بسم رب الشهداء و الصدیقین نام: حسین نام خانوادگی: آهن تاریخ تولد: 20/9/1342 محل تولد: قم نام پدر: مرتضی نام مادر: زهرا شغل: بسیجی تاریخ شهادت: 21/11/1364 محل شهادت: اروندرود محل دفن: قم
وصیت نامه
- وصیت نامه اول
• مبادا از رفتن فرزندان تان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا نمی توانید جواب زینب س را بدهید. • استغفار و دعا را از یاد نبرید که بهترین درمان برای تسکین دردهاست. • همیشه به یاد خدا باشید و در راه او قدم بردارید. • هرگز دشمنان بین شما تفرقه نیندازند و شما را از روحانیت متعهد جدا نکنند. • حضورتان را در جبهه های حق بر علیه باطل ثابت نگه دارید. • پشتیبان ولایت فقیه باشید و از روحانیت حمایت کنید. • قدر امام خمینی را بدانی و نگذارید قلب او برنجد.
بسم الله الرحمن الرحیم «السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین» به نام خدا، به یاد خدا، برای خدا، در راه خدا، به سوی خدا و به نام خدایی که آمدنمان از طرف اوست و رفتن مان به سوی اوست، معبود و معشوق مان اوست. من هرچند که قابلیت وصیت نوشتن به مردم را ندارم، ولی مِن باب تذکر چند سطری می نویسم: برادران توجه داشته باشید که الان فریاد «هل من ناصر ینصرنی» امام حسین ع بهتر و رساتر از هر موقعی به گوش می رسد و باید لبیک گفت و خدا را شاهد می گیرم اگر لبیک نگوئید مدیون خون شهیدان هستید و این را بدانید که تا آخرین قطره خون مان از اسلام دفاع خواهیم کرد و اگر هزار بار هم شهید شویم باز هم دست از هدف و مکتب و امامان برنخواهیم داشت. و باز هم ای جوانان! مبادا در غفلت بمیرید که علی ع در محراب عبادت شهید شد و مبادا در حال بی تفاوتی بمیرید که علی اکبر امام حسین ع در راه حسین ع و با هدف شهید شد. و شما ای مادران! مبادا از رفتن فرزندان تان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا نمی توانید جواب زینب س را بدهید که تحمل 72 شهید را نمود. و خوشا به حال مادرانی که فرزندان تان را با دست خود به جبهه فرستادید تا در راه مقدس اسلام شهید شوند وای را بدانید که در آن دنیا رو سفید پیش حضرت زهرا س هستید که امام حسین ع تنش را قطعه قطعه کردند. و شما ای پدران و مادران مسلمان و در خط امام! شما بایستی از خاندان وهب درس بگیرید که چگونه جوانانشان را به جبهه های نبرد می فرستادند وحتی جسدهای آنهاا را هم تحویل نیم گرفتند و می گفتند که: ما سری که در راه خدا می دهیم هرگز پس نخواهیم گرفت. و مادر وهب هم همینطور بود، سر فرزندش را پس نگرفت. ای برادران حزب الله! استغفار و دعا را از یاد نبرید که بهترین درمان برای تسکین دردهاست و همیشه به یاد خدا باشید و در راه او قدم بردارید و هرگز دشمنان بین شما تفرقه نیندازند و شما را از روحانیت متعهد جدا نکنند که اگر چنین کردند روز بدبختی مسلمانان و روز جشن ابرقدرتهاست. حضورتان را در جبهه های حق علیه باطل ثابت نگه دارید و پشتیبان ولایت فقیه باشید و از روحانیت حمایت کنید. در امام عزیزمان بیشتر دقیق شوید و سعی کنید عظمت او را بیابید و خود را تسلیم او سازید. صد البته خود را هم چنان حفظ کنید. اگر فیض شهادت که آرزوی چندین ساله ام بود نصیبم شد، آنان که پیرو خط امام خمینی نیستند و به ولایت او اعتماد ندارند بر من هرگز نگریند و بر جنازه من حاضر نشوند. و باشد که دماء شهدا آنان را نیز متحول سازد و به رحمت الهی نزدیک شان کند. و سلام مرابه رهبر عزیزم برسانید و بگوئید که تا آخرین قطره خونم سنگر اسلام را ترک نکردم و باز هم با خدایم پیمان می بندم که در تمام عاشوراها و در تمام کربلاها با حسین ع همراه باشم و سنگر او را خالی نکنم تا هنگامی که همه احکام اسلامی در زیر پرچم اسلام و قرآن به اهتزاز درآید و پرچم «لا اله الا الله» بر بلندترین قله جهان نصب شود. ★چند وصیت به پدر و مادرم: پدر و مادر عزیز و بزرگوارم! من هرچند که فرزند خوبی برای شما نبودم، ولی امیدوارم که برای اسلام مفید بوده باشم و مبادا در شهادت من گریه کنید و همیشه خوشحال باشیدکه چنین فرزندی را تربیت کردید و به اسلام تقدیم نمودید و من از شما تشکر می کنم و ان شاءالله که خدا شما را با شهدا محشور کند. و همیشه استوار باشید و پیرو خط امام. مبادا از خط رهبری کنار بروید و همیشه سعی کنید کارهای تان برای خداوند باشد. و شما ای پدر بزرگوارم! می دانم که توقع داشتی عصای دستت باشم، ولی اسلام مهم تر بود و ان شاءالله که مرا ببخشید و حلالم کنید.
وشما ای مادرم! همیشه درس زندگی کردن را از زینب س بیاموز و هر وقت خواستی برای من گریه کنی به یاد امام حسین ع و شهدای کربلا گریه کن و همیشه برایم دعا کن و برایم قرآن بخوان تا خدا از سر تقصیراتم در گذرد و سعی کن برادرانم را چنان تربیت کنی که در آخرت پیش خدا مسئول نباشی. و این را هم بدان که مرگ دست خداست و خداوند می فرماید تا صلاح من نباشد حتی یک برگ هم از درخت نمی افتد و اگر مفقود شدم این را بدان که حضرت زهرا س هم قبرش مفقود است.
برایم سه هزار تومان رد مظالم بدهید. 10 روز روزه برایم بگیرید و اگر توانستید نماز قضا برایم بخوانید و هرکس که این وصیت نامه را می خواند، اگر از من پولی یا چیزی می خواهد از پدرم بگیرد و مرا حلال کند ودر پایان برایم از همه حلالیت بطلبید. 18/11/64 والسلام
- وصیت نامه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم 25/10/63 جنوب- طلائیه «آنان که هجرت کردند و از خانه خود بیرون رانده شدند و در راه من شکنجه دیدند و جنگ کردند و کشته شدند مسلماً گناهان آنان را می بخشم و آنها را در بهشت هایی که زیر درختان آنها نهرها جاری است وارد می کنم.این پاداشی است از طرف خدا و بهترین پاداش نزد اوست».(سوره آل عمران آیه 195) به خدا سوگند دوست دارم دستم به ستاره برسد و از آنجا طوری به زمین بیوفتم که قطعه قطعه گردم، ولی در عوض خداوند بین امت محمد ص اصلاح کند. خداوندا! تو را به محمد ص و آلش قسم می دهم، شهادت در راه اسلام را نصیبم کن و مرا در صف شهدا قرار ده. ای عزیزان! شهادت همچون میوه ای است که نمی توان آن را کامل از درخت چید و شهید آگاهی است که برای وصول به این آگاهی باید سرمایه گذاری عظیمی بکند، باید خدا و قرآن خویش را شناخته و با پوست و گوش خود آن را لمس نماید و به عبارت دیگر از مرحله ایمان و جهاد گذشته تا به مرز شهادت برسد. و اما تو ای پدر و مادر و برادرانم و ای دوستان عزیزم! و ای تمام کسانی که از طریق اسلام به من وابسته اید! اگر توانسته خدای خود را ملاقات کنم و یا به عبارتی دیگر، اگر به تنها راه سعادت یعنی شهادت مفتخر شدم، هر قطره اشک شما تاولی بر پیکرم و گناهی بر گناهانم می افزاید، ولی هر تکبیری که به جای اشک شما در آسمان افکنده شود گناهانم را شاید به اذن و خواست پروردگار شاید خنثی سازد. اگر من یا برادران دیگر در راه دفاع از اسلام و قرآن عزیز و صدور انقلاب اسلامی شهید شدیم، این مسئله اصلا نباید موجب ناراحتی باشد، زیرا شهادت یک ذخیره الهی است که تمام ائمه شیعه ع به آن فوز عظیم رسیده اند و اگر ما صلح کنیم ملت ما به ما چه می گویند؟ اسلام به ما چه می گوید؟ پیغمبر اسلام ص و امام زمان عج به ما چه می گویند؟ خدایا! خدایا! ستاره ها که رفتند تو خورشید را نگه دار. «مادامی که ایمان در قلب شماست پیروید.» و من برای مادر، پدر و برادرانم و دوستانم و همه پیام دارم که آن هم شناخت اسلام و قرآن می باشد. چون جز الله و اسلام تمامی راهها انحرافی و میوه ای جز پستی و ذلالت ندارد. به همه می گویم که قدر امام خمینی را بدانی و نگذارید قلب او برنجد. من به همه می گویم به آن خَلقی ها، به آن دولتمردان ، به آن ملی گرایان، بدانید که همین امام بود که شما را آزاد کرد آن قدر با سخنان تان قلب او را نرنجانید. درود بی پایان خدا بر شهدای راه حق، بر شهیدانی که قصدی جز برپایی اسلام و فرمان خدا نداشتند. آنان که همچون شمع سوختند و با سوختن خویش نور پر فروغی را بر جامعه اسلامی بخشیدند که تا ابد باقی خواهد ماند. همانان که ندای پر غریو تکبیرشان پایه های کاخ کفر و الحاد را متزلزل ساخته است. درود بر آنان که راه فلاح را در جنگ و جهاد دیدند و اندک وقفه ای را خسرانی عظیم. سلام بر پدر و مادر عزیزم، از خدای منان خواهانم که همیشه در راه اسلام پیش قدم و موفق باشید و در سایه رهنمودهای امام امت خمینی بت شکن با آرمان اسلامی خویش به سر برید. بزرگ ترین افتخار خود می دانم که چنین پدر و مادری نصیب من شده است. در انتظار فرج حضرت مهدی عج هستیم. من از تمام کسانی که در راه تربیت و رشد من زحمت کشیده اند عاجزانه سپاسگزاری می کنم. خصوصا از مادر عزیزم که در راه پرورش من و بقیه برادرانم زحمات طاقت فرسایی متحمل شده است واز تو مادر عزیزم می خواهم که اصلا به خاطر از دست دادن فرزندت گریه نکنی، چرا که تو سعادت مرا می خواستی و من سعادت خویش را در این راه یافتم. و از همه شما عزیزانم حلالیت می طلبم و از شما می خواهم که از اقوام و خویشان برای من طلب حلالیت بنمائید و خواهش من از شما این است که حافظ این انقلاب الهی باشید که ان شاءالله به زودی به قیام امام زمان عج متصل خواهد شد. مبادا در حراست از انقلاب سستی به خود راه دهید. مادر مهربانم! چه بسیار بر ما زحمت کشیدی، من تو را رنج بسیار دادم. خداوند اجر جزیل و صبر جمیل به تو عطا فرماید. از فراغ من ناراحت نباش اگر می خواستی گریه کنی برای امام حسین ع و علی اکبر ع و علی اصغر ع او گریه کن. خوشحال باش و بخواه این هدیه را خدا از تو قبول کند. امام حسین ع خانواده اش را برای حفظ اسلام فدا کرد تو هم خوشحال باش و بخواه که فرزندانت در راه دین اسلام جان خود را به حق تعالی تسلیم کنند.
و ای پدر عزیزم! تو در حق من پدری کردی، خدا اجرت دهد. مرا ببخش و برای من طلب مغفرت کن.
خدایا! من یک بنده گناهکار بیش نبوده ام و حالا آمده ام تا به ندای« هل من ناصر ینصرنی» حسین ع لبیک گویم، چون تا به حال مرده بودم و اکنون آماده جهاد و شهادت هستم و امیدوارم که خداوند این فیض عظیم را نصیبم گرداند گرچه ارزش آن را ندارم. ای پدر ارجمندم! مرا حلال کن و با استقامت و شجاعت از اسلام و ولایت فقیه دفاع کن. ای مادر مهربان و عزیزم! افتخار کن که پسرت در راه اسلام شهید شده است. اگر خواستی برایم گریه کنی به یاد امام حسین ع و 72 تن از یاران باوفای او که در کربلا از جان خود گذشتند گریه کن. ای امت شهیدپرور ایران! ما راهین الله برای نگاه داشتن پرچم خونین اسلام و ادامه راه سالار شهیدان حسین ع تا آخرین قطره خون مان خواهیم جنگید و پرچم خونین «لا اله الا الله» را در اوج پیروزی برافراشته نگاه خواهیم داشت و از مشا می خواهم که در همه جا از روحانیت دفاع کنید که اگر اینها نبودند اسلام هم نبود و وحدت کلمه داشته باشید و همانطور که امام مان گفته است تمام سلاح ها و قلم ها را به سوی آمریکا نشانه بگیریم تا این استکبار جهانی را نابود کنیم. اکنون که اسلام به فداکاری های جوانان رشید خود احتیاج دارد به خود واجب دیدم که با حضور خود در صحنه های پیکار عشق و ایمان با کفر و بطلان، دَین خود را به اسلام و امت اسلام اداء نمایم و با تمام نیرو برای پیروزی اسلام بر کفر بکوشیم و در این راه و رسیدن به این هدف از دادن جان دریغ ننمائیم، چرا که جان دادن در راه خدا آغاز زندگی واقعی است. من که در زندگی مال و ثروت زیادی نداشتم که در راه خدا بدهم، فقط یک جان دارم که در راه خدا می دهم و اگر هزارها بار هم زنده می شدم، باز هم جانم را در راه خدا می دادم. پدر و مادرم! من که در زندگی کاری برای شما نکرده ام و دردی بر شما دوا ننموده ام، امیدوارم که لااقل با شهادتم افتخاری برای شما به جای گذارم. و از طرف من از تمام اقوام و دوستان و آشنایان برایم حلالیت طلبیده و طلب مغفرت نمائید.
و شما ای مادر عزیزم! امیدوارم که مرا به همه ی نادانی ها و ناراحتی ها که کردم ببخشید، بلکه خداوند بزرگ نیز از گناهانی که کرده ام بگذرد و ما را عفو نماید.
منبع:کتاب آثار و اسناد ایثارگران | شهدای استان قم | ناشر: بنیاد شهید