| امین اله آرایش زاخردی | |
|---|---|
![]() | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | 1325/02/07 |
| شهادت | 1361/02/26 |
شهید امین اله آرایش زاخردی تاریخ تولد :1325/02/07�تاریخ شهادت : 1361/02/26 محل شهادت : نامشخص�محل آرامگاه : فارس - شیراز - دارالرحمه
زندگی نامه
شهید امین آرایش در سال 1325 در شهر شیراز و در روستای زاخرد واقع در جاده بوشهر 25 کیلومتری شیراز دیده به جهان گشود. ایشان در خانواده ای از قشر ضعیف به دنیا آمد و از کودکی مشغول به کار شد و فرزندمان به مدرسه نیز می رفت و مجبور بود خرج خانواده را نیز تامین کند. در اوج نوجوانی در سن 16 سالگی مادر خود را از دست دادند. ایشان دارای شش خواهر و برادر بودند و ایشان باید خرج آنها را تامین کنند زیرا برادر بزرگتر بودند به همین دلیل تا اول راهنمایی بیشتر درس نخواندند و به طور کامل خود را وقف خود و خانواده خود خانواده خود کردند زیرا یک برادر معلول نیز داشتند و که باید از او نیز مواظبت می کردند. برای خواهران خود جهیزیه تامین کردند و همه را به خانه ی بخت فرستادند. بعد از سر و سامان گرفتن خانواده اش در سال 1347 وارد ارتش شدند و در سال 1348 خودشان با همسر گرامیشان ازدواج کردند و بعد از شش ماه که در شیراز خدمت کردند به شهر اهواز منتقل شدند و به خدمت مشغول شدند و صاحب فرزند شدند دو دختر و یک پسر و بیشتر اوقات خود را در ماموریت و جبهه های جنگ سپری کردند در سال 1357 به شیراز منتقل شدند و در سال 1358 به کردستان رفتند و در آن جا خدمت کردند و در این زمان که جنگ ایران و عراق شروع شد ایشان چندین مرتبه زخمی شدند و ترکش خوردند اما به خاطر دفاع از کشور و میهن هر بار بدون استراحت دوباره به منطقه ی جنگی بر می گشتند و تا اینکه در آخرین باری که به ماموریت رفتند در حمله ی خرمشهر ایشان در حمله بیت المقدس در تیپ 37 زرهی حضور داشتند که به درجه ی رفیع شهادت نائل آمدند سال 1361 شهید شدند ایشان از خود خاطره ای خود که برای ما می گفت همیشه برای من دعا کنید که شهید شوم و علاقه ی زیادی به شهادت داشتند و همیشه به همسر و فرزندان خود توصیه می کرد و که صبور باشند و در نبود او هرگز گله شکایت نکنند و از خدا شکر کنند و همواره آنها را برایمان و اخلاق نیکو سفارش می کرد و از غیبت و دروغ بی زاری می کردند. ایشان بزرگ فامیل بودند و در تمامی امور خانواده شرکت داشتند و همیشه مشکل گشا بودند و هر کس در زندگی اش مساله ای پیدا می کرد و به ایشان مراجعه می کردند و ایشان در کمال صبوری و متانت به حل مساله دیگران می پرداخت. همین طور که از نیت خیر ایشان پسرشان نیز راه ایشان را ادامه داده است و همیشه در خدمت به خلق خدا پیش قدم است و راه پدر را ادامه داده است.[۱]
