معرفی عملیات رمضان 2
فهرست
- دلیل انجام عملیات
- معرفی عملیات
- پیامدها
- دستاوردهای عملیات
دلیل انجام عملیات
- آغاز عملیات برونمرزی
پس از عملیات بیتالمقدس و عقب راندن دشمن از قسمت وسیعی از خاک ایران، مدتی در جبههها تحرکی جدی از سوی ایران صووت نمیپذیرد و سرانجام به دلایل زیر اولین عملیات برون مرزی طرحریزی شده و به تصویب میرسد.
1- پس از استقرار نیروهای ایران در شهرهای سومار، مهران و قصرشیرین و مشاهده اوضاع، مشخص میشود که حسن نیت در کار نبوده و تمام این شهرها با خاک یکسان شده است و این جنایات قطعا نباید بدون پاسخ بماند.
2 - معلوم میشود صدام به اصطلاح صلب طلب، عقبنشینی پر ادعا را به طور ناقص انجام داده و حرکت او به دلیل این است که با حضور در ارتفاعات و مناطق سوقالجیشی و حساس، اشراف خود را بر شهرهای ایران حفظ کند و نیز از حملات احتمالی رزمندگان اسلام در امان باشد.
3- درحالیکه صدام از سویی سخن از صلح و متارکه جنگ میراند، به شدت سرگرم فعالیت و ایجاد مواضع و موانع از قبیل مین و کانال و سیمخاردار است.
4- از سوی دیگر بسیاری از شهرهای میهن اسلامی ایران در تیر رس موشکها، توپخانهها قرار دارد و هر روز دشمن این شهرها را زیر آتش سنگین خود میگیرد و عدهای از مردم مسلمان غیر نظامی را به شهادت میرساند که ایران چارهای جز راندن دشمن به عقب و دور نگه داشتن شهرها از آتش او ندارد.
5- توقف ایران باعث میشود که اسرائیل غاصب، جنوب لبنان را مورد تاخت و تاز قرار داده و دگر بار حوادث دیریاسین وکفرقاسم را اتکرار و در عرض یک هفته بیش از 30 هزار نفر از مسلمانان فلسطینی و لبنانی را شهید و حدود 80 هزار نفر را مجروح و 600 هزار نفر را آواره نماید.
6- دادن جواب مناسب به جنگافروزان دیروز و صلحطلبان امروز و همچنین حامیان صدام که با سرازیر کردن انواع کمکها او را حمایت میکنند، ضروری است. دولت عربستان که بیشترین منابع مالی جنگ صدام را تأمین میکند و از هیچ حمایتی از صدام دریغ نمیورزد، با فرستادن نامهای به ایران از طرفین جنگ می خواهد که به عربستان آمده و پیمان صلح را امضاء کنند. و در پی آن سامان ملل هم که تا عملیات بیتالمقدس سکوت کرده برد، تصویب قطعنامه 514 در تاریخ 21/4/61 بدون در نظر گرفت ز حقوق ملت ایران از طرفین جنگ میخواهد که به مرزهای بینالمللی بازگشته و آتش بس اعلام کنند. قطعنامه هیچ نامی از آغازگر جنگ و متجاوز به میان نمیآید.
7- اعاده حقوق ملت ایران و مجازات دشمن ایجاب میکند که ایران گوشمالی متجاوز و عقبراندن کامل دشمن از میهن اسلامی که هنوز قسمت عظیمی از آن را از غرب تا جنوب در اختیار دارد، به دفاع از حیثیت انقلاب و میهن خود بپردارد.
http://www.abp-ashura.com/fa.php/page,Occ1017.html?PHPSESSID=98f18bd0efd4abc9542ddb46864dc3cc
معرفی عملیات
- مروری بر اوضاع سیاسی ـ نظامی جنگ تا قبل از عملیات رمضان و شرح این عملیات
پس از فتح خرمشهر و برتری سیاسی ـ نظامی ایران، که یکی از اهداف آن، خاتمه جنگ بود، پیش بینی میشد که زمینه اتمام جنگ فراهم گردد و نظام بین الملل به طور جدی و با در نظر گرفتن عدالت و تنبیه متجاوز پایان جنگ را پی گیری کند، همان گونه که درباره بسیاری از جنگهای بین المللی چنین شد. اما برعکس، امریکا و غرب در جهت حفظ حکومت عراق و فشار بر جمهوری اسلامی تلاشهای خود را آغاز کردند. امریکا بدون توجه به حقوق قانونی جمهوری اسلامی، در پی تحمیل مذاکره بدون شرط به ایران بود و در مجموع قدرتهای بزرگ در تلاش بودند که مذاکرات صلح در شرایطی انجام شود که جمهوری اسلامی در موضع برتر نباشد.
از سوی دیگر به دلیل سابقه تاریخی و شخصیت صدام حسین، ایران صلح بدون تضمین لازم را نمیپذیرفت زیرا هیچ اعتمادی به دولت عراق و تعهدات آن نداشت. رژیم عراق به دلیل قرار گرفتن در موضع ضعف، مساله صلح را مطرح میکرد در حالی که هیچ تغییری در ماهیت رفتار سران این رژیم مشاهده نمیشد. پافشاری عراق بر ادعاهای قبلی، عدم پذیرش قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر، حضور در بخشی از خاک ایران و ادامه حملات (به جز در زمین) تأیید این مدعا بود. بنابراین تلاش عراق و مجامع بین المللی و کشورهای منطقه برای طرح صلح نه از روی اعتقاد بلکه به دلیل شرایط حادی بود که آنها را در موضع ضعف قرار داد و منافعشان را تهدید میکرد. لذا درباره صلح جدی نبودند و هدف اصلی آنها گرفتن زمان از جمهوری اسلامی و چیرگی بر اوضاع دگرگون شده بود. شورای امنیت سازمان ملل نیز هیچ گونه توجهی به حقوق و نظریات ایران نمیکرد و در این وضعیت نیز به شکل دیگری در صدد نجات عراق از مهلکه بود.
همچنین تصمیم گیرندگان سیاسی و فرماندهان نظامی ایران با توجه به برتری مطلق جمهوری اسلامی در این زمان حاضر نبودند بدون دست یابی به حداقل امتیاز، که تنبیه متجاوز و گرفتن غرامت بود، قرارداد پایان جنگ را امضا کنند زیرا افکار عمومی و آیندگان این تصمیم را اقدامی غیرعقلانی و ناشایست تفسیر میکردند. از این رو هدف اصلی ایران از ورود به خاک عراق و ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، وادار کردن جامعه بین المللی به تنبیه متجاوز بود، تا از این رهگذر به ماهیت انقلاب اسلامی خدشه وارد نیاید.
در توضیح دلایل و عوامل و چگونگی تصمیم گیری برای تعقیب متجاوز، میتوان به محورهای زیر اشاره کرد:
۱ ـ بی اعتنایی به شرایط و حقوق جمهوری اسلامی
شناسایی و تنبیه متجاوز، پرداخت غرامت و عقب نشینی از مناطق اشغالی اصلیترین شرایط اعلام شده ایران برای پایان جنگ بود.
۲ ـ صلح نه، آتش بس!
نکته بسیار مهم در طول جنگ ایران و عراق این است که مجامع رسمی بین المللی و منطقه ای و دیگران (نظیر اتحادیه عرب، سازمان کنفرانس اسلامی و...) در پیشنهادهایی که برای صلح مطرح میکردند نحوه آتش بس و حقوق دو طرف تعیین نمیشد بلکه تاکید آنها تنها بر پذیرش آتش بس بود! برخی از این پیشنهادهای آتش بس در زمانی ارائه میشد که عراق قسمتهای عمده ای از خاک ایران را در اشغال داشت.
پس از پیروزی ایران در عملیات بیتالمقدس نیز هیچ گاه پیشنهاد صلحی که دارای شرایط و مراحل اجرایی و تضمین بین المللی باشد ارائه نشد بلکه توصیههایی برای آتش بس بود که ایران نمیپذیرفت زیرا چشم انداز بعد از پذیرش آتش بس نامعلوم بود و بستگی داشت به عواملی از قبیل خواست میانجی گران، اوضاع بین المللی، اقدامات کشورهای حامی عراق در مجامع مختلف و... بنابراین نقش ایران در احقاق حقوق خود به عنوان طرف مذاکره و کشور مورد تجاوز قرار گرفته، در هرگونه مذاکرات صلح به حداقل میرسید.
۳ ـ عملکرد شورای امنیت
با این که تجاوز عراق به ایران کاملاً محرز بود اما شورای امنیت سازمان ملل در اولین واکنش خود در اول مهر، ۱۳۵۹ یعنی یک روز پس از آغاز جنگ، در بیانیهای از "احراز تجاوز" عراق به ایران خودداری کرد و از آن با عنوان "وضعیت" یاد کرد! این شورا در ۶ مهر ۱۳۵۹ نخستین قطع نامه خود (قطع نامه ۴۷۹) را صادر کرد.
در این قطع نامه هیچ اشارهای به تجاوز عراق و یا نقض تمامیت ارضی ایران نشده، پیشنهاد آتش بس به صراحت مطرح نیست و از نیروهای متجاوز عراق خواسته نشده است که سرزمینهای اشغالی را ترک کنند. در این قطع نامه تنها از ایران و عراق خواسته شد که از استفاده بیشتر از زور خودداری کنند.
پس از آن، شورای امنیت به مدت ۲۲ ماه سکوت اختیار کرد تا این که در پی اجرای عملیات بیتالمقدس و آزادسازی خرمشهر سکوت خود را شکست و به درخواست اردن و با حمایت امریکا تشکیل جلسه داد و قطع نامه ۵۱۴ را در ۲۱ تیر ۱۳۶۱ به تصویب رساند. شورای امنیت اگر چه در قطع نامه ۵۱۴ برای اولین بار از برقراری آتش بس و عقب نشینی و استقرار نیروهای حافظ صلح در مرز ایران و عراق سخن به میان آورد، اما این قطع نامه زمانی تصویب شد که برتری عراق در جبهههای جنگ از بین رفته بود و نیروهای ایران بخش عمده مناطق اشغالی از جمله خرمشهر را باز پس گرفته و در بسیاری مناطق به مرزهای بین المللی رسیده بودند. بنابراین هدف اصلی شورای امنیت از تصویب قطع نامه،۵۱۴ جلوگیری از ورود نیروهای ایران به خاک عراق تحت عنوان "به خطر افتادن صلح و امنیت بین المللی" بود. شورای امنیت در این قطع نامه با اشاره به ماده ۲۴منشور ملل متحد درباره مسئولیت اولیه خود در حفظ صلح و امنیت بین المللی نیز دقیقاً این هدف را دنبال میکرد که به جمهوری اسلامی ایران تفهیم کند اگر وارد خاک عراق شود بر اساس فصل هفتم منشور ملل متحد مجازاتهایی بر ضدش وضع خواهد کرد.
آیا ایران میتوانست با اعتماد به چنین عملکردی میدان نبرد را ترک کند و تصمیم گیری این گونه سازمانها را درباره سرنوشت یک ملت ستم دیده بپذیرد؟!
۴-ایران پیش گام در صلح
با وجود مسایل یاد شده، امام خمینی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۱ قبل از شروع عملیات رمضان در یک سخنرانی درباره اعزام هیئت صلح به ایران و عراق ـ که مورد قبول دو طرف باشد ـ گفتند:"اشخاصی بیایند که طرفین قبول دارند و ببینند و بنشینند که ما به عراق حمله کردیم یا عراق به ما. خرابیهایی را که آنها وارد کردند ببینند و بروند شهرهای آنها را هم ببینند." این سخنان به خوبی نشان دهنده روحیه مسالمت جویی ایران و پذیرش یک هیئت مرضی الطرفین است.
۵ ـ عقب نشینی تاکتیکی عراق
هرچند که عراق ادعا میکرد از تمامی اراضی اشغال شده ایران عقب نشینی کرده، ولی واقعیت چنین نبود. ارتش عراق در جبهههای جنوب تقریباً از تمام مناطق اشغالی به مرزهای رسمی میان دو کشور عقب رانده شده بود ولی در سایر مناطق هر جا که وضعیت زمین برای نیروهایش مساعد بود، به اشغالگری و تجاوز خود ادامه میداد.
۶ ـ دلایل عقب نشینی عراق
دو انگیزه و عامل برای عقب نشینی عراق میتوان ذکر کرد:
الف) ناتوانی در حفظ برتری نظامی
ب) تلاش برای تحمیل شرایط جدید سیاسی به ایران
۷ ـ امکان تهاجم مجدد عراق
۸ ـ استقرار در موقعیت برتر نظامی
عملیات رمضان، انتخاب منطقه عملیاتی و موقعیت آن
عملیات رمضان بر این اساس طراحی شد که با حضور قوای نظامی ایران در پشت رودخانه دجله و اروندرود و تسلط بر معابر وصولی بصره، در ادامه عملیات فتح المبین و عملیات بیتالمقدس، عملاً از نظر سیاسی ـ نظامی موقعیت مناسبی برای جمهوری اسلامی فراهم آید که یا غرب تن به تغییرات سیاسی در عراق بدهد یا در غیر این صورت امکان ادامه جنگ در آینده از موضع قویتری برای ایران فراهم شود.
منطقه عملیاتی رمضان محصور است بین یک زمین تقریباً مثلث شکل به وسعت ۱۶۰۰کیلومتر مربع که از شمال به کوشک و طلاییه (پاسگاههای مرزی ایران در جنوب هویزه) و حاشیه جنوبی هورالهویزه به طول ۵۰ کیلومتر و از غرب به رودخانه اروند (که از نقطه تلاقی رودخانه دجله و فرات به نام القرنه شروع میشود تا شلمچه در غرب خرمشهر) به طول ۸۰ کیلومتر و از شرق به خط مرزی شمالی ـ جنوبی از کوشک تا شلمچه به طول ۶۰ کیلومتر محدود میشود. در این منطقه روی رودخانه اروند چهار پل (دو پل در منطقه نشوه و دو پل در منطقه تنومه) احداث شده است و در جنوب غربی این رودخانه شهر صنعتی و بندری بصره قرار دارد.
رژیم عراق تا قبل از عملیات بیتالمقدس چون خرمشهر را کلید بصره میدانست و از دست دادن این شهر را امکان ناپذیر میپنداشت در شرق بصره مواضع مستحکمی ایجاد نکرد لیکن در فرصتی که در پی حضور بخشی از نیروهای خودی در لبنان و تأخیر در اجرای عملیات رمضان به دست آورد تغییرات مهمی در زمین منطقه ایجاد کرد که قسمت اعظم آن حاصل تجارب عملیاتهای گذشته بود.
دشمن با احداث مواضع مثلثی شکل، خطوط پدافندی مناسبی ایجاد کرد که طراحان و مبتکران اصلی آن در گذشته اسراییلیها بودند. علاوه بر این ارتش عراق کانالی به طول ۳۰ کیلومتر را که به عنوان کانال پرورش ماهی ایجاد شده بود با پمپاژ آب در آن و احداث موانع و کمینها و سنگرهای تیربار بسیار در اطراف آن به مانع مهم بازدارنده در مقابل تعرض نیروهای خودی به سمت بصره تبدیل کرد. همچنین در قسمت جنوبی منطقه در مقابل شلمچه آب رها کرد تا مانع از عبور نیروهای جمهوری اسلامی شود.
در جنوب غرب اروندرود شهر صنعتی ـ استراتژیک بصره واقع شده است که نزدیک به یک میلیون نفر جمعیت دارد و دارای پالایشگاه، کارخانه بزرگ پتروشیمی، واحد تصفیه گاز طبیعی و کارخانههای صنعتی دیگر میباشد. بخش تنومه نیز در شرق اروند بر سر راه بصره و در نزدیکی آن قرار دارد. همچنین صحرایی که در غرب بصره واقع شده است نیز سرزمین باتلاقی شمال آن، عظیمترین منابع نفتی عراق را در خود نهفته دارد.
ضمناً جاده مواصلاتی بغداد به کویت به نام صفوان که دارای اهمیت استراتژیکی است و تدارکات اصلی و تهیه تسلیحات و مهمات نظامی ارتش عراق از طریق آن انجام میگیرد، از جنوب بصره عبور میکند و پس از گذشتن از شهر مرزی صفوان در کویت امتداد مییابد.
استعداد دشمن
سپاه سوم ارتش عراق با لشکرهای تحت امر و تابعه خود مسئولیت پدافند این منطقه مهم عملیاتی را به عهده داشت.
در مجموع استعداد نیروهای درگیر دشمن در این عملیات ۷۴ گردان پیاده، ۲۰ گردان زرهی، ۱۱ گردان مکانیزه و ۱۰ گردان توپخانه را شامل میشد.
طراحی عملیات
الف) اهداف و مأموریت
هدف کلی طرح، پیشروی در خاک عراق، پدافند در کنار اروند از شمال تا جنوب یعنی از نشوه تا خرمشهر و نزدیک شدن به بصره بود. با موفقیت در این طرح، نیروهای سپاه سوم عراق از جمله لشکرهای ۵ و ۶ به طور کامل محاصره میشدند و علاوه بر تصرف بخش وسیعی از حساسترین زمین منطقه، شمار بسیاری از نیروهای دشمن اسیر میشدند.
ب) سازمان رزم
قرارگاه مرکزی کربلا با چهارقرارگاه فرعی هدایت عملیات را بر عهده داشت:
۱ ـ قرارگاه قدس شامل لشکر ۱۶ زرهی و تیپ مستقل ۴۰ پیاده از ارتش و لشکر ۱ سپاه پاسداران شامل تیپهای مستقل ۳۷ نور با (۵ گردان) و ۴۱ ثارالله (۷ گردان)
۲ ـ قرارگاه فتح شامل لشکر ۹۲ زرهی از ارتش و لشکر ۳ سپاه پاسداران شامل تیپهای مستقل ۱۴ امام حسین (ع) (۱۸گردان)، ۲۵ کربلا (۱۷ گردان) و ۱۷ علی بن ابیطالب (ع) (۱۳ گردان)
۳ ـ قرارگاه نصر شامل لشکر ۲۱ پیاده از ارتش و تیپهای مستقل ۷ ولی عصر (عج)، ۸ نجف اشرف۲۱، امام رضا (ع) و ۳۱ عاشورا از سپاه پاسداران.
۴ ـ قرارگاه فجر شامل لشکر ۷۷پیاده از ارتش و لشکر ۷ سپاه پاسداران شامل تیپهای ۳۳ المهدی (عج)، ۳۵ امام سجاد (ع) و ۱۸ جوادالائمه (ع)، همچنین لشکر ۳۰ زرهی سپاه و ۹ گردان توپخانه از ارتش.
ج) طرح مانور
خط حد و محدوده منطقه عملیاتی رمضان از کوشک در شمال آغاز میشد و تا رودخانه اروند در جنوب امتداد داشت. در این محدوده عملیات رمضان از چهار محور با چهار قرارگاه عملیاتی ـ محورهای شمالی، میانی (شمال و جنوب پاسگاه زید) و جنوبی ـ به منظور انهدام نیروهای سپاه سوم دشمن و تأمین خط اروندرود طراحی شد.
قسمتی از مساله عمده در مانور عملیات، ضرورت هماهنگی در پیشروی قرارگاهها از محورهای مختلف و حفظ جناحین بود که اساساً تحقق آن با اتکا به تلاشهای مهندسی امکان پذیر بود.
از آنجا که در منطقه شرق اروند عقبه دشمن فقط متکی به چهارپل در نشوه و تنومه بود پیش بینی میشد که در صورت سرعت عمل و رعایت غافلگیری توام با پیشروی مناسب، نیروهای زیادی از دشمن به اسارت درآیند و در عمل چیزی نظیر واقعه شکستن حصر آبادان (عملیات ثامن الائمه) تکرار شود.
یادآوری میشود این عملیات همچون عملیات گذشته با ترکیب نیروهای سپاه پاسداران و ارتش انجام میشد. این ادغام با این که نکات مثبتی داشت اما در بعضی از یگانها باعث کندی کار میشد. لزوم هماهنگیهای قبل از عملیات بین واحدهایی از قبیل زرهی سپاه و ارتش، مهندسی سپاه، جهاد و ارتش، مخابرات سپاه و ارتش، توپخانه و یگانهای پشتیبانی سپاه و ارتش و فرماندهی سپاه و ارتش سبب میشد که کارها به نحو مطلوب پیش نرود.
- شرح عملیات
مرحله اول عملیات: عملیات در ساعت ۲:۳۰ تاریخ 22 تیر 1361 با رمز یا مهدی ادرکنی (عج) با نیرویی متشکل از پنج تیپ از قرارگاه فتح، دو تیپ از قرارگاه فجر و یک تیپ از قرارگاه قدس آغاز شد. در ساعت اولیه، قرارگاه فتح موفق شد به هدفهای از پیش تعیین شده (بالای کانال پرورش ماهی) دست باید، اما صبح روز بعد به دلیل متوقف شدن قرارگاههای فجر و قدس در خطوط اولیه و نیز پاتک دشمن ـ که بیشتر از جناح راست قرارگاه فتح بود و به دور خوردن تعدادی از یگانهای خودی انجامید ـ فرماندهی قرارگاه مرکزی کربلا در حالی که نیروی قابل توجهی از دشمن منهدم شده بود، دستور عقب نشینی داد.
- مرحله دوم عملیات:
این مرحله در ساعت ۲۱:۳۰ تاریخ 26 تیر 1361 آغاز شد. در این مرحله دو تیپ از قرارگاه فتح و دو تیپ از قرارگاه نصر در عملیات شرکت داشتند. قرارگاه فتح که در محور پایین عمل میکرد موفق شد به منطقه حاشیه کانال (پلهای احداثی روی کانال پرورش ماهی) برسد. در این میان، قرارگاه نصر اگرچه در انجام موفق مأموریت خود ناکام ماند، ولی توانست بخش معتنابهی از قوای دشمن را منهدم کند. به این ترتیب، قرارگاه کربلا برای حفظ و صیانت از نیروهای خودی مجدداً فرمان عقب نشینی داد.
- مرحله سوم عملیات:
این مرحله که به منظور انهدام نیروی دشمن طراحی شده بود و در صورت موفقیت ممکن بود بنا به دستور عملیات ادامه یابد، با پنج تیپ از قرارگاه فتح در ساعت ۲۱ تاریخ ۳۰/۴/۱۳۶۱ آغاز شد و نیروهای خودی در حالی که موفق شده بودند بخش قابل توجهی از قوای دشمن را منهدم کنند، اما به دلیل نداشتن تضمین جان پناه (آماده نشدن خاکریز شرقی و غربی) مجبور شدند بنا به دستور در ساعت ۰۳:۳۰ بامداد عقب نشینی کنند.
- مرحله چهارم عملیات:
این مرحله در ساعت ۲۲ روز ۲/۵/۱۳۶۱ با استعداد ۲ تیپ از قرارگاه نصر باهدف باز کردن یک معبر برای کار جدید جهت رسیدن به بصره آغاز شد که به دلایلی همچون ضعف نفوذ از محور شلمچه، هوشیاری دشمن و نیز موانع و استحکامات قابل توجهی که وجود داشت عملاً امکان عبور از خط اول دشمن فراهم نیامد.
- مرحله پنجم عملیات:
تلاش اصلی در مرحله پنجم عملیات، که در تاریخ ۶/۵/۱۳۶۱ انجام گرفت، معطوف به محور شمالی پاسگاه زید در حد فاصل دژ مرزی عراق و خاکریزهای مثلثی دشمن شد. طی این مرحله، هفت تیپ تقویت شده از سپاه و دو تیپ از ارتش شرکت داشتند.
در آغاز درگیری، همه چیز طبق روال پیش میرفت. در نتیجه نیروهای خودی توانستند گذشته از پاکسازی و الحاق، خاکریزی مناسب و دو جداره در جناح شمالی احداث نمایند، ولی از آن جایی که دقت کافی در احداث خاکریز نشده بود دشمن توانست پنج کیلومتر در آن رخنه کند. در این فاصله نیروها نزدیک به ۴۸ ساعت در مواضع به دست آمده مستقر شدند و عقبه امکانات پشتیبانی رزمی و خدماتی به جلو منتقل گردید، دشمن نیز که در مرحله گذشته ضرباتی اساسی متحمل شده بود، عملاً تحرکی از خود نشان نداد، لیکن بنا به دلایلی، به رغم این که عملیات تا آستانه تثبیت پیش رفته بود، طی بررسی که به عمل آمد، ادامه حضور نیروها مصلحت دیده نشد.
- نتایج و ارزیابی عملیات
اگرچه جمهوری اسلامی در عملیات رمضان به اهداف از پیش تعیین شده خود دست نیافت، ولی با اجرای این عملیات و ورود به خاک دشمن نشان داد که در دستیابی به حقوق خود مصمم است. علاوه بر این، در پی این عملیات مسئولان جمهوری اسلامی متوجه شدند که برخلاف گذشته با شرایط کاملاً جدیدی در جنگ مواجه شدهاند. بر همین اساس، میبایست استراتژی جدیدی تدوین میشد، لیکن در این خصوص دو دیدگاه متفاوت بروز کرد؛ عدهای کسب یک پیروزی بزرگ را برای پایان دادن به جنگ کافی میدانستند و عدهای دیگر به تلاش همه جانبه برای نیل به پیروزی نهایی معتقد بودند.
در عملیات رمضان ۴ لشکر و ۳ تیپ زرهی دشمن بین ۲۰درصد تا ۶۰درصد منهدم شد و ۹تیپ پیاده دشمن بین ۲۰درصد تا ۱۰۰ درصد خسارت و تلفات را متحمل گردیدند. در مجموع بیش از ۱۰۰۰ تانک و نفربر دشمن و نیز تجهیزات و سلاحهای بسیاری دیگر از دشمن منهدم گردید، حدود ۷۰۰۰ تن از نیروهای دشمن کشته و ۱۳۱۵ تن اسیر شدند.
- عملیات رمضان
رمز عملیات: یا صاحب الزمان (عج) ادرکنی
هدف عملیات: دور کردن آتش دشمن از شهرهای جنوبی کشور و انهدام نیروهای رژیم عراق
منطقه عملیاتی: شرق بصره
تاریخ شروع: ساعت 30/21 دقیقه 23/4/61
مدت عملیات: 15 روز
وسعت منطقه عملیاتی: 1600 کیلومتر مربع
نتایج عملیات
مناطق آزاد شده:
ـ پاسگاه زید عراق و محورهای شمالی و شمال غربی این پاسگاه
تجهیزات منهدم شده دشمن:
ـ 1097 دستگاه انواع تانک و نفربر
ـ 5 فروند هواپیما
ـ چند صد دستگاه انواع خودروهای نظامی و مهندسی
ـ مقدار بسیار زیادی سلاح سبک و نیمه سنگین
یگانهای منهدم شده دشمن:
ـ تیپهای 6 و 12 زرهی، تیپ 8 مکانیزه از لشکر 3، تیپ 42 زرهی از لشکر 10، تیپ 419 پیاده، تیپهای 16 و 30 زرهی از لشکر 6، تیپ 94 پیاده، تیپ 55 زرهی از لشکر 5، تیپ 14 مکانیزه، تیپهای 43 و 35 زرهی از لشکر 9
تعداد کشته و زخمیهای دشمن: بیش از 7400 نفر
تعداد اسراء: 1315 نفر
غنائم:
ـ دهها دستگاه خودرو
ـ 100 دستگاه تانک و نفربر
ـ مقدار زیادی از انواع سلاح سبک و نیمه سنگین
نیروی عمل کننده: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران
http://www.sajed.ir/detail/80935
پیامدها
بکوشید تا جامه ذلت نپوشید
امروز " امام خمینی"، پیامی را به مناسب آغاز عملیات رمضان خطاب به ملت عراق صادر کرد. در این پیام، با اشاره به جنایات متعدد صدام علیه ملتهای مسلمان ایران و عراق، از ملت مسلمان عراق خواسته شده است تا با استفاده از فرصت حساس به دست آمده برای سرنگونی صدام و حزب بعث عراق، نجات ملت و کشور خود و همچنین برپایی حکومت اسلامی دلخواه خود در عراق، قیام کنند
و با کمک نیروهای ایرانی مقدرات سرنوشت کشورشان را خود، به دست گیرند.
متن کامل این پیام بدین شرح است:
» بسم الله الرحمن الرحیم
ملت مظلوم دربند عراق، عزیزان زجر دیده و شکنجه کشیده محترم بین النهرین، اکنون که برادران مجاهد شما در دفاع از میهن خود و دفع حملات دشمن اسلام مجبور شدند به خاک عراق بیایند تا به خواست خداوند متعال ملت ستمدیدهی عراق را از شر حزبی که در طول سلطه غیر مشروعش بر کشور اسلامی، آن چنان ضربهها به این ملت شریف وارد کرده که قابل شمارش نیست، نجات دهند. چه علمای بزرگی مثل مرجع عظیم الشأن آیت الله حکیم قدس سره از جور و ستم فشارهای غیر انسانی این حزب کافر در منزل خود منزوی و با دل خون به جوار رحمت حق رخت بربستند و مثل شهید مظلوم، عالم آقای آیت الله صدر و خواهر بزرگوارش که در تحت شکنجه دژخیمان صدام عفلقی جان خودشان را فدا کردند و چه جوانان عزیز و برومند عراق که در حبس و شکنجه به سر برده و بالاخره به دست این حزب به لقاءالله شتافتند و اکنون که قریب دو سال است به جمهوری اسلامی به جرم اسلامی بودنش حمله کردهاند و روی مغول را سفید کردند، هزاران جوان عراقی، ایرانی را که سرمایه های ملت خویش بودند، فدای هوا ه ای نفسانی خودشان نمودند که شما بهتر جنایات این حزب و صدام، این ابر جنایت کار را می دانید.
به پاخیزید و با برادران صمیمی خود، دست اخوت اسلامی دهید و این حکومت ستمگر را از صحنه خارج کنید و خود با تصمیم خود، حکومت اسلامی دل خواه را تشکیل دهید.
ملت عزیز عراق، اکنون که برادران شما با فداکاری، جان بر کف برای حفظ میهن خود و نجات برادران عزیز دربند خود به سوی شما آمدهاند، قیام کنید و با الهام از اسلام بزرگ، به دشمنان اسلام بتازید که برادران عزیز شما و ملت شریف ایران از پشت جبههها به جبهه میآیند و با کمک شما عزیزان و برادران ایمانی، این غده ه ای سرطانی را از قلب یک کشور اسلامی بیرون ریخته و ملت شریف عراق را بر سرنوشت خود حاکم میگردانند.
ای اهالی غیور بصره، به استقبال برادران مؤمن خود بیایید و دست ستم کار عفلقی های کافر را از بلاد خود کوتاه کنید. ای اهالی محترم اعتاب مقدسه، ای جوانان غیور که در هر فرصت براین ناپاکان تاخته ا ید، فرصتی را که خداوند به شما عنایت نموده، غنیمت شمرید و مردانه قیام کنید و سرنوشت خویش را به دست گیرید. ای ارتشیان گرفتار حزب کافری که برای هواهای نفسانی خویش جوانان شما را به قربانگاه فرستادند، برادران ما برای نجات شما آمدهاند و با فداکاری و توکل به خدای تعالی این رژیم کافر و ستمگر را به جهنم میفرستند.
شما عزیزان دربند به پا خیزید و حق میهن خود را با کمک برادران ایرانی خود نجات دهید و نگذارید مقدرات کشورتان در امریکا طرحریزی شود. و شما این برادران و جوانان عزیز ایرانی به کمک برادران رزمنده خود بشتابید که این لحظه از حساسترین لحظات سرنوشت سازاست. یا پیروزی اسلام بر کفر عفلقیان و یا خدای نخواسته اگر غفلتی یا اهمالی شود، شکست اسلام و ننگ ملت برای همیشه و هیهات که شما جوانان غیور زیر بار ذلت بروید. پس تکلیف اسلامی و میهنی شما اقتضا دارد که به سوی جبههها جوان مردانه هجوم آورید و بکوشید تا جامه ذلت نپوشید و بدانید که روحیه ارتش عراق به کلی از دست رفتهاست و اسلام امروز احتیاج به شما جوانان برومند دارد.
به سوی نبرد با کفر بشتابید و برادران عراقی خود را نجات دهید و برادران جان بر کف رزمنده جمهوری اسلامی را کمک کنید که فردا دیر است. از خداوند متعال نصرت اسلام و مسلمین را خواستارم. روحالله الموسوی الخمینی
بیست و دوم رمضان المبارک 1402 / بیست و سوم تیرماه 13) «1361)
http://www.sajed.ir/detail/81343
نظرات حضرت امام خمینی (ره) درباره ورود به خاک دشمن
امام خمینی در بیاناتی هدف از ورود ایران به خاک عراق را یک هدف دفاعی و به منظور قطع آتش دشمن از مناطق مسکونی شهرها و روستاهای کشورمان اعلام کرد. بخشهایی از سخنان امام بدین شرح است: «دفاع یک امری است که هم شرعاً واجب است بر همه و هم عقلاً؛ ما حال دفاعی داریم و امروز هم حال دفاعی داریم بیست و چند ماه این ارتش مزدور عراق در ایران بود و موارد حساس ایران را در دست داشت و آن همه جنایات کرده تاریخ اینها را باید ثبت کندو از این کشورهایی که میگویند" ما طرفدار اسلام هستیم" و جمعیتهای حقوق بشر و سازمان کذا، صحبتی نشد، گاهی اگر شد ایران را محکوم میکردند! و امروز که ما باز برای دفاع از کشور خودمان و دفاع از ملت مظلوم خودمان وارد شدیم در عراق، برای اینکه نگذاریم هر روز آبادان و اهواز و اینجاها که مورد حملهی آنها واقع بشوند و مورد توپهای دوربرد آنها و موشکهای آنها باشد و میخواهیم اینها را به حدی برسانیم که نتوانند این کار را بکنند- این یک دفاعی است که ما میکنیم- باز تمام مطبوعات و تمام رادیوها یا محکوم میکنند ما را و یا فریاد میزنند که برای منطقه خطر است! تحریک میکنند کشورهای منطقه را و من و تمام اشخاصی که مسئول هستند- البته من طلبهای هستم و مسئول نیستم لکن من موعظه میکنم- تا کنون کراراً به این دولتهای منطقه تذکر دادهایم که ما با شما نمیخواهیم بجنگیم ...
ما در عین حالی که قدرتمندترین دولتهای منطقه هستیم و به برکت اسلام یک قدرتی این کشور ما و این ملت ما دارد که قدرتهای بزرگ هم نمیتوانند تعرض به او بکنند، درعینحال ما میخواهیم که با همه این کشورهای اسلامی و خصوصاً اینهایی که در منطقه هستند، در خلیجفارس هستند و در اطراف خلیجفارس هستند، میخواهیم برادر باشیم، میخواهیم همه آنها با هم دست به هم بدهیم و خدای تبارک و تعالی آن قدر مقدورات به این کشورهای اسلامی داده است چه از جهات معنوی و چه از جهات مادی که اگر بفهمند این حکومتها و توجه به مسائل پیدا بکنند، قدرتی هستند که در مقابل آنها قدرت دیگری اندک است... ما چقدر به این کشورهای منطقه باید بگوییم که بابا به شما کاری نداریم. شما بیایید و با ما برادری کنید تا همه با قدرتهای بزرگ مقابله کنیم و کشورهای خودمان را نجات بدهیم... شما بیایید امروز که ملت ایران قیام کرده است و میبینید که تا چه اندازه پیشرفت کرده است و همه قدرتها را اجازه نداده است که دخالت بکنند در کشور خودش، با اینها هم قدم بشوید تا همه باهم هرکس در کشور خودش مستقل، لکن همه با هم- در مقابل قدرتهایی که میخواهند ما را از بین ببرند و ما را مستعمره خودشان- ولو مستعمره نو باشد- قرار بدهند، از چنگال آنها نجات پیدا کنیم، شماها تا کی میخواهید اسیر آمریکا باشید و اسیر مستشاران آمریکا؟ وارد شدن ما در عراق نه برای این بوده است که ما عراق را میخواهیم تصاحب کنیم یا بصره را، ما وطنمان بصره و شام نیست، ما وطنمان اسلام است، ما تابع احکام اسلام هستیم، اسلام به ما اجازه نمیدهد که کشور مسلمی را ما تحت سلطه قرار بدهیم. و ما نخواهیم خواست هیچوقت، توجه به این پیدا نخواهیم کرد.
شماها چه داعی دارید که دائماً دم از این میزنید که ایران خطر است برای ما، ایران خطر است برای آمریکا، ایران خطر است برای شوروی؛ نه ایران رحمت است یرای شما... من امیدوارم همه کشورهای منطقه و دو لتهای منطقه به خود بیایند ومطمئن باشند که یک ایران قدرتمند اسلامی برای آنها بهتر است از آمریکا و شوروی؛ آنها فقط مصالح خودشان را در نظر دارند و اسلام مصالح کشورهای اسلامی و مسلمانان را همه را، بلکه مصالح بشر را. ما به هیچ کشوری طمع نداریم و به هیچ کشوری حقی نداریم و خدای تبارک و تعالی به ما اجازه نداده است که در هیچ کشوری دخالت بکنیم، مگر آنکه مثل دفاع باشد که امروز ما با این دولت فاسد عراق در حال دفاع هستیم... تمام کشورهای اسلامی بدانند که ایران ابداً نظری به کشورهای آنها ندارد، ایران برای جمعیت خود همه چیز دارد و این طور نیست که یک کشور سرکش که بخواهد همه چیز را در تحت سلطه خویش در بیاورد. ایران برای خدا قیام کرده است و برای خدا ادامه میدهد و جز دفاع، جنگ ابتدایی با هیچ کس نخواهد کرد. من باید تذکر بدهم. هشدار بدهم به بعضی از این کشورها که باز هم کمک کاری میکنند به دشمن اسلام؛ من هشدار بدهم که توجه داشته باشید برای آتیه خودتان زحمت تولید نکنید. شما هر کدام که امروز به صدام کمک کنید خیانت به اسلام کردهاید و مجرم هستید پیش اسلام، اگر تا امروز عذری میتراشیدید که ما از عراق میترسیم.
اما روز دیگر آن عذر، نیست. عراق، یعنی حکومت عراق- خودش را هم نمیتواند حفظ کند تا چه رسد به اینکه بخواهد به شما تعدی بکند؛ این عذر، منقطع است امروز. ما اگر ببینیم بعضی دولتها باز کمک میکنند، کمک نظامی میکند، کمک مالی میکنند به دولت عراق، آنها را مجرم میشناسیم و ان شاءالله با آنها اگر برنگردند، معامله مجرم میکنیم و احکام اسلام را درباره آنها جاری میکنیم و من نصیحت میکنم باز به آنها که دیر نیست و امروز هم برگردید و لااقل کمک نکنید به این مجرم اصلی و به آن مجرم اصلیتر که آمریکا باشد.»
http://www.sajed.ir/detail/80936
دستاوردهای عملیات رمضان
در عملیات رمضان دستاوردهای ذیل حاصل میشود:
1- برای اولین بار جنگ به داخل خاک عراق کشیده میشود و انقلاب اسلامی حضور خود را به نمایش میگذارد.
2- قدرت نفوذ رزمندگان اسلام به سختترین مواضح پدافندی دشمن آشکار میشود و با انهدام 1097 دستگاه تانک و نفربر و...، درخشانترین کارنامه جنگ ضدزرهی را نصیب سربازان اسلامی میسازد.
3- ضربهپذیری بعثیان را حتی در داخل خاک عراق نشان میدهد و اثبات میکند که ایجاد انگیزه کاذب ناسیونالیستی نمیتواند دیواری جدی مقابل رزمندگان ظلمستیز اسلام باشد.
4- به شورای امنیت ثابت میشود که با تصویب قطعنامههای دفاع از متجاوز، نخواهد توانست مانع حرکات آزادیبخش رزمندگان اسلام باشد.
5- توطئه صهیونیسم جهانی و ارتجاع عرب، مبنی بر کشتار مسلمانان لبنان و... برای منع ورود ایران به خاک عراق نقش بر آب میشود.
http://www.sajed.ir/detail/80937
- بازتابهای رسانهای و بین المللی عملیات
آغاز عملیات رمضان به عنوان مرحله جدید و سرآغاز تحول جدیدی در جنگ ایران و عراق، بازتاب گستردهای در مجامع سیاسی بین المللی داشت. ریگان رئیسجمهور آمریکا، پس از اطلاع از خبر حملهی ایران، در دیدار با رهبران کنگرهی آمریکا گفت:
«تهاجم نيروهاي ايران به عرا ق میتواند تمام منطقه را به خطر بيندازد.»
در پی این دیدار، کاخ سفید با انتشار بیانیهای ضمن ابراز نگرانی از حمله ایران به عراق، به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس پیشنهاد کرد که برای حفظ امنیت در منطقه، با آمریکا به مشورت بپردازند. کاخ سفید در این بیانیه اعلام کرد: «حمايت آمريكا از كشورهاي منطقه كه احساس میشود با اين جنگ مورد تهديد قرار گرفتهاند، به خو بي مشهود است و آمريكا براي مذاكره با اين كشورها جهت حمايت از امنيت آنها آماده است.»
منشی مطبوعاتی کاخ سفید دراینباره گفت که مذاکرات با کشورهای منطقه جهت ارزیابی اثرهای کوتاه مدت یا دراز مدت حمله ایران، ادامه دارد. روزنامه واشنگتن پست نیز به نقل از مقامات آمریکایی نوشت:
«خبر اين عمليات (رمضان) زنگ خطر را براي واشنگتن به صدا درآورده است و پيروزي ايران دراين عمليات، اوضاع را به طو ر جدي پيچيده خواهد كرد.»
این روزنامه احتمال قرار گرفتن آمریکا در کنار ر عراق را جدیتر از گذشته مطرح کرد. روزنامه واشنگتن پست در شمارهی دیگر به نقل از مقامهای برجسته آمریکایی نوشت:
«دولت ريگان نسبت به مشكلاتي كه پيروزي نهايي ايراني میتواند به بار آورد به شدت احساس نگراني میکند. به گفتهی آنان چنين رويدادي ممكن است بنياد گرايي اسلامي منطقه را تقويت كند و ديگر كشورهاي خليج فارس را در معرض خطر قرار دهد و موجبات سقوط صدام حسين را نيز فراهم آورد.» خبرگزاری فرانسه نیز گزارش داد:
«عمليات اخير نيروهاي ايران در خاك عراق كه به روشني بيانگر تغيير وضعيت نظامي جنگ به نفع ايران پس از 22 ماه نبرد است. آنان با نگراني تمام از به مخاطره افتادن منافع خود در اين منطقه، تحولات اخير در جنگ ايران و عراق را به دقت تحت نظر دارند.» رسانههای آلمان نیز به تفضیل اخبار عملیات رمضان را منعکس کردند. رادیو آلمان گفت که هدف بعدی عملیات ایران، تصرف بصره و پیشروی به سوی بغداد خواهد بود. شبکه اول تلویزیون آلمان با پخش خبر عملیات رمضان گفت:
«اشتباه صدام در حمله به ايران نه تنها امروز وي را شديداً نگران كرده است، بلكه قدرت ايران همسايگان را نيز در خليج فارس به لرزه انداخته است.» همچنین روزنامه" زوددویچه سایتونگ" با اعلام خبر از آغاز عملیات جدید ایران نوشت: «نه تنها در خواست غرامت، از هدفهاي صلح ايران است، بلكه بازگشت رانده شدگان عراقي و اسراي عراقي به وطنشان از اهدارف ديگر به شمار میرود.» این روزنامه به نقل از دیپلماتهای خاورمیانهای مقیم قاهره، افزود: «حملهی ايران بايد جدي تلقي شود زيرا زمان صدور انقلاب اسلامي از طريق نظامي براي تهران مناسب است.» مطبوعات هند نیز به تفصیل در بارهی عملیات رمضان نوشتند. روزنامه "هندوستان تایمز" سر مقالهی خود را به ورود نیروهای ایران به خاک عراق اختصاص داد و تأثیر آن را بر کنفرانس جنبش غیر متعهدها بررسی کرد: «حمله غير منتظره ايران- كه از دو روز پيش انتظار میرفت به احتمال قوي برنامه برگزاري كنفرانس سران جنبش غير مترعهدها را به خطر انداخته است.» هندوستان تایمز سپس درباره پیامدهای این حمله در منطقه خلیج فارس، آورده است:
«آنچه اينك میتوان با قاطعيت از آن سخن گفت، تقسيم قدرت در منطقه است كه ايران نقش بزرگي را د ر تحولات منطقه خواهد داشت.» این روزنامه در مقاله دیگری با تأکید بر این مطلب که "این عراق است که باید برای شروع جنگ تنبیه شود" افزوده است:
«صدام گمان میکرد با حمله به ايران میتواند انقلاب ايران را از بين ببردولي در تجزيه و تحلیلهایش دچار اشتباه شده بود.» در باره حمله ایران به عنوان اولین یورش زمینی برای ورود به خاک عراق، که در رسانههای خبری بازتاب گستردهای داشته است خبرگزاری فرانسه از تهران گزارش داد که حمله جدید ایران، پس از شروع جنگ ایران و عراق اولین درگیری است که به داخل خاک عراق کشیده شده است. روزنامههای فرانسوی لوموند و لوماتن در دو مقاله جداگانه وضعیت جمهوری اسلامی را با توجه به اوضاع کنونی جنگ بررسی کردند لوموند در این باره نوشت: «سقوط صدام آغاز شده است و اين واقعيتي است كه آمريكا را به وحشت انداخته است. اين حوادث نشان از ثبات انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي ايران دارد.» روزنامه لوماتن نیز نوشت «خون عليه فساد پيروز شده است. رژيمي كه درمقابل اين همه كوشش اجنبيان براي بي تبات كردن آن مقاومت كرده، رژيمي كه مهاجمان عراقي را سركوب و آنها را به عقب نشيني وادا ر نموده، رژيم ايران است كه با قاطعيت هر چه تمامتر بيش از پيش اظهار وجود كرده و نظرش را درباره مسائل مشتركي مانند نفت و غيره به كشورهاي منطقه و به ويژه عربستان سعودي تحميل میکند و اكنون سنگيني وزنه جمهوري اسلامي ايران در منطقه خليج فارس محسوس است.»
نشریه وال "استریت ژورنال" در مقالهای به مواضع دو ابرقدرت در قبال پیروزی ایران و تشریح روابط ایران و شوروی و اقدامات عملی ایران برای مقابله با نفوذ شوروی در داخل کشور پرداخته است: «ظاهراً هر دو ابر قدرت مخالف حمله هفته گذشت ايران به عراق هستند، گرچه هر كدام دلايل جداگانه اي براي اين كار دارند، و هر دوي آنها از احتمال پيروزي يك ايران انقلابي اسلامي بر صدام حسين سوسيال بعثي و سرنگوني وي وحشت دارند.» روزنامه نیویورکتایمز در مقالهای به قلم" باری روبین" نوشت: «پيرو زي ايران بر عراق چهار خطر براي عربستان سعودي و سايركشورهاي کوچکتر محافظه كار منطقه را در بر دارد؛ اولين خطر احتمال حمله مستقيم ايران به اين كشورها خصوصاً كويت كه در نزديكي جبهه قرار دارد، میباشد مگر اينكه اين دولتها خصوصاً كويت در آينده ارسال ملزومات جنگي را به عراق متوقف سازند. يكي ديگر از اين خطرات، افزايش تبليغات براندازي و آموزش وكمك به انقلابيون كشورهاي حاشيه خليج فارس از انقلاب اسلامي ايران است، و سرانجام اينكه انتظار میرود ايران به عنوان قویترین كشور منطقه بتواند سياست ضد آمريكايي خود را به همسايگانش ديكته كند.» در این مقاله سپس آمده است «ايران شديداً نگران اين است كه پيروزي کنونیاش در صورت گسترش جنگ، با مداخله احتمالي آمريكا بر باد رود. علاوه بر آن هر قدر كه كشورهاي خليج فارس از ايران هراس بيشتري داشته باشند، ضرورت حمايت از جانب آمريكا را بيشتر درك میکنند»
http://www.sajed.ir/detail/80938
- تلاشهای آمریکا؛ غرب و کشورهای منطقه برای حکومت عراق
واکنشهای متعددی که با اجرای عملیات رمضان برانگیخته شد نشان دهنده اهمیت آثار آن بر توازن سیاسی و نظامی منطقه بود"باری گلدواتر" سناتور جمهوری خواه آمریکا گفت:
«جنگ ایران و عراق خطر بزرگی را به ما گوش زد میکند، چنانچه ایران در این نبرد پیروز شود تمام خاورمیانه درگیر یک جنگ تمامعیار خواهد شد که ممکن است به یک جنگ جهانی نیز تبدیل شود... آمریکا باید از هر جهت- به استثنای اعزام پرسنل به کشورهای عرب دوست کمک نماید زیرا پیروزی ایران بر عراق حکومت این کشور را در منطقه به عنوان یک کشور قدرتمند باقی خواهد گذاشت... خطری که اینک متوجه عراق است، در آینده، دیگر کشورهای عربی منطقه را دربر خواهد گرفت.
آمریکا متعهد است در مقابل هرگونه تهدید ایران، از دوستان خود در منطقه و به ویژه اسرائیل حمایت کند.» رادیو فرانسه نیز در گزارشی از وضعیت جنگ ایران و عراق اعلام کرد: «مقامات آمريكايي در صدند در آیندهی نزديك زمینهی دفاعي كشورهاي خليج فارس و در وهلهی اول عربسان سعودي را بيش از پيش تقويت كنند.» روزنامه نیویورک تایمز ضمن بررسی وضعیت جنگ ایران و عراق اعلام کرد که مقامهای آمریکایی از پیروزی احتمال ایران در جنگ نگران هستند و به کشورهای عرب خلیج فارس برگزار کنند. این روزنامه به نقل از مقامهای برجسته دولت ریگان نوشت: «آمريكاييان به شدت نگران خطراتي هستند كه منافع آمريكا در منطقه را تهديد میکند. دولت آمريكا به همين علت به عربستان سعودي و ديگر كشورهاي خليج فارس كه ممكن است جنگ را عمل تهديد كننده اي براي خود بدانند پيشنهاد كرده است كه با دولت آمريكا به مانورهاي مشترك نظامي دست بزنند.»
نیویورک تایمز سپس به نقل از همین مقامهای دولتی آمریکا افزود: «هيچ يك از كشورهاي خليج فارس از آمريكا نخواستهاند كه نيروهاي خود را در منطقه مستقر كند. به گفته مقامات وزارت امور خارجه آمريكا آنچه بر نگراني آمريكاييان افزوده اين است كه پيروزي نظامي ايران ممكن است كه دولت صدام را سرگون سازد و راه را براي گسترش بنياد گرايي اسلامي درعراق و سر انجام در ديگر كشورهاي خليج زفارس هموار كند.» این روزنامه با اشاره به پیام اخیر امام امت که به مناسبت روز جهانی قدس منتظر شد نوشته است: «آيت الله خميني در پيام اخير تهديدهاي خود مبني بر حركت به سوي اسرائيل پس از شكست عراق را تكرار كرد. مقامات وزارت امور خارجه آمريكا هر چند چنين تهديدهايي را رد میکنند ولي ازآن نگرانند كه گسترش بنياد گرايي اسلامي در عراق، سرانجام به ايجاد يك همكاري نظامي مشترك بين ايران، عراق و سوريه عليه اسرائيل منجر شود.» فرانسه در پی اجرای عملیات رمضان، حمایت خود را از دولت عراق در جنگ علیه ایران، اعلام کرد."کلودشسون" وزیر خارجه فرانسه در دیدار با وزیر امور خارجه عراق گرفت: «فرانسه حمايت خود را در جنگ از عراق نشان داده است. به نظر فرانسه هرگونه تهديد عليه وحدت ملي عراق، تهديدي بي چون و چرا عليه ثبات خاورميانه است.»
از سوی دیگر،" هنری جکسون" سناتور آمریکایی، در مصاحبهای دربارهی اوضاع جنگ در هفتههای خیر و مواضع آمریکا در برابر ایران، گفت: «خطر واقعي وضعيت فعلي نبرد، حمله ايران به كويت و حركت نيروهاي آن به سمت خليج فارس و قطع نمودن جريان نفت است.» وی سپس پیشنهاد مانور مشترک آمریکا با کشورهای حوزه خلیج فارس برای مقابله با تهدیدات احتمالی ایران را نابخردانه توصیف کرد و افزود: «بايد به هر ترتيب ممكن از افتادن ايران به دامن اتحاد شوروي جلوگيري به عمل آيد» جکسون ضمناً تأکید کرد: «ايالات متحده همواره بايد آمادگي وارد شدن به صحنه عمل و مقابله با هرگونه تهديد در مورد صدور نفت از خليج فارس را داشته باشد.»
از سوی دیگر، حسنی مبارک رئیسجمهور مصر نیز پیشنهاد کرده است که کنفرانسی از سران عرب تشکیل گردد و موضوع جنگ ایران و عراق و تحولات اخیر آن و همچنین بحران لبنان را بررسی کند. ملک شاه اردن نیز در واکنش به عملیات جدید ایران در داخل خاک عراق، گفت: «به منظو ر رسيدگي به اين بحران بايد كنفرانس سران عرب تشكيل جلسه دهد. اين كنفرانس بايد در عالیترین سطح نمايندگان عرب تشكيل شود و اهميت يك پيمان دفاعي مشترك اعراب براساس منشور اتحاديه عرب را مجدداً مورد بررسي قرار دهد.» در این حال ایران و سه کشور عربی یمن جنوبی، لیبی و سوریه در نامهای خطاب به رئیس شورای امنیت سازمان ملل متحد، به مانورهای نظامی نیروهای واکنش سریع آمریکا که قرار است ماه آینده در خاورمیانه و آفریقا برگزار شود، به شدت اعتراض کردند.
چهار دولت در این نامه که متن آن در سازمان ملل متحد انتشار یافت، تأکید کردهاند که این اقدام یک ابرقدرت، تهدید بزرگی برای امنیت و استقلال ملتها و کشورهای منطقه است و مداخله مستقیم در امور داخلی آنها به شمار میآید. ایران و سه کشور عربی همچنین تشکیل نیروی واکنش سریع آمریکا را که اقدامی خصمانه در برابر ملتها و کشورهای منطقه و تهدیدی مستقیم برای حاکمیت آنها است، محکوم کرده و افزودهاند: «پافشاري آمريكا براي برگزاري اين مانورها جز افزايش بيشتر بحران و آشفتگي در منطقه و بر هم زدن صلح آرامش بين المللي نتيجه ديگري نخواهد داشت.» در پی اجرایی عملیات رمضان و با آغاز دور جدیدی از جنگ، دولتهای منطقه ای و بین المللی کمکهای نظامی، اطلاعاتی، اقتصادی، مالی ونیز حمایتهای سیاسی از این کشور را با گستردگی فراتر از قبل ادامه دادند.
درعینحال شمار بسیاری از نظامیان مصری و سودانی برای شرکت در جنگ علیه ایران، وارد بغداد شدند این عده از طریق ایجاد یک پل هوایی بین قاهره- خارطوم و بغداد، به عراق اعزامشدهاند. بر اثر کثرت تعداد هواپیماهای حامل نیروهای سودانی در فرودگاه حتی بر روی پروازهای خارجی مسدود اعلام شد. همچنین در ادامه کمکهای نظامی کشورهای عربی و غربی به دولت عراق برای تداوم جنگ با ایران، اخیراً مقدار معتنابهی تسلیحات و تجهیزات نظامی از کشورهای کویت، عربستان و اردن وارد عراق گردید.
http://www.sajed.ir/detail/80939
- تأثیر عملیات رمضان بر بازار نفت
حمله ایران در شرق بصره، بازار جهانی نفت را تحتالشعاع خود قرار داد و موجب نگرانی شرکتهای نفتی گردید. خبرگزاری روینتر به نقل از کارشناسان این شرکتها اعلام کرد:
«به نظر آنان پيش بيني تهيه نفت از اين نطقه در آينده، بسيار مشكل است . آنان معتقدند بازار در حال حاضر تحت تأثير حمله ايران به عرا ق قرار دارد... هرچه دول غربي معتقدند كه هيچ دليلي براي ورود عربستان يا كويت به جنگ برعليه ايران و به حمايت از عراق و يا حمله ايران به تأسيسات نفتي كويت و عربستان به جرم حمايت از عراق در جنگ وجود ندارد، ولي در صورت وقوع چنين حوادثي، بازار نفت حالت جديد و وخيمي پيدا خواهد كرد.»
خبرگزاری کویت نیز به نقل از منابع خطوط کشتیرانی در لندن گزارش داده است که اوضاع در بندر نفتی خارک بر اثر حملات روزهای اخیر جنگندههای عراقی به این بندر مغشوش است. این خبرگزاری افزوده است: «اگر چه حملات هوايي عراق ظاهراً اين ترمينال را كاملاً خرازب نكرده است. ليكن استنباط اينكه عراق در تلاش براي قطع صدور نفت ايران در صدد حملهی هوايي جديد به اين ترمينال نفتي برخواهد آمد، نگرانیهایی را موجب گرديده است.»
خبرگزاری فرانسه نیز در گزارشی از وضعیت بازار نفت آورده است:
«كشورهاي صنعتي علي رغم اطمينان از تأمين نفت خود در كوتاه مدت، از افزايش احتمالي قيمت نفت به علت تشديد جنگ ايران و عراق نگرانند... هر چند دو كشور درگير در جنگ تنها 10 درصد واردات نفتي جهان غرب را تأمين میکنند، ليكن خطر گسترش جنگ در منطقه كه در حدود پنجاه درصد واردات نفتي غرب از آنجا تأمين میشود، نگرراني هايي را دررهبران جهان غرب سبب كرده است.»
از سوی دیگر، ریگان رئیسجمهور آمریکا، در سفر خود به بحرین گرفت که در دیدار با شیخ خلیفه، جنگ ایران و عراق و اوضاع لبنان نیز بررسی خواهد شد. ریگان افزود: «آمريكا براي دفاع از منابع امنيت ملي خود در خاورميانه آماده است.» وی اعلام کرد که آمریکا و متحدانش به نفت این منطقه و کشورهای اطراف آن وابستهاند. ریگان سپس گفت: «آمريكا اين راز را پنهان نمیکند كه منافع حياتي در خاورميانه دارد.»
روزنامه فایننشال تایمز چاپ لندن نوشت: «درشش ماه گذشته موقعيت نظامي به تدريج عليه رژيم بغداد تغيير كرد... اين عمليات زنگ خطر را عليه دولتهای محافظه كار و توليد كننده نفت به صدا در آورده است.» این روزنامه افزود که حملات ایران وحشت عجیبی را بر صنعت نفت حاکم کرده است.
http://www.dsrc.ir/view/article.aspx?id=2875
- تلاشهای منطقه ای وبین المللی برای صلح
پس از عملیات بیتالمقدس و آزادی خرمشهر و به خصوص با شروع عملیات رمضان، دولتها، سازمانها و مجامع بین المللی تلاشهای جدیدی را برای توقف جنگ و برقراری آتش بس آغاز کردند. رادیو قطر به نقل از"حبیب شطی" دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی، گزارش داد که کمیسیون حسن نیت کنفرانس اسلامی در تلاش تازه در صدد یافتن راه حل مناسب برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق ظرف دو ماه آینده است.
شطی گفت: «اين كميسيون پس از پايان اجلاس وزيران خارجه كشورهاي اسلامي كه قرار است شنبه آينده تشكيل شود، تماسهای خود را با ايران و عراق از سر خواهد گرفت. پاسخ دولت عراق به دعوت كميسيون مزبور و خارج كردن نيروهاي آن كشور از خاك ايران، بزرگترین مشكلاتي را كه بر سر راه گفت و گوهاي صلح قرارگرفته بود از ميان برداشته است.»
رادیو ابوظبی چندی بعد گزارش داد: «حبيب شطي پس از ملاقات با امير كويت و ولي عهد، نخست وزير، معاون نخست وزير، و زيرخارجه و وزير اطلاعات اين كشور، در ديدار با خبرنگاران گفت در مذاكراتش با مقامات كويتي دراين باره تبادل نظر نموده و افكار معيني را براي پايان دادن به جنگ ايران و عراق با مقامات كويتي در ميان گذاشته است. وي افزوده است كه اين افكار و نظريات را با تعدادي از رهبران عرب در روزهاي آينده مورد بحث قرار خواهد داد.»
رادیو ابوظبی همچنین گزارش داد که شطی با ملک فهد ملاقات و در مورد جنگ ایران و عراق با وی گفت و گو کرده است. در این حال، مطبوعات کویت گزارش دادند: «يك هيئت بلند پايه ايراني به زودي از كويت ديدن خواهد كرد. از زمان آغاز جنگ، اين اولين باري است كه يك هيئت ايراني به كويت سفر میکند.» در تلاشی دیگر"ضیاءالحق" رئیس جمهوری پاکستان در کاخ درخواست خود با سفیر جمهوری اسلامی ایران در پاکستان در کاخ ریاست جمهوری آن کشور ملاقات کرد.
در این دیدار ژنرال ضیاءالحق خواستار خاتمه جنگ شد. امیر کویت نیز در پیامی که در آن به مسائل منطقه ای و بین المللی پرداخته، به مسئله جنگ بین ایران و عراق نیز اشارهکرده و از ایران و عراق خواسته تا با پی گیری راههای صلحآمیز، از ریخته شدن بیشتر خون مسلمانان دو کشور جلوگیری کنند. وی یادآور شده است که فقط اسرائیل از ادامه این جنگ نفع میبرد.
- تلاشها و مواضع سازمان ملل
مهمترین وظیفه سازمان ملل متحد، حفظ صلح و امنیت بین المللی است و برای تحقق این هدف، میبایست مطابق منشور ملل متحد، علیه متجاوز اقدام کند. اما زمانی که عراق به خاک ایران تجاوز کرد بخش بزرگی از مناطق جنوب و غرب کشور را به اشغال خود در آورد، این سازمان، نه تنها علیه متجاوز اقدام نکرد، بلکه مواضع و تصمیمات آن، در جهت تثبیت و حمایت از متجاوز بود. شورای امنیت سازمان ملل متحد مدت 22 ماه در برابر تجاوز عراق سکوت کرد. در این مدت نیروهای عراقی به پیش روی خود در خاک ایران ادامه دادند و به تحکیم مواضع پرداختند. در حالی که جمهوری اسلامی نیز درگیر شدیدترین بحران سیاسی نظامی داخلی بود. ظاهراً اعضای شورای امنیت به پیروزی گروههای مخالف نظام ایران امیدوار بودند تا در موقعیت جدید به اتخاذ موضع بپردازند.
سرانجام با اجرای عملیات بیتالمقدس و آزادی خرمشهر، شورای امنیت سازمان ملل سکوت طولانی خود را شکست و به درخواست اردن و با حمایت آمریکا، تشکیل جلسه داد و قطعنامه 514 را در 12 ژوئیه 1982(21 تیر 1361) به تصویب رساند. در مقدمه این قطع نامه از" طولانی شدن برخورد دو کشور که به خسارت سنگین انسانی و زیان مادی بسیار منجر شده و صلح و امنیت بین المللی را به خطر انداخته است،" اظهار نگرانی عمیق شده است. در بندهای اجرایی این قطع نامه چنین آمده است:
1- شورا خواستار آتش بس و خاتمه فوری همه عملیات نظامی میشود.
2- خواستار عقب نشینی به مرزهای شناخته شده بین المللی میشود.
3- تصمیم میگیرد گروهی از ناظران ملل متحد را به منظور بررسی، تأیید و نظارت زیر آتش بس و عقب کشیدن نیروها اعزام کند. و از دبیر کل درخواست میکند گزارشی در مورد ترتیبات لازم برای این منظور را به شورای امنیت تسلیم کند.
4- مصرانه میخواهد که کوششهای میانجی گرانه به نحوی هماهنگ، از طریق دبیر کل جهت دستیابی به راهحلی جامع، عادلانه و شرافتمندانه که قابل قبول هر دو طرف باشد در مورد همه مسائل مهم، بر اساس اصول منشور ملل متحد از جمله احترام به حاکمیت، استقلال و تمامیت ارضی و عدم مداخله در امور داخلی دولتها ادامه یابد.
5- از همه دولتهای دیگر درخواست میکند، از تمامی اقداماتی که میتواند به ادامه اختلاف کمک کند، خودداری ورزند و اجرای قطع نامه حاضر را تسهیل کنند.
6- از دبیر کل درخواست می کند که ظرف سه ماه در مورد اجرای قطع نامه حاضر به شورا گزارش دهد.» اگرچه شورای امنیت در قطع نامه 514 برای نخستین بار از برقراری آتش بس، عقب نشینی و استقرار نیروهای حافظ صلح در مرز ایران و عراق سخن به میان آورد، اما این قطع نامه زمانی تصویب شد که برتری عراق در جبهههای جنگ از بین رفته و نیروهای ایران بسیاری از مناطق اشغالی از جمله خرمشهر را باز پس گرفته و در بسیاری نقاط، به مرز رهای بین المللی رسیده بودند. ایران این قطع نامه را نیز به دلیل "نادیده گرفتن واقعیتهای جنگ نپذیرفت و به منظور"احقاق حقوق" خود، در 23 تیر 1361(دو روز پس ز تصویب قطع نامه 514) با اجرای عملیات رمضان، وارد خاک عراق شد. با ورود نیروهای جمهوری اسلامی به داخل عراق، شورای امنیت بلافاصله تشکیل جلسه داد و بیانیه 15 ژوئیه 1982(23 تیر 1361) را در مورد اجرای قطع نامه 514 تصویب و از"تشدید درگیریها" ابراز نگرانی کرد، کاری که میبایست دو سال پیش از آن انجام میگرفت.
http://www.sajed.ir/detail/80941
- تغییر محل اجلاس سران جنبش عدم تعهد از عراق به هند
عراق بعد از عملیات بیتالمقدس استراتژی نظامی خود را تغییر داد و از برخی مناطق اشغالی عقب نشست تا در عرصه سیاست جهانی خود را صلحطلب معرفی کند و امکان میزبانی هفتمین کنفرانس سران کشورهای غیر متعهد را- که از قبل از جنگ قرار شده بود در شهریور 1361 در بغداد برگزار شود- فراهم سازد و علاوه بر کسب وجهه سیاسی در عرصه بین المللی، با استفاده از امتیاز میزبانی و پشتیبانی کشورهای دوست، شرایط خود را بر ایران تحمیل کند و در اجرای این سیاست، اغلب کشورهای عرب، یوگسلاوی، پاکستان، بنگلادش و... نیز به یاری صدام برخاستند.
یوگسلاوی که اعضای اصلی جنبش غیر متعهدها به شمار میرفت- اولین کشوری بود که در دوم تیر و در زمانی که عراق هنوز عقب نشینیهای خود را به طور کامل به پایان نرسانده بود با اعلام حمایت از عراق، بر برگزاری کنفرانس غیر متعهدها در بغداد و شرکت در کنفرانس غیر متعهدها موافقت کرد. با آغاز عملیات رمضان، تردید در میزبانی عراق شروع شد و خبرگزاری رویتر به نقل از برخی از وزیران کشورهای عضو غیر متعهدها اعلام کرد که حمله ایران برگزاری کنفرانس را به مخاطره انداخته است.
در دوم مرداد نیز روزنامه هندی" استیس طمن" اعلام کرد که شک و تردید در بین اعضای جنبش عدم تعهد در خصوص میزبانی عراق بالاگرفته است و کشورهای غیر متعهد به این نکته پی بردهاند که برگزاری کنفرانس در بغداد به صلاح جنبش نیست. بنگلادش نیز که از جمله کشورهای طرف دار عراق بود، اولین کشوری بود که به طور رسمی اعلام کرد که تشکیل کنفرانس باید از بغداد به کشوری دیر منتقل شود. به رغم رشد این باور در میان اعضای جنبش حبیب شطی دبیر کل کنفرانس اسلامی، در نهم مرداد ماه قاطعانه اعلام کرد که تا دو هفته دیگر کنفرانس در بغداد برگزار خواهد شد، ولی انفجار یک بمب قوی در بغداد، تردیدهای موجود درنا امن بودن بغداد را تقویت کرد و سفیران کره شمالی، اندونزی و چکسلواکی نیز بغداد را برای برگزاری کنفرانس ناامن اعلام کردند.
این در حالی بود که عملیات رمضان با دستاوردهای نه چندان مطلوب نظامی، پایان یافته بود و ایران دیپلماسی فعالی را برای بازداشتن کشورهای غیرمتعهد از تشکیل اجلاس در بغداد دنبال میکرد. سفر یک هیئت از وزارت خارجه کوبا به یوگسلاوی برای رایزنی جهت تشکیل جلسهی اضطراری برای تصمیم گیری دربارهی محل تشکیل هفتمین کنفرانس سران غیر متعهدها، بر همه تهدیدها مهر پایان زد.
در پی این سفر بود که عراق به ناچار تسلیم شد و سعدون حمادی وزیر خارجه این کشور اعلام کرد که عراق اصراری به برگزاری هفتمیین کنفرانس غیر متعهدها ندارد. صدام حسین نیز چهار روز پس از آنکه خبرگزاری فرانسه اعلام کرد که او مسئولیت جنبش غیر متعهدها را بر عهده نمیگیردو در یک اقدام منفعلانه به هند پیشنهاد کرد که برگزاری سران غیر متعهدها را بپذیرد. ولی این پایان کار نبود زیرا دولت عراق در پی آن بود تا اجلاس وزیران خارجه کشورهای عضو غیر متعهدها را که مأموریت اصلی آن تنظیم موضوعات اصلی نشست سران بود برگزار کند. خبرگزاری فرانسه درباره این تصمیم عراق بر این اعتقاد بود که عراق میخواهد ثابت کند که بغداد جای امنی برای برگزاری کنفرانس سران عدم تعهد است. ولی تلاشهای پی گیر دیپلاماتیک ایران و حمله هواپیماهای ارتش جمهوری اسلامی به بغداد و انفجار یک بمب دیگر در این شهر همه کشورهای غیر متعهد را به این نتیجه رساند که بر خلاف اظهارات صدام حسین، هیچ تضمینی برای امنیت اجلاس وزیران خارجه کشورهای غیر متعهد در شهریور در نیویورک برگزار شد و آنان در این اجلاس به برگزاری هفتمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد در دهلی نو، رأی دادند که این پیروزی بزرگ سیاسی برای ایران در عرصه بین المللی بود.
آخرین میخ را شهید اسطورهای نیروی هوایی ایران، شهید خلبان عباس دوران به تابوت آرزوهای پوشالی صدام در رهبری غیر متعهدها زد، او با انجام عملیات استشهادی و انفجار هتل محل برگزاری اجلاس غیرمتعهد ها و نابودی آن،نام خودش را تا همیشه تاریخ در بین سربازان امام زمان (عج) جاودانه ساخت.
http://www.sajed.ir/detail/80942
- مواضع مقامات رسمی جمهوری اسلامی
در پی اجرای عملیات رمضان، جمهوری اسلامی ایران بر حقانیت عملکرد دفاعی خود تأکید کرد. در این باره آقای هاشمی رفسنجانی در سخنانی مواضع جمهوری اسلامی در خصوص جنگ، دلایل ورود به خاک عراق، اهداف عملیات ایران، موضع جانبدارانه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس از عراق و تفسیرهای اشتباه غربیها از صدور انقلاب اسلامی را تشریح کرد و به مقایسهی عملکرد ایران و عراق در رعایت قوانین انسانی در جنگ پرداخت. وی درباره عملیات رمضان گفت: «شروع اين عمليات نقطه اي حساس در تاريخ حركت انقلاب اسلامي ايران است.»
وی با اشاره به اخبار رسانههای غرب در باره تحولات اخیر جنگ گفت: «اين خط خبري دو مسير را تعقيب میکند، اول اينكه جمهوري اسلامي را به عنوان يك قدرت نظامي و پديده جديد در منطقه معر في میکند كه يك قسمت از اين مسئله واقعيت است و آن اعتراف به قدرت نظامي ايران توسط آنان است كه تا كنون از اظهار آن خودداري میکردند؛ و قسمت دوم شيطنتي است كه از اين طريق سعي دارند كه اعمال كنند و ايران را كشوري خطرناك جلوه دهند.» رئیس مجلس شورای اسلامی در خصوص اهداف عملیات رمضان با اشاره به اظهارات امام خمینی گفت: «اولاً هدف اصلی این عملیات ادامه حرکت دفاعی گذشته ایران است و برای دفاع از شهرهای مهم اقتصادی و بندری آبادان و خرمشهر انجام عملیات برای خارج کردن این شهرها از زیر آتش دشمن کاملاً ضرورت داشت و ما ضرورت این کار را رسماً از زبان مسئولان اعلام کردیم و به دولت عراق دو ماه مهلت دادیم تا حقوق حقه ایران را بپردازند که مهلت کافی نیز بود ولی با امتناع دو لت عراق و مظلومنمایی آنان، انجام عملیات اجتنابناپذیر بود.
ثانیاً ما حقوق خود را میخواهیم و چون از دادن آن امتناع ورزیدند ما نیز اعلام کردیم که پشت مرزها نمینشینیم و دست روی دست نخواهیم گذاشت بلکه اقدامات جدی انجام خواهیم داد که عملیات رمضان از جمله این اقدامات است.» نماینده امام در شورای عالی دفاع،"تنبیه متجاوز" را هدف سوم عملیات رمضان و حق ملت مسلمان ایران که مورد تهاجم قرار گرفته، اعلام کرد. وی یکپارچه کردن جبهه شرقی جنگ با اسرائیل برای آزادی قدس را هدف چهارم عملیات رمضان بر شمرد. هاشمی رفسنجانی سپس با اشاره به پیام امام امت به مردم عراق مبنی بر قیام علیه حکومت این کشور، زمان کنونی را بهترین فرصت برای چنین اقدامی دانست. رئیس مجلس شورای اسلامی همچنین با اشاره به تبلیغات دولتها و رسانههای غربی که ایران را توسعهطلب و تهدیدی برای کشورهای عرب حوزه خلیج فارس معرفی میکنند. تأکید کرد: «همچنان كه بارها اعلام کردهایم جمهوري اسلامي چشم طمع به اراضي عراق و يا هيچ كدام از كشورهاي عرب خليج فارس ندارد. ايران قدرتمند و مسلمان، حامي كشورهاي منطقه است و هيچ دليلي براي ترس آنان از ايران وجود ندارد.نان» البته وی به برخی دولتهای عربی هشدار داد: «اگر دولتهاي منطقه شيطنت كنند البته كه بايد ازعواقب آن بترسند چنانچه حركت كاروانهاي حامل اسلحه به عراق ادامه داشته باشد و اين سلاح و مهمات بر عليه نيروهاي ما به كار گرفته شود، ما حق دفاع را براي خود محفوظ خواهيم داشت و خوب است كه دو لتهای حامي عراق با تأمل در كار خود دست خودشان را به چنين اعمالي آلوده نكنند و تلاش كنند در كنار ايران در آرامش زندگي كنند.»
حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی سپس خودداری از بمباران و گلوله باران شهرهای عراق را به دلیل مقاصد انسان دوستانه و رأفت اسلامی ایران در برابر حملات ضد انسانی نیروهای دولت عراق به مناطق مسکونی شهرها ذکر کرد. نماینده امام در شورای عالی دفاع در پایان سخنان خود، درباره تفسیر غلط رسانههای غربی از صدور انقلاب اسلامی گفت: «معني صدور انقلاب از ديدگاه ايران، صدور فرهنگ انقلاب است و الحمداالله علي رغم تمام شیطنتها، اين اقدام صورت گرفته است.» وی با اشاره به برگزاری مراسم باشکوه روز قدس در چندین شهر دنیا از جمله واشنگتن، پاریس و لندن، از این راهپیماییها به عنوان مصادیق بارز صدور فرهنگ انقلاب اسلامی به جهان و پیروی تبعیت کامل مسلمانان جهان از دستورهای امام خمینی یاد کرد. رئیس جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله خامنهای نیز در خطبههای نماز عید فطر به توضیح مواضع ایران پرداخت گزیدهای از این مطالب به قرار زیر است: «آن روزي كه هزاران كيلومتر از خاك ما در زير پاي متجاوزان بعثي قرار داشت، كسي باور نمیکرد كه ما بتوانيم متجاوز را سر جايش بنشانيم، ولي امروز دنيا اين را باور كرده است كه ما پس از 23 ماه در زير فشار دشمن قرار داشتن نمیتوانیم شاهد شهادت كودكان و زنان و خرمشهري و آباداني و ويران شدن منازل مسكوني بر اثرگلوله باران دوربرد عراق باشيم و اين در حالي است كه ما حاضر نيستيم مقابله به مثل كنيم و بصره و ديگر شهرهاي عراق را بمباران كنيم، پس تنها راه چاره اين است كه برويم و آتش توپخانه دوربرد دشمن را يا خاموش كنيم يا آنقدر آن را به عقب بزنيم كه قادر به گلوله باران شهرها و روستاهاي ما نباشد...» ریس شورای عالی دفاع درباره کمکهای برخی دولتهای جهان به عراق جهت تقویت این کشور در جنگ با ایران، اظهار کرد: «همه ابرقدرتهاي جهان از جمله آمريكا و شوروي و اقمار اين دو ابرقدرت به طرق مختلف سلاح و تجهيزات جنگي و كمك مالي در اختيار رژيم عراق براي جنگ با ايران قرار میدهند كه هدف از اين کمکها، مقابله با شيوع تفكر انقلاب اسلامي در منطقه است و جنگ تحميلي عراق عليه ايران نيز با اين انگيزه آغاز شده است كه جلو گسترش انقلاب اسلامي و گرايش روز افزون ملل منطقه به آن را سد كنند.»
رئیسجمهور در پاسخ به ادعای عراق مبنی بر توسعهطلبی ایران، گفت: «ما قصد كشور گشايي و توسعه ارضي نداريم، كشور عراق متعلق به ملت عراق است و خود آنان بايد كشورشان را اداره كنند و ما نيز قصد تصرف عراق و كشور گشايي را نداريم.» از طرف د دیگر در پی تصویب قطع نامه 514 شورای امنیت سازمان ملل میرحسین موسوی، نخستوزیر ایران، به تشریح مواضع جمهوری اسلامی ایران درباره این قطع نامه پرداخت و گفت: «اگر شوراي امنيت ده قطع نامه ديگر هم صادر كند. ما نميوانيم از حقوق خود دست برداريم. رأي شوراي امنيت به قطع نامه 514 در حقيقت رأي اعتماد و شوروي به صدام است.» وی درباره تأکید قطع نامه بر آتش بس، گفت: «شوراي امنيت رأي داده تا آتش بس شود و ناظران بين المللي يعني نيروهاي آمريكا، شوروي و كشورهاي اروپايي بيايند بر اين آتش بس نظارت كنند، شبيه نظارتي كه تا كنون در جنوب لبنان انجام میدادند و جمهوري اسلامي هم با رژيم بغداد سر يك ميز بنشينند. البته از شوراي امنيتي كه پنج قلدر بزرگ جهاني در آن حق وتو دارند، جز اين هم انتظاري نمیرفت.»
علیاکبر ولایتی وزیر امور خارجه نیز در یک کنفرانس خبری در قبرس درباره هدف ایران از عملیات رمضان گفت: «هدف جمهوري اسلامي از عمليات اخير، مقابله با آتش توپخانه عراق و جلوگيري از بمباران شهرهاي جنوبي ايران است.... ما در نهايت حقوق خودمان را میخواهیم.» وی در پاسخ به پرسش خبرنگاری درباره این که یکی از شرایط ایران برای پایان دادن به جنگ، سقوط صدام است، گفت: «الزاماً سقوط صدام جزو شرايط ما نبوده و نيست. اين تنها توصيه اي است به مردم عراق كه آزادي و نجات آنها و سربلندیشان در گرو سرنگوني رژيم كنوني عراق میباشد.» ولایتی در پاسخ به پرسش یک خبرنگار انگلیسی درباره گرفتن غرامت از عراق، گفت: «ما براي پرداخت خسارات وارده به ملت خود از سوي عراق، همچنان اصرار داريم.»
http://www.sajed.ir/detail/80943
- واکنش دولتها و رسانههای خبری
آغاز عملیات رمضان به عنوان مرحله جدید و سرآغاز تحول جدیدی در جنگ ایران و عراق، بازتاب گستردهای در مجامع سیاسی بین المللی داشت. ریگان رئیسجمهور آمریکا، پس از اطلاع از خبر حملهی ایران، در دیدار با رهبران کنگرهی آمریکا گفت: «تهاجم نيروهاي ايران به عرا ق میتواند تمام منطقه را به خطر بيندازد.»
در پی این دیدار، کاخ سفید با انتشار بیانیهای ضمن ابراز نگرانی از حمله ایران به عراق، به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس پیشنهاد کرد که برای حفظ امنیت در منطقه، با آمریکا به مشورت بپردازند. کاخ سفید در این بیانیه اعلام کرد:
«حمايت آمريكا از كشورهاي منطقه كه احساس میشود با اين جنگ مورد تهديد قرار گرفتهاند، به خو بي مشهود است و آمريكا براي مذاكره با اين كشورها جهت حمايت از امنيت آنها آماده است.»
منشی مطبوعاتی کاخ سفید در این باره گفت که مذاکرات با کشورهای منطقه جهت ارزیابی اثرهای کوتاه مدت یا دراز مدت حمله ایران، ادامه دارد. روزنامه واشنگتن پست نیز به نقل از مقامات آمریکایی نوشت:
«خبر اين عمليات (رمضان) زنگ خطر را براي واشنگتن به صدا درآورده است و پيروزي ايران دراين عمليات، اوضاع را به طو ر جدي پيچيده خواهد كرد.»
این روزنامه احتمال قرار گرفتن آمریکا در کنار ر عراق را جدیتر از گذشته مطرح کرد. روزنامه واشنگتن پست در شمارهی دیگر به نقل از مقامهای برجسته آمریکایی نوشت:
«دولت ريگان نسبت به مشكلاتي كه پيروزي نهايي ايراني میتواند به بار آورد به شدت احساس نگراني میکند. به گفتهی آنان چنين رويدادي ممكن است بنياد گرايي اسلامي منطقه را تقويت كند و ديگر كشورهاي خليج فارس را در معرض خطر قرار دهد و موجبات سقوط صدام حسين را نيز فراهم آورد.» خبرگزاری فرانسه نیز گزارش داد:
«عمليات اخير نيروهاي ايران در خاك عراق كه به روشني بيانگر تغيير وضعيت نظامي جنگ به نفع ايران پس از 22 ماه نبرد است. آنان با نگراني تمام از به مخاطره افتادن منافع خود در اين منطقه، تحولات اخير در جنگ ايران و عراق را به دقت تحت نظر دارند.» رسانههای آلمان نیز به تفضیل اخبار عملیات رمضان را منعکس کردند. رادیو آلمان گفت که هدف بعدی عملیات ایران، تصرف بصره و پیشروی به سوی بغداد خواهد بود. شبکه اول تلویزیون آلمان با پخش خبر عملیات رمضان گفت:
«اشتباه صدام در حمله به ايران نه تنها امروز وي را شديداً نگران كرده است، بلكه قدرت ايران همسايگان را نيز در خليج فارس به لرزه انداخته است.» همچنین روزنامه" زوددویچه سایتونگ" با اعلام خبر از آغاز عملیات جدید ایران نوشت: «نه تنها در خواست غرامت، از هدفهاي صلح ايران است، بلكه بازگشت رانده شدگان عراقي و اسراي عراقي به وطنشان از اهدارف ديگر به شمار میرود.» این روزنامه به نقل از دیپلماتهای خاورمیانهای مقیم قاهره، افزود: «حملهی ايران بايد جدي تلقي شود زيرا زمان صدور انقلاب اسلامي از طريق نظامي براي تهران مناسب است.» مطبوعات هند نیز به تفصیل در بارهی عملیات رمضان نوشتند. روزنامه "هندوستان تایمز" سر مقالهی خود را به ورود نیروهای ایران به خاک عراق اختصاص داد و تأثیر آن را بر کنفرانس جنبش غیر متعهدها بررسی کرد: «حمله غير منتظره ايران- كه از دو روز پيش انتظار میرفت به احتمال قوي برنامه برگزاري كنفرانس سران جنبش غير مترعهدها را به خطر انداخته است.» هندوستان تایمز سپس درباره پیامدهای این حمله در منطقه خلیج فارس، آورده است:
«آنچه اينك میتوان با قاطعيت از آن سخن گفت، تقسيم قدرت در منطقه است كه ايران نقش بزرگي را د ر تحولات منطقه خواهد داشت.» این روزنامه در مقاله دیگری با تأکید بر این مطلب که "این عراق است که باید برای شروع جنگ تنبیه شود" افزوده است:
«صدام گمان میکرد با حمله به ايران میتواند انقلاب ايران را از بين ببردولي در تجزيه و تحلیلهایش دچار اشتباه شده بود.» در باره حمله ایران به عنوان اولین یورش زمینی برای ورود به خاک عراق، که در رسانههای خبری بازتاب گستردهای داشته است خبرگزاری فرانسه از تهران گزارش داد که حمله جدید ایران، پس از شروع جنگ ایران و عراق اولین درگیری است که به داخل خاک عراق کشیده شده است. روزنامههای فرانسوی لوموند و لوماتن در دو مقاله جداگانه وضعیت جمهوری اسلامی را با توجه به اوضاع کنونی جنگ بررسی کردند لوموند در این باره نوشت: «سقوط صدام آغاز شده است و اين واقعيتي است كه آمريكا را به وحشت انداخته است. اين حوادث نشان از ثبات انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي ايران دارد.» روزنامه لوماتن نیز نوشت «خون عليه فساد پيروز شده است. رژيمي كه درمقابل اين همه كوشش اجنبيان براي بي تبات كردن آن مقاومت كرده، رژيمي كه مهاجمان عراقي را سركوب و آنها را به عقب نشيني وادا ر نموده، رژيم ايران است كه با قاطعيت هر چه تمامتر بيش از پيش اظهار وجود كرده و نظرش را درباره مسائل مشتركي مانند نفت و غيره به كشورهاي منطقه و به ويژه عربستان سعودي تحميل میکند و اكنون سنگيني وزنه جمهوري اسلامي ايران در منطقه خليج فارس محسوس است.»
نشریه وال "استریت ژورنال" در مقالهای به مواضع دو ابرقدرت در قبال پیروزی ایران و تشریح روابط ایران و شوروی و اقدامات عملی ایران برای مقابله با نفوذ شوروی در داخل کشور پرداخته است: «ظاهراً هر دو ابر قدرت مخالف حمله هفته گذشت ايران به عراق هستند، گرچه هر كدام دلايل جداگانه اي براي اين كار دارند، و هر دوي آنها از احتمال پيروزي يك ايران انقلابي اسلامي بر صدام حسين سوسيال بعثي و سرنگوني وي وحشت دارند.» روزنامه نیویورک تایمز در مقالهای به قلم" باری روبین" نوشت: «پيرو زي ايران بر عراق چهار خطر براي عربستان سعودي و سايركشورهاي کوچکتر محافظه كار منطقه را در بر دارد؛ اولين خطر احتمال حمله مستقيم ايران به اين كشورها خصوصاً كويت كه در نزديكي جبهه قرار دارد، میباشد مگر اينكه اين دولتها خصوصاً كويت در آينده ارسال ملزومات جنگي را به عراق متوقف سازند. يكي ديگر از اين خطرات، افزايش تبليغات براندازي و آموزش وكمك به انقلابيون كشورهاي حاشيه خليج فارس از انقلاب اسلامي ايران است، و سرانجام اينكه انتظار میرود ايران به عنوان قویترین كشور منطقه بتواند سياست ضد آمريكايي خود را به همسايگانش ديكته كند.» در این مقاله سپس آمده است «ايران شديداً نگران اين است كه پيروزي کنونیاش در صورت گسترش جنگ، با مداخله احتمالي آمريكا بر باد رود. علاوه بر آن هر قدر كه كشورهاي خليج فارس از ايران هراس بيشتري داشته باشند، ضرورت حمايت از جانب آمريكا را بيشتر درك میکنند»
http://www.sajed.ir/detail/80765
شهدا و یادمانهای مرتبط با عملیات رمضان 2
شهید احمد کاظمی فرمانده وقت تیپ نجف اشرف
خاطرات مرتبط با عملیات رمضان 2
- ارتش در عملیات رمضان
در فصل چهارم اشاره کردم بعد از اینکه نیروهای سرافراز ارتش اسلام در استان خوزستان به مرزهای بین المللی رسیدند و در نوار مرزی مستقر شدند.در سراسر جبههها تقریباً یک ماه سکوت حاکم شد.
در همین فاصله ارتش بعث که شکستهای سنگینی را از مهر ماه 60 الی خرداد 61 تحمّل کرده بود در پشت مرزهای بین المللی مستقر گردید اما هنوز تعدادی از شهرهای ایران مثل نفت شهر،قصرشیرین و...در اشغال دشمن بود، اکثر نیروهای دشمن در شرق بصره تجمع داشتند.
رژیم حاکم بر بغداد بعد از شکستهای سال 60 و اوایل 61 به طور کلی خوزستان را از دست داد و حدود 13000 کیلومتر مربع از مناطق متصرّفی خوزستان توسط رزمندگان ما آزاد شد، به این نتیجه رسید که بقیّه نقاط اشغالی یعنی حدود 2000 کیلومتر مربع از نوار مرزی در مناطق غرب و شمال غرب ایران به زودی توسط ارتش ایران آزاد خواهد شد، لذا در همین مدّت کم یعنی 20 خرداد الی 30 خرداد ماه از تمام نقاط اشغالی عقب نشینی کردند و به ظاهر امر میخواستند حُسن نیّت نشان دهند و مسئله جنگ را فیصله دهند. در صورتی که این طور نبود و دشمن باید به مرزهای بین المللی برمی گشت والّا رزمندگان اسلام که شهد پیروزی آبادان، بُستان، فتح المبین و خرمشهر را چشیده بودن و در اوج قدرت و عظمت قرار داشتند به سهولت میتوانستند بقیه نقاط را آزاد نمایند.
اما دشمن پیشدستی کرد و عقب نشینی اختیار نمود. ناگفته نماند که دشمن در بعضی از نقاط در مناطق غرب به خط صفر مرز عقب نشینی نکرد بلکه وضعیّت منطقه این طور ایجاب میکرد که ارتفاعات سرکوب را نگه دارند، بیشتر این ارتفاعات داخل خاک ایران بود و چون قصد پدافند در مرز را داشتند میدانهای مین وسیع و موانع زیادی را ایجاد نمودند.
گردان 110 بعد از مأموریت خرمشهر به حوالی ایستگاه راه آهن حسینیه در 40 کیلومتری شمال خرمشهر نقل مکان نمود و قرارگاه کربلا در تدارک یک عملیات دیگر در شرق بصره بود. این عملیات به علّت برون مرزی بودن با عملیاتهای قبلی خیلی فرق داشت و این عملیات در ماه رمضان و به نام رمضان طرّاحی شده بود و هدف از آن عقب راندن دشمن و تصرّف بصره و پیشروی یگانهای ما تا ساحل دجله و پدافند در آنجا بود.
بنابراین بود که به تعهدهای صدام نمیتوان دل خوش کرد، باید حق را با زور سرنیزه گرفت و یا این که نیروهای دشمن را آن قدر تحت فشار قرار داد تا صدام سرنگون شود، اما ابرقدرتهای و کشورهای عربی منطقه با کمکهای مالی، نظامی و تسلیحاتی جان دوبارهای به صدام داده بودند.
عملیات رمضان در ساعت 30 / 21 تاریخ 22 / 4 / 61 با رمز یا صاحب الزمان ادرکنی آغاز شد.
لشکرهایی که از ارتش در این عملیات حضور داشتند،عبارتند از: 16 زرهی قزوین، 92 زرهی اهواز، 77 پیروز ثامن الائمه خراسان، 21 حمزه آذربایجان، لشکر 40 سراب، لشکر 58 ذوالفقار شاهرود؛که در کنار نیروهای بسیج و سپاه.
در این عملیات لشکر 77 در مرکز جبهه قرار داشت، لشکر 92 در قسمت چپ و لشکر 16 در سمت راست ما قرار داشت. گردان 110 با همان ترکیب سازمانی عملیات خرمشهر در عملیات رمضان شرکت نمود.
در سالهای قبل از انقلاب از شلمچه تا طلائیه دو خاکریز پهن و مرتفع به فاصله 3 کیلومتر از یکدیگر و به موازات هم در دو طرف خط مرز احداث شده بود که به نام دِژ معروف بودند. قبل از شروع عملیات رمضان گردان 110 در پشت دِژ ایران و دشمن هم در پشت دِژ خودشان مستقر بود، محور عملیات ما در چند کیلومتری شمال پاسگاه زید عراق بود که در ادامه مسیر پیشروی در خاک عراق خاکریزهای مثلثی شکل و کانال ماهی وجود داشت، ما در آن موقع نسبت به این عوارض توجیه میشدیم، اما قبل از همه اینها میدان مین دشمن و سپس خاکریز بسیار مهم یعنی همان دِژ عراق بود که عبور از آن بسیار مشکل به نظر میرسید در اینجا دیگر عراقیها انگیزه بیشتری برای جنگیدن داشتند و از خاک خود دفاع میکردند. مواضع آنها هم بسیار مستحکم و حساب شده بود، حدّ فاصل دو خاکریز یعنی همان فواصل دِژها زمین کاملاً مسطّح و بدون کوچکترین عارضهای بود.
ما وقتی با دوربین از پشت دِژ خودمان نگاه میکردیم روی دِژ عراق به فاصله چند متر به چند متر نقطههای سیاهی دیده میشدند که ما نمیدانستیم چیست، (به جای خودش شرح خواهم داد). حدود ساعت 11 شب گروهان ما به پشت سیم خاردار یعنی اول میدان مین رسید.
ما در این عملیات برعکس عملیات خرمشهر واقعاً وحشت داشتیم چون هیچ پناهگاه یا خاکریزی نبود که در صورت تیراندازی عراقیها، در پشت آن پناه ببریم. دِژ عراق هم حداقل 4 متر از سطح زمین ارتفاع داشت و همان نقطههای سیاه که ما از دور میدیدیم همه سنگرهای سرپوشیدهای بود که داخل آنها تیربارچی های عراقی مستقر بودند، عرض میدان مین حدود 100 متر و در انتهای آن یک کانال به عمق 3 متر وجود داشت. ما پیش بینی عبور از کانال را کرده بودیم، برای این منظور از نردبانهای آلومینیومی سبک همراه داشتیم استفاده میشد، داخل میدان مین یک راه باریک باز شده بود که یگان مهندسی با نوار سفید رنگ مسیر باز شده را مشخص کرده بود.
اما این بار برخلاف عملیات خرمشهر که عراقیها در خط مقدم مقاومت چندانی نکردند در اینجا به شدت روی نیروهای ما آتش میگشودند و تیراندازی نیروهای ما بر روی سنگرهای آنها تأثیری نداشت، محل آنها جای بسیار مناسب و محفوظی بود فقط آر. پی. جی زنها میتوانستند سنگرها را منهدم نمایند.
گروهان ما باز هم با نیروهای بسیجی ادغام بودند، تلفات ما در داخل میدان مین خیلی زیاد بود ولی گروهان ما سعی میکردند خیلی سریع از میدان مین عبور کنند و به کانال برسند گرچه داخل کانال ما نمیتوانستیم به طرف دشمن تیراندازی کنیم اما از تیر مستقیم دشمن محفوظ بودیم در همین گیرودار هواپیمای جنگی عراق چندین بار فیلر انداختند. فیلر تعداد زیادی گلوله منور حدود 30 الی 40 عدد را همزمان شلیک کرد که حدود 20 دقیقه منطقه عملیات مانند روز روشن شد، بوی گرد و خاک و بوی باروت ناشی از انفجارات گلولههای سنگین، فضای منطقه را فرا گرفته بود حدود 3 ساعت طول کشید تا ما توانستیم از میدان مین عبور کنیم و در این مدّت داخل کانال بودیم. بچههای گروهان حدود ساعت 2 نیمه شب کم کم از نردبانهای داخل کانال بالا رفتند و به بالای خاکریز رسیدند. وقتی تعداد آنها حدود 30 نفر شد با صدای تکبیر به سنگرهای عراقی هجوم بردند و به دنبال آنها بقیه افراد گروهان هم حمله کردند.
ما زمانی که بالای دِژ رسیدیم مشاهده کردیم یک کانال سراسری در وسط دِژ وجود دارد و به فاصله هر 10 متر یک سنگر نگهبانی دو نفره ساخته شده بود. مواضع عراقیها روی دِژ بسیار اصولی و حساب شده بود، کانال ارتباطی هر سنگر از کانال اصلی به صورت زیگزاگ بود به طوری که از روبرو و پشت سنگرها دیده نمیشد یعنی زمینه تاریک داشت به خاطر همین ما از روی دِژ خودمان و به فاصله 3 کیلومتری دریچه سنگر را به صورت نقطه سیاهی میدیدیم.
بالای سنگرها با پلیت های منحنی شکل پوشیده شده بود و روی آن خاک بسیار زیادی داشت، کسی که داخل این سنگرها قرار میگرفت فقط از یک دریچه نیم دایرهای شکل در جلو یعنی به طرف نیروهای ما دید داشت و از بالا و پشت سر از کلیه گلولهها و ترکشها محفوظ بودند. به خاطر همین عراقیها مقاومت زیادی میکردند و تلفات کمی داشتند و حتی در مقابل گلولههای زمانی محفظ بودند. گلوله زمانی مربوط به توپخانه است که خدمه توپ قبل از شلیک زمان آن را تنظیم میکنند، قبل از اینکه به زمین اصابت کند تقریباً 50 متر به زمین مانده، در فضا منفجر میشود و ترکشهای آن مانند باران و تگرگ از بالا به طرف زمین و اطراف میریزد و بدترین آفت نیروهای پیاده نظام گلوله زمانی است، ماسوره این نوع گلولهها قابل تغییر است که بر حسب زمان تنظیم میشود. ما این نوع سنگر را برای اولین بار در عملیاتها میدیدیم. سربازان عراقی از داخل این سنگرها و با دریچه هلالی شکل آن آتش تقاطعی اجرا میکردند و حدود 100 متر جلو دِژ هم میدان مین داشتند، به خاطر همین از ما تلفات زیادی گرفتند.
نزدیک ساعت 3 صبح تمام بچههای گروهان در بالای دِژ عراق و در داخل کانال احداث شده مستقر شدند و همان شب از کیسه گونی و پلیت های سنگرهای عراقی برای خودشان سنگر درست کردند و به سمت غرب یعنی سمت دشمن جبهه گرفتند. آن شب مجروحین به عقب جبهه تخلیه شدند اما تا فرادا صبح که هوا روشن شد اجساد پاک شهدا آنجا ماند و سپس تخلیه شد. اگرچه ما دِژ عراق را تصرّف کردیم اما روحیه بچهها خوب نبود و تلفات ما هم زیاد بود. بعد از تصرّف دِژ، عراقیها چندین کیلومتر به عقب رفته بودند و ما تعداد زیادی از کشتههای آنها را که در منطقه پراکنده بودند و بوی تعفّن آنها به علّت گرمای تابستان فضای منطقه را پر کرده بود، بعد از دو روز دفن کردیم، سپس از امکانات عراقیها به نحو مطلوبی استفاده کردیم.
پلیت، الوار و کیسه گونیهای زیادی در آنجا بهکاررفته بود که همه را برای سنگرهای نگهبانی و سنگرهای استراحت به کاربردیم. در آنجا دشمن میدان مین خود را با ماشین مین گذار احداث کرده بود و مینها خیلی منظم کاشته شده بود که به مرور توسط یگان مهندسی پاکسازی شدند. دِژ عراق محل بسیار مناسبی برای پدافند بود، ما از آنجا کاملاً به اوضاع و احوال جبهه مقابل مسلّط بودیم.
لازم به توضیح است که از نظر نظامی سه نوع مانور یا عملیات وجود دارد:
1 ـ مانور رخنهای 2 ـ مانور جبههای ـ 3 ـ مانور احاطهای
که احاطه شامل (احاطه یک طرفه، احاطه دو طرفه و احاطه قائم) میباشد.
عملیات رمضان یک مانور جبههای بود یعنی تمام نیروهای عمل کننده همه به یک سمت تک میکردند و هماهنگیهای کمتری نسبت به مانور احاطه داشت. سَمت پیشروی و مسیر قبلاً مشخص شده بود، در عملیات رمضان همه لشکرها مسیر عملیاتشان از شرق به غرب بود و تغییر مسیر نداشتند. بعد از اینکه ما روی دِژ عراق قرار گرفتیم متوجه شدیم اکثر یگانهای سمت راست ما به دِژ عراق هم نرسیده بودند و شکل جبهه پدافندی یک خط یکنواخت نبود، خاکریزهایی که بعد احداث شد معروف به ابرویی شدند، این خاکریزها در بعضی قسمتها جلوتر از دِژ عراق و بعضی قسمتها عقبتر از دِژ عراق بودند. در مقابل خاکریزهایی که عقبتر از دِژ بود عراقیها روی دِژ مستقر بودند که بعد در فصول آینده تشریح خواهم کرد که چه مشکلاتی را برای یگانهای ما به وجود آوردند، اما سمت چپ ما لشکر 92 اهواز تا 5 کیلومتری بصره پیش رفته بود، این را باجناق من شهید سروان سعد ا... زروانی که در گردان 145 تیپ 3 لشکر 92 خدمت میکرد، برایم تعریف نمود. به علّت پیشروی بیش از حد و عدم پیشروی یگانهای دیگر در پاتک گاز انبری عراقیها گرفتار شدند و تلفات و ضایعات سنگینی داشتند که از تشریح بیشتر این عملیات خودداری میکنم.
به دلیلی که اشاره شد (حمایت کشورها از صدام) و به علتهای دیگر این عملیات به اهداف نهایی نرسید، اما حدود 80 کیلومتر مربع از نواحی پاسگاه زِید و کوشک در شرق بصره آزاد شد.تا جایی که من شاهد بودم قریب 400 نفر به اسارت در آمدند و نزدیک به 100 دستگاه تانک که قریب 10 دستگاه آن از نوع تانک مدرنتی 72 بود به غنیمت گرفته شد. در کل ضایعات سنگینی به دشمن وارد شد.
گردان 110 و در مجموع تیپ 3 مشهد به مدّت 2 سال بعد از عملیات رمضان در همان منطقه به حالت پدافندی باقی ماند. در این دو سال گرچه چندین بار در مواضع پدافندی جا به جا شدیم، اما در مجموع در منطقه پدافندی شرق بصره حضور داشتیم، در این دو سال عملیات آفندی مسلم بن عقیل در سومار، عملیات محرم در شرهانی و الفجر مقدماتی در فکّه انجام شد که ما در آنها شرکت نداشتیم.
گردان 110 در سال 62 در عملیات خیبر در استان العماره عراق و جزایر مجنون شرکت کرد که من در آن عملیات فرمانده گروهان نبودم و به علّت مصدومیّت با موج انفجار در عقب جبهه و در ستاد حضور داشتم و ستوان دوم علی تنها فرمانده گروهان بود که در عملیات مجروح شد.
- آرزوی عبدالرزاق
حسن محقق:
شب عملیات رمضان بود. عبد الرزاق (فرمانده مهندسی رزمی لشکر امام حسین (ع) ) قرار بود که خود را به نیروهایی که در حال خاکریز زدن بودند برساند. چون در تاریکی شب راه را گم کرده بودیم منتظر بود تا هوا روشن شود.
حدوداً ساعت چهار صبح بود که مرا صدا زد و به سمت بصره حرکت کردیم. پس از مدتی به کانال پرورش ماهی رسیدیم بچهها در حال خاکریز زدن از گوشه کانال بودند که زاویه 90 درجه با کانال داشت. قرار بود خاکریز به ارتفاع یک متر زده شود تا کار سریعتر پیش برود. زارعان به بچهها سرکشی نمود و بعد به کانال رفتیم. او منطقه را بررسی کرد و به جای اول بازگشتیم. تانکهای دشمن نزدیک میشدند و به طرف دستگاهها شلیک میکردند. زارعان با بی سیم ما در در حال تماس گرفتن با قرار گاه بود که هر چه زودتر مهمات برسانند. بچههای گردانها و واحدهای دیگر دور او جمع شده بودند. ناگهان گلولهای نزدیکی آنها منفجر شد. مثل اینکه اتفاقی افتاده بود. همه به وسط جمعیت و روی زمین خیره شده بودند. جلو رفتم. زارعان را دیدم که روی زمین افتاده. لحظهای بعد به آرزوی خود، شهادت نایل آمد.
- لحظات تلخ
عباس نساج یگانه بیدگلی:
بعد از اینکه در عملیات بیتالمقدس در سال 1361 مجروح شدم به پشت جبهه منتقل گردیدم. بعد از مدتی برای ادامه درمان روانه شهرمان (آران و بیدگل) شدم. در بین راه یک بسیجی مجروح را دیدم که چهرهای نگران و ناراحت داشت.
به او گفتم: برادر چرا ناراحتی؟
در حالی که نگاهش را به زمین دوخته بود، لب به سخن گشود و گفت:
من و برادرم به جبهه آمدیم و هر دو در یک گردان در عملیات با هم بودیم. برادرم در عملیات شهید شد. حالا که به خانه بر میگردم تو این فکر هستم وقتی مادرم بپرسد برادرت کو؟! چه جوابی بدهم؟
گریه امانش نداد و زانوهایش را در بغل گرفت. آنچنان گریه میکرد که تمام اطرافیان را متاثر نمود.
سعی کردم با جملاتی او را دلداری دهم. زمان گذشت. 45 روز بعد، همین صحنه برای خودم پیش آمد ولی با وضعیتی حساستر و دشوار تر!
در عملیات رمضان با برادرم محمد در یک گردان بودیم. من در عملیات مجروح شدن و برادرم شهید شد. به علت پاتک دشمن و عقب نشینی نتوانستیم جنازه او را به پشت جبهه منتقل کنیم. پیکرش همان جا ماند.
چند روز بعد بدون برادر و با بدنی مجروح روانه خانه شدم.
لحظه ورود به شهر پاهایم توان حرکت به سوی خانه را نداشت.
هر لحظه فکری به ذهنم خطور میکرد. با دیدن پدر و مادرم، همراه نبودن برادر را چگونه بیان کنم!؟
اگر بگویم او بعداً میآید، نخواهند گفت: چرا برادر کوچکت را در جبهه تنها گذاشتی و خودت برگشتی؟! اگر بگویم مجروح شده، نخواهند گفت:: کجایش مجروح شده و کجا بستریشده؟!
و اگر بگویم شهید شده و تحمل شنیدن این خبر را داشته باشند و صبر داشته باشند، نخواهند پرسید جنازهاش کو؟! .... خدایا چه کنم؟ خوب است برگردم به جبهه و تا جنازه برادرم پیدا نشود برنگردم. در همین افکار غوطه ور بودم که یک لحظه متوجه شدن جلوی منزلمان قرار دارم.
آه خدا، کمکم کن، صبرشان بده. نمیدانم چگونه زنگ در را بزنم؟ در یک لحظه در منزل باز شد و مادرم مقابلم ظاهر شد.
لحظه به لحظه آنچه در طول چند روز اخیر به فکرم خطور کرده بود اتفاق افتاد. شاهد صحنههای فراموش نشدنی بودم. که در روحیه من اثر عجیبی گذاشت. این داغ انتظار بعد از گذشت سالها همچنان بر دل پدر و مادر سالخوردهام سنگینی میکند.
- پرواز از شرق بصره
مصطفی محقق:
شب عملیات رمضان با عبد الرزاق زارعان به سوی کانال ماهی در حال حرکت بودیم.
نیروهای پیاده خط را شکسته و پیشروی کرده بودند. منطقه پاکسازی نشده بود. در واقع میان عراقیها حرکت میکردیم و صدای آنان را میشنیدیم. در یک لحظه دو نفر عراقی را مشاهده کردیم که به طرف ما نشانه گرفتهاند. زارعان با جسارت و زیرکی آنان را به آرامی خلع سلاح نمود و هر دو را به اسارت گرفت. به او گفتم: ما در بین دشمن هستیم، چه وقت اسیر گرفتن است؟ گفت: ما که دیگر به خانه بر نمیگردیم ولی این دو تقدیرشان زنده بودن است. آن دو نفر را به عقب آورد و صبح روز بعد در شرق بصره به آسمانها پر کشید.
- روزه بی سحری در عملیات
پرسیدم: «حمله چهطوری بود؟»
گفت: «بد، خیلی بد! فکر میکنم نقشه لو رفته بود، چون عراقیها منتظرمان بودند.
همون اولش که کنار حسن بودم، فریادش را شنیدم که بعد از افتادن یک گلوله توپ زخمی بود. میدانستم دیگه با اون «گرا» شلیک نمیکنند، این بود که کشانکشان آوردمش توی این گودال. نیم ساعت که گذشت، درد پاهام شروع شد. تازه فهمیدم که خودم هم وضع خوبی ندارم.
پرسیدم: «با هم اعزام شدید؟»
جواب داد: «آره، اون پسر عمومه، با هم بزرگ شدیم، با هم درس خوندیم، داشتیم با هم دیپلم میگرفتیم که جنگ شروع شد. هم دوستیم، هم پسر عمو و هم برادر! پدرامون هم در برادری سنگ تمام گذاشتهاند. اونا با هم در «صومعهسرا» كشاورزی ميكنند، چون خانه پدریمان كنارِهمه، ما هم بیشتر به هم نزدیك شدیم.»
جلال از کودکی و جوانی و عاشق شدنشان حرف میزد. حدس زدم فهمیده که تشنگی آزارم میده و صدای دور و نزدیک توپ توی دلم را خالی کرده؛ این بود که با حرف زدن از شهرشان صومعهسرا، بیجار و کرم ابریشم سعی داشت ذهنم را تا افطار از آنجا دور کند.
خورشید در حال غروب بود، اما از فرامرز و هیچ نیروی امداد دیگری خبری نشد. یکی، دو بار تا شعاع ده، بیستمتری گشتی زدم؛ به جز چندین جسد کسی را ندیدم؛ از جمله جسد یک عراقی با جثهای درشت که دَمر و به صورت روی زمین افتاده بود.
هوا که تاریک شد، جلال گفت: «حالا دیگه افطار شده، بیا هر چی داریم بخوریم. مخصوصاً آب!» این قشنگترین حرفی بود که شنیده بودم. با سرعت کولهام را باز کردم و نخودچی کشمش، قمقمه آب و نان محلی را روی زمین گذاشتم. هوا همچنان گرم گرم بود و آب در قمقمه مثل چای، گرم شده بود. جلال هم دو تا کلوچه داشت که کنار خوراکیهای من گذاشت. قمقمه را به طرف جلال گرفته و گفتم: «قبول باشه آقا جلال!» در تاریک روشن غروب صدایش را شنیدم که گفت: «قبول حق باشه داداش، شما بفرمایید!» گفتم: «تعارف نكن، تو اول بخور!» گرفت و با ولع شروع کرد به نوشیدن، تقریباً آب قمقمه به نیمه که رسید به من داد که من هم با همان ولع آب گرم را خوردم. با دشواری مشغول افطار کردن با نان و کلوچه و نخود کشمش شدیم که خشک بود و دهانمان بیشتر غذای مرطوب طلب میکرد.
شب کاملاً اطرافمان را گرفت، کمی گرمای هوا کاسته شد و فاصله صدای گلولهها بیشتر شد. از فرامرز خبری نشد. جلال یکی، دو بار به تعارف گفت: «تو برو دنبال كارت، من اینجا یك كاری ميكنم.» و من هر بار گفتم: «اولاً تو كه نميتونی راه بری، ثانياً این اطراف مجروح دیگری نیست، حالا تا فردا صبر ميكنیم ببینیم چی میشه!»
شب هوا خنک شد. هر دو کنار هم دراز کشیده به آسمان و ستارهها نگاه میکردیم. باز تشنگی به سراغمان آمده بود. جلال با سن کم و دردی که داشت، برای این ذهنمان را از عطش و تشنگی دور کند، ستارهها را نشانم میداد که به راستی زیبا بودند و گهگاه سقوط شهابی آن یکنواختی را بر هم میزد.
با دهان تشنه خوابمان برد. جلال در خواب از درد ناله میکرد، هرچه در تاریکی کولهام را گشتم از قرص مسکّن خبری نبود، اما ظرف سرُم فیزیولوژی توجهم را کرد که آب بود، گرچه آب نمک! اما در نهایت میتوانست رفع تشنگی کند!
هیچکدام ساعت نداشتیم. هنوز سپیده نزده بود و همه جا ساکت بود. از خستگی روی سنگ و خاک راحت خوابیده بودیم. حس کردم جلال بیدار است پرسیدم: «آقاجلال بیداری؟» با همان صدای گرم گفت: «آره، فكر ميكنی سحر شده؟» جواب دادم: «آره و ما امروز را حتماً باید روزه بگیریم.» با تایید حرف من گفت: «آره، نمیدونی چه کیفی میده، اما آب؛ ما که آب نداریم! گفتم: «آره، تمام قمقمه را افطار کردیم. حالا به جای وضو تیمم میکنیم، اما بدون آب وقتی آفتاب بزنه، حسابی کباب میشیم. من یک سرُم فیزیولوژی دارم که میتونیم برای وقت مبادا از آن بخوریم، چون آب نمکه و تشنگی میاره... جلال میان حرفم پرید و فریاد زد: «تو سرُم فیزیولوژی داشتی و نگفتی! بِدش بخوریم، هیچی نمیشه!» و کولهپشتی را از دستم گرفت. ظرف پلاستیکی را با سرعت از آن خارج کرد و با تکه سنگ تیز آن را سوراخ کرد. شروع کرد به خوردن؛ درست مثل این که شیشه آب یخچال را سر میکشد یا یک نوشابه میخورد! من هم نیمِ دیگر آبنمک را با ولع خوردم و حس کردم حالم جا آمده. پشت سرش بقیه خوراکیها را هم خوردیم.
با دمیدن سپیده، جلال همانطور نشسته نمازش را خواند. من هم پس از خواندن نماز، قبول باشدی به جلال گفتم و چشم به راه سر زدن خورشید و گرما، ادامه جنگ ایران و عراق و جنگ خودمان با تشنگی و مرگ شدیم.
خورشید که طلوع کرد، گرما را با خودش آورد. هنوز نور خورشید وارد گودال نشده بود که به فکر سایهبان افتادم. برانکارد پاره شده به درد میخورد، چهطور روز قبل به آن فکر نکرده بودم! سینهخیز به طرف برانکارد رفتم که در چند متری گودال افتاده بود. آن را آورده و با حوصله دو دستهاش را در خاک فرو کرده و به شکل مایل با خاک و سنگ ثابت کردم؛ به طوری که وقت بالا آمدن خورشید سایهبانی باشد. جلال وقتی دید با دقت سایهبان درست میکنم، خوشحال شد و گفت: «چه خوب كه باهم هستیم!»
از افطار و سحریهایی که مادرش درست میکرد، حرف زد. از «فرینی» و «رشته خوشكار» که یکجور زولبیا بامیه شمالی است. از نان و پنیر و سبزی گفت و این که پدرش روزهاش را با یک استکان آب جوش به جای چای میشکند. تا از آب و چای حرف زد، هر دو ساکت شدیم؛ چرا که باز تشنگی به سراغمان آمده بود. این بار تشنگی به خاطر نوشیدن آبنمکی بود که خورده بودیم. ساعتی گذشت. به جلال گفتم: «این طور نميشود، من ميروم به طرف قرارگاه، شاید بتوانم كمك بیارم.» پرسید: «چهقدر راهه؟» گفتم: «بیشتر از یك ساعت، شاید هم كمتر! حالا كه آتش توپخانه فروكش كرده شاید زودتر هم آمدم.» پرسید: «چرا از رفیقت خبری نشد؟ از دیروز تا به حال یا باید خودش ميآمد و یا برایمان كمك ميفرستاد!» جواب دادم: «اون خیالش راحته كه من پیش تو هستم. حتماً پس از رساندن پسر عمویت به يك مأموریت دیگه رفته. تو هم مواظب خودت باش. من ميرم، اگه نتونستم كمك بیارم، لااقل آب گیر بیارم كه از تشنگی نمیریم.» نسبت به روز گذشته گلوله کمتری رد و بدل میشد. فقط گهگاه از دور صدای خمسهخمسه و شلیک توپ به گوش میرسید. دلم روشن نبود که فرامرز را پیدا کنم. چیزی در دلم میگفت او زنده نیست!
با احتیاط که پا روی مین نگذارم، به طرف شرق به راه افتادم. در راه شهدای زیادی را دیدم. با ناامیدی قمقمههایشان را وارسی کردم که همه خالی بودند. بیش از یک ساعت در راه بودم اما اثری از قرارگاه و چادر فرماندهی نبود. یا عقبنشینی کرده و رفته بودند و یا من جهت را گم کرده بودم. نور آفتاب بیرحمانه گرم و گرمتر و به حالت عمود بر سرم میتابید. چفیهام را دستار کرده و قسمتی از آن را روی پیشانی و صورتم کشیده بودم. هنوز سرُم فیزیولوژی در بدن و در خونم بود، اما تشنگی کلافهام کرده بود. حالا فقط به آب فکر میکردم و این که یک نفر با دو پای شکسته داخل یک گودال، چشم به راه من است؛ برای نجات و برای بازگشت به زندگی برای نوشیدن حتی یک درِ قمقمه آب!
از یافتن چادر فرماندهی که ناامید شدم، تصمیم گرفتم همان راه را برگردم. گرچه در دوردست یکی، دو بار عبور جیپ و موتورسیکلتی را دیده و دست تکان دادم اما هر بار بینتیجه بود و کسی به دادم نرسید. به امید اینکه شاید فرامرز برگردد و به سراغ گودال بیایید و من و جلال را ببرد، بر سرعت قدمهایم افزودم. در راه همهاش فکر میکردم که حالا فرامرز با یک برانکارد و دو، سه قمقمه پُر از آب گرم بالای گودال چشم به راه من ایستاده است.
دویست، سیصد متر به گودال مانده، کنار یک دسته بوته خشک دور از راهی که رفته و برگشته بودم، دو جسد با لباس بسیجی دیدم؛ دو شهید دیگر. به امید یافتن قمقمه آب به طرفشان رفتم، اما در چند متری آنها راهم را کج کردم. نه! آنها نباید حسن و فرامرز باشند، گرچه خیلی خیلی هیکل و لباسشان مثل آن دو بود. نه! نباید آنها باشند. همان طور که به طرف گودال میرفتم به چشمهایم که از تشنگی دو شهید گمنام را با حسن و فرامرز اشتباه گرفته بود، نفرین میکردم. نه! نباید آن دو باشند!
به گودال که رسیدم، جلال زیر سایهبانی که با برانکارد درست کرده بودم، وضعیتی بین خواب و بیهوشی داشت. با دیدن من گفت: «چی شد؟»
گفتم: «هیچی! مثل اینكه منطقه را ترك كردهاند، كسی را ندیدم!»
گفت: «اما من صدای موتورسیكلت شنیدم و هر چی داد زدم و كمك خواستم، كسی به اینجا نیامد. شاید چون داخل گودال بودم منو ندیدند. آب چی؟»
با تلخی سَرم را تکان دادم و گفتم: «بدبختانه قمقمه همه شهدایی که سر راهم بودند، همه خالی بود. قمقمههایشان هم تشنه بودند! با خستگی و تشنگی و ناامیدی کنار جلال روی زمین ولو شدم که سایه بود و لااقل نور خورشید بر سرم نمیتابید. هر دو از تشنگی بیحال شده بودیم. آفتاب که عمود تابید، گفتم ظهر شده و هر دو نمازی طولانی خواندیم؛ نمازی پُر از دعا و زاری!
ساعتی بعد جلال با صدایی خسته پرسید: «دیگه سرُم فیزیولوژی نداری؟»
گفتم: «نه!»
پرسید: «ادرار چهطور؟»
گفتم: «نه!»
آفتاب با کُندی و تنبلی زیاد غروب میکرد و تشنگی ما چندین برابر شده بود. گرچه هوا رو به خنکی میرفت اما نداشتن آب مشکل بزرگی بود. روز قبل هر کدام نصف آب قمقمه را یک نفس افطار کرده بودیم؛ کاش کمی آن را ذخیره میکردیم یا لااقل سرُم فیزیولوژی را که حالا درونمان را به آتش کشیده، جیرهبندی میکردیم! جلال تقریباً هذیان میگفت. یکبار گفت: «این نزدیکی جسد شهیدی افتاده؟ گفتم: «نه! نزدیكترین جسد به ما ده، دوازده متر آنطرفتر جسد یك عراقیه!»
گفت: «همونه! از دیروز افتاده بدجوری بو گرفته، این بو داره معدهام را از تو دهنم در میاره، میری یك كاری بكنی؟»
گفتم: «از كجا كه بوی اون باشه! تمام این اطراف پر از جنازه است. من كه با این حال نمیتونم پاشم همشون رو دفن كنم تا شما حالتون بهم نخوره!»
آفتاب که غروب میکرد، به یاد افطارِ روز گذشته افتادم و اینکه امروز به خاطرِ نداشتن آب، روزه را بهانه کردهایم. به هم گفته بودیم اگر آب بود هم نمیخوردیم، گرچه در دل میدانستم آن توان را ندارم که باز جلال گفت: «تو را به خدا برو یك كاری بكن. این جنازه با بوی تندش كه هر لحظه بیشتر میشه، حالم رو بهم زده. حق داشت. بوی تعفن بینی من را هم آزار ميداد و هر لحظه بیشتر هم ميشد.»
به خاطر فراموش کردن تشنگی و به خاطر جلال که چند لحظه پیش، از من دلخور شده بود از گودال خارج شده و به طرف جسد سرباز عراقی رفتم. هرچه به جنازه نزدیکتر میشدم، بوی تعفن بیشتر میشد. جسدِ درشت سرباز عراقی را ورانداز کردم که گلولهای به سرش خورده بود. شاید با آن جثه درشت وزنی معادل 90 کیلو داشت. حالا با دست خالی چهکار میتوانستم بکنم! بدون بیل، خاک روی جسد ریختن کار آسانی نبود. اما نزدیک جنازه یک چاله باریکی بود که فکر کردم جسد را قِل داده، درون چاله بیندازم و بعد با دست و پا خاک رویش بریزم و کار را تمام کنم. با این قصد، دست انداخته و شانه جسد را گرفتم. بوی فاسد شدن زخم سرش بینیام را آزار میداد اما باید برای رهایی از شرّ بو، هر طور شده جسد را دفن میکردم. با تلاش زیاد شانهاش را از زمین جدا کرده، نیم تیغش کرده، روی زمین قِل دادم. دستهایش روی سینهاش بود و یک قمقمه بزرگ آب را به سینه میفشرد. تمام این مدت در چند متری ما جسد سرباز عراقی روی قمقمه آبش بود و ما از تشنگی رو به موت بودیم! قمقمه بزرگ و سنگین و پر از آب گرم را از او جدا کردم. با خوشحالی و هیجان به طرف گودال دویدم و با فریاد گفتم: «جلال، جلال، آب! دو لیتر آب! بیا دو لیتر آب پیدا کردم! جلال هم باور نمیکرد تا اینکه هر کدام سه درِ قمقمه از آن خورده و «سلام بر حسین»ی گفتیم. جلال در حالی که با زبان دور لبش را میلیسید، گفت: «تو ميگفتی بابات به جای چای با آب گرم افطار ميكرد؟»
با خنده گفتم: «آره بابای تو چی؟»
جواب داد: «بابای من چای كمرنگ با خرما و رشته خوشكار دوست داشت!»
آب قمقمه سرباز عراقی که سر حالمان آورد، رفتم و پرانرژی و تَر و فرز جسد درشت سرباز عراقی را چال کرده، برگشتم و با جلال رفتیم سراغ تَه و توی کوله! باقیماندههای نان خشک و نخودچی کشمش را با هم قسمت کرده خوردیم. سپس رویش یکی، دو تا درِ قمقمه آب، شنگولمان کرد.
حالا هوشیار شده بودیم. جیرهبندی آب بهترین کار بود، اما تشنگی زیاد باعث شد که نصف آب قمقمه را بخوریم. گرچه آن بهترین افطاری بود که در سراسر عمرم کرده بودم!
آن شب ستارهها درخشش بیشتری داشتند. هر دو در حالی که به پشت دراز کشیده و به آسمان نگاه میکردیم، از خانواده و خاطراتمان حرف زدیم. جلال بیحرکت که بود، دردی نداشت اما با کوچکترین حرکت، درد در چهرهاش میپیچید ولی سعی میکرد من متوجه نشوم. در همان حال با یادآوری تشنگی سوزان ناشی از نوشیدن آبنمک تعریف کرد که مادرش همیشه میگفته که سحری نباید ماهیشور بخوریم؛ مخصوصاً در تابستان!
قبل از خواب به جلال گفتم پس از طلوع خورشید به طرف شرق حرکت میکنم. این بار تا به نتیجه نرسم، بر نمیگردم.
نمیدانم کی خوابمان برده بود که با سر و صدای چند نفر بیدار شدیم. گروهی بالای گودال ایستاده بودند و در تاریک، روشن صبح با هم حرف میزدند. یکی گفت: «نگفتم زندهاند! آخه خرّ و پف ميكردند.»
دیگری گفت: «مثل اینكه سالماند.»
ذوق زده گفتم: «فقط این دوستم جفت پاهاش شكسته!»
یکیشان گفت: «روزه ميگیرید؟»
جواد نالان گفت: «آره، چه جورم!»
همان صدا جواب داد: «بنده خداها اذان گفتهاند، امروز باید بیسحری روزه بگیرید!
دسته جمعی خندیدیم.
- فرار طرف لشکر 14 ...
شدت آتش عراقیها به قدری شدید بود که ما قدرت انجام هیچ کاری را نداشتیم. 4-5 عدد از دستگاه های ما را زدند. به بچهها گفتم: که آنها را رها کنید و سنگر بگیرید! تعداد زیادی مجروح، تعدادی هم شهید شده بودند. جالب اینکه همراه خود تانک هم داشتیم ولی از آنها کاری بر میآمد، از هر طرف که وارد عمل میشدند از طرف دیگر آنها را میزدند! بر خلاف میل باطنی دوباره به سراغ رضایی رفتم و گفتم: آقای رضایی وضعیت ما چطوری است؟ توانستی با بی سیم تماس بگیری یا نه؟ ما باید چکار کنیم؟ رضایی با بغض گفت: من نتوانستم تماس بگیرم و اینجا گیر افتادیم! اگه می تونین خودتون رو نجات بدین!
از پیش رضایی برگشتم. به ذهنم رسید که مدتی است از ابوشهاب و بچههای او هم خبری نیست! نمیدانم کی و چگونه بدون اینکه ما متوجه شویم از آن منطقه به عقب آمده بودند. اوضاع خطرناک بود. راهی در پیش رویمان جز فرار نمیدیدیم! رضایی هم به بچهها دستور عقب نشینی از راه امتداد خاکریز به طرف سر کانال را داد. من به آنها گفتم که:
اگر بخواهیم مسیری را که آمدهایم برگردیم، راه دور میشود. بیایید میان بر بزنیم.
رضایی گفت:
اگه ازاین خاکریز جدا شدی، عراقیها با کالیبر تانک سوراخ سوراخت میکنند، از طرفی عراقیها هم میدانستند که ما برای فرار راهی نداریم غیر از اینکه در امتداد خاکریز به سمت سر کانال بیاییم. به همین دلیل محل برخورد خاکریز و سر کانال را با خمپاره و گلولهی توپ به شدت زیر آتش خود داشتند تا کسی از آنجا فرار نکند!
من نگاه کردم، دیدم از نظر میزان خطر، این دو راه چندین فرقی با هم ندارند. اگر از خاکریز جدا میشدم، در تیر رس عراقیها قرار میگرفتم. اگر هم در امتداد آن میرفتم، زیر گلولهی توپ و خمپارهی آنها بودم. پس تسلیم حرف رضایی نشدم. من در دید عراقیها بودم و آنها به راحتی میتوانستند مرا با تیر بزنند. اما تنها شانس من این بود که آنها متوجه کوبیدن نیروهای پشت خاکریز بودند و از من غافل میشدند.
با هر زحمتی بود خودم را به کانال ماهی رساندم. فاصلهی ما با نیروهای پشت خاکریز حدود پنج کیلومتر بود. بر روی یک بلندی رفتم و ایستادم. خاکریز را زیر نظر گرفتم. دیدم عراقیها حلقهی خود را تنگتر کردهاند و بچهها را در سه گوشه بین سر کانال و خاکریز گیر انداختند. عدهای از بچهها خود را به داخل کانال انداختند. عراقیها از بالا آنها را با رگبار زدند! تعدادی از بچهها هم آن جا اسیر شدند. تعدادی از آنها هم نیروی مهندسی بودند! از بازگشت آنها قطع امید کردم. در دلم با آنها خداحافظی کردم! گرسنگی، تشنگی و خستگی مرا خرد کرده بود. تاب و توان ماندن نداشتم. پس خسته و کوفته به عقب برگشتم. برای عقب آمدن کارم راحت بود. چون در هنگام پیشروی، برای اینکه بچههای لشکر گم نشوند،یک سری جهت نماهای فلشی چوبی درست کرده بودم. روی آنها نوشته بودم: به طرف لشکر 14 و آنها را در طول مسیر نصب کرده بودیم. من از روی همان فلشها به عقب فرار کردم!
- مرگ در سکوت
وقتی از مرخصی برگشتم یک مینی بوس از بسیجیهای داوطلب دولت آباد را هم جمع آوری کردم و برگشتم جبهه! دو عملیات فتح المبین و بیتالمقدس کمر ارتش عراق را در هم شکسته بود. خسارات و تلفات وارد شده به ماشین جنگی عراق به قدری زیاد بود که عراق جبران آن را در فاصله کوتاهی نداشت. خطوط دفاعی و پدافندی عراق در هم ریخته بود و بر اساس این موارد عملیات رمضان با اهداف بزرگتری مثل تصرف شهر بصره طراحی شد! البته قصد تجاوز و کشور گشایی و الحاق آن به ایران در کار نبود، بلکه هدف اصلی قطع عقبهی اصلی تدارکاتی ارتش عراق بود. ضمن اینکه سقوط شهر بصره و تصرف آن به دست ایران، میتوانست اهرم فشاری بر دولت عراق باشد تا منطقیتر و با رعایت اعتدال و عدالت صحبت کند! با توجه به ضعف ارتش عراق در طراحی این عملیات، خطوط اول عراق اهمیت چندانی نداشت. فرماندهان ما مطمئن بودند که این خطوط به راحتی سقوط میکند. پس عمدهی تمرکز خود را روی نفوذ به اطراف بصره صرف کرده بودند! در جلسات توجیهی، مسیر حرکت ما به طرف شرق و شمال شرقی شهر بصره بود. برای رسیدن به کنارهی شهر بصره باید از دژ مرزی عبور میکردیم. از خاکریز اول عراق هم عبور کردیم و بعد از طی مسافتی در حدود چهل کیلومتر به بصره میرسیدیم! لشکر 14 امام حسین (ع) برای رسیدن به اطراف بصره، بدون توجه زیاد به خط اول دشمن، چند مسیر نفوذ برای نیروهای پیاده خود طراحی کرده و شب عملیات نیروهای خود را از آن عبور داد! دستور حرکت ما و باقیماندهی لشکر صادر شد. به ما گفتند آن مسیری که نیروهای پیاده رفتهاند را برای شما با طناب سفید و شب نما علامت گذاری کردهایم تا گم نشوید. البته محل دقیق معابر را خودشان هم نمیدانستند و حدود آن را به ما گفتند!
به امید رسیدن به طناب و شب رنگهای معابر حرکت کردیم! از دژ مرزی عبور کردیم و به یک میدان مین و چند ردیف سیم خاردار رسیدیم. هر چه گشتیم محل معبر و طناب را پیدا نکردیم! تاریکی مطلق بود! به اندازه کافی وقت نداشتیم! تجهیزات و امکانات لشکر همه در یک ستون در پشت سر ما منتظر حرکت ما بودند! نیروهای پیاده هم که از معابر عبور کرده بود، انتظار رسیدن ما را میکشیدند. بد تر از همه اینکه ما در بین نیروهای عراقی بودیم! در این شرایط ماندن جایز نبود. فرصت پیدا کردن طناب را هم نداشتیم. حتی اگر هم میگشتیم پیدا نمیکردیم. پس از حسن منصوری که جانشین زارعان بود پیش من آمد و گفت: ما به میدان مین رسیدهایم. ظاهراً محل طناب را هم گم کردهایم. یا اینکه اصلاً طنابی وجود ندارد. اطراف ما هم پر از عراقی است. فرصت هم نداریم. باید یک کاری انجام دهیم!
چی کار کنیم؟!
هر جور هست باید عبور کنیم!
اگه به شه و بتونیم، چشم اما چه جوری؟
اول باید مینها را جمع کنین. محورهایی هم که محورهایی که نیروهای پیاده باز کردن، کفاف عبور ما و تجهیزان و ادوات لشکر رو نمیدهد. بهتر است ما خودمون یه معبر بزرگ باز کنیم.
سوار بلدوزر شدم. تیغ آن را پایین آوردم و حرکت کردم. 30- 40 سانتی متر از خاک را با تیغ بر میداشتم و جلو میرفتم تا مینهای آن هم جمع شود. در حین کار تعدادی از مینهای ضد نفر منفجر شد. عراقیها متوجه ما شدند و شروع به گلوله باران کردند! اما دیگر از مرحله لو رفتن عملیات گذشته بود. چون نیروهای پیاده وارد عمل شده و به نزدیک اهداف خود رسیده بودند!
قسمت زیادی از میدان مین را طی کرده و معبری باز کرده بودم که یکی از مینهای ضد تانک زیر بلدوزر من منفجر شد. این مین از زیر تیغ در رفته بود! یکی از بازوهای تیغ و زنجیر بلدوزر پاره شد! بلدوزر از حرکت ایستاد! منصوری که با موتور پشت سر من میآمد، آمد و گفت: ناراحت نباش بیا تا بلدوزر دیگر به تو بدهم! بلدوزر را وسط معبر رها کردم و پایین آمدم!
به دستور منصوری بلدوزر یکی از بچهها را گرفتم و ادامهی معبر را از کنار بلدوزر اول باز کردم از میدان مین رد شدیم. چند ردیف سیم خاردار بود، آنها را هم با بلدوزر جمع کردیم. بالاخره بعد خاکریز عراقیها رسیدیم!
گردانهای پیاده خاکریز را تصرف کرده و جلو رفته بودند. وظیفهی ما این بود به خاکریز برش دهیم. یک جاده بزنیم تا ادوات و تجهیزات لشکر، تانک، توپ، آمبولانس و.و... از آن عبور کند!
بعد از برش عرض خاکریز به دستور منصوری بلدوزر را به رانندهی اولی تحویل دادم تا او به عنوان راهنمای ستون و بازکننده مسیر، راه را ادامه دهد! وقتی از بلدوزر پیاده شدم به منصوری گفتم:
این بنده خدا راه را گم می کنه!
چه طور؟!
صبر کن خودت میبینی!
خودمون هم دنبالش میریم تا گم نشه!
باشه! معلوم می شه!
آنها رفتند. من و منصوری برای مدتی کنار بلدوزر اولی ماندیم تا ببینیم آیا میشود برای آن کاری انجام داد یا نه!
کمی که گذشت متوجه شدیم یک ستون تجهیزات از طرف چپ به ما نزدیک میشود! تعجب کردیم! ستون نیروهای ما همین الان از روبه روی ما رفت، این ستون دیگر از کجا پیدا شد؟! نزدیکتر که شدند! متوجه شدم،
ای داد بی داد، این ستون همان ستون خود ماست!!
قضیه این بود که راننده بلدوزر ما بعد از طی مسافتی حدود یک کیلومتر، با یک انحراف به چپ غیر محسوسی، دوباره به صورت نیمدایره دور زده بود. بعد به طرف ما و خاکریز عراقیها آمده بود. در حالی که تمام ادوات و امکانات لشکر هم دنبالش بودند!
عراقیها در امتداد خاکریز خودشان یک کانال نفری زده بودند. در امتداد این کانال شروع به دویدن به طرف بلدوزر سر ستون کردم تا بفهمم جریان از چه قرار است. در هنگام دویدن نگاهم به داخل کانال افتاد. دیدم در کف کانال تعدادی نیرو به صورت ردیفی در کنار هم آرام و بی صدا نشستهاند. حتی تکان هم نمیخوردند.
منصوری روی موتور بود و با دیدن بلدوزر خودمان، موتور را رها کرد و به طرف بلدوزر دوید. وقتی به بلدوزر رسبد، راننده را پیدا کرد و خودش سوار شد! به طرف کانال نفری رفت! زنجیرهای بلدوزر را در طرفین کانال قرار داد و بیل آن را هم پایین آورد و شروع به حرکت کرد!
همان طور که بلدوزر حرکت میکرد، کانال هم با خاک پر میشد.
کانال نفری حدود دویست متر طول داشت. منصوری همه آن را پر از خاک کرد. در انتهای آن بلدوزر را رها کرد کنار من آمد و گفت:
فهمیدی اینا عراقی بودند؟
اینجا بود که متوجه شدم انحراف ستون یک معجزهی الهی بود. و گر نه معلوم نبود این نفرات عراقی بعدا چه بر سر ما میآوردند، آنهم از پشت سر!!