| آقابالا ملک منظر | |
|---|---|
![]() | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | 1345 ، مشگین شهر ، اردبیل |
| شهادت | 1364/10/03 |
| محل دفن | مشکین شهر ،جلایر |
زندگی نامه
ما باید حقانیت انقلاب اسلامی را به تمام جهانیان ثابت کنیم. باید بسیج شویم و دشمنم را از خاکمان بیرون برانیم و قدرت اسلام و رزمندگان را به تمام جهانیان نشان دهیم..." قسمتی از پیام ارزشمند شهید والا مقام آقابالا ملک نظر فرزند احمد است.
آقابالا پنجم شهریور ماه 1345 در روستای جلایر به دنیا آمد. لحظات شیرین طفولیتش در کوچه باغهای ساده و زیبای زادگاهش سپری شد. فقر و تنگدستی خانواده، او را از رفتن به مدرسه محروم ساخت. از خردسالی به همراه پدر به کشاورزی می پرداخت. همین که اندکی قد کشید و بازوانش نیرو گرفت، کارگری می کرد تا دسترنج ناچیزش کمک هزینه زندگی فقیرانه شان باشد. پایبندی به واجبات و ترک محرمات را از پدر و مادر به ارث برده بود، خستگیهای ناشی از کار روزانه را با نهادن پیشانی بر سجاده مهر از تن بیرون می کرد. هر روز رشته پیوندش با دوست مستحکم می شد. اگر چه درس نخوانده بود، چشم حقیقت بینش نقش دوست را از دفتر عشق خوانده بود. زمانی که استکبار، بعثیون کافر را به تجاوز بر میهن اسلامی ترغیب و وادار نمود و آتش جنگ از جنوب و غرب وطن شعله ور شد، آقابالا که نوجوانی دوازده، سیزده ساله بود، در میان خیال رزم با دشمنان دین و حرّیت را تمرین می کرد و خود را برای خلق حماسه ای سترگ در بستر تاریخ بشریت آماده می کرد. نوزده ساله که شد سربازی بهترین بهانه بود تا خان? مألوف را ترک کند و به مبارزان عرصه ایمان بپیوندد. وی از طریق حوزه نظام وظیفه بعد از طی دور? آموزشی به تیپ 40 سراب در منطقه سومار پیوست. بیش از هشت ماه بر فراز قله های سر به فلک کشیده غرب کشور با صفیر گلوله های آتشین خواب و آرامش را بر متجاوزان خفّاش صفت حرام کرده، خیال واهی آنها را در تسخیر سرزمین آفتاب نقش بر آب کرد. سرانجام سومین روز زمستان سال 1364 با اصابت تیری روح ملکوتی ملک نظر از قید تن رها شد و چند روز بعد پیکر مطهرش در خیابانهای مشکین شهر بر دوش وارثان مکتب سرخ شهادت به سوی زادگاهش تشییع شد و به سینه خاک مزار شهدا سپرده شد.[۱]
