شهیدبهرام قنبر مقدم

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
(تغییرمسیر از شهید بهرام قنبر مقدم)
پرش به: ناوبری، جستجو

شهید بهرام قنبرمقدم تاریخ تولد :1345/01/01 تاریخ شهادت : 1365/10/28 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا


وصیتنامه

اناالله واناالیه راجعون؛ بازگشت همه به سوی خداست. سلام بی پایان خودم را خدمت تمام کسانی که مرا می شناسند عرض می کنم، به خصوص پدر و مادر عزیزم، که برای من از جانم هم عزیزتر بودند و با زحمات بی پایان خودشان زندگی شیرینی را به من اهدا کردند، خدمت تک تک برادر و خواهرانم سلام خود را عرضه می دارم. بهروز جان، امیدوارم در کنار همسرت زندگی شیرینی داشته باشی، شهرام جان، از تو می خواهم بعد از من عصای دست بابا باشی و به زندگیت برسی، شهریار جان، خیلی دوستت دارم، داداشی کوچولوی، من امیدوارم تو هم در زندگی برای خودت موفقیت کسب کنی، ملیحه جان و آقا مرتضی از شما هم بابت صحبت هایتان متشکرم، شراره و داوود جان، گرچه برایتان کاری نکردم ولی امیدوارم که پیروز باشید و خدمت خواهر کوچکم الهه جان، تو هم سعی کن عصای دست مامان جان باشی و شماها سعی کنید که آنها (مادر و پدر) ناراحت نشوند. خدمت خانواده آقای فلاح و به خصوص نامزدم کبری جان، هم سلام عرض می کنم امیدوارم که از مرگ من ناراحت نشده باشید، چون مصلحت این بود و خدا این طور می خواست، من همیشه سعی می کردم که خودم را در دل همه جا کنم، همیشه به دیگران بیش از خودم اهمیت می دادم، البته دیگران هم در عوض نسبت به من کماکان خوبی می کردند و من از همه راضی هستم، امیدوارم که دیگران هم از من راضی باشند، موضوعی هست که حالا هم که از بین شماها رفتم مرا رنج می دهد و آن این است که من در طول عمرم مرتکب یک اشتباه بزرگ شدم و آن این که یک نفر را به واسطه عشق و علاقه ام، به خودم امیدوار ساختم و مانع آن شدم که یک زندگی خوب توأم با خوشبختی داشته باشد، در همین جا لازم می دانم که از نامزدم کبری فلاح به خاطر این اشتباه طلب بخشش کنم، امیدوارم مرا ببخشی چون نتوانستم تو را خوشبخت سازم و در همین جا از تو خواهش می کنم بعد از من، زندگیت را خراب نکنی و اگر می خواهی که روح من در عذاب نباشد و این که از تو راضی باشم به زندگیت ادامه بده، امیدوارم که موفق باشی. من در طول عمرم خیلی تلاش می کردم، هیچ وقت نمی توانستم وقتم را به تباهی بگذرانم و بیش از همه سعی می کردم توی کارها به بابام کمک کنم چون این را خوب می دانستم که پدرم برای من بیش از اینها زحمت کشيده ولی افسوس که دیگر قادر نیستم این کار را انجام دهم، آری من به راهی رفتم که برگشتی ندارد و تنها به این دلیل رفتم چون سرباز بودم نه چیز دیگر. در اینجا از پدر عزیزم می خواهم که وکالت مرا قبول کند و چنانچه اگر کسی از من طلبی دارد به او بپردازد، متشکرم. خدمت کلیه دوستان و آشنایان و فامیل و... اگر چنانچه از من نارضایتی داشتند از آنها طلب بخشش می کنم و التماس دعا دارم، در اینجا همگی تان را به خداوند متعال می سپارم و امیدوارم همگی موفق باشید. خدانگهدارتان باشد. برای آخرین بار صورت پدر و مادر عزیزم و برادر و خواهرانم و دامادهای عزیز را می بوسم، کبری جان مرا ببخش، موفق باشی. 15/6/1365 قربانتان بهرام[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش