نام : حجازی / سید ماشاالله
نام پدر : سید محمود
تاریخ تولد : ۱۳۴۱-۰۱-۱۵
محل تولد : دهاقان
تاریخ شهادت : ۱۳۶۱-۲-۱۷
محل شهادت : خرمشهر-عملیات بیت االمقدس
شهرستان : دهاقان
یگان :
مسئولیت :
تحصیلات :
محل تحصیل : مدرسه علمیه امام زمان (عح)دهاقان، ذوالفقار اصفهان و حوزه قم
گلزار : گلزار شهداى دهاقان
زندگی نامه
شهید سید ماشاء الله در سال 1341 در دهاقان متولد گردید. دوره ابتدایی را در دهاقان گذراند و سپس وارد حوزه علمیه دهاقان گردید و مقدمات و آموزش نخستین معارف اسلامی را در مدرسه فرا گرفت. بعد از به مدرسه علمیه ذوالفقار اصفهان عزیمت نمود. 3 سال تحصیل در حوزه اصفهان او را برای درک محضر اساتید حوزه علمیه قم آماده ساخت. آشنایی با طلاب حوزه مرکزی او را به مسائل اجتماعی و سیاسی جامعه نیز آشنا ساخت. پس از شروع جنگ تحمیلی به فراگیری فنون نظامی به جبهه های نبرد اعزام شد و در تاریخ 18/2/1361 به شهادت رسید. یکی از همرزمانش می گوید: «لحظات پایان عمر و پرواز روح بلندش به ملکوت اعلی همیشه در ذهنم باقی می ماند. او در آن لحظه با شکوه این آیه را با صدای بلند می خواند: ((ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه الا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون)) (فصلت/30)»
وصیتنامه
بسم الله الرحمن الرحیم «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم»(رعد/11) به علت اینکه فردا روزی است که باید به آبادان بروم و وقت نکردم که وصیت نامه خود را روی کاغذ بیاورم از این جهت جملاتی به عنوان وصیتنامه روی این نوار ضبط میکنم تا اگر روزی خدا توفیق بزرگ را نصیبم کرد و این فوز عظیم شامل حالم شد-یعنی شهادت- بیوصیت از این دنیا نرفته باشم، زیرا وصیت امری است برای همه مسلمانها واجب و لازم که در قرآن هم هست که: «ان ترک خیراً الوصیه للوالدین و الاقربین بالمعروف...»(بقره/180)، باید هر مسلمانی طبق وظیفه قرآنی وصیت نماید، تا بعد از مرگ حال او مشخص باشد، این وصیت را به منزله یک یادداشت که انسان در همه حال و همه جا باید از کار خود یادداشت داشته باشد. هر چه در روز فعالیتی میکند، عملی انجام میدهد، مثبت یا منفی اینها را اگر در یادداشت خود داشته باشد، روزی به درد او می خورد و اگر کسی در کارش حساب باشد، این حساب مفید است. از موضوع اصلی خارج نشوم، قدمی که الان برداشته می شود به جهت الله است و در جهت اوست و امیدوارم چیزی جز او در این مسیر، راه نداشته باشد. وضعیت کنونی انقلاب که دشمنان خارجی از طرفی جنگ را راه می اندازند و از طرفی در داخل سعی بر این دارند که حکومت را تضعیف کنند و دست انسانهای خدمتگذار را به وسیله اعمال ضد انسانی خود ببندند تا آنها نتوانند در جهت کمک به انسانهای مستضعف قدم بردارند، اینها از زیر بار ستم ستمگران بزرگ و خونخوار جهانی از آمریکا و عمّالش که محمد رضا باشد، آزاد شده اند. برای اینکه هر انسانی بتوانند وظیفه و مسئولیت خود را در جهت نجات انسانها انجام دهد، این زمان است و زمانی است که باید همه فعالیت بکنند و اگر ذرهای سست بجنبند همه مسئولند، اگر ذرهای بتوانند برای این انقلاب یاوری باشند و خود کوتاهی کنند خدا از سر تقصیرات آنها نخواهد گذشت. این انقلاب با یاری خداوند و به عنایت او و پشتیبانی صد در صد به پیروزی رسید و کمک او بوده است که تا به حال آن را نگه داشته و نگذاشته است، این انقلاب به انحراف کشیده شود، یا اینکه خدای ناکرده سقوط بکند. ولی در اینجا مسئولیت بزرگ و سنگین با ما مسلمانها است، که ما باید تکلیف خود را انجام دهیم و دِین خود را به خداوند و انسانهایی که در جهت او و در مسیر او و برای نجات ما قدم برداشتهاند، ادا کنیم. من فکر میکنم که اگر بتوانم، در جبهه یا پشت جبهه سخنی از اسلام بگویم و با برادر رزمنده ای سخن بگویم و یک حکم از احکام الهی یا یک مسئله اخلاقی اسلامی را به یک برادر بیاموزم، شاید نتوانسته باشم ذرهای انجام وظیفه کرده باشم. به هر حال وظیفه بسیار سنگین و سخت است. الان که در اینجا نشسته ام، یک ناراحتی، به جهت خواب بودن انسانها در خود حس میکنم، می بینم که انسانها مشغول اعمالی شدهاند که وظیفه آنها غیر از این است، میبینم که انسانها همه به دنبال مسائل دنیایی حل شده هستند، گر چه نباید رها شود، لیکن مساله اصلی اینها نیست، نباید به دنیا آنقدر وسعت داد که ما را از مسائل معنوی و فکری باز بدارد، نباید برای مسائل دنیایی و مادی اهمیت قائل شد تا ما را از اصل انسانیت به فراموشی ببرد. ما انسانها برای دنیا خلق نشدهایم بلکه برای هدفی والا و مقدستر خلق شدهایم، وظیفه ما بسیار سنگینتر است، در قبال این همه نعمت و رحمت الهی تکلیف ما بسیار سخت است که او اینقدر در مورد ما بزرگواری به خرج داده با اینکه خودمان در مسیر ضلالت همیشه پیش قدم بودهایم، خداوند با عنایت کردن فردی چون امام و یارانش و با زنده کردن و به وجود آوردن مسئله ولایت در جامعه نگذاشت که ما در آن مراحل پست و ذلت و در آن مراحل خفّت و بیچارهگی سیر بنمائیم او ما را از آن حال بیرون آورد. لکن این سؤال است که بعضی از انسانها خود نمیخواهند که مراحل والای انسانی که خداوند به آنها عنایت کرده برسند، چرا انسانها فکر نمیکنند؟ چرا در مورد رحمت انقلاب و نعمت وجود امام و نعمت بزرگ وجود رئیس جمهوری اینچنین و دولتی اینچنین و کابینه ای اینچنین که همه میدانیم افرادی هستند که از دل ملت برخاسته و افرادی هستند دلسوز برای اسلام و جامعه اسلامی، فکر نمیکنند؟ باید از خدا خواست که توفیق شناخت و درک این مسئله بزرگ، وجود افراد اینچنین در رأس جامعه را به همه ما عنایت کند تا بتوانیم برخوردی صحیح با این افراد و با این انقلاب اسلامی داشته باشیم. از مسئله اصلی که به عنوان وصیت است دور شوم، من این مساله را اذعان کنم که رفتنم فقط به خاطر الله است و امیدوارم که جز الله چیزی در این مسئله نباشد، امیدوارم دراین راه و مسیر بتوانم رضایت الله را فراهم آورم. مرا ببخشید و از کلیه کسانی که از من طلبی دارند به هر عنوان، به برادرم سید علی اکبر مراجعه بکنند. دیگر عرائضی ندارم امیدوارم که خداوند همه مسلمین جهان را در راه راست هدایت کند. پروردگارا! امام امت، این ماه درخشان شب ظلمت تشیع، طول عمرش را به طول و درازی آفتاب بگردان. پروردگارا عمر او را تا انقلاب مهدی و حتی در کنار آقا امام زمان مستدام بدار. خداوندا! این بزرگ مرد بشریت، این انسان وارسته، این کسی که از همه تلاطم ها شکست نخورده است را در پناه آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) از جمیع بلایای سمائی و زمینی محفوظ بدار و او را سربلند و پیروز بدار، خداوندا! دشمنان این انسانهای وارسته و بزرگ -یعنی امام امت و ... - را اگر قابل هدایتند هدایت و اگر قابل هدایت نیستند نابود بفرما. پروردگارا! آنهایی که در صددند فکر و اندیشه اینها را تخطئه بکنند و اینها را نگذارند که آن افکار و عقاید اسلامی شان را در جامعه پیاده بکنند، هدایت کن و اگر قابل هدایت نیستند نابودشان فرما. پروردگارا! اسلام و اسلامیان را نصرت عنایت فرما و این جنگ خانمان سوز را به نفع مسلمین خاتمه بده. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.[۱]
