| شهرام رمضان زاده نقندر | |
|---|---|
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | مشهد |
| شهادت | ۱۳۶۶/۱/۲۸ |
| محل دفن | خواجه ربیع |
| سمتها | رزمنده |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| خانواده | نام پدرنوروز علی |
خاطرات
• همان روزی که شهرام پسرم درجبهه به شهادت رسید من درخواب دیدم که یکی از بچه هایم در جبهه یک دفعه گلوله خوردو به زمین افتاد که از خواب بیدار شدم و بعد از سه روز خبر شهادتش را برایمان آوردند. • دوستانش تعریف می کردند که قبل از شهادتش ، شهرام پیراهنش را به بچه ها داده و گفته بود که آفتاب آنها را اذیت نکندو خودش با زیر پوش ایستاده بود که بعد ترکش به سینه وی اصابت می کند و خون فواره می زند و درآن لحظه به یکی از دوستانش گفته بود که به پدرم بگوئید از من راضی باشد .با وجودیکه من از او راضی بودم .دوستش می گفت : زیر پوشش را روی قلبش فشار می دادیم ، و او فقط می گفت : به پدرم بگوئید ازمن راضی باشد .که بعد به شهادت رسید. • یکی از همرزمان فرزندم شهرام تعریف می کرد .پیش از اینکه ایشان در عملیات شرکت کند و به شهادت برسد پیراهنش را در آورده وبه بچه ها داده بود تا آفتاب آنها را اذیت نکند و خودش هم لخت با یک زیر پوش ایستاده بود که ناگهان مورد اصابت گلوله دشمن قرار می گیرد و از ناحیه سینه به شدت مجروح می شود که در همان لحظه به یکی از همرزمانش می گوید به پدرم بگوئید از من راضی باشد و با وجودیکه من از او راضی بودم و الان هم نمی توانم صحبت کنم دوستش می گفت :در لحظات آخر فقط زمزمه می کرد که به پدرم بگوئید از من راضی باشد و سپس در همان جا به فیض عظیم شهادت نائل می گردد.[۱]