شهید کاظم شاهرودی
1341/01/20تاریخ تولد :
1361/09/22تاریخ شهادت :
محل شهادت : نامشخص
محل ارامگاه : اردبیل - خلخال - کهل دشت
زندگی نامه
شهید کاظم شاهرودی،از شیفتگان و رهروان حقیقت بودکه در سال 1341، در روستای کهن دشت بخش امام رود دیده به جهان گشود. شهره ی زندگی چند ساله ی پدر و مادر کاظم که محسن و منا نام داشتند،پنج پسر و دو دختر بود،که کاظم دومین فرزند و اولین پسر خانواده بود.پدرش کشاورزی ساده و مادرش خانه دار بود. وی کودکی اش را با بازی های کودکانه و سنتی در باغات و زمین های سرسبز روستا همراه با شور و نشاط زیبای کودکی سپری کرد. کاظم در دوران کودکی اش به دلیل نبود مدرسه در روستایشان و فاصله ی زیادی که بین روستا و بخش امام رود وجود داشت نتوانست به مدرسه برود و شغل بنایی را برای خود برگزید.البته بعدها سواد خواندن و نوشتن را به صورت غیر رسمی یاد گرفت.کاظم با این که نتوانست به مدرسه برود ولی معلم اخلاق برای نزدیکان و آشنایان بود، به همه آشنایان و نزدیکانش چگونه زیستن را می آموخت و به قول برادرش به قدری خصوصیات زیبا و دلپسندی داشت که در هیچ کدام از نزدیکانش یافت نمی شد.قبل از انقلاب،در راهپیمایی ها شرکت می کرد و وقتی که انقلاب پیروز شد،چنان خوشحال بود که گویی به بزرگ ترینآرزوی زندگی خود رسیده بود. در هفدهم آذرماه سال شصت درست آن زمانی که آتش و خون بر جبهه ها می بارید و و مجمه آتش رژیم متجاوزگر بعث عراق بر جبهه های غرب و جنوب شعله ورتر بود از ژاندارمری خلخال به منطقه آموزشی عجب شیر اعزام شد و سه ماه در آن پادگان آموزشی دوره آموزشی را سپری کرد.بعد از اتمام دوره آموزشی، کاظم برای حراست و دفاع از کیان اسلام و نظام نوپای جمهوری اسلامی راهی خمپرابه شد.در هنگام حضور در جبهه،در مناطق چزابه و در جبهه های غرب چنان شور حال داشت که هرگز نمی خواست به پشت جبهه برگردد. حضور در جیهه،کاظم را چنان شیفته کرده بود که هر وقت برادرش به شوخی حرف از نرفتن به جبهه می زد و به او می گفت:((این چند ماه که در جبهه بودی، بس است و دیگر به جبهه نرو...))،به شدت کاظم را ناراحت می کرد و می گفت:چرا این حرف را می زنید یک بار بگویید آقای آمریکا بفرمایید تهران مال شما. کاظم در مکاتباتی که با خانواده اش داشت دائما از صبر و استقامت حرف می زد و در لا به لای کلماتش از اهداف مقدس جوانان ایران اسلامی در جبهه ها می نوشت به طوری که در بخشی از نامه اش آورده:((پدر جان اکنون وقت آن است که ما وارثان این خون ها برای حفظ وطن، اسلام و قرآن به جبهه ها آمده ایم شما قدر این انقلاب را بدانید و اگر شهید شدم برادرم را به جبهه بفرستید این انقلاب همان انقلابی است که امامان با همین اهداف ضجرها کشیدند ما هم باید برای حفظ آن کوشش نماییم.))و یا در نامه ای دیگر خطاب به مادرش او را با کلماتی به استقامت فرا می خواند و می نویسد((مادر جان از ما ناراحت نباش چرا این جا کسانی هستند که زن و فرزند دارند و حتی بعضی هایشان چهار فرزند و پدر و مادر پیر دارند. کاظم شاهرودی مدتی نیز به جنوب اعزام شد و در باز پس گیری پادگان حمید شرکت داشت. سرانجام در بیست و هفتمین روز از آذرماه سال 1361، به آرزوی دیرینه خود رسید و در عملیات صالح آباد در درگیری با سربازان رژیم بعث عراق به درجه ی رفیع شهادت نائل آمد و روح پاک و عارفانه ی شهید کاظم شاهرودی در آسمان ها پرواز گردید پیکر پاک آن شهید همام بعد از تشییع با شکوه در زادگاهش به خاک سپرده شد.[۱]