| ابوالقاسم جعفری | |
|---|---|
| ملیت | |
| تولد | سبزوار-1340/01/01 |
| شهادت | شلمچه-1365/10/26 |
| محل دفن | بهشت شهدای سبزوار |
| یگانهای خدمت | جهاد سازندگی |
| سمتها | جهادگر |
| تحصیلات | دیپلم |
| خانواده | پدر:ابراهیم |
زندگینامه
ابوالقاسم جعفری در سال 1340 در شهر سبزوار دیده به جهان گشود. دوران دبستان و راهنمایی را در همین شهر به پایان رساند و وارد دبیرستان شد. هنگامی که در سال دوم دبیرستان تحصیل میکرد، حرکتهای انقلابی مردم ایران علیه رژیم شاه به اوج خود رسید و او نیز در کنار دیگر هموطنانش فعالانه در راهپیماییها و تظاهرات شرکت کرد و حتی یک بار هم توسط ساواک دستگیر شد. اما پس از آزادی باز هم از پای ننشست و یک بار دیگر هم به وسیلهی شهربانی دستگیر و زندانی شد که پس از پیروزی انقلاب به همراه دیگر زندانیان، از چنگ رژیم شاه رهایی یافت. پس از انقلاب به عضویت بسیج درآمد. با شروع جنگ تحمیلی، در حالی که در سال چهارم دبیرستان تحصیل میکرد، عازم کردستان شد و مدتی به عنوان جهادگر خدمت کرد. پس از دو سال به مناطق جنگی جنوب رفت و به عنوان امدادگر به یاری همرزمانش شتافت. او سرانجام به تاریخ 29/10/1365 در عملیات کربلای 5 و در منطقهی عملیاتی شلمچه به شهادت رسید.
خاطرات
• این طور که همرزمان ابوالقاسم برای ما گفتند: ایشان در جبهه امدادگر بودند و مجروحان را با آمبولانس به پشت جبهه انتقال می دادند که در یکی از دفعاتی که مجروحین را به عقب می رساند، در اثر گلوله خمپاره ای که به ماشین ایشان اصابت می کند آمبولانس منفجر شده و ایشان به شهادت می رسند. • یک روز که از مدرسه به خانه می آمدم متوجه ابوالقاسم شدم که کنار خیابان ایستاده و کتابش را باز کرده است وقتی نزدیک تر شدم دیدم گریه می کند و عکس دوستش را که وسط کتاب گذاشته نگاه می کند. گفتم: حالا شهید شده و برای شهید که گریه نمی کنند او گفت: من به خاطر شهید شدنش گریه نمی کنم برای خودم گریه می کنم که مثل آن ها لیاقت شهادت را ندارم.[۱]