نام : افشار / جلال نام پدر : محمد تاریخ تولد : ۱۳۳۵-۰۷-۰۶ محل تولد : اصفهان تاریخ شهادت : ۱۳۶۱-۴-۲۳ محل شهادت : شلمچه-عملیلت رمضان شهرستان : اصفهان یگان : سپاه پاسداران مسئولیت : مسئول تبلیغات تحصیلات : دیپلم محل تحصیل : مدرسه حقانی قم گلزار : گلستان شهدای اصفهان
زندگینامه
در یکى از محلّه هاى اصفهان دیده به جهان گشود. مرحوم پدرش مغازه دار و جلال، دوّمین پسر
بزرگ خانواده بود. به دبیرستان مى رفت که پدرش فوت کرد و برادر بزرگش که ادارة خانواده هشت نفره
را به عهده داشت در دانشگاه تهران مشغول تحصیل بود؛ به همین خاطر مسئولیت جلال بیشتر شد.
او مخارج خانواده اش را از راه نصب پرده کرکره و تزئینات تأمین مى کرد و مبلغى را هم به خانواده هاى
فقیر و بخشى را هم به مبارزه اختصاص مى داد.
در خلال سال هاى 53 و 54 با ثبت نام در مدرسه علمیه حقّانى قم که به مدیریّت شهید
آیت الله قدوسى(ره) اداره م ىشد و از بهترین مدارس قم بود حال و هواى تازه اى یافت. او در ضمن
تحصیل به مناطق محروم رفت و آمد داشت و در ساماندهى تظاهرات علیه رژیم غاصب پهلوى نقش
فعّال برعهده گرفت. اعلامیه هاى امام، قطعنامه هاى راهپیمایى ها و متن هاى دیگر را با صداى شیوا و
جذابى که داشت قرائت مى کرد؛ چنانکه توسط ساواک دستگیر شد.
پس از پیروزى انقلاب اسلامى، شهید افشار از عناصر اولیه کمیتة دفاع شهرى در اصفهان بود
و به طور شبانه روزى خدمت مى کرد. او با تشکیل سپاه پاسداران به عضویت این نهاد
مقدس در آمد و به عنوان معلم اخلاق در مرکز آموزش 15 خرداد و غدیر
مشغول تدریس شد. پس از حوادث کردستان به آن دیار اعزام گشت و درشهرهاى دیواندره، بیجار، تکاب و سنندج فعالیت هاى چشمگیرى نمود.
علاوه بر این، در مأموریتى هم به منظور دفع اشرار به همراه عده اى از برادران پاسدار به سمیرم
و پادنا اعزام گردید. این مأموریت با شهادت عده اى از پاسداران همراه بود.
پاسدار روحانى شهید جلال افشار در پادگان غدیر اصفهان درترویج مبانى معنوى و اعتقادى
پاسداران و بسیجیان کوشید تا سرانجام آخرین صفحة زرین زندگیش در تاریخ 24 / 4/ 61 در عملیات
رمضان - در حالى که بانگ اذانش در فضاى منطقه پیچیده بود - به خون نشست و خود به خدا پیوست.
- همه اش مى گفت: »دنیا ارزشش را ندارد که به خاطرش آخرتمان را خراب کنیم .«
- دست و بالش تنگ بود، دارائیش از مال دنیا فقط یک موتور و همیشة خدا هم دست هایش روغنى
بود و تعمیرش مى کرد، سوار موتور م ىشد و مى رفت قبض هاى حقوقى یتیمان را توزیع مى نمود.
- اسمش را که جلو او مى آوردند، اشک توى چشمش حلقه مى زد.
رفته بودند کوه؛ بعد از نماز مغرب و عشا، دعاى توسل خواند و نام امام زمان (عج) را برد. صداى هق هق گریه اش بلند شد و بعد با شور و سوز و وجد و نیاز خواند: بیا بیا که سوختم ز هجر روى ماه تو بهشت را فروختم به نیمى از نگاه تو اگر نیست باورت بیا که روبه رو کنم بدان امید زنده ام که باشم از سپاه تو
- نشستند پشت موتور؛ هر سه نفر: جلال، سادات خانم و فائزه. ول کن نبود، همه مسیر را حرف
مى زد و حلالیّت مى طلبید. به خانه که رسیدند، فائزه را گرفت توى بغلش. یک سال و چهار ماهش بود؛ امّا براى اوّلین بار بود که توى بغل بابا خوابش برد.
وصیتنامه بسم الله الرحمن الرحیم ربنّا افرغ علینا صبرا و ثبّت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین ربنّا واغفرلنا و ارحمنا انت مولینا فانصرنا علی القوم الکافرین ربنّا اتنا فی الدنیا حسن و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار سلام بر تمامی انبیا، مربیان بشریت به خصوص بر پیامبر عظیم الشان اسلام حضرت ختمی مرتبت محمد بن عبد الله )ص( درود و سلام خدا بر ائمه اطهار، ادامه دهندگان رسالت رسول بزرگوار درود و سلام خدا بر امام زمان ذخیره خدا، حجت الله الاعظم محمد بن الحسن العسکری )عج( سلام و درود بر نایت به حق حضرت مهدی یعنی روح خدا، آیت و نشانه الله، خمینی کبیر سلام بر مستضعفین جهان و درود بر ملت قهرمان مسلم این سرزمین سالم بر شهدای گلگون کفن اسلام، درود بر معلولین و مجروحین و آوارگان این انقلاب و بالاخره سالم خدا بر پویندگان خط توحید و پشتیبانان راستین ولایت فقیه – انا لله و انا الیه راجعون در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم علی الصباح قیامت که سر ز خاک برآرم به گفتگوی تو خیزم به جستجوی تو باشم می بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوان مرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشم کمال مطلق فنا شدن در خداست، اگر خواستار آنید، بشتابید به سوی خدا، به دو عشق ورزید، جان و مالتان را به او بفروشید، که او خریدار خوبی است. ای عاشقان دنیا، عشق به دنیا پوچ شدن و بی ارزش نمودن خویش است تا فرصت هست به ستایش و نیایش و اطاعت الله شناور شوید تا مفهوم حیات و لذت زندگی را بچشید. ای بیمارانی که به دنبال پزشک می گردید، خداوند شما را خلق کرده و او بهترین طبیب و شفا دهنده است. بشتابید به سوی آیین حق و تسلیم در مقابل فرامین الله تا از سلامتی بهره مند شوید. وحدت کلمه (وحدت رهبری) وحدت هدف و جهت را حفظ کنید تا زمینه ظهور حضرت مهدی )عج( آماده شود و به دست مبارکش پرچم لا الله الا الله انشاءالله در سراسر جهان به اهتزاز در آید. بسیجی ها! مبادا به دست خود ظهور امام زمان )عج( را به تاخیر اندازید. برادران وقتی حضرت امام می فرماید: من دست شما را می بوسم، ما باید بگوییم خاک پای شما را می بوسیم. دشمن ظالم باشید و یاور مظلوم. به فلسفه قیام امام حسین )ع( توجه داشته باشید. محرم و عاشورا را فراموش نکنید که استاد شهادت در میان خون تدریس نمود. نیت ها را خالص کنید که شرک، ظلم عظیمی است. خود پرستی و خود محوری ها را کنار بگزارید و به اسلام و به قرآن بیندیشید. از روحانیت متعهد به اسلام طرفداری کنید. به فرهنگ جامعه بیش از هر چیز توجه شود...[۱]
