رضا اسماعیلی سینی فرزند علی متولد 1330/01/01 شهادت: ۱۱/۱۲/۱۳۶۲ قطعه والفجر 2و3 عملیات منجر به شهادت: والفجر۳ سرباز زمینی بسیج
زندگی نامه
بسم رب الشهدا و الصدیقین شهید رضا اسماعیلی سینی در سال 1330 متولد شد. از همان دوران کودکی پسری پاکطینت بود. در مجالس سینهزنی حضرت اباعبداللهالحسین (علیه السلام) شرکت میکرد. از کودکی با نماز و قرآن از طریق خانواده آشنا شده بود. از همان کودکی و نوجوانی با همسن و سالانش تفاوت ویژهای داشت. رعایت حلال و حرام میکرد، اهل امر به معروف و نهی از منکر بود. سعی میکرد حرف زشت و رکیکی از دهانش خارج نشود. در مورد حجاب خیلی حساسیت به خرج میداد. به رزق حلال توجه ویژهای داشت و در مورد خورد و خوراکش احتیاط میکرد و به حلال و حرام رزقش اهمیت میداد. کارهای خیر پنهانی انجام میداد. رضا واقعاً با اخلاص کارهایش را انجام میداد. دوست داشت به غیر از خدا کسی کارهایش را نبیند. غیبت نمیکرد و از آن متنفر بود. به صله رحم اهمیت میداد. به موسیقی گوش نمیداد. اهل نماز جمعه و جماعت بود. فردی انقلابی و بسیجی به معنای واقعی کلمه بود. به مستمندان و درماندگان در حد توانش کمک میکرد. در بسیج و در مسجد فعالیت داشت. به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و ائمه اطهار(علیهم السلام) ارادت خاصی داشت. در مراسمات مذهبی بالاخص دعای کمیل حضور داشت و خود را از مراسم سوگواری حضرت اباعبداللهالحسین (علیه السلام) جدا نمیکرد. بیشتر اوقات فراغتش را به مطالعه کتب مذهبی و در مسجد و بسیج میگذراند. بسیار خوش اخلاق و خوش برخورد بود. در راهپیماییها شرکت میکرد. انسان چشم پاک و عفیفی بود و به زنان نامحرم نگاه نمیکرد. راه خودش را پیدا کرده بود. بهتر بگویم، راه عاقبت به خیرشدن را یاد گرفته بود. اخلاص، احترام به والدین، نماز اول وقت، کمک به نیازمندان، عشق به اهلبیت(علیهمالسلام)، عفت خوراک، چشم پاکی و عفت دامن عوامل اصلی عاقبت به خیر شدن هستند که رضا از آنها بهرهمند بود، پس چرا نباید عاقبت به خیر شود؟! و سرانجام رضا در تاریخ 11/12/1362 در عملیات خیبر و در طلاییه به فیض عظمای شهادت نایل آمد. شادی روح شهید رضا اسماعیلی سینی صلوات ( الَّلهُمَّ صلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم ) اللهم الرزقنی توفیق الشهادت فی سبیلک.
وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحیم با درود و سلام بر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و سلام بر امام امت امام خمینی کبیر و درود بر خانواده شهدا و معلولین. اکنون که دستم از این دنیا کوتاه شده و از این دیار به دیار دیگری سفر کردهام، چند کلمهای را به عنوان وصیت مینویسم. از شما امت حزبالله میخواهم که در این زمان امام را تنها نگذارید که میدانم نمیگذارید و کسانی که در خط امام هستند از آنها پشتیبانی کنید و نگذارید که کسانی که مخالف اسلام، مخالف انقلاب هستند آنها را تضعیف نمایند و از شماها میخواهم که مساجد را پر کنید که همان طور که امام فرموده است، مسجد سنگر است. و تا آنجا که مقدور است نمازها را به جماعت بخوانید و نگذارید کسانی را که در کلیه مساجد اختلاف میاندازند در مسجد بیایند. دیگر سخنم این است که از کسانی که در توانشان است به جبهه بیایند تا انشاءالله با نابودی صدام قدس عزیز را آزاد کنیم. و سلام بر خانوادهام که اکنون در کنارتان نیستم که ببینم چه کار میکنید، ولی از شما میخواهم که صبر زیاد داشته باشید که خداوند صابران را اجر اعظم میدهد و بچههایم را تا آنجا که ممکن است بگذارید که درس بخوانند و آنها را با اخلاق اسلامی تربیت کنید.
وصیت نامه
لطفا به بخش گالری مراجعه شود.