شهید رجبعلی ایمانی فولادی

رجبعلی ایمانی فولادی

فرزند : علی

متولد : 1343/08/02 در فولاد محله

تحصیلات : زیر دیپلم

تاهل : متاهل

یگان: سپاه مهدیشهر-تیپ12-گردان روح الله

مدت حضور : 6ماه

مسئولیت : رزمنده

نوع عضویت : بسیج

نوع شغل : کارگر کارخانه پاکریس

تاریخ شهادت : 1366/04/30

محل شهادت : جزیره مجنون

عملیات : تک جزیره مجنون

محل دفن : مهدیشهر فولاد محله


وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم 1- هدف از آمدن به جبهه: برای رضای خدا و ( دفاع). 2- پیام : ای مؤمنین و ای مسلمین و ای برادران من، این عمر کوتاه را در چراگاه شیطان قرار ندهید. « الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انالله و انا الیه راجعون » «آنان که چون به حادثه سخت و ناگواری دچار شوند صبوری پیش گرفته و گویند ما به فرمان خدا آمده و به سوی او رجوع خواهیم کرد .» اول حمد [ و] سپاس خدایی را که ما را به اسلام رهنمون کرده و به ما منتّ نهاده که مکتبش را بشناس یم و عمل نماییم و صلوات بر پیامبر بزرگ و اهل بیت پاک و مطهرش که ما را به فرامین اسلام آشنا گردانیده و به سوی معبودمان دعوت می کند [ و] سلام و درود بر سومین اختر تابناک امامت حسین ابن علی (ع) که با 72 تن از یارانش در صحرای کربلا به شهادت رسیده اند و چگونه زیستن و مرگ [ و] شهادت را به ما آموخته و سلام [ و] درود بر مهدی ( عج) فرمانده مسلمین و نایب برحقش امام خمینی تنها ابرمرد جهان و سلام [ و] درود بر شهیدان که خون پاک [ و] مطهرشان [ را] در سرزمین مقدس ایران نثار کردند و در پناه خداوند زندگی می کنند و ناظر حاضر بر اعمال هستند. اینجانب رجبعلی ایمانی به نام مستعار الله یار، فرزند علی ، به شمارة شناسنامه 4118 ساکن روستای فولادمحله ، 3 مذهب شیعه 12 امامی که خدا را شکر می نمایم که جهاد در راه او شرکت نمایم و این را بر خود می قبولانم شیعه 12 امامی و مرگی را انتخاب کنم که رضای خد اوند و شهادت در راه او باشد انشاءالله . اولاً کوچک تر از آنم و خود را لایق نمی دانم که ادعای وصیت بر شما کنم و با این دست گناهکار قلم بر کاغذ آورم . ولی به عنوان یادبود چند جمله مزاحم می شوم. اول از خودم شروع می کنم، تا کنون در خواب غفلت به سر می بردم و خدا را سپاس می گویم تا انداز های از خواب غفلت بیدار شدم و خودم را شناختم و به سوی او رفته و در جهاد فی سبیل الله شرکت نمایم و [ از] صمیم قلب قبول کردم، و با ریختن خون بی لیاقت خود [ به] هدفی که دارم برسم و گناهانی انجام دادم درگذری. البته گناهم از س وی جهل [ و] نادانی بود، نه از روی حکمت [ و] دانایی [ و] علم و نه از روی قلدری . خدایا خودت بهتر می دانی. و یک پیام کوچک به برادران این است که این چند لحظه عمری که خداوند بر ما وعده کرده چراگاه شیطان قرار ندهید و ندهیم . بیشتر به خودمان و به خدای بزرگ اهمیت بدهیم و به دستورات بیشتر عمل نماییم ، تا رستگار شویم و هم این دنیا سعادتمند باشیم و هم در آخرت، البته در آخرت بیشتر چون که منزل اصلی ماست و به دنیا زیاد دل نبندید. دنیا محل گذران است و دنیا را یک مهمانی و یک مسافرت قبول کنید . اما مهمان خوب مهمان سعادتمند است . حالا که مهمان خوب خدا باشیم، تا آخرت که رسیدیم بتوانیم به ائمه اطهار نزدیک تر شویم انشاءالله. و یاوه گویانی که جنگ را بر ما تحمیل کردند و به هر [...] می خواهند به اسلام ضربه بزنند، از پا ننشینیم و به پا خیزیم و با کفر مبارزه کنیم و منتظر نباشیم کی جنگ تمام می شود، کی جنگ را به اتمام می رسانند. پس به همدیگر تعارف نکنیم و از مرگ نهراسیم ، عاقبت باید بمیریم چه بهتر است مرگ با عزتّ سبکبار و شهادت باشد. به دنیا آمدیم برای آزمایش و برای آخرت . پس مرگ که شهادت برای خدا باشد ، پس آخرت هم سعادتمند هستیم. خوشا به حال چنین مردی و قدر این عزیزان [ را] که از ما جدا شدند و از سرزمین مقدس ما دفاع کردند، بدانیم . قدر این رهبر را بدانید و به ندایش لبیک بگویید . جبهه را فراموش نکنید، جبهه ای که انسان می سازد و دنیا از این جبهه و انسا نهایی که جبهه هستندحساب می برند، همین که گوش مان می شنود و چشممان می بیند ولی باید در هر کار بصیرت داشت و قبول بنماییم، نه اینکه این پا آن پا بزنیم، اهمیت ندهیم . در ضمن پدر جان از اینکه بنده حقیر را رضایت دادی که چنین سعادتی نصیبم بشود از شما تشکر فراوان می کنم و اگر شهادت نصیبم شد از شما عاجزانه می خواهم به یاری خداوند با صبر و شجاعت و بدون زحمت دیگران، بدون شک روی پای خود بایستید و شکر خدا را به جا آورید . البته در این مدت خیلی به شما زحمت دادم، امیدوارم مرا حلال کنید زحمت من به شما اجرش را از خداوند بگیرید . کسی که اینچنین خداوند را قبول دارد پس هیچ ناراحتی ندارد هر رنج و مصیبت که خداوند داد پس اجرش را هم می دهد انشاءالله . فقط دعا کنید از خداوند عاقبت به خیر بخواهید واز همه خواهرانم می خواهم حجاب را رعایت کنند و سیاهی حجاب را سرمشق اسلام قرار دهند و ای کسانی که از این حقیر حقی دارند و هر شکنجه ای که از من حقیر دیده اند امیدوارم مرا ببخشند و عاجزانه می خواهم یک چیزی را فراموش نکنید که خداوند از حق الناس نمی گذرد. و ای پروردگار چنان کن سرانجام کار- تو خشنود باشی ما رستگار « والسلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته » اگر از حقیر جنازه ای باقی ماند، دست شما رسید، با مهر کربلا و بغل شهید نقی جان دفن نمایید . من الله توفیق رجبعلی ایمانی فولادی 65/ 9/ 29 دوشنبه[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت بزرگداشت کنگره سه هزار شهید استان سمنان
آخرین تغییر ‏۳۱ خرداد ۱۳۹۹، در ‏۱۹:۰۸