شهید روانبخش بابانژاد

شهید روانبخش بابانژاد تاریخ تولد :1347/01/02 تاریخ شهادت : 1367/04/21

زندگی نامه

شهید مفقود الجسد روانبخش بابا نژاد عنبران در دومین روز از بهار (فروردین ماه ) 1347 در شهر عنبران از یک خانواده اهل سنت (شافعی مذهب ) اما متدین وبا مذهب از پدری زحمت کش ( سیف الله بابا نژاد) و مادری مهربان ودلسوز خانم جمیله قنبرزاده که از مهاجران بادکوبه بود پا به عرصه گیتی نهاد.

روانبخش آخرین فرزند سیف اله بود که سه برادر ودو خواهر بودند. دوران کودکی را با تربیت خوب پدرومادر در کنار سایرین به خوشی سپرد ودر سال 54 وارد مدرسه (دبستان مصدق عنبران ) شد وتا سال 1359 در این مدرسه مشغول درس خواندن بود. بعد از اینکه پدرش با زحمات زیاد که برای تامین یک خانواده تقریبا پر عائله از غربت رفتن فارغ شد ویک دستگاه تراکتور خرید وبرای کشت وبرداشت مزارع در روستای عنبران که الان به شهر تبدیل شده است ودیگر از آن عنبران ساکت خبری نیست. در یاری وکمک به خانواده وپدر به شغل رانندگی تراکتور تا زمان اعزام به خدمتش مشغول بوده پدرش نقل می کند کعه یک روز از مازندران به روستا آمده بودم نزدیک عید بود روانبخش را دیدم که بکرو گرفته ودر کنج خانه نشسته است فورا فهمیدم که گردوهایش را باخته است ( در روستای گردو بازی تا چند سال پیش مرسوم بود ) دست کردم جیبم یک سکه 5 تومانی به روانبخش دادم وفورا رفت دنبال بازی کردن که به آقای اکبر تقی زاده تا موقع مفقود بود دوست بود در کنار هم بودند سه چهار تا دوست بودند که همیشه با هم بودند ( مرحوم پرویز امانی که جوانمرگ شد. اکبر تقی زاده شهروز قنبرزاده که پیر دایی اش بود )

بعد از ترک تحصیل ( اخذ مدرک پنجم ابتدائی در سال 1359-1360 ) به همراه برادر بزرگش عبداله بابانژاد در کنار پدرش آقا سیف اله روانبخش با تراکتور در روستا مشغول کار می شد وتا سال 1366/08/18 به پدر و خانواده کمک می نماید.

وقتی به سن سربازی می رسد بدون فوت وقت در تاریخ 1366/08/18 پس از اخذ دفترچه آماده به خدمت از ژاندارمری نمین ( نیروی انتظامی کنونی ) به خدمت اعزام وپس از سه ماه آموزش در عجب شیر به منطقه عین خوش در تیپ 40 سراب مشغول خدمت می شود. بعد از نه ماه رشادت در منطقه عملیاتی عین خوش در آخرین عملیات بانک دشمن به گفته همرزمانش که یکی از آنها شمدآباد دشتبر تبریز بوده ودر حین تک دشمن به محاصره در آمد. واسیر نیز می شود به پدرش در مورد حادثه آن روز را بعداز آن که از اسارت بر می گردد. اینطوری تعریف می نماید ( یداله دکتر فرضی زاده شمدآبادی)

در حالی که خبرهای خوشی از پشت جبهه به ما می رسد ومی گفتند که امام قطعه نامه را پذیرفته است وهمه در انتظار صلح بودیم. ناگهان روز 21 تیر ماه 1367 بدون اینکه حتی یک تیر بیاندازد عراقیها را غافلگیر کردند وکسانی که مقاومت نمی کردند دست.پایشان را می بستند وبه ماشین می انداختند ودر همان روز آخر دیدار من و روانبخش صبح برای گرفتن صبحانه به سنگر تدارکات رفته بودم وبعد از آن دیگر روانبخش را ندیدم ونمی دانم چه بلایی به سرش آمد.

در حالی که هنوز بیست وشش ساله نشده بود در منطقه عملیاتی پایگاه شرهانی مفقودالجسد شد وجایش در بین زمین وآسمان است. شهید مفقودالجسد روانبخش بابازاده در تاریخ 1367/04/21 در منطقه عملیاتی شرهانی مفقودالجسد گردید.

آثار

یادداشت شهید

و روانبخش در آخرین نامه اش به برادر بزرگ ودوستانش سلام گرم فرستاده ونمی دانسته که این نامه آخرین نامه اوست حال گزیده ای از نامه پر از مهر ومحبت روانبخش را با هم می خوانیم: بنام خدا وند بخدمت نورچشم عزیزم عبدالله بابانژاد سلام پس از تقدیم عرض سلام سلامتی شما را از درگاه خداوند بزرگ خواهانم وخواستارم وامیدوارم که برادر عزیزم همیشه سلامت بوده باشید وهیچ گونه نگرانی در بین نداشته باشید. اگر بخواهید از احوالات اینجانب برادر کوچک ات با خبر باشید الحمد الله ساق وسلامت هستم وجای نگرانی من همیشه از طرف شماست این نامه را در روز جمعه برایتان نوشتم برادر عزیزم 3 تا نامه برایتان ارسال کرده ام وآیا به دست شما رسید یا نه من همیشه چشم انتظار نامه شما هستیم. لازم به ذکر است عین دست نوشته شهید را بدون دست بردن به محتویات متن تحریر نمودم وکلمه ساق در این متن به زبان ترکی نوشته شده بود که جای تعجب است زبان مادری این شهید زبان تالشی است وچطور از یک جمله ترکی در آن نامه آمده بسی تامل است.[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۱۰ تیر ۱۳۹۹، در ‏۱۴:۲۷