شهید اسدالله گودرزی
تاریخ تولد : 1337/01/01
تاریخ شهادت : 1361/03/02
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه : تهران - شمیرانات - امامزاده علی اکبر(ع ) چیذر
زندگینامه
شهيد اسدالله گودرزي در سال يکهزار و سيصد و سي و هفت در شهرستان بروجرد در خانواده اي ساده و مقيد به دين اسلام .چشم به جهان گشود. نام پدر او صفر و نام مادر او کبري است. ايشان در سن 3 سالگي به سر مي برد که خانواده ايشان به تهران جهت ادامه زندگي آمدند. شهيد گودرزي دوران ابتدايي را در مدرسه کسري و راهنمايي را در مدرسه رضا پهلوي و بعد از پشت سرگذاشتن دوره راهنمايي وارد هنرستان فني حرفه اي در خيابان فردوسي شد و در رشته ي مکانيک تا مدرک ديپلم ادامه داد. همچنين ايشان طي اين سالها به صورت پاره وقت به کمک پدر در توزيع يخ در سطح شهر کمک مي کرد. با شروع انقلاب ايشان براي سپاه نام نويسي کردند و همزمان براي کار در شرکت واحد استخدام شدند که ايشان به شرکت واحد رفتند. حين انقلاب ايشان جهت پخش کتابهاي ديني و انقلابي و اعلاميه هاي امام به شاه عبدالعظيم مي رفت و مدتي را نيز در آن ساها در حسينيه ارشاد واقع در خيابان شريعتي به کلاس هاي قرآن مي رفتند . از سال 1360 به خدمت سربازي در آمد که به جبهه اعزام شد. که چهارده ماه بعد از خدمت در منطقه عملياتي کوشک خرمشهر بر اثر اصابت خمپاره به ناحيه شکم به درجه ي رفيع شهادت نائل گرديد. و پيکر پاک او را در گلزار شهداي چيذر به خاک سپردند .
وصیتنامه
با درود به پيشگاه حضرت ولي عصر(عج) پرچمدار حق و عدالت و انسانيت و آن يگان رهبرري که با ظهورش ريشه ي ظلم از روي زمين کنده خواهد شد. و با سلام بر نائب برحقش امام خميني اين روح خدا و اين ياور مستضعفين و اين ابراهيم زمان و اين صداي محرومان . اکنون که اين وصيت نامه را براي شما مي نويسم نه مي دانم که کي شربت شيرين مرگ را خواهم نوشيد. و نمي دانم کي در بستر بيماري از دنيا خواهم رفت و يا در ميدان نبرد با خصم ، ولي هرکدام که باشد من راضيم به رضاي خدا.
و اما وصيتي به پدر و مادر مهربانم که نتوانستم در طول عمر خدمتي به آنها بنمايم و قطره ي اي از درياي زحمات آنها را جبران نمايم. پدر و مادر عزيزم هرگز امام خميني را تنها نگذار و از انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني حمايت نمائيد.
و اما پسرم رضا و دخترم کبري هميشه طرفدار حق باشيد اگر چه به ضرر شما باشد چون سخن امام اول ، حضرت علي عليه السلام است و فرزندانم هميشه در خط اسلام و قرآن باشيد که اين دين نجات بخش است. سخن بسيار است ولي قلم عاجز از نوشتن آن.
پيروز باد اسلام و مسلمين به رهبري امام خميني
خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار.
قربان شما اسدالله گودرزي 1361/2/24
خاطرات
یکی از خاطرات این شهید آن بود که آخرین اعزام شهید بود که به منزل آمده بود و 20 روز مرخصی داشت. پس از سپری شدن 2 روز از این مرخصیها ایشان گفت: من باید به جبهه بروم. آنها به من احتیاج دارند که مادر هرچه از او خواست که چند روز دیگر هم بماند قبول نکردند و عازم جبهه شدند و بعد از 14 روز خبر شهادت ایشان به ما رسید[۱]