شهید عزت الله محمدصالحی
تاریخ تولد : 1323/01/06
تاریخ شهادت : 1363/10/23
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه : کرمانشاه - باغ فردوس فاز 2-بلوک 1-10
زندگینامه
شهيد عزت الله محمد صالحي در سال 1323 در قريه تويسركان چشم به جهان گشود و در دامن پدر و مادر مومن پرورش يافت. او تحصيلات خود را تا ششم ابتدايي در همان قريه به پايان رسانيد. عزت اله در نوجواني در 9 سالگی پدر خويش را از دست داد و چون تنها فرزند ذكور بود مي بايست بار سنگين مسئوليت مادر و دو خواهر را در آن شرايط سني بر دوش بكشد و لذا بقيه تحصيلات را تا پايان ششم ابتدايي با همه سختي هاي زندگي به پايان رسانيد.
اوقات تعطيلي خود را به كارگري مي پرداخت و زندگي مادر و خواهرانش را تأمين مي كرد و پس از پايان تحصيلات ابتدايي برای تأمین هرچه بهتر معاش خانواده راهي ديار غربت گرديد. مدتي در تهران به كارگري مشغول و سپس به باختران آمد و شاگرد قنادي شد تا اين كه در سال 1343 يعني در سن 20 سالگي به استخدام ارتش درآمد. او كه در خانواده اي مذهبي و مومن پرورش يافته بود و محيط ارتش آن روز كه رژيم منفور زمينه محو و فرهنگ اسلام را در آن محور كرده بود و از طرفي ديكتاتوري رژيم پرسنل مومن را سخت تحت فشار و كنترل قرار مي داد، شهيد صالحي در فرصت هاي مناسب در محافل و مجالس مذهبي شركت مي کرد و اصالت مذهبي خود را در آن شرايط سخت و خفقاني حفظ نمود تا جايي كه هميشه مورد خشم عوامل رژيم منفور بود و او را كه تنها جرمش حفظ اعتقادات مذهبي بود، مورد اذيت و آزار قرار مي دادند.
شهيد صالحي همچون ديگر امت اسلامي در انتظار تجلي انقلاب اسلامي مي سوخت و سرانجام آن لحظه اميدش در پيروزي انقلاب اسلامي در 22 بهمن 1357 تحقق يافت. در آن لحظه هاي حساس بعد از پيروزي انقلاب كه ارتش بيش از همه جا در معرض متلاشي شدن از جانب ضد انقلابیون قرار گرفته بود، پرسنل مومن ارتش طبق فرمان امام به حفظ و حراست از پادگان ها كه بيت المال مسلمين بود، پرداخت. او در اين زمينه فعالانه تلاش فراواني مي نمود و بارها اسلحه بر دوش به نگهباني و پاسداري از پادگان مي ايستاد و در كنار اين فعاليت ها به ديگر همرزمانش اولين نهاد اسلامي، يعني انجمن اسلامي كه آن ايام ضرورت انقلاب بود در پادگان تأسيس و تحت اين مجموعه به فعاليت هاي مذهبي و تبليغات اسلامي پرداخت.
شهيد صالحي در حالي كه وجودش سرشار از عشق به اسلام و امام بود با زمينه مساعد فكري و استعداد مذهبي كه داشت و با پيروزي انقلاب اسلامي همچون شمع هميشه و هر لحظه در راه انجام وظيفه شرعي خود مي سوخت و در اين راه همه وجودش را وقف انقلاب نمود تا جایي كه ضمن فعاليت هاي مستمر مذهبي در ارتش و در خارج از ارتش، با تأسيس نهاد عقيدتي سياسي ارتش به جهت لياقت و شايستگي كه داشت به عضويت اين سازمان درآمد و اينجا بود كه وی در كنار روحانيت كه هميشه به آن عشق مي ورزيد به تلاشي پربارتر جهت مكتبي كردن ارتش دست زد و بارها گفته بود كه آرزو داشتم چنين زمينه اي فراهم شود تا بتوانم همه وجود خود را در راه خدمت به اسلام وقف نمايم.
شهيد صالحي دراين برهه كوتاه از زندگي پرثمرش منشأ اثرات و خدمات زيادي گرديد از جمله انتخاب وی جهت طي دوره مربي گري بود که پس از طي دوره در مشهد و تهران مسئوليت عظيم تعليم و تربيت در پادگان به عهده او گذاشته شد. شهید صالحی در حالي كه يك نظامي وارسته و فداكار بود، معلمي شيرين زبان و خوش سخن برای همكاران و همرزمانش محسوب مي شد.
او كه بارها از طرف عوامل ضد انقلاب مورد تهديد واقع شده بود صريحا اعلام مي نمود (من فدائي اسلام و امام هستم) و در مقابل اين تهديدات كوچكترين سستي به خود راه نداد و روز به روز بر تلاش و حركت خود مي افزود تا جایي كه منافقين كوردل ديگر تحمل حضور او را در صحنه مبارزه با استكبار جهاني نداشته و دستور نقشه ترور او را از اربابانشان گرفتند و سرانجام در صبحدم روز 1363/10/23 نقشه شوم و پليد خود را اجرا کردند و بار ديگر نوكري و مزدوري خود را به استكبار جهاني در مقابل چشمان امت اسلامي به نمايش گذاشتند و سرباز فداكار و ايثارگر و گمنام را در حالي كه شهادت نهايت آرزويش بود، غرقه در خون ساختند.
منافقین کوردل بايد بدانند آنان كه خوش خدمتي را به جنايتكاران شرق و غرب در شهادت فرزندان امت اسلامي مي دانند اين اعمال زشت و پليدشان كوچكترين تأثيري در توقف روند سريع خروشان انقلاب اسلامي را نخواهد داشت و اكنون كه شهيد صالحي در بين ما نيست اما شيوایي سخنانش و شيريني كلامش بيانگر هدف مقدسش بود و هرگز فراموش نمي شود و طنين نواي قرآني كه در صبحگاهان روحي ديگر به پيكر مراسم صبحگاهي پادگان مي دميد پخش است و فضاي زندگي ما را نواي قرآنش پر و تكبيرش لرزه بر اندام هر خفاش كوردلي انداخته است.
روحش شاد و یادش گرامی باد.[۱]