زندگی نامه
پیام شهید: احترام به پدر و مادرها و نیكی به آنها
ساعت 5:9 شب، در تاریخ، 13 49/04/29 در بیمارستان لیلا پهلوی سابق (خانواده) در خانوادهای مذهبی چشم به جهان گشود؛ پدرش ارتشی بود و او ششمین فرزند خانواده، آخرین فرزند و تك پسر بود؛ بر او نام ابوالفضل نهادند ولی بیژن صدایش می كردند؛ تحصیلات خود را در محله زندگیشان یعنی خیابان حشمتیه تا سال آخر نظری در رشته اقتصاد ادامه داد و وقتی سال آخر بود ناگاه هوای سربازی به سرش زد؛ خانوادهاش اصرار داشتند بماند و حداقل دیپلمش را بگیرد و بعد به سربازی برود و چون تنها پسر خانواده بود و بسیار عزیز، خانواده با رفتن او مخالفت كردند؛ اما او عزم خود را جزم كرده بود و نتوانستند او را از تصمیمش منصرف كنند.
دوران آموزشی خود را در پادگان 05 كرمان گذراند و از آنجا به ایلام اعزام شد؛ در ایلام با خودرویی كه در اختیارش گذاشتند برا ی سربازان غذا می برد؛ یك بار كه غذا برده بود خودش غذا نخورد و گفت: باید ظرف ها را زودتر به مقر برگرداند و تحویل دهد؛ پس از تحویل و بازگشت غذایش را خواهد خورد؛ وقتی برای تحویل ظروف رفت كارش خیلی طول كشید و فرماندهاش كه دید او هنوز بازنگشته با 2 و 3 نفر به دنبالش رفتند. در حال حركت در جادهای كه كنارش كانالی بود ناگهان خودرو ی ابوالفضل را پایین كانال واژگون دیدند بلافاصله ایستاده و برای نجاتش شتافتند؛ پیكر نیمه جانش را از ماشین بیرون آوردند او با آن حال بدش با دیدن فرمانده سریع احترام كرد و وقتی در راه بودند تا او را به درمانگاه برسانند به درجه رفیع شهادت نائل آمد؛ مزار این شهید عزیز در بهشت زهرا ، قطعه 27 قرار دارد.
نكات برجسته در زندگی شهید
- اهل نماز ، روزه ، نمازجمعه .
- حضور فعال به همراه خانواده در تظاهرات علیه رژیم پهلوی ، عضو بسیج و اهل نمازجمعه.
- علاقمند به ورزش پینگ پنگ و فوتبال
- آرام و متین، خوش اخلاق، باگذشت، آبرودار، مؤمن، متعصب نسبت به حجاب، وظیفه شناس، احترام به بزرگترها
وصیت نامه
پانویس
- ↑ [شهدای ارتش]
