خاطرات
- بازی با بچه ها
بيش از حد ناز بچه ها را می کشيد. وقتی خانه بود، دائم سرگرم بازی با آن ها بود. لباس ورزشی اش را طوری به تن می کرد که دو دستش در يک آستين و دو پايش در ميان لباس جا می گرفت. آن وقت ادای کانگورو را در می آورد و از اين طرف خانه به آن طرف می جهيد.
بچه ها خوش حال بودند، قاه قاه می خنديدند و لحظات شادی را با پدرشان می گذراندند.
پانویس
- ↑ :به رنگ صبح، ص۸۷
رده
کدگزاری
jabe