| احمدسعید امیری | |
|---|---|
| | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | اراک،1342/01/20 |
| شهادت | 1368/07/02 |
| تحصیلات | دیپلم |
| خانواده | نام پدر: محمد |
زندگینامه
شهید احمد سعید امیری، در تاريخ، 1343/07/29 در خانواده ای مذهبی، در شهر اراک، چشم به جهان گشود؛ شخصیت برجسته این شهید، از همان دوران طفولیت زبانزد عام و خاص بود، طوری که در همه جا از او به عنوان الگویی در تمام امور یاد می کرده و می کنند. ایمان، تقوا، رشادت، جوانمردی، شجاعت، قناعت در زندگی، خوش بینی، حسن نیت، امانتداری، تدبیر و مدیریت، مهربانی به ایتام و کودکان و مخصوصاً احترام به والدین، از هزاران سجایای اخلاقی او بود که می توان برشمرد. علاقه به آینده درخشان و مثمر ثمر بودن به عنوان یک فرد مفید ایرانی، همیشه مدّنظر او بود، طوری که در دوران تحصیل، سوای از تلاش و جدیت در درس، به امر فراگیری کلیه فنون و صنایع و همچنین ورزش، علاقه خاصی از خود نشان می داد. دوران تحصیل را تا مقطع دیپلم اقتصاد، از دبیرستان امام علی ابن ابیطالب (ع) با موفقیت به پایان رسانید و در این بین از ورزشکاران به نام اراک بود، طوری که در همان دوران، مربی تیم هندبال «امید اراک» شد، او معمولا ً نیمی از روز خود را در باشگاه 22 بهمن به تمرین سپری می کرد. سعید، معتقد بود ورزش تن را سالم می کند، به جان طراوت و شادابی می بخشد و در نتیجه نهال نیکی و سرفرازی در نهاد آدمی رشد می کند و علف های هرزه و بدی و کژی را پژمرده مي سازد؛ او می گفت: ورزش معنای شکست و پیروزی در زندگی را به انسان می آموزاند، طوری که یک ورزشکار واقعی از پیروزی مغرور نمی شود و از شکست برای پیروزی های آینده پند می گیرد. از این شهید ورزش دوست، مدال ها، کاپ ها و لوایح تقدیری از ورزش هندبال و بسکتبال به یادگار مانده که نشان دهنده ی تلاش و کوشش او در راه رسیدن به اهداف والا در زندگی می باشد. اين شهيد گرانقدر، در کلیه امور مربوط به انقلاب، دوشادوش همشهریان خود، در اکثر راهپیمایی ها شرکت می کرد، از جمله در راهپیمایی عاشورای 1357 که مبنی بر تبلور نهضت امام حسین (ع) بود؛ با وجود سن کم با شعار «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» حماسه عاشورا را تکرار کرد و خواهان جانشینی اسلام ناب محمدی بر حکومت شاه شد. سعید، در روزهای پرمخاطره شهر اراک، از پایین آوردن مجسمه شاه ملعون گرفته تا خلع سلاح کردن سازمان امنیت و فراهم آوردن تدارکات ورود امام به ایران و تأمین آسایش مردم به عنوان پاسداری های نیمه شب و... از جان و دل مایه گذاشت. در امر جهاد سازندگی، روزها و شب ها در روستاهای اطراف شهر اراک مهاجرت می کرد و دوشادوش کشاورزان به دروی گندم و برداشت محصول، جهت خودکفایی و عدم نیاز به بیگانگان کمک می کرد. در اوایل انقلاب که از یک سو انقلابیون تلاش می کردند تا پایه های انقلاب را در کشور محکم و استوار سازند و از سویی دیگر ضدانقلاب که آشکارا از حمایت دشمنان خارجی برخوردار بود، سعی می کردند با انواع کارشکنی و توطئه راه پیشرفت انقلاب را مسدود کنند. ضدانقلاب، با پاسداری این شهید و همرزمان خود از کوچه و محله های خیابان افشار طوس و مسجد سیدها از کوشش خود بهره ای نبرد و انقلاب با حرکت پرقدرت خود به پاس زحمات شهیدان به راه خویش ادامه داد. طی هشت سال دفاع مقدس نیز، مانند قبل، به تلاش خود ادامه داد و مخصوصاً با امر آذوقه رسانیدن به جبهه های جنگ، نیمی از دین خود را نیز ادا کرد تا این که به مشیت الهی، با جانفشانی خود در تاريخ، 1368/07/02 این رشادت و جوانمردی را در لباس مقدس سربازی و زیر لوای پرچم امام زمان (عج) به اوج خود رسانید و با اهدای خون و جان خود، خواهان استقرار و استمرار اسلام ناب محمدی (ص)، عدالت علی (ع) و استقلال و آزادی اسلامی و... برای کلیه جهانیان شد. با این امید که نام شهیدان خود را، همواره بر صفحه ی دل بنگاریم و هیچ گاه یاد آنان را از خاطر نبریم و زندگی این عزیزان را سرلوحه امور خود قرار دهیم، باشد که خداوند ما را قرین رحمت خود نماید.[۱]