کد شهید:6211766
نام :ابراهیم
نام خانوادگی :روشناوندیمقدم
نام پدر :اسداله
محل تولد :گناباد
تاریخ شهادت :1362/08/۲۸
مکان شهادت :
تحصیلات :نامشخص
منطقه شهادت :
شغل :
یگان خدمتی :
گروه مربوط :گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت :سایر شهدا
مسئولیت :رزمنده
گلزار :
خاطرات
عنوان عشق به جهاد موضوع عشق به جهاد راوی شادک ارجمند
با آخری که ابراهیم روشناوندی مقدم می خواست به جبهه برود ایشان را در شهر تایباد ملاقات کردم از ایشان پرسیدم ابراهیم کجا می روی؟ گفت: به جبهه می روم گفتم چیزی از تربیت معلمت نمانده است درست را تمام کن بعد برو. ایشان در جوابم گفت جبهه مقدم تر است بر مسائل دیگر اگر الان بروم جبهه وظیفه دینیم را ادا کرده ام و اگر هم برگردم تربیت معلمم را تمام کنم.
عنوان آخرین وداع با خانواده موضوع آخرين وداع با خانواده راوی ماه سلطان روشناوندی
در یکی از روزها که برادرم ابراهیم به دانشگاه می رفت گفت: از طرف دانشگاه به جبهه خواهم رفت و می دانم که شهید خواهم شد اگر بر نگشتم حلالم کنید ولی ما حرف های او را جدی نگرفتیم و بعد از چند روز از طریق دوستانشان فهمیدم که به جبهه رفته است و حدود 19 روز بیشتر از رفتنش به جبهه نگذشته بود که در عملیاتی شرکت کرده و به شهادت رسیده بود حدود 10 سال مفقودالاثر بود تا این که جنازه اش را آوردند و تشییع کردیم.
عنوان خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید موضوع خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد راوی ماه سلطان روشناوندی
به یاد دارم یک شب قبل از شهادت برادرم ابراهیم در خواب دیدم که همگی اهل خانواده به اتفاق برادرم ابراهیم داریم به سمت کوه مقداری که رفتیم دیدم برادرم ابراهیم از ما جدا شد و به سویی دیگر رفت فردای آن شب با ما اطلاع دادند به دیار حق شتافته و شهید شده است خوابم تعبیر شد.
عنوان خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید
موضوع خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
راوی زهرا قدیمی
یک روز داشتم تلویزیون نگاه می کردم که برنامه اش مصاحبه با همسر شهیدی بود که این خاطره را نقل می کرد می گفت: خواب دیدم که تمام دندانهایم ریخته است بدون اینکه خونی بریزد صبح که بیدار شدم اطلاع پیدا کردم که همسرم شهید شده است من هم همان شب دقیقاً همین خواب را دیدم که دندانهایم ریخته است و فهمیدم که همسرم شهید شده است و این چنین نیز شد.
[۱]