شهید علی ولدی تاریخ تولد :1335/08/05 تاریخ شهادت : 1359/10/07 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :شهرستان های استان تهران - شهریار - بی بی سکینه
زندگی نامه
شهید علی ولدی در سال 1335 در خانواده ای مذهبی در شهرستان كرج دیده به جهان گشود. هنوز چهار بهار از عمر گرانبهایش نگذشته بود كه مادرش دار فانی را وداع گفت، اما به علت رابطه ی شدید عاطفی بین او و نامادریش احساس كمبود نمی كرد. وی پس از دوران طفولیت وارد مدرسه شد و شروع به کسب علم و دانش نمود و پس از مدتی ترك تحصیل كرد و به فعالیت در كارهای متفرقه پرداخت. وی چند سال بعد در اداره استخدام كشوری شروع به كار كرد و پس از چندی با دختری مذهبی ازدواج نمود كه ثمره ی زندگی چندین ساله اش یك فرزند دختر و سه فرزند پسر می باشد. او در سال 1354 به خدمت سربازی اعزام شد و پایان خدمتش مصادف با شروع و اوج گیری انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی بود. شهید ولدی از همان اول در تظاهرات و راهپیمایی های میلیونی و زد و خوردهای خیابانی با مزدوران شاه فعالیت چشم گیری داشت و حتی چندین بار هم مأموران شاه برای دستگیری وی به خانه شان هجوم آوردند اما موفق به دستگیری وی نشدند. او در زمان درگیری های شدید خیابانی در رساندن دارو و اهدای خون به مجروحین و بسیج مردمی نقش بسزایی داشت. او با پیروزی انقلاب اسلامی در بیست و دوم بهمن 1357 در سنگر محل كار، مسجد و بسیج تلاش بسیار می كرد و با گروهك های ملحد و منافق كه در برابر سیل خروشان امت حزب الله ایستادگی می كردند برخورد خیلی قاطعانه داشت تا این كه جنگ تحمیلی از سوی استكبار جهانی توسط صدام به انقلاب میهن اسلامیمان تحمیل شد. وی جز اولین گروه منقضی 1356 بود كه بلافاصله لباس رزم بر تن كرد و خانه و زندگی خود را رها كرد و در كربلای جنوب به نبرد با متجاوزین بعثی پرداخت. انسان مهربان، بسیار خونگرم، صبور، باگذشت و دلسوز بود. به دلیل داشتن این خصوصیات بود که با وجودی که برادران و خواهرانش ناتنی بودند ولی آن قدر رابطه شدید عاطفی بینشان برقرار بود که دشوار بود کسی تشخیص دهد که این ها از دو مادر هستند. او با همه رفتاری برادرانه داشت. سرانجام شهید ولدی پس از سه ماه نبرد بی امان در عقب راندن مزدوران صدامی در سحرگاه 1359/10/07 روح بزرگش از عالم خاك به افلاك پرواز كرد و به ملكوت اعلی پیوست. مزار این شهید گرامی در بی بی سکینه شهرستان شهریار واقع می باشد.
وصیت نامه
خدمت همسر عزیزم فاطمه کرمدار سلام، پس از عرض سلام سلامتی شما و فرزندان عزیزم را از درگاه خداوند متعال خواهانم و سلام به فرزندان عزیزم داود، معصومه، مهدی و ... برسان. امیداوارم که حالتان خوب باشد و از درگاه خداوند یکتا سلامتی شما را می خواهم و امیدوارم که سربازان خوبی برای اسلام باشید. داودجان! پسر عزیزتر از جانم، امیدوارم که همیشه خوش و خرم باشی. داودجان! از تو می خواهم چون مردی استوار باشی و به مادر و خواهر و برادرت دلداری بدهی و از اسلام دفاع کنی. داودجان! من سرنوشتم معلوم نیست و تو می دانی که سرنوشت سربازان اسلام با خداوند یکتاست. اگر من شهید شدم مسئولیت خانه به گردن توست و تو باید از مادر و خواهر و برادرت مواظبت کنی. و تو ای همسر عزیزم! سرنوشت خودت و فرزندانم را به خدا می سپارم و از تو می خواهم فرزندانی ببار آوری که کاملاً در خط اسلام باشند و تا آخرین قطره خونشان از اسلام و ایران عزیز دفاع کنند. و تو ای همسر وفادار! از تو می خواهم که هیچ ناراحت من نباشی برای این که من برای اسلام خدمت می کنم و از شهادت ترسی ندارم و تو باید افتخار کنی که چنین همسری داری. حال که جای من خوب است و هیچ گونه ناراحتی ندارم. من در کنارک چابهار هستم و مأموریت من در این جا به مدت 2 ماه است. اگر جنگ تمام شد من به خانه می آیم البته اگر شهید نشوم و اگر هم شهید شوم بهترین سعادت است و اگر هم جنگ ادامه داشته باشد معلوم نیست که به کدام نقطه دیگری بروم. من تا آخرین فشنگ و تا آخرین قطره خونم در راه اسلام می جنگم و از کشور عزیزم دفاع می کنم. فاطمه جان! سلام گرم مرا به پدر و مادر و خواهرانت برسان و به آنها بگو که من جایم خوب است و تا این ساعت که نامه می نویسم صحیح و سالم هستم و بعد از این هم خداوند هر چه خواست همان است. فاطمه جان! مبلغی پول برایم بفرستید. دیگر عرضی ندارم جز پیروزی اسلام و سلامتی رهبر کبیر امام خمینی. فاطمه جان! تو را به خدا می سپارم و فرزندانم را به تو، از تو می خواهم اگر من شهید شدم زینب وار باشی و فرزندانی به بار آوری کاملاً در خط اسلام. "خدانگهدار به امید پیروزی " وصیت نامه شهید علی ولدی آدرس چابهار، کنارک، پایگاه 10 هوایی شکاری، علی ولدی، منقضی 56.[۱]