| محمد حسین رضاییان دختر | |
|---|---|
| 200px | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | مشهد |
| شهادت | ۱۳۶۱/۳/۴ |
| محل دفن | بهشت رضا |
| سمتها | رزمنده |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| شغل | نانوا |
| خانواده | نام پدرغلامعباس |
خاطرات
- هنگامیکه برادرم محمد حسین در جبهه بود من یکمرتبه مریض شدم بر ملاقاتم آمد و مجددا به جبهه رفت و بعد از 25 روز از جبهه برگشت که من خانه تنها بودم رو به من کرد و گفت خواهر جان من وصیت نامه ام و اول به زیارت امام رضا ( ع ) رفته ام و از آن حضرت در خواست کردم که یا پیروز شویم و یا من به شهادت برسم . دلم نمی خواهد که مجروح یا اسیر شوم و نیز افزود بعد از حرم به بهشت رضا رفتم و بر سر مزار یکی از فرماندهان فاتحه خواندم . از او خواستم یا پیروزی و یا شهادت . برای همین این وصیت نامه را نوشتم . زیرا دیگر من بر نخواهم گشت و اگر شهید شدم مثل حضرت زینب باشید و گریه نکنید . و وصیت نامه ام را در حرم بخوانید تا اینکه شبی که خبر شهادت محمد حسین را آوردم من از درون ساکش وصیت نامه اش را پیدا کردم . و به علت شلوغی و ازدهام جمعیت در صحن امام خمینی نتوانستم وصیت نامه ار بخوانم . که وصیت نامه اش را بر سر مزارش خواندم .
- آخرین مرتبه ای که پسرم محمد حسین می خواست به جبهه برود گفت پدر غصه نخورید . خدا بزرگ است و روزی رسان انشاء ا ... روزی شما را می رساند . چون من به او گفته بودم اگر شما به جبهه بروید . پس چه کسی کار بکند و خرجی ما را بدهد . گفت : من حاجتم را از امام رضا ( ع ) گرفتم . و نیز دیشب خواب دیدم و تا زمانی که خبر شهادت من به شما نرسید کسی وصیت نامه ام را نخواند و هنگامی که مرا تشییع کردید وصیت نامه ام را در حرم امام رضا ( ع ) بخوانید .[۱]