شهید جواد بهزادکارجانی تاریخ تولد :1340/11/05 تاریخ شهادت : 1364/02/19 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا
زندگینامه
برادر شهید جواد بهزاد كارجانی، در سال 1340 در شهر تهران در خانوادهای متدین و مذهبی دیده به جهان گشود، در سنین كودكی در محیط گرم و مذهبی خانواده، همراه با صفا و صمیمیت مشغول شناخت و درك الفاط و اعمال والدین خویش بود تا این كه در سن هفت سالگی وارد دبستان (ایران نوین) شد، دوران ابتدایی و راهنمایی را در مدرسه راهنمایی شهید توپچی با نمراتي خوب پشت سر گذاشت و دوران متوسطه را تا دیپلم در دبیرستان ابوریحان سپری كرد.
در سنین نوجوانی كه هم سن و سالان او در توهمات خود غوطهور بودند، علاقه او نسبت به درك و فهم معارف دینی باعث شد كه او حتی به هنگامه اذان صبح، برای یادگیری مسائل مذهبی جذب مسجد (قوامی) شود، در سنین بالاتر در مساجد و هیأت های دیگر شركت جست و با معارف دینی هر چه بیشتر و بهتر آشنا گشت و در این زمان فعالیت های خود را آغاز نمود.
از جمله فعالیت هایش در زمان پیروزی انقلاب اسلامی، عضو فعال بسیج اقتصادی مسجد امام موسی ابن جعفر (ع) شد، در بسیج، نظارت بر توزیع كالا را به عهده داشت و سعی مي كرد كه كلیه اجناس به طور منصفانه و عادلانه بین مردم پخش گردد و این فعالیت را به طور خستگی ناپذیر انجام میداد و فعالیت دیگرش، در كتابخانه آن مسجد بود كه برای تكمیل كردن این منبع فكری و عقیدتی از نظر كتاب و نوار و ... از هیچ كمكی دریغ نمیكرد و براي اين كار، مدت ها وقت گذاشت، بعد از این فعالیت موثر و كارساز مدتی را نیز در نخست وزیری، قسمت جمعآوری اموال مازاد گذرانید، بدین صورت كه اموال و امكاناتی كه در بعضی از ادارات رو به فزونی گذاشته بود، جمع آوری كرده و به اداراتی كه فاقد آن امكانات بودند داده میشد و بدین ترتیب توانی را از نظر امكانات بین ادارات دولتی برقرار مینمود و به خوبي از همین راه توانست مبالغ هنگفتی به خزانه دولت كمك نماید، قابل ذكر است كه او مدتی نیز در مجلس شورای اسلامی فعاليت داشت.
در كنار این فعالیت ها، از نظر خصوصیات اخلاقی، آن كسانی كه با ایشان (حتی یك مورد برخورد داشتند) اذعان دارند كه او فردی خوش خلق، خاضع، رئوف و معتهد بود و اگر كار خیری از دستش برمیآمد كوتاهی نمیكرد و سعی میكرد كه كارهایش را خالصانه انجام دهد.
در ادامه این فعالیت ها تصمیم گرفت به خدمت مقدس سربازی برود و سپس روانه جبهههای نبرد نور علیه ظلمت شد تا از ثغور اسلامی حفظ و حراست نماید، وي بیشتر دوران خدمت خود را در جبهههای نبرد حق علیه باطل گذراند و 6 ماهه خدمت را به سمت فرماندهی گروهان در جبههها بود تا این كه در تاريخ، 27/12/1363 همزمان با عملیات بدر در جبهه سومار بعث مشغول زدن گلولههای خشم و نفرت در قالب گلولههای خمپاره بر سر بعثیون عراقی، در حال بازگشت به طرف مقر مورد اصابت تركش خمپاره آن كافرین قرار میگیرد و مجروح میگردد، تركش ابتدا به جمجمه و سپس به درون مغزش نفوذ میكند و به مدت 2 ماه در بیمارستان نمازی شیراز بستری و مورد مداوا قرار میگیرد و سرانجام در صبح روز چهارشنبه 18/2/1364 با چهرهای منور و راضی به درجه رفیع شهادت نائل شده و به دیدار پروردگارش میشتابد.[۱]