن ها پیر و سالخوره شوند، زنهار کلمه ای که رنجیده خاطر شوند، مگویید و کمترین آزار به آن ها نرسانید و با ایشان به احترام سخن گویید و همیشه پر و بال تواضع و تکریم را با کمال مهربانی نزدشان بگستران و بگو پروردگار ا! چنان که پدر و مادر مرا از کودکی به مهربانی پرورش دادند، تو در حق آنها مهربانی فرما. نکاتی را که در آیات مزبور بدان اشاره رفته عبارتند از: 1- جزخدای یگانه نباید پرستش شود 2- احترام به پدر و مادر واجب است. 3- چنانچه به سن سالخوردگی برسند حتی حرفی که آنها از آن رنجیده خاطر شوند نباید به آنها گفته شوند. 4- کمترین آزاری نباید از سوی فرزندان ببینند. 5- با احترام و تواضع باید با آنها سخن گفت. 6- پر و بال تواضع و تکریم فرزندان همواره باید نزدشان گسترده باشد. 7- فرزندان موظفند در حق والدین دعا کنند که بهترین شکل آن چنین است: پروردگارا! تو با آنان مهربان باش همانطور که آنها با مهربانی مرا پرورش دادند. خداوند فرقی بین پدر و مادر قائل نشده است؛ البته از جهاتی خداوند سفارش مادر را در قرآن بیشتر کرده است دلیل آن هم زحمات بیشتری است که مادر در رابطه با حمل و شیردادن فرزندان متحمل می شود: و و صینا الانسان بوالدیه حملته امه و هنا علی و هن و فصاله فی عامین ان اشکرلی و لوالدیک الی المصیر . و ما به هر انسانی سفارش کردیم که در حق پدر و مادر خود نیکی کند خصوصا مادر که چون بار حمل فرزند برداشته تا مدت دو سال که طفل را از شیرباز گیرد هر روز بر رنج و ناتوانیش افزوده می شود. پس بسیار نیکی و سپاسگزاری کن؛ اول شکر مرا که خالق و منعم توام و آنگاه شکر پدر و مادر بجای آور که بازگشت همه به سوی من خواهد بود.
تساوی در مجازات:
همانطور که زن و مرد در پاداش و بهره مندی از کار خیر شرایط مساوی دارند، در صورت ارتکاب به عمل زشت نیز مواخذه می شوند: و السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما جزاء بما کسبانکالا من الله و الله عزیزحکیم. دست مرد و زن دزد را به کیفر عملشان ببرید.این عقوبتی است که خدا بر آنان مقرر داشته و خداوند بر هر کاری مقتدر و به مصالح خلق داناست. و نیز می فرماید: الزانیه و الزانی فاجلدوا کل واحد منهما مائه جلده و لا تاخذکم بهما رافه فی دین الله ان کنتم تومنون بالله و الیوم الاخر. باید هر یک از زناکار را به صد تازیانه مجازات و تنبیه کنید و هرگز درباره ی آنان در دین خدا رأفت رتحم روا مدارید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید .بنابراین احساسات لطیف و رأفت انسانی نباید مانع از اجرای حدود الهی شود و در این امر تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد. حتی عناوین و مقام و موقعیت افراد آن ها را از عمل به قانون معاف نمی دارد. برا ی مثال، زنی از قبیله ی بنی محزوم که در قریش احترام و ارزش زیادی داشت دزدی کرد و طبق قانون باید مجازات می شد. اما اجرای حد ضربه ی عظیمی برای قبیله ی بنی محزوم و قریش بود. آنها به تکاپو افتادند. تا شاید دزد را از مجازات معاف کنند. ولی کسی جرات نداشت این امر را به پیغمبر اکرم ص بگوید. لذا به اسمه بن زید متوسل شدند. اسامه بنا به خواهش آنها موضوع را به عرض پیامبر اسلام ص رسانید. اما حضرت با تندی به او فرمود: از من درخواست تعطیل قانون می کنی؟ سپس فرمودند: انما هلک الذین قبلکم انهم کانوا اذا سرق فیهم الشریف ترکواه و اذا سرق فیهم الضعیف اقاموت علیه الحد. همانا آنانکه قبل از شما بودند هلاک شدند بواسطه ی اینکه رسم عادت آنها چنین بود. چون بزرگی در بین آنها دزدی می کرد او را بدون مجازات رها می کردند و هنگامی که شخص ضعیفی سرقت می نمود، بر او حد کیفر اجرا می کردند. بنابراین زن و مرد در مقابل قانون مساویند و اگر مجرم شناخته شوند باید مجازات گردند. گذشته از این آیات در قرآن کریم مواردی به چشم میخورد که به حقوق اختصاصی زنان مربوط است و در برخی از موارد هم روش گذشتگان را در مورد زنان به بد انتقاد می گیرد و در بعضی جهات نیز مردان را به رعایت حقوق زنان سفارش می کند. به هر حال در محورهای هشت گانه که مورد بحث قرار گرفت اسلام عزیز هویت زن و مرد را به طور مستقل و مساوی در کنار هم قرار داده است.
حق ازدواج و طلاق:
ازدواج حق طبیعی و قانونی هر زن و مرد است که در سن بلوغ به امر مقدس ازدواج اقدام نماید. اسلام در مورد م طالعه ی کافی در انتخاب همسر بسیار تاکید می کند و به علاو ه بر تحقیقاتی که خویشان و نزدیکان در جهات مختلف اخلاقی و اجتماعی و اصالت مذهبی به عمل می آوردند خود مرد و زن هم حق دارند یکدیگر را ببینند تا پس از ازدواج موجبات ناراحتی فراهم نشود و این ازدواج با آگاهی و بصیرت کامل انجام گردد. بر زن هم لازم نیست زیر بار انتخاب یا تحمیل دیگران رود. تنها در صورتی که دختر باکره باشد باید ازدواج با شوهر دلخواه خود را از پدر هم کسب اجازه کند تا مبادا در اثر کم تجربگی و بحران جوانی دچار اشتباه شود.اسلام برای جلوگیری از انحراف نیروی جنسی جوانا و هدایت آنها در مسیر طبیعی خودش بر امر ازدواج تاکید بسیار دارد و تشویق جوانان فراهم کردن اسباب ازدواج را وظیفه ی همگان می داند. انحکوا الایاالسامی منکم و الصالحین من عبادکم و امائکم ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله و الله واسع علیم. با مردان بی همسر و زنان بی شوهر ازدواج کنید و از فقر مترسید که اگر مرد و زنی فقیرند خداوند به لطف خود انان را بی نیاز و مستغنی خواهد فرمود و خدا به احوال بندگان آگاه و رحمتش وسیع است. همچنین طلاق در صورتیکه ادامه زندگی ممکن نباشد حق مسلم زن و مرد است. اگرچه ناگواراترین و مبغوض ترین حلال ها نزد خداوند طلاق است. اگرچه به ظاهر اختیار طلاق با مرد است اما با توجه به شرایط مقرر شده در حقوق مدنی تصمیم گیری در این زمینه با هیات دوران است زیرا زن و مرد به هنگام اختلاف در شرایط روحی مناسب قرار ندارند و تصمیم آنها به صواب مقرون نیست.. به همین خاطر قرآن کریم می فرماید: و ان خفتم شقاق بینهما فابعثوا حکما من اهله ان یریدا اصلاحا یوفق الله بینهما ان الله کان علیما خبیرا.اگر بیم آن داشته باشید که میان زن و شوهر شکاف و جدایی بیفتد یک نفر داور از خاندان مرد و یک نفر داور از خاندان زن برانگیزد اگر داوران نیت اصلاح داشته باشند خداوند میان آنها توافق ایجاد می کند که خداوند دانا و مطلع است. بنابراین وظیفه ی اول داوران ایجاد توافق بین طرفین است زیرا بسیاری از اختلافات و کراهت ها ریشه دار نیست. فان کرهتموهن فعسی ان تکرهوا سیئا و یجعل الله فیه خیرا کثیرا . اظهار کراهت نکنید که بسا چیزهای ناپسند شماست و حال آنکه خداوند در آن خیر بسیاری برای شما مقدر فرموده است. داوران وقتی عوامل پیدایش اختلاف را عمیق و ریشه دار تشخیص دادند و ادامه ی زندگی را به ص لاح زن و مرد ندیدند نظر خود را در مورد متارکه و جدایی زن و مرد به دادگاه مدنی اعلام میدارند. دادگاه هم برای آخرین بار زن و مرد را احضار می کند و آنها را به سازش و ادامه ی زندگی دعوت می نماید. اگر نصیحت و سفارش نتیجه ندارد و کراهت قلبی طرفین محرز شد در حضور دو شاهد عادل، حکم متارکه را صادر می کند. به طوریکه ملاحظه می شود اسلام در درجه ی اول به حفظ استحکام خانواده و زندگی مشترک اهتمام می ورزد ولی استحکام و دوام خاواده را بر محبت و علاقه قلبی طرفین استوار می سازد و اگر این محبت و پیوند قلبی به کراهت و نفرت گرایید، متارکه و طلاق را بر ادامه ی زندگی ترجیح می دهد و رهایی از یک زندگی رنج آور را به صلاح هر دو می داند چنانکه در زمان رسول اکرم ص چنین موردی اتفاق افتاد. ابن عباس نقل می کند: جمیله همسر ثابت بن قیس روزی پریشان حال به محضر رسول خدا ص شرفیاب شد و عرض کرد: یا رسول الله از این پس حتی برای لحظه ای با ثابت بن قیس حاضر به ادامه ی زندگی نیستم. البته از ایمان و اخلاق و کیفیت معاشرت او شکایتی ندارم و به جهت این موارد خواستار جدایی از او نیستم ولی اگر با او زندگی زناشویی را ادامه دهم می ترسم کار به کفر و بدبینی کشد و بعد از مسلمانی راه خلاف حق و حقیقت را در پیش گیرم.علت انزجارم از او چهره ی زشت و سیاه اوست. با مشاهده ی او در اعماق قلبم احساس نفرت و انزجار می کنم و به هیچ وجه قادر نیستم خود را راضی کرده و با او زندگی کنم. رسول خدا ص پس از استماع این سخنان در مقام اندرز و نصیحت او برآمد، ولی نتیجه ای نبخشید، آنگاه ثابت بن قیس را احضار فرمود و ماجرا را به اطلاع او رسانید. ثابت در عین حال که به همسرش سخ ت علاقمند بود موافقت کرد تا باغی را که به عنوان مهریه او داده بود، پس بگیرد و او را طلاق دهد. سرانجام جمیله از این طریق از شوهرش طلاق "خلع" گرفت. بنابراین حق طلاق مطلقا نه در اختیار مرد است و نه در اختیار زن؛ بلکه مشروط به شروطی است که مرجع تشخیض و تاییدآن هیات داوران و در نهایت دادگاه است و هیچ یک از طرفین خودسرانه نمی تواند به امر متارکه و طلاق اقدام نماید. البته مواردی که زن و مرد حق طلاق دارند توسط قانون مشخص شده است.[۱]
پانویس
- ↑ نرم افزار زن و دفاع مقدس | بسیج جامعه زنان