شهید مجید احدی دودران

شهید مجید احدی دودران تاریخ تولد :1346/08/04 تاریخ شهادت : 1366/11/06 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :اردبیل - نمین – دودران

زندگی نامه

هو الحکیم شهید: آیینه ی تمامی نمایی از صفات برتر انسانهای آزادمنش تاریخ است که اراده و عزم راسخش ازحد تصور فراتر است و وصف ایثارش در زبان قاصر و کلام ناتوان نمی گنجد. «سرگذشت پژوهی شهید مجید احدی دودران» شهید مجید احدی دودران در چهارمین روز از آبان ماه سال هزار و سیصد و چهل و شش در خانواده ای مذهبی و مستضعف در روستای دودران از توابع شهرستان نمین متولد شد. پدرش منصور احدی کشاورزی زحمتکش و مادرش شکوره جهانگیری خانه دار بود. مجید چهارمین فرزند خانواده بود و تولدش شادی بخش کانون و پر عطوفت خانواده شد. اما این شادی دیری نپایید و با در گذشت پدر به عزا مبدل گشت و رنگ اندوه و غم گرفت. آری وقتی مجید چهار ماه بیشتر نداشت غمی بزرگ بر شانه های کوچکش سنگینی کرد و در 1346/12/02 طعم تلخ بی پدری را چشید. پس فوت پدر اوضاع زندگی برای خانواده مجید سخت تر از پیش شد و مادر به تنهایی بار زندگی را بر دوش می کشید. البته در این میان آنها از حمایت عموی خود نیز برخوردار بودند و او سعی می کرد جای خالی پدر را برای برادر زاده هایش پر کند. مجید هر روز که می گذشت بزرگتر می شد و در دنیای پاک و پر شور کودکی می بالید. در اغلب اوقات سرگرم انجام بازی های محلی با پسر عموهای خود می شد. وی در هفت سالگی (مهر ماه سال 1353) جهت فراگیری علم و معرفت وارد مدرسه ی ابتدایی روستا شد. مجید دانش آموزی زرنگ و کوشا بود و در انجام تکالیف مدرسه بسیار دقیق و مرتب. پس از اتمام دوره ی دبستان در سال 1358 او مجبور شد تا به شهر نمین برود و در آنجا مشغول ادامه تحصیل شود. ولی به دلیل سختی رفت و آمد از روستا به شهر نمین در دوره ی راهنمایی با وجود استعداد و علاقه ی زیادی که به یادگیری علم و دانش داشت در سال سوم راهنمایی مجبور به ترک تحصیل شد او به روستا بازگشت و کارهای کشاورزی و دامداری را بر عهده گرفت. مجید با وجود کار و فعالیت زیاد که بیشتر وقت خود را به آن اختصاص می داد از توجه به مسائل دینی و مذهبی هرگز غافل نمی شد و از حضور در مجالس مذهبی که در مسجد برگزار می شد باز نمی ماند. او بسیار مهربان و خوش اخلاق بود طوری که همگان از رفتار و اخلاق او همواره کمال رضایت را داشتند. همچنین در حد توان در یاری رساندن به دیگران می کوشید. مجید همیشه به فکر همه خواهرها و برادرانش بود و نمی گذاشت که آنها از مشکلات زندگی ناراحت و غمگین باشند. او از کودکی آموخته بود که چگونه روی پای خود بایستد و با صبر و بردباری و تلاش بر مشکلات و گرفتاریهای زندگی غالب آید. بعد رسیدن به سن مشمولیت سربازی مجید به همراه پسر عموی خود برای دفع از اسلام و خاک میهن اسلامی عازم جبهه ی نبرد حق علیه باطل شد. او از طرف ارتش جمهوری اسلامی ایران به عنوان رزمنده در لشگر 22 نزاجا عازم سردشت آذربایجان غربی شد. او جنگ تحمیلی را جنگ ابرقدرتها بر علیه کشور اسلامی مان می دانست و همیشه می گفت باید در برابر کافران ایستاد تا پیروزی نهایی حاصل گردد. سرانجام پس از 22 ماه خدمت خستگی ناپذیر در جبهه های نبرد مجید در اثر اصابت تیر سهوی نیروهای خودی به پهلوی چپ به درجه ی رفیع شهادت نائل آمد و در تاریخ 1366/11/06 چون کبوتری خونین بال به سوی آسمان پر کشید و به فیض عظیم و فوز جاودانی لقاء الهی نائل گشت. پیکر مطهرش در روستای زادگاهش در میان اندوه و غم و حسرت خانواده و دوستدارانش پس از تشییعی با شکوه به خاک سپرده شد و روح آسمانی اش از زندان تن رهید و در ملکوت اعلی آزادی میهنش را به نظاره نشست.

[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۲۸ مهر ۱۳۹۸، در ‏۱۳:۰۸