شهید رحیم عامری ترکان
تاریخ تولد : 1344/09/07
تاریخ شهادت : 1366/05/03
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه: آذربایجان شرقی – تبریز - امامیه
زندگینامه
شهید عامری در سال 1344 در یک خانواده کارگری در شهر تبریز چشم به جهان گشود. پدر شهید کارگر چرمسازی خسروی بود. رحیم دوران ابتدایی را در مدرسه عدالت گذرانید و پس از آن وارد مدرسه راهنمایی گردید. همزمان با درس خواندن قالی بافی را از برادر خود یادگرفت پس از مدتی جهت کمک به خانواده اش ترک تحصیل کرد و برای ادامه زندگی شغل تراشکاری را برگزید. به خاطر علاقه و استعدادی که در این رشته داشت توانست در مدت کوتاهی این شغل را فرا گیرد. با رسیدن به سن سربازی که همزمان با تجاوزات رژیم عراق به میهن اسلامی مان بود به خدمت اعزام شد. آموزش نظامی خود را در تیپ 44 سراب گذرانید سپس جهت دفاع از میهن به منطقه غرب کشور اعزام گردید. رحیم پس از اعزام به منطقه و مشاهده صحنه های جنگ دگرگون گشت و حالت عرفانی و خداجویانه او که در فطرت خویش داشت شکوفاشد و تا با یک حالت عاشقانه در راه خدا و میهن در منطقه حضور پیدا کرد. وی پس از 14 ماه مبارزه با متجاوزان در سوم مرداد ماه 66 در عملیات والفجر ب6 در منطقه عملیاتی میمک بر اثر خمپاره دشمن از فک و ران زخمی و سپس با لبیک به دعوت حق به درجه شهادت نائل گردید.
وی در آخرین مرخصی خود کاملا دگرگون گشته بود و پیوسته از منطقه و حالت شهادت طلبانه ای که در رزمندگان و در جبهه وجود داشت صحبت می کرد و انگار که از شهادت خود با خبر بود. در بین صحبت هایش به نحوی که پدر و مادرش ناراحت نباشند، وصیت خود را ادا می کرد. رحیم چون به سبب مشکلاتی نتوانسته بود ادامه تحصیل کند به افراد؟؟؟؟ درس خواندن را توصیه می کرد و می گفت جهت ادامه راه امام و پایداری انقلاب بایستی درس خواند تا عالم و آگاه شد در آخرین مرخصی خود با تک تک افراد فامیل دیدار و از آنها حلالی طبیده بود. حتی پس از شهادت وی معلوم شد که از کسبه محل و از دوستان محل اقامت و دوستانش در کارگاه تراشکاری دیداری داشته و از همه آن ها خداحافظی و حلالیت طلبیده بود. در این مرخصی بود که یک قطعه عکس رنگی انداخته بود و به مادرش گفته بود که هر چند که مرا با زحمت بزرگ کرده اید و مرگ من برای شما گران خواهد بود ولی برای من زیاد نگریید و این عکس را بزرگ تا یکی را در خانه و یکی را در سرقبرم بگذارین تا همیشه هم در خانه و هم در محفل شهدا حضور داشته باشم.از خصوصیات اخلاقی وی باید بگویم که ایشان در منزل همیشه خوش رو و زنده دل بودند و همیشه سعی داشتند ضمن احترام به کوچکترها با چدر و مادرش به گرمی رفتار می کرد و آن ها را خوشحال می نمود. همین رفتار خوب او که هیچوقت از پیش پدر و مادرش نرفته و با این خاطرات خوش با آن ها زندگی می کند. به امید ادامه راه او. خداوند با شهدای کربلا محشورش کند.[۱]