شهید سهراب ذبیح اله زاده
تاریخ تولد :1343/12/14
تاریخ شهادت : 1363/12/21
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه : مازندران - بابل - سیدنظام الدین
وصیتنامه
بسمه تعالی
نام : سهراب
نام خانوادگى : ذبیحالهزاده
نام پدر : ذبیحاله
تاریختولد : 1343/12/14
ش . ش : 722
محلصدورشناسنامه : بندپى
تاریخ شهادت : 1363/12/21
شرح حادثه : حوادث ناشى ازدرگیرى مستقیم بادشمن - توسط دشمندرجبهه
استان : بنیادشهیداستانمازندران
شهر : ادارهبنیادشهیدبهشهر
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و شاهد رزم، رزم آوران عرصه پیكار .
» اقتدربت الصاعه وانطق القمر و ان پروا آیه یمرسوا و یقولوا سحر مستمر «.
» قیامت بسیار نزدیك شد و قرص ماه دو نیم گشت ولى آنانكه كافرند آیتى ببینند روى گردانده و من گویند سحرى پى در پى است . «
) سوره القمر - آیات 2 -1)
درود بیكران بر دوازدهمین پیشواى شیعیان جهان حضرت حجة ابن الحسن ( عج ) سلام بر نائب بر حق او امام عزیز روح الله خمینى و رحمت خدا بر شهیدان راه حق و حقیقت از آدم تا خاتم و از خاتم تا شهیدان كربلاى ایران .
سپاس خداوندى را كه مرا در این زمان آفرید و در دین اسلام آفرید و به راه خود و اسلام هدایتم كرد و به من آموخت دنباله روى راه حسین ( ع ) باشم و اگر در زمان امام حسین نبودم كه به نداى « هل من ناصر ینصرونى » امام لبیك گویم و به یارى او بشتابم . حمد و سپاس خدایى را كه توفیقم داد در این زمانه باشم و نداى نائب بر حق امام روح الله عزیزم لبیك گویم و جزوى از جند الله باشم، پدر و مادرم، برادر و خواهرام بنده به یارى الله براه الله مى روم تا در راه الله خدمت كنم . امیدوارم كه خداوند توفیق خدمت در راه خودش را به من عطا فرماید اما اگر چه فرزند خوبى براى شما نبودم و در طول عمر نتوانستم حتى حق پدر و مادرى را ادا كنم امیدوارم كه شما به لطف خود براى رضاى خدا مرا حلال كنى . انشاءالله اگر شهید شدم براى من از درگاه خدا طلب آمرزش كنید از خدا بخواهید كه گناهان مرا بیامرزد . آرزو دارم بعد از شهادتم براى من گریه نكنید . چون شهادت در راه خدا بزرگترین افتخار است .
خدایا من یك بنده گناهكارى بیش نیستم و حالا آمدم كه بنده اى هل من ناصر ینصرونى لبیك گویم چون تا به حال مرده بودم و اكنون آماده جهاد و شهادت هستم .
امیدوارم كه خداوند این فیض عظیم را نصیبم گرداند اگر چه ارزش آن را ندارم .
اى مادر مهربان و عزیزم سلام . مرا ببخشید و حلالم كن من خیلى شما را اذیت كردم و از حرفهاى شما خیلى سرپیچى كردم، مادرجان مرا ببخش . مبادا در فقدان من گریه كنى تو باید افتخار كنى كه پسرت در راه اسلام شهید شده است .
اى پدر ارجمندم مرا حلالم كن و با استقامت و شجاعت از اسلام و ولایت فقیه دفاع كن اى خواهرانم همچون زینب زمانه باشید . اى برادرانم در هر كجایى كه هستید خدا را فراموش نكنید و اگر دیدید كه اسلام در حال خطر است ننشینید و نگذارید دشمن به اسلام عزیزمان ضربه بزند از خداوند متعال پیروزى هر چه زودتر لشكر اسلام را بر قواى كفر خواستارم . ما رهروان راه الله براى نگهداشتن پرچم اسلام و ادامه راه سالار شهیدان امام حسین ( ع ) خواهیم جنگید و پرچم خونین لا اله الا الله را در اوج پیروزى برافراشته نگه خواهیم داشت .
من آن سرباز به خون خفته ام كه لبیك رهبر چنین گفته ام
شـهـادت بـود چون مرا آرزو به سنگر گرفتم زخونم وضو .
والسلام
تاریخ : 1363/04/07
[۱]