شهید رضا فرجی

شهید رضا فرجی

تاریخ تولد :1342/01/17

تاریخ شهادت : 1362/06/10

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا


زندگینامه

خلاصه ای از زندگی شهید رضا، در فروردین سال 1342 پا به عرصه وجود گذاشت و تولدش در روز میلاد ثامن‌ الائمه (ع)، نام رضا را زیبنده وجود این کودک پاک نمود. کودکی که در آینده نزدیک، پیرو راستین خانواده عصمت و طهارت شد.... دوران کودکی و نوجوانی را در کنار خانواده‌ای معتقد گذراند، هنگام انجام وظیفه در مخابرات باختران کمک متصدی رادیودار بود، رضا، آن قدر به مطالعه کتاب، علاقه داشت که خدمت سربازی نتوانست میان او و كتاب فاصله بیاندازد و مطالعه آثار آيت الله دستغیب و استاد مطهری ساعات فراغت او را دلپذیر می ساخت. وي داوطلبانه تقاضای خط کرد و وارد گروه جندالله شد. آری کلامم از ادامه باز می ماند و احساس عظمت یک روح، در کالبد کوچک انسانی، زبانم را به لکنت می کشاند. او این گونه برای مبارزه با دشمنان اسلام راهی جبهه شد و پس از ماه ها حضور، هنگام پاکسازی در محور سنندج ــ مریوان در اثر بمباران ناجوانمردانه مریوان، در تاریخ 10/6/1362 مجروح و دو روز پس از انتقال به بیمارستان، از شراب عشق الهی نوشید و به لقاء الله پیوست، و 24 روز بعد تشیع و به خاک سپرده شد.

روحش شاد و یادش گرامی باد

وصیتنامه

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد (ص)، و مماتی ممات محمد و آل محمد علیه و آلهم السلام، و الصلوة و السلام علی اشرف الانبیاء محمد مصطفی (ص) و علی آل بيت الطيبین الطاهرین و لعن الله علی اعدائهم اجمعین.

سخنی با شما پدر و مادر عزیزم و از جان بهترم، نمی دانم چه بگویم، من در طول زندگی، فرزند خوبی برای شما نبودم و آرزوهای شما را نتوانستم برآورده کنم و در طول زندگی آن قدر شما را آزردم که نمی توانم پوزش بطلبم، فقط از خدای بزرگ برای شما اجر و پاداش اخروی خواهانم.

درود بر تو پدر، که ابراهیم گونه فرزندانت را به قربانگه عشق می فرستی، درود بر تو مادر، که فرزندت را زینب گونه تربیت نمودی و روانه کربلای ایران می کنی، من گاهی لغزشهایی داشتم و مرتکب گناهی می شدم ولی شما سعی خود را کردید که در راه قرآن و اسلام باشم. پدر و مادر، همچون کوه در مقابل سختی ها استوار باشید که دشمن از استقامت شما به زانو در می آید و از پوشیدن لباس عزا براي من خودداری کنید، برای شهدای کربلا گریه کنید، مبادا برای فرزند خود اشک بریزید، روز تشیع جنازه مرا روز رفتن بر منزل نو، و روز سوم و هفت و چهلم مانند روز عروسیم بدانيد و خوشحال باشید، شما امانت دار خوبی بودید و برای تحویل دادن امانت های دیگر آماده باشید، سعی کنید که تمام فرزندان خود را در راه دین و قرآن، اگر لازم شد فدا کنید.

اما سخنی دارم به برادران و خواهر عزیزم، احترام پدر و مادر را حتما نگاه دارید و سعی کنید سنگر انقلاب و جبهه ها را رها نکنید، من هم در دانشگاه امام حسین (ع) ثبت نام کردم كه نمره بیست آن شهادت است و اما هر وقت با دوستان و آشنایان می نشینید برای طول عمر رهبر و اسلام دعا کنید، انشاء الله دعاهایتان مستجاب خواهد شد.

بارالها، جوان بودم، گناه کردم، نعمت دادی ناسپاسی کردم، سلامتی عطا کردی شکر نکردم، و اسلام و قرآن را فرستادی با ناطق آن، باز هم اطاعت نکردم، رهبری دوراندیش و با تقوا فرستادی، باز در خواب غفلت بودم، مردان صالح و پاک و با تقوا را الگو قرار دادی، درس عبرت نگرفتم، گناهم بس زیاد و مرا جزء سربازان اسلام قرار ده و شهادت را نصیبم گردان. همه شما را به خدای بزرگ می سپارم و به امید دیدار در آن دیار و به امید پیروزی نهایی در جنگ با دشمنان اسلام و نفس اماره.

یــاران ره عشــق بـرگـزیـدنـد همـه در کـوی حقیقت آرمیـدنـد همه

در معرکه دولون فتح از عشق است هر چند سپاه او شهیدند همه[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۱۱ فروردین ۱۳۹۹، در ‏۱۴:۴۶