شهید حسن کرمی
تاریخ تولد : 1334/04/18 تاریخ شهادت : 1361/02/18
محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه : مرکزی - خمین - خمین
زندگی نامه
شهید سرباز وظیفه حسن كرمی یکی از لاله های خونین گلزار انقلاب و جنگ تحمیلی فرزند میرزآقا در تاریخ 1334در خانواده ای متدین و معتقد در سطح متوسط در شهر خمين به دنیا آمد. او قبل از پيروزی انقلاب اسلامی ايران به رهبری امام خمينی شخصی مبارز و انقلابی بود و در به ثمر رسيدن انقلاب اسلامی ايران به نوبه ی خود نقش مؤثری داشت و مدتی نيز در كميته مستقر در پايگاه نهم شكاری در بندر عباس برای حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی ايران انجام وظيفه نمود. بعد از جنگ تحميلی نيز به طور داوطلب از طريق پايگاه نهم شكاری بندر عباس به جبهه آبادان جهت نبرد با مزدوران صدام عازم جبهه شد. این سرباز فداکار اسلام به مانند یاران سرور شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین عاشقانه نبرد می نمود تا دشمن غاصب را از دیار مومنین بیرون راند که در این راه نیز به رب الشهداء و الصدیقین لبیک گفته و در تاریخ 1361/02/18 شربت شیرین شهادت را گوارا به سر کشید. آرامگاه آن بزرگوار در بهشت شهدای خمين همچنان مثل خورشید درخشان خودنمایی می کند. روحش شاد و یادش گرامی باد
وصیت نامه
1361/01/02 سال نو مبارك و پر بركت باد. به اميد پيروزی جنگ اسلام عليه باطل سلام؛ پدرجان! اميدوارم كه از من راضی بوده باشی برای اين كه من در جبهه آبادان هستم و از تاريخ 1360/12/24 به جبهه رفتم و از اين كه نشد خداحافظی كنم، كمی وقت بود از من راضی باشيد و اگر مقصر بودم حلال كنيد برای اين كه هر لحظه امكان مردن هست و نمی خواهم در موقع مرگ از من ناراحت باشيد. مادرجان سلام؛ ان شاء الله كه حالت خوب و داری میخندی و تو هم مرا حلال كن اگر بچه بدی بودم و كوتاهی كردم، حلال كن. اكبر آقا كه هميشه به فكر من و برای من زحمت كشيده، سلام برسانيد و از قول من بگویيد كه اكبر تو خوب بودی و من بد بودم، حلال كنيد. منيره خانم، مهری خانم حلال كنيد كه اميدوارم كه شما عاقبت به خير شويد. از ما كه گذشت زری قرار شد كه به خمين بيايد، اگر آمد مواظب او باشيد. دايی احمد و دايی حسين با خانواده سلام برسانيد. دايی محمود را سلام برسانيد. عمو سيف اله، محمد نبی و آقا دكتر را با خانواده سلام برسانيد. آقای ابوالقاسمی و سلطنت خانم را سلام برسانيد. زندگيم را به زری و دو بچه ام حلال كردم اگر من مردم از پول خودم خرج كنيد تا راضی شود. ديدار به روز قيامت ـ حسن كرمی مورخ 1361/01/02
- وصیتنامه بعدی
بسمه تعالى با درود فراوان بر شهيدان انقلاب و شهداى جنگ حق عليه باطل و با سلام به رهبر كبير انقلاب امام خمينى . سلام به تو و دو فرزند عزيزم ان شاء الله كه حالتان خوب، صحيح و سالم و سال نو را به خوبى و خوشى گذرانده باشيد. عيدى كه بوى خون هزاران شهيد و معلول و مجروح ؟؟؟ را مىداد. من هم كه اينجا در ميان گلولهها و توپ ها عيد را گذراندم. بايد از اين مردم تشكر كرد، اگر بدانى كه چقدر هديه نوروزى براى جبهه ها فرستاده بودند، نامه، انواع شيريني ها و پسته، آجيل و ... كه خجالت مىكشيديم بخوريم . مادرت، حسين آقا، حاج آقا، حاج خانم، عليرضا، ناهيد خانم، احسان كوچولو، قاسم آقا، فاطى خانم، زهره خانم و همه دوستان و آشنايان را سلام رسانده از قول من حلاليت بطلبيد. عيال! جايت خالى كه ؟؟؟ اينجا چه ؟؟؟ فرزانه خانم را بوسيده خيلى زياد ؟؟؟ جونم (مهديه) را خيلى ..... بوسيده، عيال! ؟؟؟ من كه حتى الامكان آن را ؟؟؟ باز هم ؟؟؟ كنيد. خداحافظ حسن كرمى در ضمن ؟؟؟ سپردم كه پول ؟؟؟ همسر عزيزم! اين مبلغ ناچيز را ؟؟؟ مىنويسم توسط برادران كه پول دست آنهاست ؟؟؟ آورند و سعى كن درست خرج كنى: موجودى حساب كه غلام غلام حسينى خواهد آورد: حسين شعيبى 52500 تومان، قاسم جعفر زادگان 10000 تومان، محمود قيومى 6000 تومان. بعد از من قيم عيال بنده، زهرا عالميان، بعد على رضا عالميان برادرش و بعد آقاى محمود محمد ؟؟؟ خاله. ؟؟؟ مادرم حلاليت طلبيده، خداحافظى. اسامى بعضى از دوستان و بستگان را فراموش كردم، هر كس را ديدى حلاليت بطلبيد. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته امضاء: حسن كرمى 1361/02/07 ساعت 12:30 از جبهه ی آبادان
بسم الله الرحمن الرحيم با درود به رهبركبير انقلاب و بنيان گذارجمهورى اسلامى ايران حضرت آيت الله العظمى امام خمينى و سلام به رزمندگان و شهيدان اسلام و انقلاب اسلامى. اينجانب حسن كرمى به شماره شناسنامه 7563 متولد 1334 كه در صحت كامل و سلامت مورخه 1361/02/07 مستقر در آبادان آخرين وصيت نامه خويش رامىنويسم و اعلام مىدارم كه راهى را كه خود انتخاب نموده در آن هيچ گونه اجبار و تحميلى نبوده وكاملاً آزاد و به طور داوطلب انتخاب نمودهام. همسر عزيزم و شريك زندگىام! ان شاء الله كه خوبى و دو فرزندم صحيح و سالم هستند. اميدوارم كه خداى متعال نگهدار و راهنماى شما باشد. همسر عزيزم! دوست دارم در نبود من آن چنان با دو فرزندم رفتار كنى كه احساس كمبود نكنند و آن قدر به آنها محبت كن. از آن زمانى كه همه با هم دور هم ؟؟؟ دو فرزندم ( فاطمه كرمى ـ مهديه كرمى ) را براى آخرين بار از اين راه حسينى مىبوسم و تو هم مثل ؟؟؟ امام حسين(علیه السلام) و يارانش را نگهدارى كرده باشى. دو دخترم را به مدرسه بفرست تا درس كامل اسلامى را فراگيرند و آنها درك كنند كه پدرشان چگونه و در چه راهى به شهادت رسيد و هيچ گاه براى ناراحت ؟؟؟ و به همه ؟؟؟ كه گريه و زارى مطلقاً نكنند تا من در پيشگاه خداوند متعال رو سفيد باشم. ؟؟ جمهورى اسلامى ايران مسئوليت نگهدارى شما را به عهده دارد و خدا روزى دهنده ی انسان هاست. اگر خداى ناكرده شوهر خوبى نبودم حلال كن چون تمام زر و زيور ؟؟؟ و اين زندگى تجملاتى، انسان ها را در آن دنيا نجات نخواهند داد تنها تقوا و پرهيزگارى است که مىتواند در آن روز محشر نجات دهنده باشد. همسر عزيزم! اگر خواستى شوهر كنى بچه ها را به هر كس خواستى تحويل بده و تمام مزاياى من را به آنها بده. موقعى كه شوهر كردند. خود دانى و خداى خودت، حسين آقا و مادرت و برادرت و خواهرت را سلام رسان. اما پدرجان و مادرجان، پدرجان! اگر من فرزند خوبى براى شما نبودم جوانى و نداشتن تجربه ؟؟؟ زندگى بوده، ان شاء الله حلال كنى. برادرم و خواهرانم را سلام رسانده و از طرف من از همه آنها خداحافظى نموده و حلاليت بطلبيد[۱]