شهید غلام رضا ایرج منش


نام : ایرج منش / غلامرضا


نام پدر : علی


تاریخ تولد : ۱۳۴۰-۰۱-۹


محل تولد : اصفهان


تاریخ شهادت : ۱۳۶۵-۱۰-۲۷


محل شهادت : شلمچه عملیات کربلای 5


شهرستان : اصفهان


یگان :


مسئولیت :


تحصیلات : علوم اجتماعی


محل تحصیل : دانشگاه اصفهان


گلزار :



زندگی نامه

در تاریخ 40/1/10در اصفهان، در خانواد های متوسط، فرزندی به دنیا آمد. خانواده نام او را برای تبرک یافتن از نام ائمه، غلامرضا نهادند. غلامرضا با خوی و خصلتی دینی و مسلمان بار آمد و خود را در جریان حوادث انقلاب قرار داد و سعی کرد در این باره اطلاعات مفید و سازنده ای را کسب کند و آشنایی زیادی با مسایل اعتقادی پیدا کرد. او امام را خوب فهمید و از جان و دل او را یاری نمود. در سال 57 موفق به گرفتن مدرک دیپلم شد و بعد از آن فرصت خوبی یافت تا بتواند بیشتر در خدمت انقلاب باشد . بر همین اساس بعد از پیروزی انقلاب در بسیج و مساجد شرکت فعالی داشت، به گونه ای که توانست در موقعیت های مختلف کارساز باشد.


غلامرضا سعی داشت تا اطلاعات اجتماعی خود را به استناد شناختی که از مسایل روز داشت در دانشگاه دنبال نماید و برای همین رشته علوم اجتماعی دانشگاه اصفهان را برای ادامه تحصیل برگزید و سعی کرد معلومات خود را در این راستا افزا یش دهد . اما جنگ و جبهه ارزش دیگری داشت و فضایی وسیع تر و بی کرانی را رویاروی او می گشود، به همین خاطر با ثبت نام در بسیج خود را به عملیات کربلای 5 رساند و در منطقه شلمچه در تاریخ 26/10/65 با عنوانی به بلندای رزمندگی در راه اسلام به شهادت رسید.




وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم "و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون". گمان مبرید آنان که در راه خدا کشته شدند مرده اند، بلکه آنان زنده می باشند و در نزد خدایشان روزی می خورند. به حکم وظیفه ی شرعی، متن زیر را به عنوان وصیت خدمت پدر و مادر عزیزم تقدیم می دارم. باشد که دین خود را در تمامی ابعاد اداء کرده باشم. در طول جنگ تحمیلی ، شهیدان گرانقدر انقلاب با پیام هایی که از خود به عنوان وصیت به جای گذاردند مقام و فضیلت مجاهدان راه خدا و چگونگی راه و هدف مقدس خویش و وظیفه و مسئولیت بازماندگاه راه را متذکر گردیده اند. از این رو اینجانب در این زمینه وظیفه ای را بر گردن خود احساس می نمایم چه آن بزرگواران گفتنی ها را گفتند و عاشقانه به لقای معبود پیوستند. همین قدر بگویم که دیده بصیرت را گشودم، هدف را شناختم، به حقانیت راه پی بردم و آن گاه در آن گام نهادم و چه هدفی و چه راهی والاتر و افضل تر از رسیدن به مقام قرب و رضای خداوندی و رضوان الهی. پدر و مادر عزیزم؛ دنیا فانی است زودگذر است و بی وفاست. دنیا جای توقف و ماندن نیست، دیر یا زود می بایست آن را واگذاشت و به منزلگاه جاوید آخرت عزیمت نمود که این سرنوشت همه انسان ها در همه زمان ها و مکان ها و تخلف ناپذیر است. پس اکنون که می بایست رفت چه نیکوست که خود چگونه رفتن را انتخاب نماییم و چه انتخابی بهتر و زیباتر از شهادت در راه خدا و کشته شدن در راه احیای دین خدا و مبارزه با دشمنان خدا، که به این رفتن شرافت و ارزش و تقدس می بخشد. پدر و مادر عزیز؛ شما را به خدا سوگند از مرگ من ناراحت نباشید، سربلند و سرافراز باشید، مقاوم و استوار و صبور، هم چنان گوش به فرمان پیر جماران، نائب امام زمان خمینی بت شکن باشید که راه او راه خدا، راه پیامبر خدا و راه امامان معصوم می باشد و لبیک به ندای او همانا لبیک به ندای پیامبر (ص ) و ائمه اطهار (ع) می باشد.

به حمدالله هیچ بدهی مادی ندارم تنها مقداری روزه قضا دارم که گمان می کنم در حدود 50 روز باشد و خواهشمندم ترتیب ادای آن را برایم بدهید. در مورد اموال ناچیزم نیز هر طور که صلاح می دانید عمل نمایید.در پایان از تمامی دوستان و آشنایان حلالیت می طلبم و امیدوارم که اگر از ناحیه اینجانب کوچکترین آزار و اذیتی متوجه آن ها شده مرا مورد عفو قرار دهند، باشد که مورد رحمت حق قرار گیریم.همگی شما را به خدای قادر متعال می سپارم و چنان چه در متن این وصیت نامه اشکال و نقصی مشاهده می نمایید به خاطر این است که در نوشتن آن با محدودیت زمانی روبرو بوده ام به همین جهت از شما پوزش می طلبم.[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای خین
آخرین تغییر ‏۲۴ مهر ۱۳۹۸، در ‏۰۹:۰۷