جواد ابراهیمی فرزند : عباس متولد : 1342/04/20 در بسطام حسین اباد تحصیلات : زیر دیپلم تاهل : متاهل یگان: سپاه شاهرود-تیپ 21-گردان کربلا مدت حضور : 16 ماه 11 روز مسئولیت : فرمانده دسته نوع عضویت : پاسدار نوع شغل : نظامی تاریخ شهادت : 1365/01/04 محل شهادت : پاتک فاو عملیات : پدافندی محل دفن : شاهرود روستای حسین آباد
وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحیم « ربنا واتنا ما وعدتنا علی رسلک ولاتخزنا یوم القیامۀ انکّ لاتخلف المیعاد » « خدایا ما را به صلاح از آنچه به زبان پیغمبرانت از عطا وعده فرمودی، به ما هم عنایت کن، و روز قیامت ما را خوار و ذلیل و بینوا مفرما. محققاً وعده های تو خلف نمیشود ». رباب همسر خوبم، سلام عرض می کنم. امیدوارم که حالت خوب باشد . بچه ها نیز خوب و سرحال باشند. خانم، جز دوری دیدار شما ملالی نیست. باری این چندمین نامه و شاید آخرین نامه باشد. چنانچه این را نوشتم، هر آن امکان دارد مأموریت جدید به ما واگذار کنند. از تو می خواهم خونسردی خودت را کاملاً حفظ کنی. و مثل حضرت زینب با استقامت باشی و کاری نکنی که دشمن خوشحال شود . شاید در این مأموریت برگشتی نباشد و اگر خدا خواست، که چنانچه بارها گفته ام، صحیح و سالم برگردم. اگر هم برنگشتم، بدان در جوار حضرت حق زنده هستم و از نعمات بهشتی متنعم خواهم بود. تو خود می دانی که جهاد در راه خدا چقدر اجر و مزد دارد و خدا بارها در قرآن گفته است که کسی که در راه من کشته شود زنده و جاوید است . جهاد نیز از روی هوی و هوس نیست، زیرا هیچ کس زندگی راحت را نمی گذارد، در بیابان ها با سختی زندگی کند. حداقل من که در زندگی هیچ گونه کمبودی را نداشتم که تازه ای بگیرد م. البته انسان جایزالخطاست. امیدوارم که مورد لطف و مرحمت واقع شوم و خدا مرا بیامرزد. از تو می خواهم که مرا عفو کنی، اگر شوهر خوبی برای تو نبودم یا اگر پدر خوبیبرای فرزندانم نبودم. به هرحال اگر برنگشتم، هیچ کس را مقصر ندانی یک وقت خدای ناکرده پشت سر دوستی حرفی نزنی، چون آنها مقصر نیستند که این جنگ را به راه انداختند. هرچی ناسزا دارید به ابرقدر تها خصوصاً آمریکا بگو و مقصر اصلی صدام نانجیب است که فکر ژاندارمی خلیج فارس سرش زد و این جنگ را راه انداخت . با استقامت بایست و هرکسی نیز حرفی زد، خلاف واقع گفت جوابش را محکم بده . نگذار که ضد انقلاب زیاد خوشحال شود. به دل نگیر با بردباری با او برخورد کن چنان که تا حالا این کار را کرده ای. دارد با هرکس دیگر نیز چنین باش . اگر حرف مفت می زنند با شجاعت و نگذار هرچی از دهنشان درمی آید بگویند. اگر برنگشتم با بچه ها آن طور که خود می دانی برخورد کن و یک جوری آنها را قانع کن ، هرچند که خودشان خیلی فهمیده اند. حتی مرتضی باهوش هم می خواهم اگر شهید شدم گریه و و زاری راه نیندازی و سر و صدا نکنی. شب ها از دعا مرا فراموش نکن. می گویی این چه حرف هایی ا ست که می زنم تو خودت می دانی که قلب من صاف است و هرچه بر زبانم و ذهنم می آید می گویم دیگر فکر چیز دیگری نمی کنم، ولی من م یدانم که لیاقت شهید شدن را ندارم. امکان دارد زخمی یا معلول گردم. خیلی بودند که از اول جنگ بارها در جبهه ها بودند ولی یک خراش هم برنداشتند . کسانی بودند که زخمی شدند یا برای چندمین بار به جبهه رفتند و یا اولین بار آنها را از پا درآورد. من از تو میخواهم به اخبار رادیو تلویزیون خوب توجه کنی در صورت [ گرفتن یا اعلام] خبری از من نکند این طرف و آن طرف بروی،به این .چون مسئولین خودشان می دانند چکار کنند . به محض کوچک ترین خبری شماها را در جریان می گذارند و یک وقت دیدی انشاءالله صحیح و سالم برگشتم نزد شما. همین دیشب در مراسم دعای توسل و صبح امروز در مراسم مراسم صبحگاه، فرمانده گفت که هرکس نمی تواند در عملیات شرکت کند برود نزد فرمانده گروهان ها و بگوید نمی توانم خدا شاهد است یک نفر از رزمندگان ای نکار را را نکرد و همه با گریه و سلام و صلوات آمادگی خودشان را اعلام کردند . خوب دیگر سفارشت نمی کنم. آن وصیت نامه که قبلاً نوشته بودم خودم می باشد . طبق همان وصیت نامه رفتار کنید. مضافاً به اینکه از حقوقم بدهی دکان را پرداخت کن . کتاب ها را برای بچه ها بگذار باشد تا از آنها استفاده کنند. خمس و زکات هم بده ولی برای رفع هرگونه اشکال شرعی از همان پس اندازها مقداری خمس و زکات بدهید زیاد است انشاءالله در نامه های اگر هیچ دیگرهیچ. همۀ شما را به خدای بزرگ می سپارم. خدانگه دار، قربان همۀ شما .[۱]