| احمد حاتمی | |
|---|---|
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | بجنورد |
| شهادت | ۱۳۶۲/۵/۸ |
| سمتها | رزمنده |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| خانواده | نام پدرمحمد |
خاطرات
خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
راوی ملک ورانلوبیگی
متن کامل خاطره
یادم هست در زمان انقلاب پسرم حسین پاکروان چند روزی به خانه نیامد و ما خیلی دلواپس او شده بودیم بعد از چند روز وقتی به خانه آمد و علت دیر کردن او را پرسیدیم گفت : من در تظاهرات شرکت کرده بودم که یکدفعه نیروهای ساواک حمله کردند و ما مجبور به فرار شدیم . ماموران در تعقیب من بودند که من در یک کوچه بن بست گیر افتادم در حال بالا رفتن از یک دیوار بودم که درب یک خانه باز شد و یک خانمی مرا صدا زد و گفت : کجا می روی ؟ گفتم ماموران ساواک دنبالم هستند . در خانه اش را باز کرد و گفت : بیا برو داخل تنور و پنهان شو . من به داخل تنور رفتم و بعد از گذشت چند ساعت وقتی مطمئن شدم که دیگر کسی در آن محوطه نیست بیرون آمدم و آن زن به من گفت : در اینجا بمان و از در خانه مرا راهنمایی کرد و به بیرون از شهر آمدم و دو روز در آنجا بودم تا اینکه یکی از دوستانم محل مرا پیدا کرد و من با او به خانه آمدم. [۱]
پانویس
Masi:
رده
کدگزاری
jabe
gallery