شهید فخرالدین عباس زاده تاریخ تولد :1341/07/07 تاریخ شهادت : 1360/09/08 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :آذربایجان غربی - شوط - صوفی
زندگی نامه
سرباز رشيد اسلام فخرالدين عباس زاده در سال 1341 در خانواده ای متدين و مذهبي در روستاي صوفي شهرستان شوط از توابع استان آذربایجان به دنيا آمد. وي تحصيلات خود را تا سال چهارم ابتدايي ادامه داد، سپس ترك تحصيل نمود و به دستگيري از پدر زحمت كش خود پرداخت. شهيد عباس زاده، عاشق و مطيع رهبر كبير انقلاب حضرت امام خميني (قدس سره) بود و در مراسم دعاي كميل و ساير مراسمات كه در مسجد روستا تشكيل مي شد، شركت مي كرد. با فرا رسيدن موعد سربازي او با علاقه وصف ناپذيري، لباس مقدس سربازي را بر تن كرد و عازم جبهه هاي حق عليه باطل شد و تا آخرين قطره خون خود از انقلاب و ميهن اسلامي محافظت نمود. شهيد بزرگوار هميشه به پدر و مادر خود دلداري مي داد و بدين وسيله، مقدمات تحمل شهادتش را فراهم مي ساخت. او با بيان وجوب شركت در جبهه و ضرورت دفاع از كشور اسلامي، سعي مي كرد كه والدين خود را به حضورش در جبهه راضي نمايد. در وصيت نامه الهي خود مي نويسد: (بحمدالله كه در خانواده مسلمان به دنيا آمدم و والديني دارم كه معتقد به مكتب انسان ساز اسلام هستند.) شهيد عباس زاده لحظه اي آرام و قرار نداشت و عافيت و راحتي دنيا را چونان موج دريا عدم و نيستي مي پنداشت و شهادت را عين حيات زندگي مي دانست و شايد هنگامي كه در تاريخ 1360/09/08 در منطقه عملياتي بستان جام شهادت را سر مي كشيد، آيه «و لا تحسبن الذين ...» را مستانه زير لب زمزمه مي كرد. پیکر مطهر این شهید گرامی در زادگاهش مأمن عاشقان و دوستارانش می باشد.
وصیتنامه
بسم الله الرحمن الرحيم با درود به بنيان گذار جمهورى اسلامى ايران، روح خدا امام خمينى و درود و سلام به ارواح پاك شهدای جند الله و رزمندگان ايران. و لا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون؛ گمان نكنيد كسانى كه در راه خدا كشته مي شوند مرده اند؛ بلكه زنده اند و نزد خدايشان روزى مي خورند. سوگند به سپيده صبح بيدارى انسان ها، سوگند به يوم الله تاريخ كه نقطه اوج تجلى اراده خداوند قهارند و سوگند به آن كه جانم به دست اوست. تا حاكميت نهايى مستضعفين و نابودى مستكبرين و تا اين كه جان و مال و نواميس مسلمين از شر تجاوزگران حفظ نشود دست از مجاهدت بر نخواهم داشت. الحمدلله كه در خانواده مسلمان به دنيا آمدم. والدين مسلم دارم كه معتقد به مكتب انسان ساز اسلام هستند لذا در اين حيات مادى كه 19 سال بيش ندارم شايد نتوانسته باشم با اعمال خود كمكى به اسلام و دين خدا بكنم والحمدلله كه با كسب حلال توانسته ام به زندگى خود ادامه بدهم؛ لذا در اين نقطه حساس كه جنگ بين كفر و اسلام شروع شده است وظيفه شرعى خود دانسته و ايزد يكتا شهادت را نصيب ما كرده و عازم جبهه حق عليه باطل مى شوم تا شايد بدين ترتيب بتوانم با خون خود براى احياء آيين محمدى كمكى بكنم. لذا چون وظيفه هر مسلمان است كه با الهام گرفتن از دستورات اسلام سفارشى براى پدر و مادر خويش بكند. بنده نيز چند كلمه سفارشى براى والدين خود دارم. اولاً از مادرم تقاضا دارم كه نبايد هنگامى كه به درجه شهادت نائل آمدم گريه كند. چون مادرم! تنها تو نيستى كه فرزند خود را در راه رضاى خدا از دست مي دهى بلكه هزاران مادر مثل تو هستند كه عزيزان خود را در راه دين الهى تقديم می دارند. در خاتمه از پدرم و مادرم و ساير بستگان خود عاجزانه تقاضا دارم كه مبادا دست از يارى اين پير جماران بر داريد. اوست كه نهضت اسلامى را زنده كرده است و ما نيز وظيفه داريم با خون خود نهال اين نهضت را آبيارى كنيم و دعا براى امام و رزمندگان از يادمان نرود. خدايا! خدايا! تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار. ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم موجيم كه آسودگى ما عدم ماست. فخرالدين عباس زاده
نگارخانه تصاویر
منبع سایت شهدای ارتش http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29951