شهید مسعود جعفری نژادان

شهید مسعود جعفری نژادان تاریخ تولد :1343/05/10 تاریخ شهادت : 1364/04/24 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :فارس - لارستان - لار

زندگینامه

بسم الله الرحمن الرحیم

هنگام تولد بنا به رسم و عادت و عشق به معبود، وجودش را با نوای اذان و اقامه آمیخته و او را به پاس مقدم مبارکش مسعود نام نهادند. مسعود سومین فرزند خانواده بود و پس از طی کردن دوران کودکی وارد دبیرستان کمیل شد دوره راهنمایی را در مدرسه فارابی گذراند و پس از آن وارد دبیرستان قدس شد. ـ" از همان اوایل کودکی از جرأت و جسارت خوبی برخوردار بود و دارای اخلاقی نیکو و پسندیده بود. در مراسم عزاداری امام حسین (علیه السلام ) شرکت فعال داشت. صدای خوبی برای قرائت قرآن داشت و مکبر مسجد ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه ) بود.

با تشکیل پایگاه های مقاومت بسیج در مساجد به عضویت پایگاه مقاومت شهید اسلام پناه درآمد و مشغول فعالیت شد. او هر شب بعد از نماز به زورخانه می رفت و به ورزش باستانی مشغول شد. تحصیلات خود را تا سال اول دبیرستان در رشته علوم انسانی ادامه داد و پس از آن ترک تحصیل کرد و داوطلبانه لباس مقدس سربازی را به تن کرد. پس از گذراندن دوره آموزشی در کرمان به تهران اعزام شد و دوره نیروهای مخصوص (تکاوری ) تیپ دوم، لشکر 23 را طی کرد. پس از انتقال به کردستان در پایگاههای سروین چاوه، گرگول و پسوه مشغول انجام وظیفه شد. " در شرایط بسیار سختی در مناطق جنگی فعالیت می کرد به طوری که بسیاری از مواقع در سرمای زمستان نمی توانستند مواد غذایی به آنها برسانند. " تا اینکه پس از هیجده ماه خدمت سربازی در بیست و چهارم تیرماه سال 1364 داوطلب شرکت در حمله می شود. " قرار بود به پایگاه عراقیها که در دل کوه بود حمله کنیم، از منطقه لولان پیشروی کردیم. از یک رودخانه گذشتیم و از سینه کش کوه به پایگاه نزدیک شدیم. قرار بود توپخانه "آتش تهیه " بریزد تا ما بتوانیم به پایگاه نزدیک شویم. همین طور هم شد و پایگاه را گرفتیم اما هلی کوپترهای عراقی پاتک زدند و مجبور به عقب نشینی شدیم. هوا روشن می شد ما دیرتر برگشتیم. مسعود و بچه های دیگر پشت صخره ای نشسته بودند گفتم: مسعود باید عقب نشینی کنیم. دیدم طنابی را به رانش بسته است گفتم: مسعود چه شده؟ گفت چیزی نیست. می توانم بیایم. بین این صخره و صخره پایین تر رسیدیم. از رودخانه هم عبور کردیم اما از مسعود خبری نبود به پایگاه که برگشتیم چند نفر از بچه های رشت و تهران می گفتند که مسعود از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته دو شب بعد قرار شد دوباره حمله کنیم و امید داشتیم که مسعود را پیدا کنیم. اما حمله لو رفته بود." (محمد علی عبقری، همرزم شهید ) و خانواده اش هنوز منتظرند تا پیکر پاکش را در آغوش گیرند.

روحش شاد و یادش گرامی باد.[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش

نگارخانه تصاویر

رده

آخرین تغییر ‏۲۳ مرداد ۱۳۹۹، در ‏۲۱:۳۷