شهید ابوالقاسم داوود الموسوی دامغانی

ابوالقاسم داوود الموسوی دامغانی
400 a-m-dameghani-personeli.jpg
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد 1323 ، دامغان
شهادت 1364/12/01
محل دفن قم ، حرم حضرت معصومه ( س )
سمت‌ها نماینده مجلس شورای اسلامی رامهرمز
تحصیلات طلبه
شغل نماینده مجلس



زندگینامه

سيد ابوالقاسم داود الموسوى، معروف به موسوى دامغانى، فرزند سيد محمد است و در سال 1323 ه . ش در روستاى حسن آباد از توابع دامغان در خانواده مذهبى و شيفته اهل بيت ( ع ) متولد شد


جدّ ابوالقاسم مرحوم كربلايى سيد حاجى بود كه ابتدا در خور و بيابانك زندگى مى‏كرد، اما بر اثر ظلم و ستم خوانين، از آنجا كوچ كرد و پس از طى، حدود 300 كيلومتر راه كوير، به حسن آباد رسيد و در آنجا مقيم شد . او از استادن قرآن در منطقه بود و ساليان متمادى به تعليم كتاب الهى برگزارى جلسات قرائت قرآن اشتغال داشت . سيد محمد، پدر سيد ابوالقاسم پس از چهل سال اشتغال به كشاورزى در روستاى حسن آباد، به شهر مقدس قم مهاجرت نمود و به پيروى از پدر بزرگوارش مرحوم سيد حاجى، در اين شهر به تعليم قرآن مشغول شد . سيد محمد، با اينكه در اين اواخر از يك چشم نابينا شد، بيش از 85 سال از عمر شريفش مى‏گذرد، باز هم سعى مى‏كرد اوقات زندگيش را با تعليم قرآن به جوانان و نوجوانان روشنى بخشد . از وى سه فرزند پسر به نامهاى سيد جعفر ( ساليان طولانى است در مدرسه فيضيّه در خدمت علما و روحانيان مى‏باشد ) شهيد ابوالقاسم ( اين نوشتار در ياد و خاطره او به رشته تحرير در آمده است ) و سيد ابوالفضل ( در شوراى سياست گذارى ائمه جمعه، در تهران مشغول به خدمت است ) به يادگار مانده است .


بدن پاك و مطهر شهيد سيدابوالقاسم موسوى دامغانى در ايوان شرقى پائين مسجد طباطبائى ورودى مسجد بالاسر حضرت معصومه ( س ) در كنار تربت شهيد حاج شيخ فضل اللّه محلاتى به خاك سپرده شده است و در ذيل سنگ قبر شهيد محلاتى، اين جملات را مى‏خوانيم : « حجت الاسلام سيد ابوالقاسم موسوى دامغانى كه در روز اول اسفند 1364 در فاجعه هوايى به دست مزدوران بعثى به شهادت رسيد .»


خاطرات

آقاى فراتى مى‏گويد : يكى از خصوصيات بارز شهيد موسوى اين بود كه با مردم گرم و صميمى برخورد مى‏كرد . يك بار، روبروى مدرسه خان با من دست داد و همين طور با هم صحبت مى‏كرديم و مى‏رفتيم . تا مدرسه فيضيه دست مرا رها نكرد، هنوز گرمى محبت‏ آميز دستش را در دستم احساس مى‏كنم . كسى را نمى‏يابى كه با او آشنا باشد و محبتش را در دل نداشته باشد . بدين سبب كمك به ديگران به ويژه محرومين، را از وظايف خود مى‏دانست و بخش مهمى از زندگى او را تشكيل مى‏داد . در ايّامى كه امام جمعه رامهرمز بود، از تهران و علماى قم كمك مالى مى‏گرفت و براى خانواده‏ هاى محروم لباس و مواد غذايى تهيه مى‏كرد و به منازل آنها مى‏برد . سيد محمدسجادى؛ يكى از طلاب دامغانى كه بنا به دعوت آن شهيد مدتى در حوزه علميه آيت اللّه بهبهانى رامهرمز تدريس ميكرد، مى‏گويد : هيچ كس حق نداشت مانع ورود مراجعه كنندگان شود و آنقدر مراجعين را به حضور مى‏پذيرفت كه ضعف بر ايشان غالب مى‏شد و مردم رسيدگى به مسايل خود را به وقت ديگرى مى‏گذاشتند . در اوايل جنگ تحميلى عراق، حدود پنجاه هزار آواره جنگى در رامهرمز اسكان داده بودند، كه 25000 نفر داخل شهر و 25000 نفر در چادرهاى بيرون شهر ساكن بودند . شهيد موسوى تمام كارهاى آنها را رسيدگى مى‏كرد . حتى دعواهاى خانوادگى آنها را حل و فصل مى‏نمود . در سنگر مجلس شوراى اسلامى نيز در طرح‏ها و لوايح با جديت مدافع پابرهنگان بود .


وصیت نامه

بسم اللّه الرّحمن الرحيم


الّذين آمنوا و جاهدوا و جاهدوا فى سبيل اللّه باموالهم و انفسهم اعظم درجة عند اللّه و اولئك هم الفائزون . التوبه :20


خداوند متعال توفيق نصيب فرمود به همراه جمعى از روحانيون معظم و نمايندگان محترم روانه جبهه‏ ها كعبه دلهاى عاشقان خدا و ايثار و شهادت بشويم ...


اميد است كه اگر خداوند لايق ديد و شايسته ورود به بارگاه ربوبى يافت و به محفل عباد صالح و شهداء و صديقين اجازه ورود فرمود اين وصيت به عنوان آخرين كلماتى كه از زبان دل بر مى‏خيزد، براى فرزندانم و همسرم و والدين گرامم و اخوان ارجمند و همشيره مهربانم و وابستگان محترم و دوستان عزيز و همشهريان و همكاران و موكلين محترم و مردم شهيد پرور و رشيد كشور و همه خدمتگزاران فداكار به يادگار بماند .


با اعتقاد به يگانگى خداى لايزال و قادر متعال، عليم و حكيم و مدبر امور و فعال ما يشاء، و رسالت انبياء عظام الهى، بالاخص خاتم انبياء پيامبر بزرگ اسلام ( ص ) و امامت دوازده امام معصوم ( ع ) و ولايت فقيه و اعتقاد به حقانيت و مرگ و سؤال در قبر و حساب و كتاب و ميزان و صراط و بهشت و جهنم و اميد به رحمت و غفران الهى وصيت خودم را آغاز مى‏كنم : پدر بزرگوارم شما زحمت فراوان كشيديد و هنوز هم فراوان تحمل مى‏كنيد . من از محبت و زحمات شما نتوانستم حق‏شناسى كنم و حق شما را نتوانستم رعايت نمايم و همچنين حقوق مادر سخت مهربانم . اولا حلالم كنيد و ثانيا اگر خدا مرا لايق شهادت ديد در عزايم جدّا صبر كنيد كه خدا با صابران است ...


فرزندان عزيزم، نور چشمانم ... اميد است خودتان با تمسك به قرآن كريم و تأسى به اهل بيت و تبعيت از اسلام و تعليمات آن كه دين انسان سازى و مكتب رشد و تعالى روحى و تكامل معنوى است، و قادر است انسانهايى همچون پيامبر اكرم ( ص ) و اميرالمؤمنين و فاطمه زهرا و خديجه كبرى و ائمه هدى ( ع ) و امام امت، رهبر بزرگمان، و بزرگانى همچون شهداى محراب و شهيد مظلوم بهشتى عزيز و آيت اللّه بزرگوار مطهرى و ديگر بزرگان را پرورش دهد . اميد است شما بتوانيد قصور مرا جبران كنيد و با الهام گرفتن از آيات كتاب خدا و رهنمودهاى اولياء خدا و مراقبت از خويش و پرهيز از هواى نفس و تهذيب اخلاق و تزكيه نفس، محبوب فدا و رهرو راه انبياء و ائمه طاهرين بشويد . و مايه عزت اسلام و فخر امام زمان روشنى چشم ما باشيد ...»[۱]

نگارخانه تصاویر

400 a-m-dameghani-personeli.jpg

پانویس

  1. سایت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهید استان سمنان

رده‌ها

gallery

آخرین تغییر ‏۲۸ تیر ۱۳۹۹، در ‏۲۲:۱۴