خاطرات
- لقمه حلال
به لقمه حلال خيلي دقت داشت. می گفت: "لقمه که حلال باشد، بچه خود به خود در راه خير قدم برمی دارد."
کشتی هايی که به جزيره می آمدند، گندم رايگان می آوردند. مردم می رفتند و می گرفتند؛ اما او هرگز نمی رفت. به پسرها هم اجازه نمی داد بروند.
می گفت: "لقمه بايد از عرق کارگری باشد."[۱]
- آرامش
هميشه با همسرش با متانت و سعه صدر برخورد مي کرد و همين باعث مي شد آرامش، هميشه مهمان خانه شان باشد.
شوهرش کم حوصله بود و خيلي زود از کوره در مي رفت اما او نمي گذاشت تند شود. زود سر و ته قضيه را جمع مي کرد و دوباره آرامش را به خانه برمي گرداند.
فاطمه با همين رفتارش توانسته بود زندگي را مديريت کند.[۲]
نگارخانه تصاویر
پانویس
رده
کدگزاری
jabe