شهید علی کرم انصاری

شهید علی کرم انصاری

تاریخ تولد :1342/01/15

تاریخ شهادت : 1364/07/14

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه : فارس - رستم - مراسخون سفلی

وصیتنامه

نام : على‌كرم


نام خانوادگى : انصارى


نام پدر : تفرقه


تاریخ‌تولد : 1342/01/15


ش . ش : 4


محل‌صدورشناسنامه : ممسنى


تاریخ شهادت : 1364/07/14


نوع حادثه : حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحمیلى


شرح حادثه : حوادث ناشى ازدرگیرى مستقیم بادشمن - توسطدشمن‌درجبهه


استان : بنیادشهیداستان‌فارس


شهر : اداره‌بنیادشهیدممسنى


وصیت نامه

بسم رب الشهداء


با سلام به پیشگاه با عظمت ولى اله الاعظم ارواحنا له الفدا مهد ى موعود و بالاخص نایب بر حقش خمینى بت شكن و سلام بیكران به سرور آزادگان ومولاى متقیان على ( ع ) و بنام خداوند د رهم كوبنده ستمگران و ثانیا سلام برسله شورانى كه زاهدان شبند و شیران روز كه درخت پر شكوه اسلام نوین را آبیارى كردند و سلام


بى دریغ به پیر جماران خمینى بت شكن دعاى خود را شروع مى كنم بارخدایا از اینكه قدم به جبهه حق علیه باطل نهادم فقط براى رضایت تو بود تا بتوانم توشه آخرتم را تأمین كنیم زیرا كوله بار توشه آخرتم خالى است خداوند ا مى دانم سنگینى كوله بار گناهانم نمى گذارد كه من خالصانه نزد تو آیم اما خدایا تو مرا به فضل و كرمت ببخش و مرا حلال كن خدا قلب مرا به نور ایمانت منور بگردان خدایا عشق حسین در دل ما قرار بده پروردگارا تا لیاقت و سعادت و شهادت را نیافته ام مرا از این دنیا مبر و خدایا مرگم را شهادت د رراه خودت قرار بده پروردگارا آرزو دارم وقتیكه به درجه رفیع شهادت د رجبهه رسیدم نعش ناخالص و معصیت كارم براى اینكه نا خالصى از آن جدا شود تكه تكه شود آمین یا رب العالمین چون فرصتى نصیبم شد كه چند جمله را عناوین وصیت ذكر كنم و حال كه قلبم بدست ناسپاسم گرفته و برروى صفحه كاغذ باقلبى آكنده و مملو از معصیت خود را شروع كنم پد رو مادرم و بستگانم من این راه را انتخاب كردم كه منتظر من نباشید چون نرفتم كه زنده برگردم باكفر مبارزه كنم وبكشم اگر نتوانستم بكشم كشته شوم و خیال نكنید كه‌من اجبارا به خدمت مقدس سربازى رفتم نه این طور خیال نكنید مگر قبلا كه به عنوان بسیجى به جبهه مى رفتم هم سرباز بودم فقط چیزى كه باعث مى شدمر ا به جبهه بكشاند عشق وایما ن به‌خداوندبزرگ و امام عزیز واسلام مى بود این عشق مى بود با اینكه تازه داماد بودم ولى هنوز مرخصیم به اتمام نرسیده بود پدرومادر و همسر و بستگانم آغوش پر محبت شماها را ترك مى نمودم تا هر چه زود تر به پیش آن برادر ان سنگر نشین برسم آنها رادرآغوش بگیرم اگر پیش این برادران سنگر نشین بروید و آنهارا ازنزدیك ببینید اصلا آنهار ا ترك نخواهید كرد بله خدمت سربازى یك عبادت است از خدمت سربازى فرار نكنید و امام را تنها نگذارید و همیشه امام را دعا كنید بله عزیزان من با میل و ایمان خود رفتم تا به دشمنان اسلام بفهمانم كه اسلام سازش پذیر نیست به همان خدایى كه تمامى مارا آفریده قسم كه تا آخرین قطره خون سنگرها را رهانكرده و تا سرنگونى دشمن از سنگر بیرون نیایم وبكشم سران كفر راو وصیت مى كنم كه هرگز براى من اشك نریزید فقط به مادرم بگویید كه تو د رنزد زینب سربلندخواهى بود مادرم گر چه جنازه ام را آوردند دستهاى مرا از تابوت بیرون آورید تا كور دلان و ا ز خدا غافلان‌بفهمند كه چیزى با خود ا زدنیا به همراه نبردم چشمهایم را باز بگذارید تابدانند كه كور كورانه از این دنیانرفته ام طبق آیه شریفه اشترى من المؤمنین انفسهم واموالهم بان لهم الجنه بازهم مادرم از تو مى خواهم كه براى من گریه نكنید كه شهید به گریه احتیاج ندارد و افتخار كن كه شهید ى اگر خدا قبول بداردش داده اى و دعاكن مادركه فرزنددیگرت هم شهید شود كه راه درست این است همانطور كه خدا مى فرماید ان لله و انا الیه راجعون بازگشت همه به سوى اوست و چه بهتركه انسان د رمیدان جهاد كشته شو د نه د ربستر زندگى و از خانواده ام و بستگانم مخصوصا پد روعزیزم كه پیام رسان رسالت خون شهیدان به نسل هاى آینده است از آنها حلالى مى خواهم و از پدر ومادر م مى خواهم كه احتیاج همسرم را بر آورید و همسرم مى دانم مدت كمى بود كه از ازدواجمان مى گذشت و نه توانستم آنطور كه باید د رقلب یك زن و شوهر میباشد براى تو به جاى بیاورم و امید وارم كه از من راضى باشى تا خدا ازتو راضى باشد وقلب من راهم خشنود گردانى و همسرم مى دانى كه جهاد درراه‌خدا وند ودر جبهه بودن واجب تر از ماندن پیش تو بود پد رومادرم و همسرم و بستگانم و خواهرانم وبرادرانم چنانچه شهادت نصیبم گردید و جنازه ام هم به دستتان نرسید فقط پروردگار را حمدو سپاس گویید كه این لیاقت را به من داد كه درراهش شهید شوم براى شما افتخار است واز شما خانواده طلب عفو و بخشش مى كنم به هر نحوى كه باشد این امتحان براى من و شماست ودر پایان از كلیه خواهران وبرادران طلب آمرزش مى كنم و ازتمامى قومان و خویشان مى خواهم كه اگرناراحتى از ما دیدند ما را از بزرگى خود ببخشید و ادامه دهنده راهم باشید و پد رومادر م را تنها نگذارید كه ناراحت بشوند و آنها را دلدارى دهید و چون آرزوى همیشگى من بود وبارها هم شاهد بودید كه در كنار قبر شهید اله قلى و شهید فریدون مى نشستم و مى گفتم كاش من هم شهید مى شدم و پهلوى شماها مرا به خاك مى سپردند حال قبر مرا در كنارآن د و شهید بگذارید و ازهمه شماها خداحافظى مى كنم و همه شماها را به خداى بزرگ مى سپارم و شعارهمیشگى یادتان نرود


خدایا خدایا تا انقلاب مهدى حتى كنار مهدى خمینى را نگهدار


و السلام علیكم ورحمته اله وبركاته


چند بیت شعر از شهید درو صف پدرو مادر و برادرودوستانش


سلام برمادر نالان پیرم حلالم كن كه شبها دادى شیرم


حلالم كن دم آخر تو مادر كه زیر خاك آرام گیرم


بیامادربكن شیرت حلالم روانه سفرم شاید نیایم


روانه سفرم شاید بمیرم بیایى و نجورى تو مزارم


سلامم بر پدر پیر نالان حلالم كن دم آخر پدر جان


حلالم كن كه من رفتم به جبهه د رراه شهیدان


برادرجان شیرینم برادر برادر قوت جانم برادر


خدا حافظ كه من رفتم به جبهه شدم با لشكر بعثى برابر


سلام من رسان بر خواهرانم پس از مرگم نگریید ازبرایم


اگر خواهید كه من دلشاد باشم بخوانید سوره الحمد برایم


سلام من رسان بر دوستانم پس از مرگم بیایید برمزارم


كنید شمعى شما روشن جوانان بخوانید سوره قران برایم


پس از مرگ من محزون مغموم بخوانیدسوره قران برایم


مرا سخون گر افتد شما را كنید یادازمن غلطیده د رخون[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۹ مهر ۱۳۹۸، در ‏۱۰:۲۵