| محمدرضاکلاتهبجدی | |
|---|---|
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | بیرجند |
| شهادت | 1361/11/29 |
| محل دفن | شمارهیکبیرجند |
| سمتها | رزمنده |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| خانواده | نام پدر:محمدحسین |
کد شهید: 6125264 تاریخ تولد : نام : محمدرضا محل تولد : بیرجند نام خانوادگی : کلاتهبجدی تاریخ شهادت : 1361/11/29 نام پدر : محمدحسین مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار : شمارهیکبیرجند
وصیتنامه
وصيت نامه محمد رضا کلاته بجدي فرزند محمد حسين بسم الله الرحمن الرحيم به نام خداوند بخشنده مهربان درود بر رهبر کبير انقلاب امام خميني (ره) و درود بر رزمندگان که در جبهه مي جنگند من وصيت نامه خود را با اسم خدا شروع مي کنم .هدف اسلام است استقلال مملکت هست طرد کردن عمال اسرائيل است اتحاد و رهايي اسلامي است. بسم رب الشهدا اشهد ان لا اله الله وحده، لا شريک له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله - شکر خداي را که توفيق يافتم در راه مبارزه حق عليه باطل شرکت مي کنم انسان يک روز به دنيا مي آيد و روزي هم از دنيا مي رود و تنها کردار و اعمالش بر جاي خواهد ماند. پس مرگ سرنوشت ما مي باشد و چه بهتر که انسان در راه مکتب کشته شود از مرگ من نگران نباشيد زيرا نزد خداي متعال زنده هستم و روزي مي گيرم فقط جسم من از ميان شما رفته است از مرگم ناراحت نباشيد و برايم سياه نپوشيد مادر عزيزو پدر مهربانم مي دانم که از مرگ من ناراحت خواهي شد اما اين را بدان که کساني که در راه خدا کشته مي شوند زنده هستند و نزد خدا بهره مند مي شوند اميدوارم خدا مرا از شمار بندگان شهيدش قرار دهد مادر و پدرم و تمام خانواده ام از شما خواستار هستم که سر جنازه ام گريه نکنيد و من هميشه امام بزگوار را دعا مي کنم شهيد مي شوم من شهيد مي شوم من به کام خود مي رسم من، خداحافظ، مادر ترا نمي بينم ديگر چرا مادر از غم سوزي ما گذشتيم از مسير روزي که جلومي شد هنگام پيروزي و عليه دشمنان جنگيديم مي جنگيم من شدم سرباز روح اله که هميشه پيوسته به جند الله مي رفتم به سوي ارتش الله و روان گشتم مادر - اگر شدم به خون غلطان غم مخور مادر نالان گلستان مي شود ايران يکي از اين گلها مي شود پرپر ببين مادر که دارم کفن مي پوشم تفنگم بر سر دوشم بيا مادر در آغوش من حلالم کن يک دم آخر - سينه را آماج رگبار مسلسل مي کنم و جهان چون پر از نيرنگ است - برايم مثل قفس تنگ است که مرگ بهتر از تنگ است چه جايي بهتر از سنگر است خدا يارو ياور شما ست السلام عليکم و رحمته الله و برکاته [۱]