شهید علی رضا اشرف گنجوی
شهید علی رضا اشرف گنجوی تاریخ تولد : 1341/01/25 تاریخ شهادت : 1366/04/27
زندگینامه
بسم الله الرحمن الرحیم علیرضا اشرف گنجویی در فروردین 1341 در خانواده مذهبی به دنیا آمدند به علت شغل پدرشان که ارتشی بودند در مشهد مقدس زندگی می کردند بعد از مدتی به شهر کرمان آمدند ایشان تنها فرزند پسر خانواده بودند دوران تحصیلات را در شهر کرمان در سال 1359 به پایان رساندند به علت علاقه به نظام مقدس جمهوری اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی سال 1359 در دانشکده افسری تهران امتحان دادند و قبول شدند تا زمانی که در دانشکده مشغول به تحصیل بودند چندین بار به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام شدند سال 1363 لشکر 88 زاهدان را برای خدمت انتخاب کردند.بعد از 8 ماه لشکر 88 منتقل منطقه غرب شدند اما چون ایشان در قسمت آموزش عقیدتی سیاسی بودند مسئولشان گفته بودند که شما به خاش بروید و همه امکانات هم در اختیار شما می گذاریم اما ایشان گفتند خون من رنگین تر از بقیه نیست اگر برای رفتن به جبهه قرار باشد از این قسمت بیرون می آیم تا از دیگه عقب نمانم به مسائل شرعی خیلی توجه داشتند آن چند ماهی که در زاهدان زندگی می کردیم چون ایشان در قسمت آموزشی کار می کردند عصرها در محل کارشان کلاس بود وماشین دنبال ایشان می آمد و با هم می رفتند منزل ما تقریبا بیرون از شهر زاهدان در جاده ای که به طرف خاش بود و بچه ها خیلی کوچک بود یک روزی خواستم امتحانشان کنم گفتم وقتی ماشین عصرها دنبال شما می آید من هم با بچه سوار می شوم تا از آن طرف خرید منزل را هم بکنیم اما ایشان گفتند ماشین مال بیت المال است و این کار ما شخصی واصلاً قبول نکردند بسیار مهربان وخوش اخلاق بودند وهر وقت که برایشان امکان داشت در کارهای منزل کمک می کردند اگر در خانواده مشکلی برای کسی پیش می آمد سعی می کردند با سعه صدر وگذشت مشکل را برطرف کنند با افرادی که کار می کردند خیلی برادرانه و دوستانه برخورد می کردند به طوری که وقتی در سنگر می نشستند یا عکسهایی که از جبهه می فرستادند اگر کسی ایشان را نمی شناخت نمی فهمید کدام فرمانده است کدام سرباز روحیه بسیجی داشتند یکی از همرزمان شون که در روز 27 تیر 66 در عملیات آزادسازی تپه 402 سومار شرکت داشته بعداً تعریف کرده که صبح زود آن روز بعد از نماز صبح ایشان همه را جمع کرده بودند وبرایشان صحبت کردند و گفته بودند این جنگی که ما داریم مثل جنگ امام حسین علیه السلام و یزید است در این راه کشته شدن ـ اسارت ـ جانبازی و معلولیت هست اگر کسی می دونه که هنوز آمادگی این برنامه ها را ندارد همراه ما نیاید بعد از تمام شدن حرفهایشان خودشان با بیسمچی جلو در کانال ها حرکت می کنند وبقیه پشت سرآنها وقتی کمی جلو رفتند کتفشان تیر می خورد و توسط عراقی ها محاصره می شوند و از آن به بعد هنوز هیچ خبری از ایشان نداریم و سال 1383 طی نامه ای که از تهران رسید احراز شهادت شدند و به عنوان جاویدالاثر یاد ونامشان در دلها زنده مانده است .
پانویس
- ↑ سایت شهدای ارتش