شهیداحمد صادقی شهمیرزادی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو

بسمه تعالی

احمد صادقی شهمیرزادی

فرزند : رحیم

متولد : 1340/08/12 در شهمیرزاد

تحصیلات : زیر دیپلم

تاهل : متاهل

یگان: سپاه مهدیشهر-تیپ12قائم(عج)

مسئولیت : فرمانده گردان زرهی

نوع عضویت : پاسدار

نوع شغل : نظامی

تاریخ شهادت : 1365/10/25

محل شهادت : شلمچه

عملیات : کربلای5

محل دفن : مهدیشهر شهمیرزاد


خاطرات

همسر شهید :

آخرين باري كه مي‌خواست اعزام بشه، بهش گفتم:« احمد آقا! شما ديگه وظيفه‌تونو انجام دادين! بذارين ديگران برن هر وقت اين حرفها را بهش مي‌گفتم يا سكوت مي‌كرد يا سعي مي‌كرد يك جوري منو قانع كنه! ولي اين بار طوري ديگري جوابمو داد. بهم گفت:« فقط بذار اين دفعه رو برم، مطمئن باش ديگه نمي‌رم

حسن فريدون :

يك دفعه چشمم به اسمش افتاد در عمليات كربلاي پنج به طرح و عمليات تيپ مأمور شده بود. شب عمليات گردان مهندسي رزمي را هدايت مي‌كرد. فرداي آن روز تا ظهر از احمد خبري نشد ، به سنگر عمليات رفتم. شهيد خالصي آن جا بود بهش گفتم: از احمد چه خبر؟

گفت:« نمي‌دانم»

ماشينو برداشتم. به اتفاق چند نفر از برادران به منطقه عمليات رفتيم. همان جايي كه گردان مهندسي مأموريت داشت. به سنگر بچه‌ها رفتيم. آنها هم خبري از احمد نداشتند. از منطقه قطع اميد كرديم.سه روز گذشت. به اهواز آمدم. دايي ايشان را ديدم. گفت:« از احمد چه خبر؟» گفتم: خبر خاصي ندارم. به معراج شهدا رفتم. چند مرتبه ليست را نگاه كردم. يك دفعه چشمم به اسمش افتاد. ظاهراً همان شب عمليات تركش خورده بود و به كاروان شهدا پيوسته بود

عباس كاشيان :

با لباس سبز آرم‌دار اولين باري بود كه ديدمش. توي عمليات محرم. برادران رزمنده با لباس خاكي وارد عمليات مي‌شدند. اما شهيد صادقي شهميرزادي با لباس فرم سپاه بود. با لباس سبز آرم‌دار. در آن عمليات با آن كه فرمانده گردان زرهي بود ولي وارد عرصه‌اي شده بود كه نيروهاي پياده عمل مي‌كردند نكته جالب اين كه شهيد صادقي شهميرزادي از ادوات و خمپاره‌هايي استفاده مي‌كرد كه مال خود دشمن بود. سلاح دشمن را عليه خودشان به كار گرفته بود.


وصیت نامه

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم

يا ايتها النفس المطمئنه ارجعي الي ربك راضيه مرضيه فادخلي في عبادي و ادخلي جنتي

« اي نفس قدسي مطمئن و دل‌آرام امروز به حضور پروردگارت بازآي كه تو خشنود و او راضي از تو است. باز اي و در صف بندگان خاص من درآي و در بهشت من داخل شو» .

با سلام و درود بر پيشگاه با عظمت خليفه‌الله‌الاعظم روحي له الفداه امام زمان و سلام بر نائب بر حق آن، امام خميني بت‌شكن بنيانگذار جمهوري اسلامي و با درود بر شهداي گرانقدر انقلاب اسلامي و شهداي مظلوم جنگ تحميلي ابرجنايتكاران غرب و شرق بر ملت مقاوم ايران و سلام بر امت دلاور ايران چند سطري را به عنوان وصيت‌نامه و انجام تكليف كه بعد از هجرت بنده از عالم خاكي مي‌بايست مي‌نوشتم چون اين تكليف را اسلام بر انسان مقرر نموده و بنده هم به عنوان يك مسلمان اجرا مي‌نمايم. هر چند تا حالا چند وصيت‌نامه عوض نمودم و آن هم به واسطه قبول نشدن در دانشگاه امام حسين عليه‌السلام تقاضانامه‌ام كهنه شد و مجبور شدم كه آن را عوض كنم وصيت‌نامه بنده شامل چند قسمت شده كه هر قسمت آن را جداگانه مي‌نويسم تا درك و فهم براي همه آسان باشد. بند اول نكاتي است يادآوري به شما مردم، برادران و خواهران در خط امام هر چند شما مردم را سزاوار، همان فرموده امام امت است كه الهي شده‌ايد ولي تذكر و يادآوري اعمال خير باعث تشويق و مصمم شدن به انجام آن عمل مي‌گردد.

اول اين كه قلب تپنده امت اسلامي را ياري نموده و به هيچ وجه و عنوان به اوامرش حتي يك لحظه در انجامش ترديد به خود راه ندهيد و بدانيد امام امت با امام زمانش در رابطه است و دستوراتش دستورات امام عصر بوده و انجامش بر همه واجب. هر چند شما مردم ثابت كرديد كه چقدر مطيع ولايت هستيد. خداوند به همه شما اجر و مزد عنايت كند.

مطلب دوم اين كه خواست ما از خداوند اين است كه از عمر ما بكاهد و بر عمر اماممان بيفزايد.

مسأله سوم اين كه از همه مردم و مخصوصاً مسؤولين محترم مي‌خواهم كه اختلافات هر چند جزئي را هم كنار بگذارند و دست برادري به هم ديگر داده در راه ساختن كشوري آباد و خدمت به محرومين و آزادي قدس عزيز قدم بردارند. مردم ما از توطئه غرب و شرق نمي‌ترسند. آنها از اختلافات مي‌هراسند كه ان‌شاءالله با كنار گذاشتن آن مشت محكمي به دهان ياوه‌گويان بكوبيد.

مطلب چهارم نصيحتي است به فرصت‌طلبان، محتكران و نق‌زنها كه دست از خيانت خود بردارند و از خانواده‌هاي شهدا خجالت بكشند. از خون ريخته شده بر صحراي سوزان جنوب اين عزيزان شهيد بترسند. بدانند روزي عمر سياهشان به سر مي‌آيد و برايشان جز روسياهي چيز ديگري باقي نمي‌ماند. به سيل خروشان انقلاب بپيوندند تا ان‌شاءالله رستگار شوند.

سخني با دوستان و همسنگرانم. خداوند را شكر كنيد كه جواني و عمر شما را در چنين حكومتي قرار داد. چند صباحي عمر خود را به خدمتگزاري به اسلام و مسلمين مي‌گذرانيد و قدر خود را بدانيد و از خداوند بخواهيد كه عاقبت به خير باشيد. مهمتر از همه آن است كه چگونه مي‌ميريم. در اواخر عمر در دينمان ثابت قدم هستيم يا نه؟ خدا نكند كه مانند بعضي چندين سال زندان و شكنجه در نهايت به دامن شيطان پناه بردند. آخرت را به دنيا فروختند و سخنها و مقاله‌ها عليه جمهوري اسلامي منتشر كردند.

خداوند همه را به راه راست هدايت كند ان‌شاءالله!

مطلب بعد سخني است با پدر و مادر و كساني كه براي بزرگ كردنم زحمت كشيدند. مخصوصاً مادرم. هر چند مي‌دانم در اين مدت نتوانستم براي شما فرزند خوبي باشم و اين را هم آگاهم كه مي‌بايست در اين مدت حداقل مقداري از زحمات شما را جبران مي‌كردم ولي موفق نشدم. ان‌شاءالله شما با بزرگواري‌تان مرا مي‌بخشيد و اگر خدا بخواهد در قيامت جبران خواهم كرد.

و چند جمله‌اي به همسرم. ان‌شاءالله از بدي‌ها و لغزشهاي بنده مي‌گذريد. من كه از شما راضي هستم ان‌شاءالله كه خداوند از شما راضي باشد. در تربيت فرزندم سعي و كوشش نما و يك لحظه از او غافل مباش. همچون زينب‌ پيام‌رسان شهيدان باش و با خدمت در بسيج و پاسداري از حجاب و بالا بردن سطح آگاهي خواهران بسيج دين خود را نسبت به اسلام و انقلاب ادا كن. در چند صباحي پر رنج و محنت روزگار را صبر پيشه كن و به درگاه خداوند شكر بنما كه بر شما منت نهاده و بين همه شما را و يكي از نزديكانتان را انتخاب كرده. اين حركت بنده به جز اعلام آمادگي و فداكاري و ايثار و از خودگذشتگي شما نبوده كه موفق به هجرت از وطن شدم و مدتي هر چند كوتاه همراه با راهيان كربلا و در مقابله با دشمن شركت نمودم. خداوند به همه شما زنان با ايمان جزاي خير عنايت كند و شما با همكاري ساير همسران شهيد در سازندگي افرادي اينچنين شهيدپرور كوشش نمائيد. كه اين اعمال شما به حق اجر شهيدان را دارد تا خداوند در عالم محشر شما را با شهدا محشور كند و در خاتمه چند نكته‌اي براي فرزندم پسرم! شعرا و عاشقان گفتند:

« آن كس كه ترا شناخت جان را چه كند فرزند و عيال و خانمان را چه كند»

اين بيت زيبائي است. از بطن جان همه شهيدان و عاشقان گفتند هر كس خدا را شناخت ساير علائق برايش كم ارزش جلوه مي‌كند ولي تو بدان پسرم نه اين كه به تو علاقه نداشتم نه اينطور نيست. پيامبر در مرگ فرزندش گريست. امام حسين بر سر نعش علي‌اكبرش از دنيا بي‌زاري جست در صورتي كه آن بزرگواران بيش از همه ما عاشق خداوند بودند و اين حب فرزند را خداوند در دل انسان كاشت. ولي فرزندم تا وقتي دوستي و نزديكي پدر و فرزندي در محفل گرم خانه برپاست كه اسلام در خطر نباش. نواميس مسلمين درمعرض تهديد قرار نگيرد ولي اگر برخلاف اينها باشد اين وظيفه پدر است كه از محفل گرم منزل به سوي ميدان و براي دفع ظلم حركت كند كه تو فردا سالم و سربلند بماني. او مي‌ميرد كه اسلام و نسل فرداي مسلمانان زنده و آزاده بمانند اين درس را امام حسين با شهادتش به ما آموخت و تو فرزندم هميشه پيرو امام حسين باش نه پيرو ده روز از اول ماه محرم و سينه زدن‌هاي خشك و خالي بلكه مكتب زير بار ظلم نرفتن امام را بياموز.

بنده اگر مانند خيلي‌هاي ديگر زندگي در شهر و منزل را ترجيح مي‌دادم شايد مورد بازخواست ائمه در روز قيامت قرار مي‌گرفتم شايد بين من و مردم زمان امام حسين عليه‌السلام فرقي نبوده شايد خطبه امام علي‌عليه‌السلام كه مردان زمان خود را به نامردان تشبيه كرده بود شامل حالم مي‌شد. من راهم را آگاهانه يافتم. بين امام امت و ائمه معصومين خصوصيات مشترك زيادي ديدم. امامم را شايسته رهبري و زعامت شناختن و برخود واجب ديدم به ياريش بشتابم نه با شعار بلكه با عمل كه اميدوارم خداوند قبول كند و تو اي فرزندم سعي كن با اعمالت روحم را آزرده نكني. اولين خواسته‌ام اين كه درست را بخواني تا آن جا كه بتواني در جائي حساس ومهم براي مملكت اسلامي مؤثر باشي. در همه حال يك لحظه از ياد خدا غافل نشوي. زندگي خود را با زندگي ائمه معصومين مطابقت كني و با خواندن احاديث و روايات پيرو آنان باشي. از رهبري‌هاي امام امت پيروي كني و از روحانيت در خط اين بزرگوار حمايت نمائي و در مواقع لزوم به دستور او براي رويارويي با دشمنان جهت آزادي عتبات متبركه آماده كارزار شوي.

هيچ گاه دل به دنيا نبنديد كه اين دو روزه به سرعت برق و باد مي‌گذرد و آن چيزي كه باقي مي‌ماند اعمال انسان كه باعث سربلندي و يا خداي نكرده سرافكندگي شخص مي‌شود.

فرزندم در خاتمه به گفتار امام گوش دار و از راه راست اسلام يك لحظه منحرف نشو. دين خداوند را ياري كن تا خدا ترا ياري كند. پسرم اگر بنده موفق به زيارت حرم امام حسين عليه‌السلام نشدم تو بعد از آزادي كربلا به زيارت مرقد مطهر آقا برو و سلام مرا به امام برسان. خداوند امام را تا ظهور امام مهدي(عج) براي رهبري امت زنده نگه بدارد. خداوند ان شاءالله فرج امام زمان(عج) را نزديك كند.

والسلام‌عليكم و رحمه‌الله و بركاته

خدايا خدايا تا انقلاب مهدي(عج) خميني را نگهدار

بنده عاصي خداوند: احمد صادقي

17/7/65[۱]

پانویس

  1. منبع سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد استان سمنان

رده‌ها