نام : حیدری کتایونچه / محمود نام پدر : مصیبّ تاریخ تولد : ۱۳۴۷-۱-۱۰ محل تولد : کتایونچه ( اسلام آباد برخوار ) تاریخ شهادت : ۱۳۶۵-۱۱-۸ محل شهادت : شلمچه – عملیات کربلاى 5 شهرستان : شاهین شهر و برخوار یگان : مسئولیت : تحصیلات : محل تحصیل : مدرسه علمیه امام صادق (ع) اصفهان گلزار : گلزار شهداى کتایونچه
زندگینامه
برادر شهید محمود حیدری ئر سال 1347 در یک از روستاهای اصفهان بنام کتایونچه در یک خانواده مذهبی و زحمتکش پا به عرصه وجود نهاد. با پشت سر گذاشتن سنین طفولیت در سن 7 سالگی وارد دبستان شد و با توجه به اینکه بعد از اتمام درس پدرش را در کارهای کشاورزی یاری میکرد این دوره را با موفقیت به اتمام رساند. بعد از پشت سر گذاشتن دوره ابتدایی وارد مدرسه راهنمایی شد و این را با فشردگی کارهای متفرقه که انجام می داد پشت سر گذاشت. در سن دوازده سالگی پدر بزرگوارش را از دست داد و فشار زندگی وکار این برارمان دو چندان شد. این برادر عزیز ضمن کارفعالیتهای انقلابی و مذهبی نیز داشت و از آنجا که علاقه خاصی به علم داشت درس خواندن را به کار کردن در مزرعه ترجیح داد و پا به دانشگاه نهاد که در آن دانشگاه شیوه پیامبر و قرآن و اسلام رایج بود البته انتخاب این دانشگاه به این دلیل بود که این برادر در خانواده و محیط مذهبی تربیت شده بود. ایشان در حوزه علمیه امام صادق (ع) اصفهان اشتغال به تحصیل داشتند بعد از چند سال پیرو فرمایش امام (ره) که فرمودند هر کس می تواند به جبهه برود و هر کس نمی تواند در پشت جبهه در خدمت اسلام باشد و چون این برادر عزیز تشخیص داد که جبهه احتیاج به نیرو دارد ولذا جهت آموزش به پادگان امام حسین (ع) اعزام شد و بعد از اتمام دوره آموزش بلافاصله به جبهه های حق علیه باطل اعزام شد ودر عملیاتهای متعددی شرکت نمود تا اینکه در عملیات والفجر 8 از ناحیه سر و کمر مجروح شد و جهت مداوا و بهبودی مجددا به پشت جبهه منتقل شد و در طول این مدت که در پشت جبهه بود از خدای خود تمنا می کرد که هر چه زودتر بهبود یابد تا بتواند مجددا به جبهه اعزام شود و بعد از مداوا چون علاقه و عشق خاصی به آقا اباعبدالله داشت دوباره جنگ را بر درس ترجیح داد و به جبهه اعزام شد تا اینکه در عملیات کربلای 4 شرکت نمود و برای دومین بار از ناحیه سر پا مجروح شد و به پشت جبهه منتقل شد. و تمام اینها مقدماتى بود تا پله پله به ملاقات خدا برسد و براى سومین بار جانش را در طبق اخلاص نهاد و از باب بزرگ جهاد به بهشت پر نعمت الهى رسید که : «انّ الجهاد باب من ابواب الجنه فتحه الله لِخاصّه اولیائه»
وصیتنامه
فرازی از وصیت نامه: ای امت شهید پرور از اسلام دست برندارید که سعادت و رستگاری همه ما در همین اسلام است. نگذارید فرصت طلبان خون شهیدان را پایمال کنند. ای مردم با ظلم و ستم در هر کجا که هستید و هر کجا که باشید مبارزه کنید و دست از یاری امام برندارید. اتحاد بین خودتان و روحانیت را حفظ کنید. نمازهایتان را سر وقت بخوانید و در نمازهایتان اخلاص داشته باشید. مساله کسب علم و سواد است. به خدا قسم اگر کسی با این همه امکاناتی که در اختیارش گذاشته اند به زور سواد یاد نگیرد در روز قیامت مسئول است. به قول امام عظیم الشان محرم و صفر را زنده نگه دارید چون هر چه داریم از همین محرم و صفر است. ... بگذارید این جوا نهایتان به جبهه بروند که تا در این دشت پهناور با نفس اماره خود مبارزه کنند که جوا نهاى شما براى ساخته شدن به جبهه احتیاج دارند...[۱]