شهیدحسن علی شتریه فراهانی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو

شهید حسن علی شتریه فراهانی


1342/03/20 تاریخ تولد : 1362/09/05 تاریخ شهادت :

محل شهادت : نامشخص محل ارامگاه : مرکزی - اراک – اراک


rId4


زندگی نامه

شهید والامقام حسن علي شتريه فراهاني فرزند عبدالرضا در تاریخ 1342 در شهر اراك به دنیا آمد. در سن هفت سالگي به مدرسه رفت و در سال 1360 ترك تحصيل نمود و مدت چند سال با چرخ ميوه فروشي مي كرد. در سال 1361 به خدمت مقدس سربازي اعزام شد.

از خصوصيات اخلاقي وي می توان گفت که او فردي انقلابي و حزب الهي بود و هميشه به سخنراني امام گوش مي كرد. هميشه لباسي ساده و معمولي مي پوشيد و موقعي كه ميوه فروشي مي كرد موقع بازگشت به خانه با خودش ميوه مي آورد و مي گفت: پدر وضع ماليش خوب نيست تا زماني كه من زنده ام به شما بد نمي گذرد.

شهيد شتريه فراهاني اولين شخصي بود كه در دوران انقلاب در روستا پلاكارد نوشت و ملت را دعوت به همكاري كرد و پس از پيروزي انقلاب بنيان گذار كتابخانه ده شتريه بود البته با همكاري شهيد فرامرز فراهاني و مفقودالاثر علي نعمتي. پس از مدتي كه افرادي به نام حسن علي داوود و دسته اش خانواده او را مجبور به ترك ده نمودند با خانواده اش به اراك آمد و در اراك شب ها در مسجد مير عابديني به سرپرستي آقاي ابوالفضل عزيز آبادي مشغول فعاليت بود تا اين كه به سربازي رفت و پس از 17 ماه خدمت در تاريخ 05/09/1362 در جبهه بر اثر اصابت تركش به ران و بدنش به درجه رفيع شهادت نائل آمد.


وصیت نامه

قسمتي از وصيت شهيد:

سلام بر شما پدر و مادر مهربان و رنجديده. سلام مرا بپذيريد و مرا حلال كنيد كه نتوانستم ذره اي از محبت هاي شما را به جا بياورم. اي پدر عزيزم! اميدوارم كه براي از دست دادن من غصه و افسوس نخوريد كه شهادت حد نهايي تكامل يك انسان است.

اي برادران عزيز! هوشيار باشيد و به جز اسلام به چيز ديگري فكر نكنيد.

و شما اي خواهرانم! مرا حلال كنيد و زينب وار زندگي كنيد و فرزندان خود را حزب الهي تربيت نماييد.



خاطرات

خاطره اي از زبان نزديكان شهيد

خاطره ارزنده اي كه از حسن علي دارم اين ست كه وقتي پاسداران فراهان جهت اخذ سلاح به ده شتريه آمده بودند او يكي از سربازها را به منزل يكي از افراد مسلح در ده شتريه هدايت نمود كه يك اسلحه ژ3 يافتند.


خاطره اي از نزديكان شهيد

وقتي كه مرحله مقدماتي والفجر شروع شد حسن علي در مرخصي بود تلويزيون منطقه گرمگ عراق را نشان مي داد او گفت: اي كاش من هم اكنون آنجا بودم چون آشنايي كامل به منطقه دارم مي توانستم جهت آزاد سازي شهر پنجوين كمك مؤثري بنمايم و قبل از اتمام مرخصي به منطقه رفت؛ يعني فرداي والفجر 4.

بنا به گفته همرزمش آقاي ساجدي و اكبر آبادي در آخرين لحظه حيات، قبل از شهادت اظهار داشت كه من شهرنشيني را دوست ندارم و اگر از جبهه برگردم به ده خواهم رفت و به شغل پدرم كه كشاورزي است ادامه مي دهم و در زمين كشاورزي با مخالفان جمهوري اسلامي مبارزه خواهم كرد و كساني كه از خدمت زير پرچم فراري هستند به هر نحوي، تحويل مقامات بالا خواهم داد.



شهید حسن علی شتریه فراهانی[۱]


پانویس

  1. [سایت شهدای ارتش]