| حاج علی خمسه | |
|---|---|
![]() | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | قزوین،روستای شریف آباد1330/05/05 |
| شهادت | عراق، ام الرصاص1365/10/04 |
| محل دفن | گلزار شهداى قزوین،روستای شریف آباد |
| سمتها | بسیجی |
| تحصیلات | پنجم ابتدایی |
| شغل | کارگر کارخانه فرش بافی |
زندگی نامه
خمسه، حاجعلی: پنجم مرداد ۱۳۳۰، در روستای شریفآباد از توابع شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش محمدعلی، کشاورز بود و مادرش حاجیهبانو نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. کارگر کارخانه فرشبافی بود. سال ۱۳۴۹ ازدواج کرد و صاحب چهار پسر و سه دختر شد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. چهارم دی ۱۳۶۵، در امالرصاص عراق به شهادت رسید. پیکرش مدتها در منطقه بر جا ماند و سال۱۳۷۷ پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.
وصیت نامه
شهید، حاج على خمسه : اینک، امت اسلامى ایران خود را با راهیان کربلا و سپاه محمد (ص) در جبهه هاى نور علیه ظلمت آماده و مهیا مى کند و به عنوان آخرین عملیات سرنوشت ساز جنگ، مىرود تا راه را براى پیروزى نهایى و حاکمیت اسلام در منطقه و جهان هموار سازد. امت حزب اللّه و شهیدپرور ایران همه چیز را بر مبناى اسلام و ارزش هاى متعالى آن ارزیابى مى کند و با فدا و هدیه کردن جان -که شیرین تر از همه چیز براى انسان مى باشد- و نیز با هدیه کردن مال خویش -که آن را با هزاران رنج و زحمت به دست آورده است- و هم چنین با دردها و رنج هایى -که در راه خدا و اسلام متحمل شده است- با خداى خود معامله و تجارتى پُرسود و معنوى کرده است که رهایى از عذاب دردناک و آمرزش گناهان و بهشت پُرنعمت و شهادت حاصل آن می باشد و این فوز عظیم، نصرت خداوند و فتح و پیروزى در ازاى آن است. چنان چه در قرآن کریم، سوره صف، آیه ۱۴ خداى متعال مى فرماید: «یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ یُدْخِلْکُمْ جَنّاتٍ تَجری مِنْ تَحْتِهَا الآنهارُ وَ مَساکِنَ طَیَّبةً فی جَنّاتِ عَدْنٍ ذلِکَ الفُوزُ العَظیمُ»؛ پس باید حسین وار پا در عرصه ی جهاد در راه خدا نهاد و هر زمان را عاشورا و هر مکان را کربلا دانست و مرگ در راه خدا را سعادت و زندگى در سایه ی ظلم را عین نکبت و شقاوت تصور کرد؛ باید براى آزادى سرزمین مقدس اسلامى عراق و قدس عزیز از وطن و دیار خود هجرت کرد؛ باید در راه خدا، با کوتاه کردن دست ظالمان از کشورهاى اسلامى، جهاد کرد و به احد واحد دست یافت. اکنون، جبهه هاى حق علیه باطل، کعبه مشتاقان به اللّه و وعده گاه راهیان کربلاى حسین(ع) و سپاهیان محمد (ص) است. آن جا مدرسه و دانشگاه عشق و مکتب عرفان و تجلىگاه ایثار و ایمان است و این جبهه هاى نور علیه ظلمت نزدیکترین مقام به پیامبر (ص) و على(ع) و حسین(ع) و امام عصر (عج) -بقیّت الله الاعظم- است و نیز تجلى گاه ایمان و اخلاص و عبودیت خداست. اى کاش، خفتگان و سیاه دلان و آلودگان به مادیات دنیوى چند روزه و اسیران هواى نفس، به خود مى آمدند و توفیق پیدا مى کردند که از نزدیک با فضاى ملکوتى جبهه هاى نور و معنویت رزمندگان اسلام آشنا شوند؛ بنابراین اى ملت حزب اللّه و فداکار و مجاهد فى سبیل اللّه! باید بشتابید و به هر جا که جهل است، بروید و آن را بزُدایید و به جاى آن به مردم، آگاهى و تکامل ببخشید؛ به سوى هر منطقه اى که مَردمش دچار بحران فکرى و هماهنگى سیاسى نیستند، بروید و آن جا را آراسته سازید؛ به سرزمینى که اهلش به ظلم و خفقان، مُبتلا مى باشند بروید، تا به جایش قسط و آزادى را برقرار و انسان ها و توده هاى مردم را از بندگى و بردگى خودکامگان رها کنید.۱ (۱۲۷۶۲۵۸)[۱]
