| محسن سبزواری رزق اباد | |
|---|---|
| 200px | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | کاشمر |
| شهادت | ۱۳۶۲/۵/۲۴ |
| محل دفن | باغزار |
| سمتها | رزمنده |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
زندگینامه
شهيد محسن سبزواري در سال 44 در ميان خانواده اي مؤمن متولد شد دوران کودکي را در دامن پدر و مادر گذراند در سن 7 سالگي به دبستان رفت پس از دوره دبستان 2 سال ترک تحصيل کرد و به شغل مکانيکي پرداخت و چندي بعد در مدرسه شبانه ثبت نام کرد و دوره راهنمايي را ادامه داد تا اينکه نداي انقلاب در روح و جان او تأثير گذاشت و او براي تظاهرات به خيابانها مي رفت و در بسيج فعاليت مي کرد و با شروع جنگ تحميلي با اصرار زياد در دوره آموزشي ثبت نام نمود و به جبهه رفت ( پس از گذراندن دوره آموزشي و امدادگري ) و به عنوان يک امدادگر روانه جبهه شد و در منطقه مهران در حين انجام مأموريت در تاريخ 24/5/62 شهيد شد .
خاطرات
شهید هنگام ثبت نام برای آموزش چون از نظر سنی کم سن بود مسئولین از فرستادن او جلوگیری می کردند و ایشان با بپاکردن کفشهای برادر بزرگترش چندین بار برای ثبت نام مراجعت نمود تا اینکه قبول کردند .
وصیت نامه
تقاضا دارم که بعد از شهادتم بخاطر من گريه نکنيد اگر خواستيد گريه کنيد بياد امام حسين ( عليه السلام ) گريه کنيد و آنگاه که قلبتان شکست در همان حال امام امت اين پير پرخروش را از صميم قلب دعا کنيد . هدفم از آمدن براي جبهه فقط رضاي الله و پيروزي اسلام بر کفر جهاني و براندازي طاغوت و طاغوتيان ــ شايد با اهداء خون ناقابلم ريشه هاي درخت اسلام را آبياري کنم . اگر من شهيد شدم هم درب خانه و هم درب دکان را چراغاني کنيد و شيريني پخش کنيد چون که من مي خواهم به پيشواز خداي خود بروم و چه بهتر از اين .[۱]