شهید غلام رضا عیسی زاده
تاریخ تولد :1343/12/19
تاریخ شهادت : 1367/04/21
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :آذربایجان غربی - سلماس – سلماس
زندگی نامه
بسمه تعالی
«اين حس جلو آمدن براي اسلام و شهادت بود كه ما را به پيروزي رساند »
(امام خميني (ره
فرازي از زندگينامه شهيد: شهيد غلامرضا عيسي زاده در سال1343 در شهر مقدس مشهد و در يك خانواده اي متدين و مذهبي چشم به جهان گشودو تحصيلات خود را تا پايان سال سوم راهنمايي در مدارس صحاف و مازيار مشهد دنبال نمود، ولي به خاطر مشكلات زندگي از ادامه تحصيل بازماند و جذب محيط كار شد. در سال1365 پس از چندين بار اعزام به جبهه ها از سوي بسيج سپاه راهي خدمت مقدس سربازي شد و در زماني كه در جبهه به سر مي برد، مادرش به علت بيماري به رحمت ايزدي پيوست و پدرش ازدواج نمود و چون ارتشي بود به اروميه انتقال يافت و سپس بازنشسته شد. ايشان به اندازه اي رژيم عراق را تجاوزگر و سلطه گر مي دانست كه مي گفت اين خودفروختگان خون آشام به قصد تجاوز به خاك ايران وارد ميهن ما نشده اند، بلكه درصدد تجاوز به نواميس ما هستند و با اين خيال خام قدم به كشور ما نهاده اند و بايستي قدمهايشان را در گامهاي نخستين خُرد كرد. با اين شوق و اميد يكي دو بار به عنوان بسيجي از مشهد به جبهه روانه گرديد. در جبهه روحيه بسيار خوبي داشت و همواره مي گفت انسان اگر يك قدم به سوي حق بردارد و براي رضاي او وارد عمل شود، موجبات خشنودي حق تعالي را فراهم ساخته و بار گناهانش كمتر خواهد شد. شهادت او تأثير زيادي روي خانواده و دوستانش گذاشت، چون مي دانستند او امانتي است در نزد ما و بايد به گفته خود شهيد سعي كنيم وظيفه الهي را خوب به جا آوريم. شهيد عاشق شهادت بود و هرگز سنگرش را ترك نكرد. در اكثر عمليات مناطق جنوب شركت جست تا اينكه در تاريخ 1367/04/21 در پل كرخه، تيربار رفيقش را برداشت و بي مهابا به دشمنان اسلام تاخت و با تيراندازي بي وقفه جمعي از آنان را به ديار عدم فرستاد و با جسارت و شهامتي وصف نشدني به پيشروي ادامه داد تا اينكه خود نيز به شهادت رسيد و سبكبال پروازي عاشقانه به سوي معبود خويش آغاز نمود و به جمع عرشيان پيوست. روحش شاد و يادش گرامي باد.
خاطرات
ايشان به اندازهاي رژيم عراق را تجاوزگر و سلطهگر ميدانست كه ميگفت اين خودفروختگان خونآشام به قصد تجاوز به خاك ايران وارد ميهن ما نشدهاند، بلكه درصدد تجاوز به نواميس ما هستند و با اين خيال خام قدم به كشور ما نهادهاند و بايستي قدمهايشان را در گامهاي نخستين خُرد كرد. با اين شوق و اميد يكي دو بار به عنوان بسيجي از مشهد به جبهه روانه گرديد. در جبهه روحيه بسيار خوبي داشت و همواره ميگفت: انسان اگر يك قدم به سوي حق بردارد و براي رضاي او وارد عمل شود، موجبات خشنودي حق تعالي را فراهم ساخته و بار گناهانش كمتر خواهد شد. شهادت او تأثير زيادي روي خانواده و دوستانش گذاشت، چون ميدانستند او امانتي است در نزد ما و بايد به گفته خود شهيد سعي كنيم وظيفه الهي را خوب به جا آوريم.[۱]