شهیداکبر (علی اکبر) آجودانی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
اکبر (علی اکبر) آجودانی
200px
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد روستای چهار طاق، سمنان، 1346/10/20
شهادت شلمچه، 1366/01/22


وصیت نامه

 بسم الله الرحمن الرحیم « ولاتقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء ولکن لاتشعرون »  « کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده نگویید بلکه آنها زنده اند ولی شما درک نمیکنید»  خدایا به نام تو آغاز می کنم که نام تو مونس من است و یاد کردنت شفای قلبم. به نام توآغاز می کنم که آغاز اولی و هم آخر و از تو استعانت می طلبم که یاور همه هستی . اکنون که قلم به دست گرفته ام تا وصیت نامه بنویسم، از بس که گناه کردم روی این را ندارم که به خودم جرأت بدهم که قلم را بر کاغذ جاری کنم تا اینکه خبری از این حقیر گناهکارباقی بماند.  ولی ای محبوب من، تو مربی و حامی هر آفرید ه ای هستی دستم را بگیر و بیاموز که آنچه مورد رضای توست بنویسم. من علی اکبر آجودانی ، فرزند شعبان . بنده سراپا  تقصیر به یکتایی تو خداوند آفریدگار شهادت میدهم و شهادت می دهم به اینکه حضرت محمد فرستاده و رسول تو است و ائمه اطهار جانشینان آن و فقها ادامه دهنده راه آنها هستند  و شهادت می دهم که مرگ حق است و روزی تمام خلائق در محضرعدل حق حاضر خواهند شد. اینک با اینکه من کوچکتر از آنم که بتوانم به کسی چیزی بگویم، اما چند کلامی برای ادای دین عرض می کنم.  ای مردم برای اینکه نسل های بعدی بدانند و شما نیز آگاه باشید، عقیده ام را بر صفحه کاغذ مینگارم که من با آگاهی به  اینکه اسلام در خطراست به پیروی از خمینی، ولی فقیه زمانم، به جبهه رفتم تا پیام حسین زمانم را لبیک گفته باشم و به شما سفارش می کنم همانند تمام شهدا و رزمندگان پسر زهرا را تنها نگذارید و به تمام دوستان و اقوام سفارش میکنم که دنیا محل گذر است و روزی همه از این دار فانی خواهند رفت.  لذا دل به این دار فانی نبندید که این دل دادن سرچشمه تمام گناهان است. طوری با این عجوزه  دنیا برخورد کنید که در محشر سرافراز باشید.  و تو ای پدر و ای مادر، من شرمسارم که نتوانستم زمان پیری خدمتکارتان باشم و حق پدر و مادری را به جا بیاورم، ولی شما به این افتخار کنید که امانتی که خداوند به شما داده بود با سربلندی به خداوند تحویل دادید. ای مادرم مرا ببخش . هنوز که بزرگ شده ام وسنی از من گذشته شرمنده نگاه پر مهرت هستم، ولی تو بودی که من را این طور پرورش دادی که در زمان کودکی مرا به پای منابر عزای حسین بردی و برای بی کسی وبی یاوری آقا امام حسین گریه کردی که اشکت بر صورتم جاری شد و من عشق به آقایم را آنجا چشیدم و این نتیجۀ آن نوع تربیت است . ای پدر و ای مادرم ، از شما می خواهم که به شهادتم افتخار کنید. برایم گریه نکنید که نزد فاطمه زهر ا و زینب کبری سرافراز هستید.  ای خواهرانم و برادرم، بعد از من مسئولیت های شما چندان خواهد شد . از شما خواهرانم و برادرم می خواهم که فرزندانتان را طوری تربیت کنید که یاور جمهوری اسلامی و پیرو ولایت فقیه باشند.  و از شما برادرم، که ذاکر حسینی، می خواهم که اسلحه به زمین افتاده ام را به دست بگیرید و بر روی منبر به مردم برسانی که ما همه می گفتیم کاش در کربلا  بودیم و جان را نثار راه حسین می کردیم و حال که ایران کربلا است و دین اسلام ، که حسین و فرزندانش فدای آن شدند، اکنون در خطر است و من که از مال دنیا چیزی ندارم  ولی مقدار زمین آبی را به من داده اید، دوباره به خودتان برم یگردانم.  پدرجان، برای من یک سال روزة قضا  و یک سال هم نماز بخوانید . امیدوارم مرا ببخشید و اگر خدای نخواسته کوچکترین بی احترامی نسبت به شما پدر و مادر کرده ام به بزرگی خودتان عفو بفرمایید و برای خداوند کریم از گناهانم بگذرد . برایم استغفار کنید.  والسلام علیکم و رحمۀ الله وبرکاته »  فرزند شما  علی اکبر آجودانی 1365/ 10/ 2[۱]

پانویس

  1. سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد استان سمنان