کد شهید : 6525555
نام : سیدهاشم
محل تولد : کاشمر
نام خانوادگی : علویخلیلآباد
تاریخ شهادت : 1365/10/04
نام پدر : علی
مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص
منطقه شهادت :
شغل : یگان خدمتی :
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت : سایر شهدا
مسئولیت : تخریب
گلزار :
وصیتنامه
وصيتنامه غواص شهيد انّ الله الشْتَري مِنَ المْؤمنينَ اَنفُسَهم وَ اَموالَهُم بِاَنّ لهَمُ الْجَنة همانا خداوند از مؤمنين جانهات و مالهايشان را ميگيرد و در عوض بهشت ميدهد . با درود بر تمام انبياء و مرسلين، بالاخص پيامبر اکرم ( ص ) و با درود به اوصيا و خاصه حسين ابن علي سرور شهيدان و امام زمان ارواحنا فدا و تمام شهدا و صديقين و رهبر عظيمالشأن حضرت امام خميني ( روحي له الفدا ) و با سلام بر شما شنوندگان بدانيد و بدانند اينجانب با آگاهي و شناخت کامل به جبهههاي حق عليه باطل و نور عليه ظلمت شتافته و هيچ نگراني و اکراهي ندارم چرا؟ براي اينکه اگر صد سال هم عمر داشته باشيم عاقبت فناست و قرآن کريم ميفرمايد ( وَ مَاالْحياة الدُّنيا الاّ لهَوٌ وَ لَعْبٌ ) و امام حسين ميفرمايد ( ان لم يستقم دين محمد جدي رسول ا 000 الا بقتلي فيا سيوف خذيني ) اگر دين جدم رسول ا 000 پايدار نميماند مگر با ريختن خون من، پس اي شمشيرها جان مرا بگيريد و من که به يقين دريافتم که دين جدش در خطر است و من ادعا ميکنم که از ذريه مادرش فاطمه زهرا ( س ) ميباشم چرا نگويم اگر قرار است اين ابرنکبتها و ابر جنايتکارها احکام قرآن را از بين ببرند و با شهيد شدن داريم مگر نه اينست که من و شما در زيارت نامه ميخوانيم يا لَيْتَني کُنْتُ مَعَکَ پس تا آخرين قطره خوني که در بدن دارم از پاي نخواهم نشست و در راه او جهاد خواهم کرد، بکشم پيروزم، کشته شوم در راه الله است، چون به خاطر اعتلاي کلمه خودش که کلمه توحيد است راضيم . من الان که اين وصيت نامه را مينويسم خدا شاهد است اصلاً در خودم لياقت شهادت را نميبينم چون وقتي به جلوترهاي خودم فکر ميکنم خيلي گناه کردهام و باز خدا را شکر ميکنم مرا از لجنزار تاريخ نجات داد و اين توفيق را به من داد تا که به جبهه بروم وباز هم از رحمت واسعه حضرت حق عزوجل غافل نبودم و بدان اميد فراوان دارم و گفتم شايد خداوند به بخشندگي و بزرگي خودش را سر تقصيرات من بگذارد و مرا عفو نمايد . و اگر لطف خدا شامل حالم شد و درجه شهادت نصيبم گرديد حتماً به فوز عظيم رسيدهام چونکه شهادت را بالاترين مرگها ميدانم . پدر و مادر و برادر و خواهر، از همه شما عذر و پوزش ميطلبم چون مدتي شما مادر از شيره جانت به من ارتزاق کردي و شبها برايم نخوابيدي به اميد اين که شايد در بزرگي معاون تو و پدرم باشم ولي مادر و پدر وبرادر و خواهرجان دنيا دون است، با کفار و منافقين خيلي ميانهاش خوب است ولي با کسانيکه ايمان به خدا و روز بازپسين بياورند خوب تا نميکند . شما پيرو جدمان حضرت ابراهيم باشيد . که اسماعيل را خودش به قرباني برد . شما بر من گريه نکنيد بر قاسم و علي اکبر امام حسين ( ع ) بگرييد که از من بهتر بودند و فداي کلمه توحيد شدند . مادر و پدر عزيزم دنيا براي مؤمن زندان است و براي کافر بهشت، شما صبر کنيد و خيلي خوشحال باشيد که خدا با صابران است و در تمام مشکلات صبر را پيشه خود سازيد و شما خوشبختي مرا ميخواستيد و من هم خوشبخت شدم چون در راه خدا و در راه هدفي مقدس جان خويش را فدا خواهم نمود و برادر جان از تو ميخواهم اسلحه مرا به زمين نگذاري و در هر کجائي که داد مظلومي بلند باشد به کمک او بشتاب، که علي ( ع ) ميفرمايد : کونو للمظلوم عونا و لظالم خصماً و پيام من به شما شنوندگان محترم اين است : اولاً براي امام و مسئولين محترم جمهوري اسلامي دعا کنيد و براي شهداي صدر اسلام و براي من گنهکار و برايم طلب مغفرت نمائيد و ديگر بدانيد و آگاه باشيد که در دنيا دو حزب بيشتر نيست . حزب الله و حزب شيطان، خداوند هشدار ميدهد : الان ان حزب ا 000 هم المفلحون : يعني آگاه باشيد بدرستي که حزب يعني گروهي که ايمان آورده و در صراط مستقيم که در سوره حمد نماز ميخوانيم قرار گرفته و آن هم به احکام و قوانين آن عمل نمايد رستگار است . و من فکر ميکنم کسي که ادعا ميکند من در حزب الله قرار گرفتهام خداوند به حزب خودش ميفرمايد : کتب عليکم القتال و هو کره لکم : بلي گو اينکه از جنگ و قتال کراهت داريم اين امتحاني است که خدا ميخواهد ما را بنمايد و بر ما و شماها است که در راه خدا قتال کنيم واز هيچ چيزي جز خدا نهراسيد . اگر بخواهيد به نيکي و خوبي و رستگاري در آخرت نائل آئيد شجاعت و شهامت و از جان گذشتن در راه الله نص محض است . قرآن کريم نمونهاش را ميفرمايد ( لن تنال البر حتي تنفقوامما تحبون ) بل يکي از نمونههاي نصي که جدمان حضرت ابراهيم داشت و جدمان هاشم ابن عبد مناف آورده وبخاطر حضرت هاشم خداند لشکر ابرهه را بوسيله ابابيل در تصميم گيري کوبيدن مکه دفع نمود . از شما ميخواهم دنباله رو راه شهدا باشيد و تا ميتوانيد اتحاد و يکپارچگي خودتان را حفظ کنيد و نکند يک وقتي خداي نکرده بين شما اختلاف بياندازند و اتحاد شما بر هم بخورد که آن روز، روز شادي منافقين خواهد بود و در آخر از همه شما ميخواهم به بزرگي خودتان از سر تقصيرات من بگذريد و حلالم نمائيد و برايم در درگاه خدا دعا نمائيد و در پايان پدر و مادر عزيزم چند سفارش بود که خواستم خدمتتان عرض کنم . حدود 45 الي 50 روز روزه قرض دارم لطف کنيد ادا نمائيد و هر کس آمد و از من طلبکار بود حقش را بدهيد و از همه برايم حلاليت بطلبيد از همه شما التماس دعا دارم و ببخشيد چون نتوانستم فرزند خوبي براي شما باشم حتماً برايم دعا کنيد . العبد الحقير : سيد هاشم علوي
خاطرات
تولد و کودکی
موضوع تولد و کودکي
راوی
متن کامل خاطره
شهید سید هاشم علوی خلیل آباد گوینده : عالیه سلمانیان ـ مادر سید هاشم در سن ده سالگی از روی یک درخت به زمین افتاد و بی هوش شد و سریعاً به بیمارستان اعزامش کردیم و در بیمارستان به وضع او رسیدگی کردند و دکتر گفت که ضربه به سرش خورده اما خوشبختانه آسیب زیادی ندیده بود و فقط یک مقدار دچار ناراحتی عصبی شده بود بالاخره شفا پیدا کرد و قسمت او شهادت بوده است و الا در همان حادثه خطرناک باید از بین می رفت .
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 14937