تاریخ تولد : 1339/08/17 نام : محمدرضا محل تولد : مشهد نام خانوادگی : برازنده تاریخ شهادت : 1364/08/21 نام پدر : علیاصغر مکان شهادت : رودماهی تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : تعمیرکار تلویزیون یگان خدمتی : گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : سایر گلزار : خواجهربیع
خاطرات
• یک روز که فرزندم از تظاهرات به خانه برگشت دیدم رنگش قرمز شده است پرسیدم چه شده محمد جان ؟ گفت: چیز مهمی نیست پدر جان. هنگامی که به طرف ماموران شاه کوکتل مولوتف می انداختم آنها مرا دیدند و دنبالم کردند از بین من و دوستانم فقط توانستند من را بگیرند و مرا به پاسگاه ببرند دوستانم آمدند و پشت درب پاسگاه شعار می دادند اگر محمدرضا را آزادد نکنید پاسگاه را به آتش می کشیم و آنها هم ترسیدند و مرا آزاد کردند ولی هنگامی که مرا به پاسگاه می بردند سه چهار تا از دندانهایم را شکستند ولی باز هم من شاه را فحش می دادم. • زمانی که فرزندم محمدرضا به جبهه رفته بود در پاسگاه مرزی بود و با قاچاقچیان درگیر می شد یک شب که برای نماز صبح بیدار شدم وقتی نمازم را خواندم یک حالت دیگری به من دست داد و دلم شور می زد. رفتم و یک دوش گرفتم تا از این حالت در آیم ولی بدتر شدم در خانه طاقت نیاوردم و بیرون رفتم دیدم فرزندانم در حیاط جمع شده اند گفتم چه شده است؟ گفتند الان از رادیو اعلام کردند که در سیستان و بلوچستان درگیری بین ماموران نیروی انتظامی و اشرار در گرفته است. گفتم جایی که محمدرضا خدمت می کند کجاست؟ گفتند ایشان سی کیلومتری با محل درگیری فاصله دارد و فکر نمی کنیم که در این درگیری ایشان هم حضور داشته باشد آن شب تا صبح نخوابیدیم . صبح به همراه مادرش از خانه بیرون آمدیم تا هر جوری شده خبری از ایشان به دست بیاوریم دیدم که فرزندانم با هم بحث می کنند به آنها گفتم به جای این حرف های بروید تلفن بزنید و از محمدرضا خبری برایمان بیاورید وقتی همه با هم رفتیم و تلفن زدیم به ما خبر دادند که فرزندتان محمدرضا برازنده به درجه رفیع شهادت نائل گردیده است. همان جا از حال رفتم و دیگر چیزی نفهمیدم.[۱]