شهید ابوالقاسم اژند هاشمی

ابوالقاسم اژند هاشمی
4037730622540664650.jpg
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد زادروزهای 01 مهر1349 ، قوچان، خراسان
شهادت 1365/10/04
محل دفن قزوین


زندگی نامه

«والموت فیحیاتکم مقهورین خیر من الحیوه فی موتکم قاهرین»

بتا هلاک شود دوست در محبت دوست که زندگانی او درهلاک بودن اوست

مرا جفا و وفای تو پیش یکسان است که هر چه دوست پسندد به جای دوست نیکوست

شهادت هنر مردان خداست. شهد شیرین شهادت در کام مردان خداست که معنا می یابد. آنان که در حصار منیت ها مانده اند و در بیراهه های توجیه سر درگم اند، عقل معاش رهروشان است و معادلات حاکم براقتصاد بازار و راحت طلبی ها، تکیه گاهشان است؛ نه مرداند و نه هنری دارند و نه بین مرگ و شهادت فرقی قائل اند.

طلبه شهید ابوالقاسم آژند هاشمی روستا زاده بی آلایشی است که از نگاه پر مهر مادر و در دستان سبز پدر در روستای محروم ینگجه در اول پاییز ۱۳۴۹ بهار وجود را تجربه کرد؛ وجود در خانواده کشاورزی، مطهر به نور ایمان و سرشار ازمحبت مولا. کودکی و بازی های کودکانه، کودکی و کنجکاوی های سیری ناپذیرش، دریاچه کتاب زندگی او را رقم زد. دبستان روستا، روزنه ای از نور معرفت بود که به رویش تابید و دوران تحصیل در مقطع راهنمایی بر شدت آن فزود. روستا بود و در اوج حرمان. راهی فاروج شد و گوهر دل به نور علم دین، صیقل داد. حوزه علمیه فاروج که هم اولین محل تحصیلش شد و هم آخرین آبشاری از نور هدایت بود که سیمین روح او را لطافتی دو چندان بخشید.

او را عشق به حق در بند کشیده بود و این ها بهانه ای بود برای روح تشنه او.

آن نه عشق است که از دل به دهان می آید دان نه عاشق که زمعشوق به جان می آید

گو برو در پس زانوی سلامت بنشین آن که از دست ملامت به فغان می اید

این را باید ازخط شکنی او فهمید. خط شکنی که هم در ظاهر خط شکنی کرد و مسئولیتی در این حد را در جبهه پذیرفت وهم در باطن خط شکنی کرد وقتی که در شانزده سالگی در حالی که دریایی از آرزو در پیش رو داشت و فضای گسترده زمان در اختیارش بود، همه را پشت سر نهاد و همنشین خاک میدان رزم شد.

دو مرتبه به میدان رزم شتافت؛ آن جاکه مردانی از جنس خداخواهی، از جنس دفاع از حریم دین و از جنس عروج مهمانش هستند. پنج ماه با شهوات جنگید ، با آرزوها و وقتی دست تقدیر پر کشیدنش را رقم زد؛ چون کبوتری سبکبال پر کشد و گذشت. شلمچه، آن جا که خون های زیادی از جوانان پاک را بر خدا جاری ساخته و او را نیز غرق درعشق به حق ساخت و سر مطهرش را در اصابت ترکش خصم به آغوش کشید. بیستم بهمن ۱۳۶۵ روز نمایش این صحنه عاشقانه بود.

کس در نیامدست بدین خوبی از دری دیگر نیاورد چو تو فرزند مادری

خورشید اگر تو روی نپوشی فرو رود گوید دو آفتاب نگنجد به کشوری

«روحش شاد و راهش پررهرو باد»

خاطرات:

«وداع آخر»

دومین بار (آخرین دفعه اعزام) که می‌خواست به جبهه برود، دایی‌اش شهید شده بود. پس از مراسم چهلمین روزشهادت دایی‌اش می‌خواست به جبهه برود. به او گفتم حالا که دایی تو شهید شده تو دیگر نمی‌خواهی بروی؛ اما او گفت: نه، من می‌روم و نمی‌گذارم اسلحه دایی‌ام بر زمین بماند. این آخرین بار است که می‌روم و نمی‌گذارم اسلحه دایی‌ام بر زمین بماند. این آخرین بار است که می‌روم و معلوم نیست که دیگر برگردم. مادر! بیا تا چهرة شما را خوب ببینم.

«به نقل ازمادر شهید»

منبع زندگی‌نامه

وصیت نامه

به نام خداوندی که نامش آرامش دل ها و قلب هاست و با درود بر یار مستضعفان، مهدی موعود -عجل الله تعالی فرجه- و نایب بر حقش، امام امت، ابراهیم زمان و بت شکن انقلاب و با درود بر رزمندگان و با درود بر شهیدان و خانواده شهیدان که فرزند و همسر خود را در راه حق می‌دهند و زینب وار صبر می‌کنند.

جان فشانی ها به خاک پای یارم آرزوست وه کةک جان دارم و در دل هزارم آرزوست

بار دیگر به دست پیروان تشیع سرخ، تاریخ، ورقی دیگر خورد و شیعه توانست با کمال قدرت و منطق در جلو تمام مکتب های مادی و مرتجع غربی بایستد و همچون کوه استوار در مقابل قدرت های بزرگ جهانی ایستادگی نماید.

بار دیگر مستضعفین شوکتی دوبارةافتند که این وعده خداوند تبارک و تعالی است «و نرید ان نمن علی الذین استضعفو فی الارض» (قصص/۵) ملت ایران باید بداند که پس از ۱۴۰۰ سال اینک اسلام سیاستی دیگر پیدا کرده است. ملت باید پشتیبان حکومت باشد که حکومت همان انقلاب و انقلاب همان ملت است. ما ایستاده مردن را افتخار خود می‌دانیم. «فالموت فی حیاتکم مقهورین و الحیاه فی موتکم قاهرین»

باید ما متحد باشیم که تفرقه، آرزوی دیرینه دشمنان ماست. به ثروت و مادیات دل نبندید که این‌ها همه از بین رفتنی هستند، « کل من علیها فان». آن کس از مرگ می‌هراسد که منزل آخرتش را به خرابه‌ای مبدل ساخته است و من در این جا لازم دانستم که به جبهه‌های حق علیه باطل بشتابم؛ زیرا که بدنم طاقت سوختن در آتش جهنم را ندارد؛ چون که ما همه عاشق و دلباختة سرور شهیدان، امام حسین -علیه السلام- هستیم که فرمود: «انی لا اری الموت الا سعاده و الحیاه مع الظالمین الا برما» به درستی که من مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز تلخی و ناگواری نمی‌بینم. «گر مرد رهی میان خون باید رفت»

خرم آن روز کزین منزل ویران بروم راحت جان طلبم و از پی جانان بروم

ولی وصیتم به پدر و مادرم این است که هیچ موقع برای من گریه نکنید. برای حسین -علیه السلام- و برای فاطمه زهرا -سلام الله علیها- گریه کنید. برای زینب -سلام الله علیها- گریه کنید. موقعی که برادرش حسین در کربلا شهید شد چه کار می‌کرد؟ به خدا من خجالت می‌کشم روز قیامت پیش حسین؛ چون که بدن حسین زیر سم اسب ها تکه تکه شد.

ولی وصیتم به برادران و خواهرانم این است که رزمندگان ما حسین گونه رفتند و شهید شدند؛ ما نیز باید یک روزی برویم و چه بهتر است که در بستر نمیریم، در سنگر بمیریم.

باری؛ وصیتم به هم سن و سالانم این است که هرگز از یاد خدا غافل نشوید و نیکی به پدر و مادرتان بکنید؛ زیرا خداوند در سورة لقمان فرموده است: «و وصینا الانسان بوالدیه حملته امه وهنا علی وهن و فصاله فی عامین ان اشکر لی و لوالدیک الی المصیر» (لقمان/۱۴)

و ما به انسان دربارة پدر و مادرش توصیه نمودیم، به خصوص مادر که بار حمل فرزند را تحمل نموده تا مدت دو سال که طفل را از شیر بازگرفته و نخست شکر من کن و آنگاه شکر پدر و مادر، همانا بازگشت همه به سوی من است.

ودر آخر وصیتم به همه بستگان و خویشان عرض می‌کنم که: امام را فراموش نکنید و مثل مردم کوفه نباشید و در هر لحظه امام را دعا کنید و شکر خدا را بیاد بیاورید»

شهید جمهوری اسلامی‌ام مادرم شده کفنم لباس دامادی‌ام مادرم[۱]

نگارخانه تصاویر

4037730622540664650.jpg


پانویس

  1. سایت یاران رضا

رده‌ها

آخرین تغییر ‏۱۶ بهمن ۱۳۹۸، در ‏۰۹:۲۶