| حسن برجسته واعظی | |
|---|---|
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | 1341 ، شاهرود |
| شهادت | 1362/03/02 |
| محل دفن | شاهرود،گلزار شهدا |
وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام او که همه چیزم از اوست . به نام او که زندگی ام در دست اوست و به نام او که زنده به اویم . زندگی ام به خاطر اوست . [...] احساسش می کنم با قلبم، با ذره ذره وجودم، با تمام سلول هایم، اما بیانش نتوانم کرد.« الهی انا عبدک الضعیف المذنب و مملوکک المنیب، فلا تجعلنی ممن صرفت عنه وجهک و حجبه سهوه عن عفوک » « خدایا من آن بنده گنهکار توام و آن برده فراری توام که سوی تو بازگشته ام. مبادا از آن بندگان باشم که تو برای همیشه از آنان روی گردانیده ای و از بین خطا [ کاران] عفو تو هرگز شامل حالشان نمی گردد ».
به نام خداوند بخشایشگر بخشاینده مهربان و به نام خداوندی که به بنده های خود نوید پیروزی داده . سلام به رهبر کبیر انقلاب، آن تنها امید مستضعفان و یاری دهنده مظلومان و سلام و درود بر ملت مبارز و ایثارگر ایران که با جان خود، با مال خود و با زندگی خود درخت انقلاب را آبیاری می کنند. احساس می کنم وقت آن رسیده باشد که بتوانم دمی چند با شما عزیزان سخن بگویم . عرق شرم و خجالت بر روی صورتم نشسته است، چون ندانستم و نتوانستم که چیزی به این انقلاب تقدیم کنم و هر چه بود انقلاب برای ما بود نه ما برای انقلاب و من تنهای تنها برای اسلام و مکتبم و برای عشق به خدا به جبهه نبرد رفتم و فقط عشق به خدا بود که مرا به این راه کشاند. من این راه را آگاهانه انتخاب نمودم. من عاشق شهادتم و آرزو دارم [...] در راه شهدا و قرآن و اسلام باشد و مورد قبول خداوند قرار بگیرد. شهادت کوتاه ترین و عاشقانه ترین و خالصانه ترین راه برای رسیدن به خداست . شهادت پرواز شکوهمند انسان از خاک تا خداست و انتخابی آگاهانه و مخلصانه است. اگر بدانم با ریختن اولین قطره خونم احتمال پیروزی است، به پیروزی کمک خواهد کرد و اسلام جاوید خواهد ماند ، پس ای تیرها و ای گلوله ها مرا دربرگیرید و بر من ببارید. « ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیاسیوف خذینی » اگر دین محمد باقی نمی ماند مگر با کشته شدن من، پس ای تیرها و ای شمشیرها مرا دربربگیرید. بارالها، پروردگار ا، من از آن می ترسم آن گاه که قرار شود دفتر زندگی پایان پذیرد و [ هر] پدیده ای راه خود را به سوی سرنوشتی که دارد بگیرد و کار آفرینش به سر آید و خدا بخواهد درصدد ساختن جهان نوینی برآید، سرنوشتم چه خواهد شد. پروردگارا، گناه مرا، که تو بدان آگاه تر از منی ، بیامرز و اگر دوباره گناهی کردم با [...] درخشندگی و نوازش مرا بیامرز . پروردگارا، هر چه با خویشتن عهد بستم که از طاعتت سر نپیچم نشد ، ولی چون گاهی در دلم بر خلاف آنچه زبانم می گوید می گذرد مرا بیامرز . پروردگارا، بدبینی ها، سخن چینی ها و هرزه درآیی ها و یاوه سرایی ها را که نموده ام ندید بگیر و مرا بیامرز. آری، ما اینک به جبهه آمده ایم تا پیام آینده مسلمانان را در جنگ قادسیه در 1400 سال قبل به اثبات برسانیم . « جئنا لنخرج العباد من عبادة ا لعباد الی عباد ه الله و من ضیق الدنیا الی سعتها و من جور الادیان الی عدل الاسلام » . «ما آمده ایم تا بندگان را از بندگی بنده ها به سوی بندگی الله خارج سازیم و از زندان دنیا به سوی زندگی الهی و بیکران و از ستم دی ن های گوناگون به سوی عدالت عدل اسلامی رهنمون سازیم ». آری، این فریاد رهبران ما در آن زمان بوده و ما هم اکنون این چنین فریاد برمی آوریم . مادر گرامیم، ای خون در رگ هایم، امیدوارم اگر جسد پاره پاره مرا برایت هدیه آوردند ، به پا خیز و بخروش ، دقیقه ای از پا منشین و افتخار کن، چرا که ما برای گرفتن حق از ناحق به اینجا آمده ایم و من به تو افتخار می کنم و به خود می بالم، چرا که همانند زینب (س) باعث سربلندی من شدی . مادر، بیاموز به فرزندانت درس چگونه جنگیدن را، بیاموز به آنها راه و رسم بردباری و استقامت را. مادرم، ای پاره جگرم، بپذیر از خدا جسد تکه تکۀ مرا و بر آن بوسه بزن و بر آن تبریک بگو و شکر خدای را به جای آور و تا خون در بدنت جاری است به راهت، که همان تشیع سرخ علوی است، ادامه بده. خواهرانم، همچون کوه بایستید و با دشمنان دین و اسلام به مبارزه برخیزید . مقاوم و استوار زندگی تان را ادامه دهید و مبادا که به آن خللی وارد آید و زندگی را صرف مبارزه با دشمنان دین خدا و وقتتان را وقف تربیت و تعلیم فرزندانتان قرار دهید و برادرهایم ، تا خون در رگ هایتان جاری است ، دست از مبارزه علیه دشمنان برندارید و با عزمی استوار و پایدار همچون علی اکبر اباعبد الله الحسین (ع) به راهتان که راه حسین (ع) است ادامه دهید و سلاحم را زمین مگذارید و بدانید که من برای دفاع از اسلام و امام به جبهه رفته و می خواهم که همین گونه باشید و ولایت فقیه را محکم و استوار بچسبید و لحظه ای از آن جدا نشوید که گمراه می شوید و بپذیرید و راضی باشید به رضای خدا و در آخر از تمام افراد خانواده ام و بستگانم تقاضای عفو و بخشش دارم . امیدوارم که اشتباه های مرا نادیده بگیرند، چرا که من [...] بسیار خطا کردم. سخنی با ملت حزب الهی ایران هر کدامتان توان آن دارد که بر آتش شمشیرها و نیزه ها شکیبایی ورزد، پس با ما روانه شود و الا بازگردد. « امام حسین (ع)» ملت شهیدپرور و ایثارگر ایران ، ما به یاری شما به پیش رفته و به یاری شما به پیروزی رسیده ایم و امیدوارم که دست از دعا برای امام [ و] یک لحظه برنداشته و شبانه روز برای طول عمر امام دعا کنید و از خدا بخو اهید که او را برای ما تا انقلاب مهدی نگاه دارد . به امید همکاری روزافزون شما در راه به ثمر رساندن انقلاب . در آخر ، از تمام همشهریان که مرا می شناسند و من اشتباهی بر آنها مرتکب شده ام، تقاضای عفو و بخشش دارم و بر تمام جهان به رهبری « لا اله الا الله » امیدوارم مرا ببخشند . به امید برافراشته شدن پرچم امام خمینی. از همه برای امام عزیز التماس دعا دارم.
(السلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته )
اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزّمان
وصیت نامه حسن برجسته واعظی 61/ 7/ 27[۱]